کادوس

مجموعه مقالات پژوهشی ،تحلیلی،ویاداشت های روزانه فریدون فیض زاده

 آغازکلام:

مهمترین ویژگی یک سیاست مدار آن است که هویتی برای کشور خودتعریف ونقاشی نماید که قدرت زا باشد.

دراصل رفتارهای سیاسی،نوعی بازی تئاتر است.واژه ها،حرکات،نگاهها،سکوت ها وایفای نقش بازیگران دقیق،حاوی معنا وجهت گیری هستند.هرفردی درکل نمایش،وظایف خود را به نحو احسن انجام می دهد

وهارمونی جمع راحفظ می کند.

درصحنه ی سیاست نیز مجموع کارها باید در راستای اهداف کلان کشور ومنافع ومصالح آن تدوین گردد.

دراینجا باید اذعان کرد، کشوری باثبات است که منافع حاکمان آن بامنافع مردم هم جهت وهمگون وسازگار باشد.

اگر بخواهیم سیاست های دولت های روی کارآمده درایران اسلامی رابازگو نماییم ،ابتدا باید از دولت

ایت الله هاشمی رفسنجانی شروع کنیم که:

سیاست خارجی دولت آیت الله هاشمی رفسنجانی

بنا به گفته برخی از بزرگان علوم سیاسی کشور،بیشتر شبیه جمهوری دوم است.اکثرتحلیل گران آن رادوران جمهوری دوم تعبیر کرده اند.زیرا دراین دوران جنگ تحمیلی

هشت ساله به پایان رسیده بود،وکشور یک سیاست آرمان گرایانه راپشت سرگذاشته بود.

سیاست آرمان گرایانه ده سال اول جمهوری اسلامی ایران به سیاست عمل گرایانه درجبهه دوم تبدیل

شدکه دراین خصوص عناوینی مانند:سازش جویی واقع بینانه-منفعت محوری-اصلاحات اقتصادی-عادی سازی روابط باسایر کشورها-همزیستی بادیگران-مصلحت گرایی ودرنهایت واقع گرایی رابه سیاست خارجی دوران دولت آیت الله هاشمی رفسنجانی باید نسبت داد که دراین بین اصلاحات اقتصادی یک سر و گردن از سایر

سیاست ها ،نمود عینی داشته.

 

سیاست خارجی دولت حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید محمد خاتمی

این دولت رابه نام اصلاحات می شناسند.سیاست اقای خاتمی درعرصه ی بین الملل،برسه اصل استوار بود.

1-اصل عزت،حکمت ومصلحت

2-تشنج زدایی درروابط ،باسایر کشورها

3-گفتگوی تمدن ها

بستر سازی وفراهم نمودن یک گروه کاری به نام اصلاحات در عرصه بین الملل ،توانست موانع بزرگ پیش رو را درخصوص اعتماد متقابل بردارد وکابوس سیاست ورزی بسته را که مدتها برروابط سایه افکنده بودرا دردسترس نقد قرار دهد ودراین راستا باسهیم کردن توانمندی های بالقوه که درسطح کلان کشور وجود داشت باتفاهم،سیاست گذاری مدبرانه ای رابه بالفعل تبدیل نماید.

ازمهمترین هدف سیاست خارجی آقای سید محمد خاتمی،می توان به تنش زدایی اشاره نمود ودو اصل دیگر نیز درچارچوب آن معنا پیدا کردند.

 

سیاست خارجی دولت دکتر محمود احمدی نژاد

دولت آقای احمدی نژاد را دولت اصول گرا می نامند.سیاست وی بیشتر برمبنای عدالت محوری واخلاق درعرصه بین الملل معرفی شده است.دولت اقای احمدی نژاد درابتدای کار خود اولویت هایی درسیاست خارجی مد نظر قرارداد که می توان به:پرونده ی هسته ای-تعیین رژیم حقوقی دریای خزر-عضویت ایران درسازمان تجارت جهانی ودرنهایت مساله فلسطین وحقوق بشر را اشاره کرد.

این نکته لازم به یا آوری است که آقای دکتراحمدی نژاد برنامه کاری خود رابر پایه ارتباط باملت ها قرارداد که این گونه نظریات درعلم سیاست الگوی مناسبی برای تعامل باقدرتها وسایر کشورهانیست وبرهمین اساس نتوانست اصول پیشنهادی خود را پیش ببرد وهمه شاهد آن بودیم که تنها دست آورد این دولت را می توان گفتمان یک طرفه برمبنای عدالت محوری واخلاق که بیشتر درقالب ارتباط باملت ها بااستفاده از تریبون های مراکز تصمیم گیری جهانی دانست که درنهایت دست آوردی برای کشور ومنافع ملی نداشت.

 

سیاست خارجی دولت حجت الاسلام والمسلمین دکترحسن روحانی

دولت دکتر روحانی را دولت تدبیر وامید می نامند.دراین دولت ،وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران حالت پویایی به خود گرفت ویک نوع تعامل سازنده وواقعی درمسیر درست دیپلماسی که شناخته شده درعرصه ی بین المللی است.باسایر کشورها ،به خصوص با دولت های صنعتی وقدرتهای بزرگ جهانی را سرلوحه کار خود قرار داد .هرچند حل مساله هسته ای ایران تمام فعالیت های دولت روحانی را دراین عرصه تحت پوشش خود قرار داده اما باید به این نکته توجه شود حل مساله هسته ای می تواند سکوی پرتابی باشد برای گذر از آنچه

که در صحنه های بین المللی دراین سی وچهار سال با آن مواجه بوده ایم.امید است دولت تدبیر وامید باتوجه به اینکه اکثر کابینه برخوردار از نگاه واقع بینانه به امور بین المللی هستند پیروز میدان باشند.

درپایان یادآوری این نکته ضروری است :انسان ها،هرچه بامحافل علمی وسیاسی جهانی درارتباط باشند ودرآنجا شرکت کنند ،بیشتر می آموزند وبیشتر درمفروضات ذهنی خود تشکیک خواهند نمود.

                                                                                               پایان

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم مرداد 1393ساعت 16:24  توسط فریدون فیض زاده  | 

 

درسطح زیستی می دانیم که درهنگام گرمای هوا،بدن انسان بایدعرق نماید وبه تبع آن درزمانی که هوا بسیار سرد است بدن می لرزد،آن عرق کردن وآن لرزیدن درهوای گرم وسرد به خاطر این است که تعادل دمای بدن ازبین نرود.

بیان این پیش زمینه هرچند ازلحاظ مفهومی نمی تواند الگویی برای ارتباط بین بیکاری وتعادل جسمانی قرارگیرد اما می تواند ذهن را به سمتی هدایت نماید تا با تعقل وتدبر چاره ای برای خیل بیکاران جوان وتحصیل کرده باشد

بایداذعان نمایم که انسان های متمدن این زمانه،بایدفرصت بیابند تادرآرامش روحی وروانی نسبی زندگی نمایند وبطور کلی خودراباتغیرات لازمی که درمحیط اجتماع وخانواده ازلحاظ نیازی پدید می آید،هماهنگ سازند.اساسا راز ماندگاری انسان درهمین رفع نیازهاوسازگاریهای طبیعی است واین امر میسر نمی گردد جزبا ایجاداشتغال وشغل برای این قشر که درحال حاضر علاوه برکبرسن،دچار مشکلات حاداجتماعی واقتصادی وفرهنگی و......شده اند.

متاسفانه بیکاری جوانان،بلای جان خانواده نیزشده وکابوسی است که تعادل زندگی خانواده ها را دچار تغیرات محسوسی نموده وهمه را در رنج مداوم قرارداده.

اما درکنار این مشکلات،دولت مردان و وکلای منتخب مردم،که دراصل قانونگذاران جامعه ی اسلامی ماهستند مدام دردعواهای سیاسی ،خود رامشغول کرده ویا درهزار توی اختلافات بسر می برند!

باید اذعان نمایم،زمانی که دولت محترم می تواندابتکار عمل اقتصادی شایسته ای داشته باشد وباسهیم کردن توانمندی های بالقوه نهفته درجامعه،آن هم با تفاهم جمعی، قدمی دراین راه بردارد؟

زمانی که نمایندگان ملت درمجلس قانون گذاری،تمام اقتدار وابتکار بایسته وشایسته رادارند ومضاف برآن شناخت کافی و وافی از بیکاران حوزه انتخابیه خود دارند چرا گام مثبتی برنمی دارند ویا اگر احیانا برداشته باشند درپیچ وخم بورکراسی،تفسیرات متفاوتی از آن حاصل می نمایند؟

زمانی که جامعه شناسان،اقتصادانان،متخصصین فرهنگی و..... کشور ،شناخت کافی از تحولات جامعه وبازارکار دارند وآن راتجزیه تحلیل وپیش بینی می نمایند .اما صادقانه آن را مطرح نمی کنند؟

زمانی که سیستم نظارتی کشور تعلل می کند که باحداقل جذبی که از سوی سازمان ها و.......انجام می گیرد اما همان اندک جذب  نیز وابسته به یکسری ارتباطات مدیریتی،خویشاوندی،حزبی،اداری و......درسطح کلان جامعه  می شود، اما متاسفانه نظارتی برآنها نیست؟

زمانی که مدیران استانی و زیر مجموعه سعی دارندانرژی فکری خود راصرف اقناع یکدیگرنمایند؟

زمانی که برخی مراکز تصمیم سازی وتصمیم گیری ،باهیجانات روز جامعه خود راهمسومی نماینداما توجه ایی به این مشکل نمی شود.

زمانی که اغراق ها وستایش های زیرکانه ومنفعت طلبانه درقالب بیلبرد ،پرده نوشته  درخیابان های استان ها وشهرستان ها ،شهرها،بخش ها وحتی درروستاهای کشور خود نمایی می کند.این قصه های غصه مانند،تاسف انگیز  وقابل تامل سر دراز خواهد داشت و..................

درختم کلام باید اذعان نمایم که این فرصت سوزی ها راه به جایی نخواهد برد. جوان واشتغال،کانون توجهات خاص وعام است.امید وارم دولت تدبیر وامید سربلند از این آزمون بیرون بیاید وتنها بسنده به همایشات وسخنرانی ها ننماید.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم خرداد 1393ساعت 19:1  توسط فریدون فیض زاده  | 



برآمد باد صبح و بوی نوروز                  به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال          همایون بادت این روز و همه روز


زمستان درحال گذر وبهار درپیش،هرچند زمستان امسال درشمال نابود کننده بوداما به امید بهار باز آفرین وترمیم کننده نابودی ها نشسته ایم.

اغاز کلام-سرفصل های تقویم ماایرانیان باکلمه نوروز آذین بسته است وهمیشه معنایی به گستره ی تاریخ اجتماعی-سیاسی ایران داشته است بنابراین این واژه بزرگترین سرفصل برجسته تقویم ماست.

درادبیات فارسی،نوروز رامانند اکثر آیین های دیگر به اولین پادشاهان ایران نسبت می دهند.

شاعران وسخن وران ونویسندگان  به نام وشهیر قرون چهارم وپنجم هجری مانند:فردوسی،عنصری،ابوریحان بیرونی،منوچهری و.........بسیار از اندیشمندان،نوروز وبرگزاری جشن نوروز رااززمان پادشاهی جمشید می دانند.

ازآن برشد، فره بخت اوی

جهان انجمن شد برتخت اوی

مر آن روز راروز نوخواندند

به جمشید برگوهر افشاندند

برآسوده از رنج تن،دل زکین

سر سال نو هرمز فرودین

برآن تخت بنشست فیروز روز

به نوروز نو شاه گیتی فروز

می و رود ورامشگرا خواستند

بزرگان به شادی بیاراستند

لازم به یادآوری است که جشن نوروز نیز طبق روایات واسناد،پیش از جمشید نیز برگزار می شد.گذشته از ایران،درآسیای صغیر ویونان برگزاری جشن ها وآیین هایی رادرآغازین فصل بهار سراغ داریم.

افسانه ها وداستان های خیالی وخیال انگیزی که مشخصا برزمینه ی یک واقعیت شکل گرفته وبعدها شکل عوض کرده،جملگی نوروز رابه دوران آریایی پیش از زرتشت منتسب می کنند.

باید اذعان داشت که جشن نوروز،دراصل یکی از دوجشن آریایی بوده.

آریائیان دراعصار باستانی،دوفصل گرما وسرما داشتند.فصل گرما شامل بهار وتابستان،وفصل سرما شامل پاییز وزمستان.

لذا درهریک از دو فصل آریائیان جشنی برپا می کردنند که هردو آغاز سال نو به شمار می رفت.

نخست،جشنی که به هنگام آغاز فصل گرما،یعنی وقتی که گله ها راازآغل ها به چمن زارهای سزسبز می بردند واز دیدن چهره ی دل انگیز خورشید،شاد وخرم می شدند،نوروز نام نهادند.

ودیگر،درآغاز فصل سرما که غله ها را به انبارها آورده تا توشه ی روزگار سرما را فراهم کنند،راجشن مهرگان.

درخصوص تعطیلات نوروز،ابوریحان بیرونی دقیق ترین توضیحات وتوصیفات دراین باره داده:{وآنچه ازپس او(نوروز)است ازپنچ روز همه جشن هاست وششم فروردین ماه،نوروز بزرگ است.زیرا که خسروان بدان پنچ روز،حق های حشم وگروهان بگذارندی وحاجت ها روا کردندی،آنگاه بدین روز ششم،خلوت کردندی خاصگان را}

درخصوص سبزه ی عید نیز رسم این بوده که 25روز پیش از نوروز،درصحن پادشاهی آن زمان،ستون هایی ازخشت خام برپا می شد وزیر هر ستون دانه ای می کاشتند این دانه ها شامل: گندم،جو،برنج،ارزن،کنجد،لوبیا،عدس،ماش،نخود و.....بوده مردم آن زمان به این گمان بودند که هرکدام ازدانه ها سبز تر وپر بارتر شود،محصولش درآن سال فراوان تر خواهد بود.درروز شانزدهم فروردین،سبزه ها را از ستون ها می گرفتند امروزه نیز سبزه عید ،برگرفته ازآن دانه هایی است که در ستون های خشتی می کاشتند.

لذا، این کار رامردم ایران زمین درطول سالیان متمادی عزیز ومحترم دانسته وبه انجام آن همت گماشتند.حتی خلیفه اول ودوم،زدودن جشن های ملی درایران راناممکن دیدند ودرنهایت به نادیده گرفتن جشن ومراسم نوروز اکتفا کردند وهدایای نوروزی مردم ایران رابه نام خراج سالانه پذیرفتند.درروایت طبری ازبرگزاری نوروز 248هجری،به روشنی می توان به این کشمکش بین مردم ایران با خلیفه آگاهی یافت.

 

بنابراین امروزه هیچ کدام ازمناسبت های ایرانی به اندازه عید نوروزمهم و طولانی نیست.این عید از اول بهار شروع وتا پایان روز سیزدهم ادامه خواهد داشت.هرچند طبق اسناد ومدارک نیاکان ما ،یک ماه از سال را به پایکوبی مشغول می شدند ودرکنار آن به تمیز کردن منزل ،تعویض اثاثیه منزل ،پوشیدن لباس های نو،وکلا هرچیزی که به ذهن خطور می کرد ودر توان آنها بود تمیز وتعویض می شدند.سفره هفت سین امروزین،درقبل به نام هفت شین وسپس هفت چین ونهایتا به هفت سین ختم گردید از نمادهای نوروز باستان بوده که هر کدام از سین ها نشانه ی برکت،باروری،عشق،پاکی،طراوت رانمایندگی می کردند.

ازقرن پنجم هجری که تقویم جدید به سفارش جلال الدین ملک شاه سلجوقی تنظیم شد وچهار فصل سال مشخص گردید،نوروز،روزاول بهار تثبیت شد وآنچه امروز تقویم رسمی کشور ماست درسال1304درمجلس شورای ملی وقت به تصویب رسید.

{سازمان ملل متحد درفوریه 2010برابر باچهارم اسفند 1388 وسرانجام 21 مارس را به عنوان روز بین المللی نوروز درتقویم خود ثبت کرد تاجشن سال نو برای بیش از 300میلیون نفردردنیا به صورت رسمی جهانی شود.درمتن به تصویب رسیده درمجمع عمومی سازمان ملل،نوروز ،جشنی باریشه ایرانی که قدمتی بیش از 3000سال دارد توصیف شده است}

نوروزتان پیروز،روزگاران بروفق مراد،لبانتان خندان،شکوه قلم هایتان مستدام باد






+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1392ساعت 10:0  توسط فریدون فیض زاده  | 


آغازکلام-آدمی درحیات اجتماعی وسیاسی خود،لحظاتی راتجربه می کند که امکان انتقال ویا بیان آن مطالب وخواسته ها ازطریق برخی گزاره ها هم برای خود وهم برای دیگران دشوار وناممکن است اما به قول سعدی شیرین سخن:

نصیحت که خالی بود ازغرض

چوداروی تلخ است دفع مرض

تمایل به زندگی  ودستیابی به کیفیت های بالاتر زندگی انسانی ،سابقه ای بس طولانی،به قدمت تاریخ خودانسان دارد.شاید بتوان فرض رابرآن گذاشت که،این سابقه،ریشه درخاطره های ازلی وبهشت گمشده ای داشته باشد که انسان ها همیشه،گوشه ای ازآن رادرذهن خفته خودتصور کرده وبعدها با بیداری ذهن،درطلب آن،خود را به آب وآتش زده تا به هر صورتی به آن دست یابند.

 زمانی که حضرت آدم وحوادرطلب بهره مندی از آن میوه ممنوعه ازبهشت برین رانده شدند ودرعالم دیگر باشیطان همنشین شدند وازپروردگار خود درخواست نمودند زندگی و زیستن درکنار خیر وشر وتفکر وتامل درجهان دیگر برای آنها مطلوب است تا با تعقل به ناداشته های خود برسند،خواسته ونیاز ازآن زمان همیشه درکنار انسان بوده وخواهد بود.

هرچند باید اذعان نمود که رسیدن به اینگونه خواسته های برحق،باوجود برخی قوانین تدوین شده از سوی خود انسان ها ،باخصلت ها،نگرش های متفاوت به زندگی اجتماعی،سازگاری چندانی نداشته ونخواهندداشت.

لذا انسان دیروزین وامروزین،درمسیر حیات اجتماعی خود، ناگزیرند رنج هایی رامتحمل شوندوبرای رسیدن به خواسته ی خود، پرتلاش وباهوش درجامعه ی خود ظاهر شوند.این امر منوط است که انسان خودرامقید به قوانینی بداند که وضع نموده اند ودرچارچوب آن به حقوق اجتماعی ومدنی خود اقدام نماید.

اگرامروزه،درجامعه ،به دورازتکلفات وتشریفات،مدتی خود رادرمیان قشرهای متنوع ومتوسط تحصیلکرده وپایین جامعه که دغدغه های زیادی دارند بگذاریم،درمی یابیم که سئوالات اکثر آنها،برگرفته از نظریات بزرگان دینی وروشنفکری جامعه ما مانند.:حضرت امام ره،استادشهید دکترمرتضی مطهری و مرحوم دکتر شریعتی ودیگران رامطرح می کنند که آن بزرگ مردان  تاریخ معاصر ایران زمین متواضعانه سعی کردند درتند باد سیاسی حاکم برجامعه ی زمان خود،ازامور بزرگتر حرف بزنند  ودراین مسیر چنان حریم اعتقادی وآرمانی خود راحفظ نمودند که بعد ها دیگران نتوانستند تابلوی یکطرفه ای برای خیابان های گفتمانی و صدارتی خود نصب نمایندوازآن استفاده ابزاری کنند.

به فرموده حضرت امام ره که فرمودند:

« پدران ما که به مشروطیت رای دادند،حق ندارند انتخاب خود را به نسل ماتحمیل کنند.این نسل آزاد است تاخودش تصمیم بگیرد . »

ویااستادشهیدمرتضی مطهری که جان شیرین خودرابه پای آرمانی ریخت که به آن اعتقاد داشت .  

  درکتاب پیرامون انقلاب اسلامی می فرماید:

« من به جوانان وطرفداران اسلام هشدار می دهم که خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی جلوگیری ازابرازعقیده دیگران است .ازاسلام فقط بایک نیرو می شود پاسداری کرد وآن قلم است وآزادی دادن به افکار مخالف ومواجهه صریح وروشن با آنها...............»

مرحوم استاد دکتر علی شریعتی می فرماید:

« آزادی انسانی راتاآنجا حرمت نهیم که مخالف را وحتی دشمن فکری خویش را به خاطر تقدس آزادی،تحمل کنیم وتنها به خاطر اینکه می توانیم اورا ازتجلی اندیشه خویش بازور باز نداریم.وبه نام مقدس ترین اصول،مقدس ترین اصل راکه آزادی رشد انسان ازطریق تنوع اندیشه ها وتنوع انتخاب هاست،باروش های .... پایمال نکنیم.کمترین خدشه به آزادی فکری آدمی وکمترین بی تابی دربرابر تحمل تنوع اندیشه ها وابتکارها،یک فاجعه است »  مجموعه آثار،ص142

بنابراین بزرگان دینی وروشنفکری دینی آزادی های انسانی رابه منزله یک واقعیت دانسته،وچیزی نیست که کسی به کسی اعطا کرده باشدویاکسی ازدیگری خواستار آن باشد.آزادی دراین معنا به خودی خود موجود است وانسان ها به صرف انسان بودن واجد آن هستند.آزادی به منزله واقعیت بودن ،همان چیزی است که فیلسوفان از آن به نام اختیار یاد می کنند.(آدمیان به صرف آدم بودن مختارند،اگراختیار ازانسان سلب شود به واقع انسانیت ازانسان سلب شده است)

درجامعه ی دینی ما،علاوه براینکه دین مقدس است،مقوله آزادی وحقوق شهروندی هم مقدس است درسایه ی دینداری می توان به آزادی هم رسید منوط بر اینکه دایره دید را وسیعتر نمود چون انسان نزد خداوند بسیار عزیز است.

خداوند می فرماید:ولقد کرمنا بنی آدم...........این انسان مورد تکریم درگاه الهی،کرامت دارد ودرعالم هستی موجودی نخبه نزد خداوند عزیز است.

باید اعتراف کنیم که بذرآزادی وحقوق شهروندی راایرانیان کاشتند اما محصولش راغربی ها بردند وما ماندیم با انبوهی از خواسته های جامعه ی اسلامی خود.

به قول اقبال لاهوری:

دانه آن صحرانشینان کاشتند

حاصلش افرنگیان برداشتند

خوش ترآن باشد مسلمانش کنی

کشته شمشیر قرآنش کنی

لذا فرد یا جامعه ای که از گفتگو،برای خوب زیستن،خوب فکرکردن خوداری کند ویا احیانا سدی برروی خواسته ها یش بسازد ،مستعد گرایش به انواع تفکرات خواهد شد .این ناتوانی رادرخود احساس خواهد کرد  که برای رسیدن به خواسته برحق خود،ناچار به بر قراری ارتباط فکری بادیگرانی شودکه چه بسا این امر تعارض با منافع داخلی وقانون اساسی کشور داشته باشد.

 همواره سئوالات درجامعه ی اسلامی مازیاد بوده وبا نگرانی هایی نیزهمراه است .اوضاع به کجا ختم می شود؟عاقبت چه خواهدشد؟آیا این اصول مصرح درقانون اساسی درکشور قابل اجراست؟پس چرا بعد از 34سال کماکان بطور کامل به آن پرداخته نمی شود؟

نگارنده معتقد است دراین 34سال ازعمر پربرکت وعزت نظام جمهوری اسلامی هرچند دارای فراز وفرودها یی بوده اما افراد بزرگی آمدندو دراین مسیرگام نهادند و جان خود رافدای آرمان واهداف کردند یکی از این بزرگان حضرت آیت الله شهید دکتر بهشتی بود وی تلاش های زیادی برای نهادینه کردن گفتمان وحقوق شهروندی و فرهنگ تحزب ( که دراصل چرخ دنده ماشین دموکراسی ویابه زبان سیاسیون ما،مردم سالاری دینی است )انجام داد و توانست بعد ازاستقرار نظام جمهوری اسلامی حزب جمهوری اسلامی را به همراه برخی از چهره های اصلی انقلاب بنیان بگذارد اما متاسفانه اینگونه نگرش ، بعدها برای برخی ناآگاهان جانیفتاد وبرزمین نهاده شدوبه مروردرروند تعارضات داخلی که هرانقلابی بعد از مدتی  یاران خود راحذف ویا ازگردونه خارج می کند، این ودیعه انقلاب 57 بااستدلالات نسنجیده مانند (احزاب نوپا هستند،منابع مالی راخودشان نمی توانند تامین کنند،عدم قبول قشر تحصیل کرده درهمراهی با موج پوپولیستی جامعه،بی صداقتی حامیان ،شعارزدگی صرف ودرنهایت مطلق بودن قدرت سیاسی در کشور)انگیزه های واقعی رادرنطفه کور ساخت  وبنگاههای اقتصادی ،که تنها به فکر انباشت سرمایه ی خود بودند چون گیاهان هرز،با پشتوانه مراکزی خاص ، گوی سبقت را ازهمه بخصوص مردم فهیم وفرهیخته، ربودند وشعور جامعه رابه سخره گرفتند ولطمات سنگینی  به جامعه انقلابی ما زدند وتنها هیجانات زود گذر انتخاباتی ، بی اعتمادی ،مخفی کاری ،مچ گیری رقابتی که قاعده ی خاصی ندارد را به عنوان اتوپیای خود به ارمغان گذاشتند.

هرچند به قول یکی از اساتید بزرگ علوم سیاسی که بارها درنوشتاروسخنرانی های  دانشگاهی خود این جلمه راگوشزد می کند که:مردم ایران به علت برخی عوامل تاریخی  و.....قدرت هضم بعضی خواسته ها راندارند وبه فضای بازسیاسی وگفتمان های روز ناشی از نیازاجتماع خود،عادت نکرده  وناسازگار ونظم ناپذیزند ،دربرابر آزادی ظرفیت ازخود نشان نمی دهند وچه بسا درآخر، بحران بیافرینند وآن راتبدیل به گردابی ازهرج ومرج بدل کنند...........ونتیحه آن خواهد شد که از سوی برخی ،سیاسی کاری تلقی شود.والخ...

 به نظر نگارنده اینگونه واقعیت های عینی،قائم به فرد ویا رهبران سیاسی وحزبی ایران هست که خود را ستون وپایگاه هدایتی جامعه می پندارند وهیچ قائده ای را برای آن ودیگران متصور نیستند وادامه هرگونه فعالیت حزبی وصنفی راقائم به خود می دانند.

 بنابراین تا زمانیکه اینگونه رفتار ونگرش فردی مطرح وتکرار گردد دیگر نمی توان قبحی برایش باقی گذاشت ویابه انتظارش نشست به این امید که شاید نگاههای فعالیت های سیاسی قائم به فرددرجامعه ،تغییرنماید.

 درحال حاضرفعالیت حزبی ومدنی درکشورامری غیر ممکن است چون نه پله های نردبان تعریف شده است ونه مکانی برای گذاشتن نردبان وجود داردونه دیواری که بتوان نردبان را برآن تکیه داد.هر سیاست مدار ومسئولی به گمان خود برداشتی از آن ارائه می دهد.

  به دلیل مشکلات اولیه انقلاب وبحران های پیش آمده درمسیر انقلاب وبرخی مسائل ساختاری ونداشتن ارتباط باواقعیت های جامعه ،سیاسیون نتوانستند درتحولات  کشور نقش ایفا نمایند ودراین بین تنها تراوشات وایده های خاصی که درزمان خاص (انتخابات.....)اززبان برخی بزرگان سیاسی که بعد از تایید شورای محترم نگهبان ،مطرح می شود چند ماهی افکار عمومی راسرگرم نموده و سپس به فراموشی سپرده می شود .به جرات می توان ادعا کرد که حتی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، گفتمان های مدنی وتحزب نتوانست جایگاه خود رادرسازندگی کشوربازنماید.تدوین کنندگان قانون اساسی ،ملاحظاتی  دربررسی  فعالیت احزاب و.... از مشروطیت رادرنظرداشتند سعی نمودند آن تجربیات رامد نظر قرار دهند واصل26قانون اساسی رابه این موضوع اختصاص دادند ودر مفاد آن آوردند:

«احزاب،جمعیت ها،انجمن های سیاسی،صنفی واسلامی،اقلیت های دینی شناخته شده آزادند،مشروط به این که اصول استقلال،آزادی،وحدت ملی،موازین اسلامی واساس جمهوری اسلامی رانقض نکنند وهیچ کس رانمی توان ازشرکت درآنها منع کردیا به شرکت دریکی از آنها مجبور ساخت .»

لذا باید زمینه ای فراهم شود تا تنوع وتکثر درجامعه اسلامی راه پیداکند چون تنوع وتکثر هم فرصت است وهم تهدید. بهتر است که فرصت ها رامحترم بشماریم ووجود مباحثه وگفتگو درمقوله آزادی های مدنی وهم اندیشی راباایجاد راه کار که همان مهندسی اجتماعی است فراهم سازیم.

 

هرچند وزارت کشور بافراخوانی فعالین سیاسی و احزاب شناسنامه داردردیماه سال جاری، قدم اول رابا جدیت برداشت وتوانست فعالین حزبی رادورهم جمع نماید وباسعه صدر به نقطه نظرات گوش فراداد. اما باید اذعان نمود که تنها بسنده کردن به فعالین سیاسی گذشته درپیشبرد ونهادینه کردن این اصول مصرح درقانون اساسی سئوالات زیادی درافکارعمومی نسل دوم وسوم انقلاب ایجادمی کند .چون نسلی که پس ازانقلاب به دنیا آمده وتحت تاثیر ارزش های رِِژیم گذشته قرار نداشته وازتعلیم ومربیان گزینش شده برخوردار بوده است می توانند دراین مسیر پرفراز ونشیب نقش اساسی ایفا نمایند

سیاست گذاری روزآمد میتواندموازین وضوابط ومقتضیات کلی راشامل شودوبه تبع آن مصالح دولت وملت را موردتوجه قرار دهد.اینگونه نگرش وقتی میسر وموثر خواهد بود که دولت ابتکار عمل شایسته ای ازطریق سیاست گذاری مدبرانه همراه بااعتدال رادردست بگیردوباشناسایی استعدادهای بالقوه جوان آسیب شناسی لازم رابا بکارگیری اندیشمندان دانشگاهی وحوزوی مسلط به دانش روز،برنامه های راهبردی ومدون درچارچوب قانون اساسی انجام دهندتاخواسته ها ونیازهای عموم ملت ایران رابه نحواطمینان بخش تامین نمایند.  

چون بعد از یک دهه سکون ،جامعه نیازبه یک فضای اعتدالی آزاد همراه باتفاهم ملی ، و گذرازتعصب های نابجا ونگرش جدید به جامعه ی مدنی دارد هرچنداین تفاهم ملی مفهومش بسان یکدیگر اندیشیدن نیست بلکه همزیستی درکناریکدیگر،تبادل آرا واندیشه اظهار نظرآزاد، حقوق اجتماعی-سیاسی-اقتصادی یکدیگر رابه رسمیت شناختن به همدیگراحترام گذاشتن همه اینها بخشی ازمفهوم آن تفاهم است.

تا ازفرصت های پیش آمده کمال بهره برداری  رابنمایند.

 انشاء الله باانتخاب مسیری اعتدال گونه ،موجب بهبودی فضای سیاسی کشورگردد و نظامی که برپایه معرفت شناسی،انسان شناسی وجهان بینی خاص بنا شده است الگویی برای تمام مسلمانان جهان شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1392ساعت 16:37  توسط فریدون فیض زاده  | 


شب یلدا همیشه جاودانی است

زمستان رابهار زندگانی است

شب یلدا شب فر و کیان است

نشان از سنت ایرانیان است.

از هزاران سال پیش ،مردمان این مرز وبوم،آخرین شب پاییز هرسال راتا بامدادان بیدار مانده تا شاهد تولد و تابش خورشیدی باشند که سرچشمه ی زندگانی است .نامش را مهر نهادند وستایش خورشید درشب تولد میترا.

آغاز سخن-ایرانیان قدیم به مانند سایر مردمان این کره ی خاکی،برای خود خدایانی داشتند که از عناصر طبیعت سرچشمه وشکل می گرفت.مردمان آنزمان چاره ای نداشتند که برای فرار از اندوه وتاریکی وسختی های زمانه به چیزی پناه بیاورند لذا یکی از این عناصرپرستش،خورشید بود.ستایش خورشید توسط ایرانیان باستان درشب تولد میترا بود.که درکنارآن درخت سروی با پارچه ها وسنگ های رنگارنگ تزیین می شد. دوره ی خداباوری درزندگی بشربود،این مردمان چاره ای نداشتند.

پی بردن به رازهای طبیعت وگذر از آن دوره نتوانست لطمه ای به ارتباط ایرانی ها باعناصر طبیعت بزند.زیرا درفرهنگ ایرانی،عشق،احترام به آب وخاک،درخت ودریا وکوه .....وحفاظت از آنها،درنهاد ایرانیان نهادینه شده بود.

برهمین اساس است که باگذشت زمان،بیشتر عادات وآداب ورسوم سنن گذشته ،تاکنون توانسته قابلیت به روز شدن را داشته باشد وخود راهمگام باشرایط زمان نماید.

ستایش خورشید وروشنایی ومهر نیز که یادگار نیاکان ما بوده درگذر زمان در ذهن ها وجانها ی هر ایرانی جا خوش کرد وماندگار شد.

هرچند بی توجهی به آن از سوی برخی حکام درطول تاریخ به بهانه های زیاد،نتوانست این عادات وآداب و یابرگزاری اینگونه جشن ها را خاموش نماید ،چون جشن ها ازمیان مردم برپا خاسته وگوهر اخلاقی وارزشی را به خودگرفته بود و مهربانی،عشق،کمک به همنوع .....درنهاد خود نهادینه کرده بود

لذا باگذشت زمان موردتوجه وعلاقه زیاد مردمان این مرزوبوم با هرمرام ومذهب وعقیده ای قرار گرفت وسینه به سینه به نسل های دیگر رسید ودرگذر زمان دربرابر طوفان های زمان مصون نکه داشته شد.

مانیز امسال به مانند نیاکان خود به استقبال خورشید جاودان سرزمین مان که فاتح همیشگی تاریکی هاست رفته وفراموش نخواهیم کرد که نیاکان ماتنها به عشق وشادمانی که از نمودهای روشنایی بوده ،زندگی کردند واین میراث گرانمایه رابه ما سپردند.

لذا به پاس وقدردانی از گذشتگان خود که درفرهنگ عامیانه ی خود شب چله، شب بیداری، شب طولانی،شب یلدا،شب عشق وعشاق،شب انتظار و وصال ویا شب خشن نام نهاده اند وبه نسل های بعد از خود آموخته اند که سرمای زمستان رابهانه ای قرار دهیم تا دل هایمان رابه هم نزدیک نماییم.دورهم جمع شده وجشن بگیریم تا سختی ها وخوشی های یک سال کاری را همرا با سختی وزحمت و تلاش طاقت فرسای کشاورزی ودامداری و.....بوده را دراین شب،به بوته ی فراموشی بسپاریم وبا جمع نمودن بستگان واقوام نزدیک، به دیدن بزرگترهای خاندان خود رفته وشبی دوست داشتنی راخلق نماییم .هرچند خوردن تنقلات هندوانه وانار وانگور و....دراین شب برای بیدار باشی مرسوم است اما می توان گفت آنهایی که توانایثی تامین مایحتاج این شب به یاد ماندنی را دارند می توانند به عنوان(مادر خرج)پیشگام شده ودراین بزم شبانه ودور هم نشینی ،مجددا شاهد خاطراتی باشند که درآن فال حافظ ،شاهنامه خوانی ،تلاوت قران مجید،بازی کودکان،بازگویی داستان های دلنشین وخاطرات گذشته وحال کهنسالان خاندان وبحث های سیاسی ،اقتصادی جوانان ومیانسالان از وضعیت فعلی جامعه خودو درکنار آن نوشیدن چای و...خوردن هندوانه،انگور وانار و......همه وهمه می تواند یک تبسم  وخنده برلبان خانواده بنشاند  ونشاط وشادمانی رابرای همه به ارمغان آورد که شاعر می فرماید:

چند این شب وخاموشی؟وقت است که برخیزم

وین آتش خندان را با صبح برانگیزم

گرسوختنم باید،افروختنم باید

ای عشق بزن در من،کز شعله نپرهیزم

صد دشت شقایق چشم،درخون دلم دارم

تا خود به کجا آخر،باخاک درآمیزم

.....................................

.....................................

چون گریه گلو گیرد،ازابرفرو بارم

چون خشم رخ افروزد،درصاعقه آویزم

ای....!سحر خیزان دلواپس خورشیدند

زندان شب یلدا،بگشایم وبگریزم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1392ساعت 12:8  توسط فریدون فیض زاده  | 


بعضی وقت ها یک کار خوب وسنجیده وشایسته ومردم پسند که زمینه ساز زیربنای فکری یک جامعه رادستخوش تغییر وتحول می نماید ،اگر بازخورد آن مثبت باشد.هزاران سپاس برای افراد دست اندرکاران آن فکر واندیشه ویا کار شایسته ،به ارمغان می آورد وتاریخ نیز به نیکی از آن یادخواهد کرد.

بایداذعان کرد:تدوین کنندگان منشور حقوق شهروندی نیز می توانند یکی از نیک نامان تاریخ ایران اسلامی  باشند.
منشور توسط معاونت حقوقی دولت تدبیر وامید وباهمکاری مرکز بررسی های   استراتژیک،تهیه شده ومقرر گردید برای مدت محدود درمعرض دید ونقد افکار عمومی قرار گیرد.

 مطالعه منشوراولیه حقوق شهروندی سئوالاتی رابه ذهن متبادرمی سازدکه ناگزیر به بیان برخی ازسئوالات خواهم بود.

هرچند درنگاه اول ،اجرا وتضمین حقوق به عنوان یک تکلیف برای دولت معرفی شده ودربند6 ماده یک،آمده:این متن،؛درمقام ایجاد حقوق وتکالیف جدیدویاتوسعه وتضییق آنهانمی باشد وصرفا بیان مجموعه ای ازمهمترین حقوق شهروندی است.ویا درفصل دوم به آزادی هایی اختصاص داده شده که درادامه ،تمام بندها رامقید به قوانین وضوابط قانونی نموده.

دراینجاست که سئوالات دراذهان عمومی شکل می گیرد که:

1-آیا قوه قانون گذاری نمی تواند نقشی دراین منشورایفا نماید ویامتممی برآن بیفزاید؟

2-آیا درتدوین این منشور ،نقش سازمان ها ومراکزمردم نهاد وغیردولتی درآن لحاظ شده؟

3-نقش قوه قضاییه به عنوان ضمانت اجرا دراین منشور چیست؟

4-آیا قوه مجریه می تواند اصل تفکیک قوا مصرح درقانون اساسی رانادیده بگیرد؟

5-آیا منشور ،باتوجه به عدم ضمانت اجرایی که درآن کاملا مشاهده می شود نمی تواند صرفا،به عنوان یک تکلیف شرعی وادای دین تلقی گردد که دولت جناب آقای دکترروحانی در روند مبارزات انتخاباتی،به آن عنایت خاصی داشتند وآن را مطرح نموده بودند.

6-اگرفرض رابر لحاظ شدن  نقش نهادهای مردم نهاد،بگذاریم پس چگونه (قصاص قبل ازجنایت)محدودیت های گذشته کماکان وجود داردودولت محترم برای باز شدن این فضا چانه زنی وارائه رهنمود نمی کند.؟

7-آیا این منشور درحالت اجرایی خود ،می تواند تمام دستگاههای حکومتی تاثیر گذار مانند:قوه قضاییه به عنوان ضمانت اجراو سایر نهادهای دینی ،اجتماعی،انقلابی راباخود همراه سازد؟

8-اگربسنده به فرموده معاون محترم رییس جمهور نماییم که منشور تنها درجهت آگاه ساختن مردم به حقوق حقه آنها تدوین گردیده .پس چرا به اصول مصرح درقانون اساسی پرداخته نمی شود.

به نظرحقیر،این منشوردر کوتاه مدت می تواند برای دستگاه اجرایی دولتی موثر واقع شود چون درقسمت آخر منشور تصریح کرده اند:

«کلیه دستگاههای اجرایی،نهادها،سازمانها،موسسات عمومی غیردولتی وسازمان های زیرنظر رییس جمهوری ومراکز وابسته به نهاد ریاست جمهوری،ملزم به همکاری دراجرای آن هستند».

لذااجرایی شدن وقضاوت درباره آن،باتوجه به سیاست زدگی مفرط وایستایی جامعه ،موجب حاشیه سازی های دیگر درعرصه سیاسی جامعه می گردد.

بدوا بایدمحدودیت های چندین ساله گذشته ،به مرور کنار گذاشته شود وبایک خط ومشی واقع بینانه،چالش های پیش روی دولت تدبیروامید ،باتفاهم همه جانبه درسطح کلان،برطرف،تاانشاء الله مردم فهیم ایران اسلامی در درک وفهم منشور دراجراشدن آن دچار سردرگمی نشوند.



+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1392ساعت 15:23  توسط فریدون فیض زاده  | 



نشست صمیمانه حضرتعالی بااصلاح طلبان گیلان رادرسایت ها خواندم با عنایت به اینکه حضرتعالی اذعان فرمودید که وزرا درگیر مشکلات کلان ملی هستند وبه تغییرات واداره کلان مدیریتی استان توجه کمتری نشان می دهند بنابراین به عنوان یک گیلانی مقیم مرکز به خود این جسارت را می دهم که نکاتی هرچند درخور تامل  به سمع هم استانی های  خود رسانده باشم.

ارائه رئوس وبرنامه  ودیدگاههای دولت تدبیروامید درسطح کلان وپیاده نمودن آن درسطحی جز نیازمند ایجاد یک مرکز اندیشه ورز وتدوین گر راهبردی که درآن گروهی از انسانهای نخبه ،فرهیخته،متفکر ومتعهد با گرایشات  گوناگون،که دراصل هنوز به جرگه ی بوروکراسی نفس گیر ،خسته،ناکارمد وکم سواد ودرنهایت همراه باتصمیمات آزمون وخطا که از شاخصه های مدیریتی گذشته استان ما بوده، نپیوسته اند وحاضر باشند برای حرکت واصلاح روبه جلوی استان خود وقت بگذارند وهزینه بپردازند،آنها راجذب نموده که این امر کاری دشواری نیست.

آنهاابتدا باید هویتی برای استان تعریف نمایند تا جلوی آزمون وخطاها ی مدیریتی گرفته شود.بکارگیری توان علمی این گروه می تواند یک حس تازگی مدیریتی ایجاد نماید که همراه با رویکردی معنوی پویا از نخبگان حوزوی ودانشگاهی ،به تبعیض زدایی ورعایت حرمت وکرامت انسانی پرداخته  تا درکنار حاکمیت قانون وامنیت اجتماعی به وفاق همه جانبه وپایدار که درآن همه ی فعالین سیاسی،اقتصادی،اجتماعی وفرهنگی استان نقش داشته باشند براساس اصل خردمندی وتعهد،بتوانند علاوه برپاسخگویی به خواسته های مردم فهیم استان،پاسخگوی اهداف عالیه نظام ودولت تدبیروامید باشند.

لذااین مرکزاندیشه ورز وتدوین گر،درتمام تصمیم گیری های مدیریتی وبرنامه ریزی  کلان استانی،دوشادوش استاندار محترم به پویایی گام به گام استان همت گماشته ودرروند حیات سیاسی وفرهنگی واقتصادی واجتماعی ازهرگونه دینامیسم درونی که مانع از بروز تحقق برخی تصمیمات است ،امور استان را اصلاح خواهند نمود.لذا درابتدای کار،متولیان امر باید کم وکاستی های موجود رابهانه قرارندهند چون تازه نفس هستند واز بوروکراسی قبلی بیزار!آنها مثبت می نگرند وعینک تیره بینی را از چشمان خود برداشته اند ونقادی واقع بین هستند،شوق اصلاح جامعه خود را جانشین دل زدگی خواهند کرد وبا آگاهی دوراندیشانه ،نادانستگی ها وکم دانستگی های گذشته، را از سیستم مدیریتی استان دور خواهند نمود.دراینجاست که نقش یک استاندار موفق نمود عینی پیدا خواهد کردواین حس رابرای تمام فصول سال وچه بسا آینده استان عینیت می بخشد وبازتاب عملکرد آن موجب گامهای دیگرخواهد بود.که برای رسیدن به این هدف والاباید چنان جسارتی داشت که آزادی عمل راازدیگران که قدرت هضم خواسته های اینچنانی راندارند ربود به نظرحقیر ،این توقع زیادی نیست؟.  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1392ساعت 11:19  توسط فریدون فیض زاده  | 


شکی نیست که مسائل اقتصادی وگرانی سرسام آور ولجام گسیخته درشرایط امروزین جامعه،مهمترین مسئله ودغدغه مردم ،بخصوص قشر آسیب پذیر جامعه است.تورم وقدرت خرید پایین ،بسیاری از خانواده ها رادرتنگناههای دشوار قرارداده واین گونه مشکلات  زمانی واقعیت عینی به خود می گیرد که درصفوف بهم پیوسته دریافت اقلام ضروری دربرخی میادین وفروشگاههای زنجیره ایی،زبان ها ی مردم خود بیان کننده واقعیت تلخ خواهند بود؟.باید اذعان نمود که مردم سهم ونقش بسزایی در پیروزی وروی کارآمدن دولت  دکتر روحانی داشتند.

 صادقانه بگویم که این مشکلات رانمی توان نادیده گرفت وبه سادگی ازکنار آن گذشت.دولت تدبیر وامید با پیشرفت وملاحظات درامور سیاست خارجی توانسته برخی سد های تحمیل شده را بردارد ودرهمین راستا درفرصت اندک می تواند بصورت چاره اندیشانه موقتی اقتصادی، به مقابله با پدیده گرانی، که گروههای مخالف دولت نیز دربرخی موارد براین مشکلات می افزایند .برآید، تا استفاده ی ابزاری مخالفان رااز دستشان بگیرد. چون درآینده ای نه چندان دور بابزرگنمایی کاستی های موجود،ونسبت دادن ریشه وعلت های گرانی و ......به ناکارآمدی دولت،سعی دردلسرد کردن مردم از وضعیت موجود خواهند داشت.

 چاره اندیشی دولت تدبیروامید برای گذر از این مشکل و حل موقتی آن،  می تواند ،با بسته های حمایتی موقت ماهانه به کمک خانوارهای کم درآمد شتافته ودرکنارآن به تدوین سیاست های کلان اقتصادی درجهت  ساماندهی اقتصادی کشور گام مثبتی بردارنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1392ساعت 9:7  توسط فریدون فیض زاده  | 


افول ارزش ها دربرخی سخنرانی ها ومدیحه سرایی ها از سوی برخی وعاظ ومداحان اهل بیت عصمت وطهارت دردهه محرم،دربرخی مساجد وحسینیه های شهری وروستایی ،به همان اندازه به مقبولیت ها وکارایی ها بستگی خواهد داشت که عملکرد منفی را درنظر بگیریم.این عملکرد های ناخواسته ونسنجیده

بارویکرد منغعت طلبانه،برای برخی وعاظ و.................. درروستاها کاملا قابل مشاهده است

به نظر حقیر کمرنگ شدن ارزش های واقعی قیام امام حسین علیه السلام وجمعی از یاران وفادارآن امام معصوم ،وعدم روشنگری پیرامون قیام،شاید درنگاه نخست به نظربرسد که اینگونه اظهار ونظرکردن درکوتاه مدت موجب کمرنگ شدن مراسم ودلخوری برخی رادربرداشته باشد .اما باید اذعان کنم،این یادداشت کوتاه نمی تواند ونخواهد توانست ازارزش های قیام سیداشهدا بکاهد ویا آن راتعدیل نماید اما می تواند یک بحث آزاد اندیشی ویاگفتمان روشنگری قیام امام حسین علیه السلام رامشخص نماید که امام معصوم ،چه نوع رهیافت ونگرشی واستدلالی در حرکت خود می خواست به بشریت بالاخص ما رهروان راستینش  تفهیم نماید.

حقیر باخود می اندیشم بزرگان دینی ورشنفکری دینی ما ،حرکت وقیام امام را به ما شناسانده اند .پس چرا سکون وایستایی رابرروشنگری ترجیح می دهیم؟

متاسفانه دربرخی از مساجد مشاهده می شود که با شرطی کردن برخی تصمیمات دیانتی ،عامه مردم را به همان حالت اولیه سوق می دهند وگفتمان، سخنرانی ها ،مدیحه سرایی نیز عوامانه وهمراه بااغراق است.درصورتیکه اکثر پا منبری ها از قشر جوان وتحصیلکرده بوده وجز فرمانبری از گروه اندک وخاص نمی توانند در تصمیمات دخالت نمایند.باید متولیان امرحوزه های علمیه درانتخاب واعزام وعاظ وروحانیون همت بیشتری به خرج بدهند تاگروههای متوسط وسایرتحصیلکرده های دانشگاهی وحوزوی از مساجد روستافاصله نگیرند.وارزش های واقعی به مراکز مذهبی برگردد واین پایگاه راستین انقلاب سهمی بیشتری را درپویایی وروشنگری ایفا نماید .وبتوانند فرمایش رهبر انقلاب دربحث آزاداندیشی

وگفتمان روشنگری قیام اباعبدالله الحسین علیه السلام را علاوه برمراکز دانشگاهی وتخصصی ،درمساجد که به حق سنگر انقلاب ونظام بوده،سوق دهند .

دوستان :ماسالیان سال است که کودک بوده ایم وبالغ نشده ایم حال بیاییم بچه های خود را بالغ تحویل جامعه ی دینی خود دهیم تا آن ضرب المثل شکل واسم مار رابرای همیشه به بوته ی فراموشی بسپاریم.

درختم کلام باید شعری از خواجه شیراز بگویم که فرمود:  

رندان تشنه لب راآبی نمی دهد کس

گویی ولی شناسان رفتند ازاین ولایت.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1392ساعت 13:48  توسط فریدون فیض زاده  | 


 

برنامه اقدام مشترک

مقدمه

هدف از این مذاکرات دست یافتن به راه‌حلی مورد توافق دوطرف، جامع و بلند مدت است که این اطمینان را به وجود می‌آورد که برنامه هسته‌ای ایران، منحصراً صلح‌آمیز است. ایران کراراً تصریح کرده است که تحت هیچ شرایطی در پی تولید تسلیحات هسته‌ای نخواهد بود. این راه‌حل جامع، بر اساس اقدامات ابتدایی ذیل شکل خواهد گرفت و در گام نهایی به یک بازه زمانی مورد توافق و برطرف شدن نگرانی‌ها، منتهی می‌شود.

 

این راه‌حل جامع ایران را قادر می‌سازد تحت مفاد مربوطه در معاهده منع گسترش تسلیحات هسته‌ای (ان‌پی‌تی) و برابر با تعهداتی که این مفاد برای این کشور ایجاب می‌کند، از حق بهره‌برداری از انرژی هسته‌ای برای اهداف صلح‌آمیز برخوردار شود. این راه‌حل جامع، در برگیرنده یک برنامه غنی سازی مورد توافق دوطرف است، که با اِعمال محدودیت‌ها و اقدامات شفاف‌ساز به منظور حصول اطمینان از ماهیت صلح‌آمیز آن، [همراه خواهد بود]. این راه‌حل جامع، به مثابه مقوله‌ای یکپارچه است که در آن هیچ چیز مورد توافق نخواهد بود تا زمانی که در مورد همه چیز توافق صورت گیرد. این راه‌حل جامع، فرایندی دو‌سویه و گام به گام خواهد بود و منجر به برداشته شدن کامل همه تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل و نیز تحریم‌های چند جانبه و ملیی خواهد شد که بر برنامه هسته‌ای ایران وضع گردیده بود.

 

اقدامات مضاعفی در فاصله میانی اقدامات ابتدایی صورت خواهد گرفت و گام نهایی، شامل اقدامات مختلفی خواهد بود، از جمله در دستور کار قرار دادن قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل با نیت ایجاد نتیجه‌ای رضایت بخش برای شورای امنیت سازمان ملل در مورد این مسئله. گروه ایی3+3 و ایران موظف هستند با حسن نیت به اجرای اقدامات کوتاه مدت دوجانبه و راه‌حل جامع، بپردازند و آنها را به ثمر برسانند. کمیسیونی مشترک از [نمایندگان] ایی3/ایی‌یو‌+3 و ایران، تشکیل خواهد شد تا بر اجرای اقدامات کوتاه مدت نظارت داشته باشد و مسائل احتمالی را پاسخ گوید، البته با در نظر گرفتن این مهم که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، مسئول تأیید اقدامات مربوط به امور هسته‌ای، خواهد بود. کمیسیون مشترک با همکاری آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، حل و فصل مسائل نگران کننده گذشته و حال حاضر را تسهیل خواهد کرد.

 

مفاد اصلی اولین گام

اولین گام به لحاظ زمانی محدود و طول مدت آن شش ماه خواهد بود و در صورت توافق دو طرف قابل تجدید است، که در طول این مدت همه اطراف ماجرا تلاش خواهند کرد تا فضای سازنده برای انجام مذاکرات با حسن نیت، پابرجا باقی بماند.

 

ایران به صورت داوطلبانه اقدامات زیر را در دستور کار قرار خواهد داد:

• نیمی از ذخیره اورانیوم 20 درصد غنی شده موجود، به اکسید اورانیوم 20 درصد تبدیل می‌شود تا به منظور تولید سوخت برای راکتور پژوهشی تهران، مورد استفاده قرار گیرد. مابقی یو‌اف‌6 (UF6) 20 درصد به اورانیوم با غنای کمتر از 5 درصد تبدیل می‌شود. هیچگونه برنامه‌ای هم برای بازگشت این فرایند در کار نخواهد بود.

 

• ایران اعلان می‌کند که در طول این بازه شش ماهه، غنی سازی بالای 5 درصد نخواهد داشت.

 

• ایران اعلان می‌کند که فعالیت‌های خود در تأسیسات غنی سازی سوخت نطنز1،  فردو2  یا راکتور اراک3،  که در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با عنوان آی‌آر-40 (IR-40) شناخته می‌شود، گسترش نخواهد داد.

 

• ایران تصمیم گرفته است به محض آمادگی خط تبدیل یو‌اف‌6 (UF6) با غنای 5 درصد به یو‌اُ2 (UO2)، ظرف مدت همین بازه شش ماهه، آن میزان یو‌اف‌6 (UF6) را که به تازگی تا 5 درصد غنی شده است را به اکسید یو‌اف‌6 (UF6) تبدیل کند؛ مطابق با آنچه که در برنامه عملیاتی تأسیسات تبدیل اعلان شده به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ذکر شده است.

 

• تأسیسات جدیدی برای غنی سازی ایجاد نخواهد شد.

 

• ایران به فعالیت‌های تحقیقاتی و توسعه‌ای تحت نظارت خود ادامه خواهد داد، از جمله فعالیت‌های تحقیقاتی و توسعه‌ای در عرصه غنی سازی که برای انباشت اورانیوم غنی شده، طراحی نشده‌اند.

 

• هیچگونه بازفراوری صورت نخواهد گرفت و هیچ گونه تأسیساتی که قادر به انجام بازفراوری است، ایجاد نخواهد شد.

 

• افزایش نظارت‌:

* فراهم کردن اطلاعاتی مشخص برای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، از جمله اطلاعات مربوط به طرح‌ و نقشه‌های ایران برای تأسیسات هسته‌ای، توصیف و شرحی کامل از ساختمان هر یک از سایت‌های هسته‌ای، توصیف و شرحی کامل از گستره عملیات‌های هر یک از تأسیساتی که به طور خاص به فعالیت‌های هسته‌ای مشغول هستند، اطلاعات در مورد معادن و شرکت‌های نورد اورانیوم و اطلاعات در مورد مواد منبع. این اطلاعات ظرف مدت سه ماه پس از پذیرش انجام این اقدامات، فراهم می‌گردد.

 

* تسلیم یک پرسشنامه اطلاعات طراحی (DIQ) به روز شده از راکتور اراک، که در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با عنوان آی‌آر-40 (IR-40) شناخته می‌شود، به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی.

 

* برداشتن گام در جهت توافق با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به منظور اعمال پادمان‌های [آژانس] در مورد راکتور اراک، که در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با عنوان آی‌آر-40 (IR-40) شناخته می‌شود.

 

* در هنگامی که ناظران آژانس برای تأیید اطلاعات طراحی، تأیید داشته‌ها در خلال بازرسی‌ها، تأیید داشته‌های فیزیکی و نظارت‌های سرزده، حضور ندارند، ناظر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه خواهد داشت تا بایگانی آفلاین دوربین‌های مستقر در فردو و نطنز را بررسی کند.

 

* ناظر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه دارد به وارد زیر دسترسی داشته باشد:

- کارگاه‌های مونتاژ سانتریفیوژ؛ 4

- کارگاه‌های تولید چرخنده سانتریفیوژ و تأسیسات ذخیره سازی؛ و

- معادن و شرکت‌های نورد اورانیوم.

 

در مقابل، گروه ایی3/ایی‌یو‌+3 به صورت داوطلبانه اقدامات زیر را در پیش خواهد گرفت:

• متوقف ساختن تلاش‌های بیشتر برای کاهش فروش نفت خام ایران به منظور فراهم آوردن اینکه مشتری‌های کنونی ایران حجم متوسط خرید نفت خام خود از ایران را از سر گیرند. امکان بازگشت حجم مورد توافقی از عواید مسدود شده در خارج از کشور. برای این فرایند فروش نفت، تحریم‌های [مربوطه] اتحادیه اروپا و آمریکا برداشته خواهد شد و خدمات بیمه و حمل و نقل با آن همراه خواهد بود.

 

• تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا در موارد زیر به حالت تعلیق درمی‌آید:

1) صادرات پتروشیمی ایران و نیز تحریم‌های مربوط به خدمات مرتبط با این صادرات.5

2) طلا و فلزات گرانبها و نیز تحریم‌های مربوط به خدمات مرتبط با آنها.

3) تحریم‌های آمریکا بر صنعت خودرو سازی ایران و نیز تحریم‌های مربوط به خدمات مرتبط با این صنعت به حالت تعلیق درخواهد آمد.

4) صدور مجوز برای تأمین و استقرار قطعات یدکی لازم برای تأمین امنیت پرواز‌های غیر نظامی در ایران و خدمات مرتبط با آن. صدور مجوز برای 5) انجام اقدامات بازرسی و تعمیرات مربوط به امنیت [پروازی] در ایران به همراه خدمات مرتبط با آن.6

6) هیچ تحریم جدیدی از طرف شورای امنیت سازمان ملل بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران وضع نمی‌شود.

7) هیچ تحریم جدید از طرف اتحادیه اروپا بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران وضع نمی‌شود.

8) دولت آمریکا، با همکاری مستمر و ایفای نقش متناسب رئیس جمهور و کنگره، مانع اعمال تحریم‌های جدید علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران خواهد شد.

 

9) ایجاد یک کانال مالی به منظور تسهیل روابط تجاری بشردوستانه برای رفع نیازمندی‌های داخلی ایران، با استفاده از عواید نفتی خود ایران که در خارج از این کشور مسدود شده است. روابط تجاری بشردوستانه عبارت است از تراکنش‌های مربوط به محصولات خوراکی و کشاورزی، دارو، ادوات پزشکی و خسارات پزشکی که در خارج [بر ایران] تحمیل شده. این کانال از طریق بانک‌های مشخصی در خارج از ایران و بانک‌های ایرانی که هدف تحریم‌ها نیستند، و در هنگام ایجاد این کانال مشخص خواهند شد، باز خواهد بود.

 

این کانال همچنین اقدامات زیر را میسر می‌سازد:

- انجام تراکنش‌های لازم برای پرداخت معوقات ایران به سازمان ملل؛

- پرداخت حق‌التدریس دانشگاه‌ها و کالج‌های خارجی که دانشجویان ایرانی در آنها تحصیل می‌کنند، تا سقف مدت زمان توافقی شش ماهه.

- افزایش آستانه اختیار اتحادیه اروپا برای انجام تراکنش‌های مربوط به روابط تجاری تحریم‌ نشده، به میزان مورد توافق.

 

مفاد اصلی گام نهایی برای رسیدن به یک راه‌حل جامع

گام نهایی برای رسیدن به یک راه‌حل جامع، که اطراف این توافقنامه قرار است ظرف مدت کمتر از یک سال پس از پذیرش این سند، کار مذاکرات آن را به اتمام رسانده و اجرای مفاد آن را آغاز کنند، از قرار زیر است:

 

• مشخص ساختن یک بازه زمانی بلند مدت و توافق بر سر آن.

 

• مشخص ساختن حقوق و تکالیف اعضای معاهده ان‌پی‌تی و توافقنامه‌های پادمانی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی.

 

• برداشته شدن کامل تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل، چند جانبه و ملی وضع شده علیه فعالیت‌های هسته‌ای، و نیز تحریم‌های 

مربوط به روابط تجاری، تکنولوژی، امور مالی و انرژی، بر اساس یک برنامه زمانی مورد توافق دو طرف.

 

• در پیش گرفتن یک برنامه غنی سازی مورد توافق دو طرف با در نظر گرفتن معیار‌های منطبق بر نیازمندی‌های عملی و نیز اعمال محدودیت بر گستره و سطح فعالیت‌های غنی سازی، ظرفیت آن، محل انجام آن و ذخایر اورانیوم غنی شده، برای مدت زمان مورد توافق.

 

• بر طرف کردن کامل نگرانی‌های مربوط به راکتور اراک، که در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با عنوان آی‌آر-40 (IR-40) شناخته می‌شود. هیچگونه بازفرآوری انجام نخواهد شد و تأسیساتی که قادر به انجام بازفراوری باشد، ایجاد نمی‌گردد.

 

• اجرای کامل اقدامات مورد توافق شفاف سازی و تقویت و افزایش نظارت‌ها. تأیید و اجرای پروتکل الحاقی، که نیازمند ایفای نقش رئیس جمهور و مجلس [در ایران] است.

 

• در نظر گرفتن همکاری‌ بین‌المللی در عرصه فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای، از جمله تحصیل راکتور‌های پیشرفته تولید انرژی و پژوهشی آب سبک و ادوات مرتبط با آنها و تأمین سوخت هسته‌ای مدرن و نیز ادامه فعالیت‌های تحقیقاتی و توسعه‌ای مورد توافق.

 

در پی اجرای موفقیت‌آمیز گام نهایی برای رسیدن به راه‌حل جامع در طول بازه زمانی مشخص شده برای آن، با برنامه هسته‌ای ایران نیز همانند برنامه‌های غیر تسلیحاتی هسته‌ای دیگر کشورهای عضو ان‌پی‌تی برخورد خواهد شد.

با توجه به گام نهایی و هر اقدامی که فیمابین این اقدامات صورت خواهد گرفت، اصل استاندارد « هیچ چیز مورد توافق نخواهد بود تا زمانی که در مورد همه چیز توافق صورت گیرد»، اعمال خواهد شد.

 

------------------------------------------------------------

پاورقی:

1. به عبارت دیگر، در این بازه شش ماهه ایران یو‌اف‌ 6 را به سانتریفیوژ‌های مستقر شده خود تزریق نخواهد کرد و اورانیوم غنی نمی‌سازد. هیچ سانتریفیوژ اضافی مستقر نمی‌شود. ایران اعلان می‌کند که در طول مدت اولین بازه شش ماهه، سانتریفیوژ‌های موجود [در این تأسیسات را] با سانتریفیوژ‌های مشابه جایگزین می‌سازد.

 

2. در فوردو، چهار آبشار مستقر شده در این تأسیسات برای غنی سازی اورانیوم، هیچگونه غنی سازی بالاتر از 5 درصدی را انجام نخواهند داد. هیچگونه یو‌اف‌6 به 12 آبشار دیگر تزریق نمی‌شود و این آبشارها در حالت غیرعملیاتی باقی خواهند ماند. هیچ ارتباطی میان آبشارها ایجادنمی‌گردد. ایران اعلان می‌کند که در طول اولین بازه شش ماهه، سانتریفیوژ‌های موجود ‍(در این تأسیسات) را با سانتریفیوژ‌های مشابه جایگزین می‌کند.

 

3. ایران نگرانی‌های مربوط به ساخت و ساز در راکتور اراک را بر طرف می‌کند؛ در مدت این بازه شش ماهه راکتور به کار نخواهد افتاد یا سوخت یا آب سنگین به آن تزریق نمی‌شود؛ همچنین سوخت اضافی برای این راکتور مورد سنجش قرار نمی‌گیرد یا سوخت بیشتری برای آن تولید نمی‌شود و همچنین تأسیسات باقی مانده برای اتمام کار نیروگاه، استقرار پیدا نمی‌کند.

 

4. بر اساس طرح و نقش‌های این کارگاه، تولید دستگاه سانتریفیوژ ایران در طول این شش ماه فقط محدود به جایگزینی سانتریفیوژ‌های از کار افتاده خواهد بود.

 

5. «تحریم‌های وضع شده بر خدمات مرتبط» یعنی هر گونه خدماتی که موضوع تحریم‌های آمریکا یا اتحادیه اروپا قرار می‌گیرند، از جمله بیمه، حمل و نقل یا امور مالی، تا زمانی که هر یک از این خدمات مرتبط با تحریم وضع شده بوده و برای تسهیل تراکنش‌های مدنظر، ضروری باشند. این خدمات می‌توانند با هر نهاد ایرانی که هدف تحریم‌ها قرار نگرفته است، صورت پذیرند.

 

6. برداشته شدن تحریم‌ها می‌تواند شامل حال آن دسته از شرکت‌های خطوط هوایی ایرانی شود که هدف تحریم قرار نگرفته‌اند؛ همچنین این رفع تحریم شامل حال ایران ایر می‌شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1392ساعت 14:18  توسط فریدون فیض زاده  | 


صفحه نخست » انرژی هسته ای

متن کامل تفاهم‌نامه ژنو

400 میلیون دلار به صورت کمک‌های تحصیلی دولتی از صندوق‌های ایرانی محدودی مستقیما به موسسات آموزشی شناخته شده در کشورهای ثالث انتقال می یابد تا هزینه‌های تحصیلی دانشجویان ایرانی تسویه شود.

ایران و 1+5 بر سندی به توافق‌ رسیدند که براساس آن غنی‌سازی در برنامه هسته‌یی باقی می‌ماند.

به گزارش  ایسنا از ژنو، در این توافق‌نامه آمده است: فعالیت در سایت‌های هسته‌یی اراک نطنز و فردو به شکل کنونی ادامه پیدا خواهد کرد و تحریم‌ها افزایش نخواهد یافت.

درک‌ گام‌های اولیه در زمینه‌ برنامه هسته‌یی ایران

در این تفاهم‌نامه که به امضاء طرفین رسیده به نقل از گروه 1+5 (آمریکا، انگلیس، آلمان، فرانسه، روسیه و چین به کمک اتحادیه اروپا) با بیان این‌که در مذاکرات جدی و اساسی با ایران با هدف رسیدن به یک راه حل دیپلماتیک و قابل راستی‌آزمایی که مانع دستیابی ایران به یک سلاح هسته‌یی می‌شود، شرکت داشته‌اند، آمده است: رییس‌جمهور اوباما با صراحت گفته است که دستیابی به یک راه حل صلح‌آمیز که ایران را از رسیدن به بمب هسته‌یی بازدارد به نفع منافع ملی آمریکاست.

این ادعا در متن آن‌چه منتشر شده آمده است که «امروز ایران و گروه 1+5 به مجموعه‌ای از درک‌های اولیه رسیدند که پیشرفت برنامه هسته‌یی ایران را متوقف می‌کند و آن را از نظر جنبه‌های کلیدی عقب می‌راند.

این‌ها اولین محدودیت‌های معناداری است که ایران پس از نزدیک به یک دهه در زمینه برنامه هسته‌یی‌اش پذیرفته است.»

1+5 معتقدند: گام شش ماهه اولیه شامل محدودیت‌های قابل توجه برای برنامه هسته‌یی ایران است و به مهم‌ترین نگرانی‌های ما از جمله در زمینه‌ توانایی‌های غنی‌سازی ایران، ذخایر اورانیوم غنی‌شده، تعداد و توانایی‌های سانتریفیوژهایش و توانایی ایران برای تولید پلوتونیوم در سطح تسلیحاتی با استفاده از رآکتور اراک می‌پردازد. مصالحاتی که ایران متعهد شده است به عنوان بخشی از این گام اولیه انجام دهد علاوه بر آن شفافیت بیشتر و نظارت‌های سرزده‌تر برنامه هسته‌یی‌اش را در اختیار ما قرار می‌دهد.

مذاکره کنندگان با ایران در متن توافقنامه منتشر شده آورده اند: در گذشته این نگرانی مطرح شده بود که ایران از مذاکرات برای خرید زمان به منظور پیشبرد برنامه‌ هسته‌یی‌اش استفاده خواهد کرد. این اقدامات گام اولیه اگر با یکدیگر اتخاذ شود کمک می‌کند که ایران نتواند از پوشش مذاکرات برای تداوم پیشبرد برنامه هسته‌یی‌اش در مدتی که ما درباره‌ یک راه حل درازمدت و جامع که همه‌ نگرانی‌های جامعه بین‌المللی را برطرف می‌کند مذاکره می‌کنیم، استفاده کند. در ازای آن و به عنوان بخشی از این گام اولیه، گروه 1+5 لغو تحریم‌های محدود، موقتی، هدفمند و قابل بازگشتی را به ایران ارایه می‌ کند. ساختار این لغو تحریم‌ها طوری است که بخش اعظم رژیم تحریم‌ها از جمله ساختار تحریم‌های کلیدی نفت، بانکداری و مالی در جای خود باقی می‌ماند. گروه 1+5 به اعمال شدید این تحریم‌ها ادامه خواهد داد. اگر ایران به تعهداتش عمل نکند، ما لغو تحریم‌های محدود را لغو خواهیم کرد و تحریم‌های اضافی به ایران اعمال می‌کنیم.

گروه 1+5 و ایران علاوه بر آن درباره‌ پارامترهای کلی یک راه حل جامع که برنامه هسته‌یی ایران را در درازمدت محدود خواهد کرد، تضمین‌های قابل راستی‌آزمایی مبنی بر ماهیت منحصرا صلح‌آمیز فعالیت‌های هسته‌یی ایران به جامعه بین‌المللی ارایه خواهد کرد و اطمینان حاصل می‌کند که هرگونه تلاشی از جانب ایران برای دنبال کردن سلاح هسته‌یی بلافاصله تشخیص داده خواهد شد، گفت‌وگو کردند.

مجموعه درک‌ها علاوه بر آن شامل اذعان ایران به این است که باید به همه‌ قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل و همین‌طور مسائل گذشته و حال مربوط به برنامه هسته‌یی ایران که توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مشخص شده است بپردازد. این شامل حل سوالات مربوط به ابعاد نظامی احتمالی در برنامه هسته‌یی ایران از جمله فعالیت‌های ایران در پارچین است.

به عنوان بخشی از یک راه حل جامع، ایران علاوه بر آن کاملا به وظایفش تحت معاهده‌ منع گسترش تسلیحات هسته‌یی (ان‌پی‌تی) و وظایفش در قبال آژانس عمل کند. در زمینه‌ یک راه حل جامع، تا زمانی که همه چیز مورد توافق قرار نگیرد، توافقی حاصل نمی‌شود. به طور خلاصه این گام اولیه تا شش ماه اعتبار دارد و یک وضعیت نهایی قابل پذیرش برای آمریکا یا شرکای ما در گروه 1+5 به حساب نمی‌آید.

بر اساس توافقنامه منتشر شده از سوی 1+5:

ایران متعهد شده است که غنی‌سازی بالاتر از 5 درصد را متوقف کند و ارتباطات فنی لازم برای غنی‌سازی بالای 5 درصد را برچیند.

ایران تعهد کرده است که همه‌ ذخایر اورانیوم غنی شده تا نزدیکی 20 درصد خود را پیش از به پایان رسیدن فاز اولیه به زیر 5 درصد تضعیف کند و یا به شکلی تبدیل کند که برای غنی‌سازی بیشتر مناسب نیست.

ایران متعهد شده است که پیشرفت توانایی غنی‌سازی‌اش را متوقف کند.

هیچ‌گونه سانتریفیوژ نسل بعدی برای غنی‌سازی اورانیوم نصب نکند یا از آن‌ها استفاده نکند.

تقریبا نیمی از سانتریفیوژهای نصب شده در نطنز و سه چهارم سانتریفیوژهای نصب شده در فردو را به کار نیندازد؛ طوری که نتوان از آن‌ها برای غنی‌سازی اورانیوم استفاده کرد.

تولید سانتریفیوژش را به تعدادی که برای تعویض ماشین‌های خراب شده لازم است محدود کند؛ طوری که ایران نتواند از این شش ماه برای جمع‌آوری سانتریفیوژها استفاده کند.

ایران متعهد شده است که ذخایر اورانیوم با غنای پایین 3/5 درصد خود را افزایش ندهد، طوری که میزان آن در پایان شش ماه نسبت به آن‌چه در آغاز (این مدت زمانی) داریم بیشتر نشود و هرگونه اورانیوم غنی شده‌ی 3/5 درصدی که به تازگی غنی‌سازی شده به اکسید تبدیل شود.

ایران متعهد شده است که فعالیت‌هایش در اراک را بیشتر از این پیش نبرد و پیشرفت در زمینه‌ مسیر پلوتونیوم را متوقف کند.

ایران متعهد شده است که رآکتور اراک را راه‌اندازی و سوخت‌گذاری نکند و تولید سوخت برای رآکتور اراک را متوقف کند. سوخت رآکتور اراک را بیشتر از این آزمایش نکند. هیچ‌یک از قطعات اضافی رآکتور در اراک را نصب نکند. سوخت و آب سنگین را به سایت رآکتور منتقل نکند. تاسیساتی که قابلیت بازفرآوری داشته باشد، نسازد.

ایران بدون بازفرآوری نمی‌تواند پلوتونیوم را از سوخت مصرف شده جدا کند.

شفاف‌سازی بی‌سابقه و نظارت سرزده روی برنامه هسته‌یی ایران

ایران متعهد شده است که:

دسترسی روزانه به نطنز و فردو را در اختیار بازرسان آژانس قرار دهد. این دسترسی روزانه به بازرسان اجازه می‌دهد که تصاویر دوربین‌های امنیتی را بررسی کنند تا از نظارت جامع مطمئن شوند. این دسترسی اجازه‌ شفافیت بیشتر در زمینه‌ غنی‌سازی را در این سایت‌ها می‌دهد و زمان تشخیص هرگونه خودداری از پایبندی (نسبت به تعهدات) کوتاه‌تر می‌کند.

دسترسی به تاسیسات مجموعه سانتریفیوژها را برای آژانس فراهم کند.

دسترسی به تاسیسات تولید و انبار قطعات گرداننده‌ی سانتریفیوژها را برای آژانس فراهم کند.

دسترسی به معادن و کارخانه‌های تولید اورانیوم را برای آژانس فراهم کند.

دسترسی به اطلاعات طراحی رآکتور اراک را که از مدت‌ها پیش خواستار آن بودیم فراهم کند. این اقدام، اطلاعاتی بسیار مهم را درباره‌ این رآکتور که پیش از این در دسترس قرار نداشت، ارایه می‌کند.

دسترسی بیشتری به رآکتور اراک را برای بازرسان فراهم کند.

برخی داده‌ها و اطلاعات کلیدی که در پروتکل الحاقی توافقنامه‌ پادمانی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و کد اصلاح شده‌ 3/1 به آن اشاره شده است، ارایه کند.

مکانیزم راستی‌آزمایی

از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی خواسته می‌شود که بسیاری از این گام‌های راستی‌آزمایی را که در راستای نقش این سازمان در زمینه‌ بازرسی‌ها در ایران است، انجام دهد. علاوه بر آن گروه 1+5 و ایران نسبت به برقراری یک کمیسیون مشترک برای همکاری با آژانس به منظور نظارت بر اجرا و حل مسائلی که ممکن است پیش آید متعهد شده‌اند.

این کمیسیون مشترک علاوه بر آن با آژانس برای تسهیل رفع نگرانی‌های حال و گذشته در زمینه‌ برنامه‌ هسته‌یی ایران از جمله گام نظامی احتمالی برنامه هسته‌یی ایران و فعالیت‌های ایران در پارچین، کار می‌کند.

لغو محدود، موقتی و قابل بازگشت تحریم‌ها

در ازای این گام‌ها، گروه 1+5 لغو تحریم‌های محدود، موقتی، هدفمند و قابل بازگشتی را ارایه می‌کند و در عین حال بخش اعظم تحریم‌های‌مان از جمله ساختار تحریم‌های نفتی، مالی و بانکداری را حفظ می‌کنیم. اگر ایران به تعهداتش عمل نکند، لغو تحریم‌ها را لغو می‌کنیم. گروه 1+5 به طور مشخص متعهد شده است که:

به مدت شش ماه، اگر ایران به تعهداتش تحت این توافق عمل کند، تا جایی که تحت سیستم‌های سیاسی‌شان امکان‌پذیر باشد تحریم‌های هسته‌یی جدیدی را اعمال نکنند.

برخی تحریم‌ها در زمینه‌ طلا و فلزات گرانبها، بخش خودروسازی ایران و صادرات پتروشمی ایران را به حالت تعلیق درآورد و احتمالا حدود 5.1 میلیارد دلار درآمد را در اختیار ایران قرار دهد.

مجوز بازرسی‌ها و تعمیرات مرتبط با ایمنی در داخل ایران را برای برخی خطوط هوایی خاص ایرانی بدهد.

اجازه دهد که خرید نفت ایران در سطح فعلی که به نحو قابل توجهی کاهش یافته است یعنی سطوحی که 60 درصد کمتر از دو سال پیش است باقی بماند.

در مدتی که ایران به تعهداتش عمل می‌کند، 4.2 میلیارد دلار از این فروش‌ها اجازه پیدا می‌کند در اقساط به ایران انتقال یابد.

اجازه دهد که 400 میلیون دلار به صورت کمک‌های تحصیلی دولتی از صندوق‌های ایرانی محدودی مستقیما به موسسات آموزشی شناخته شده در کشورهای ثالث انتقال یابد تا هزینه‌های تحصیلی دانشجویان ایرانی تسویه شود.

تعاملات انسان‌دوستانه

تعاملات انسان‌دوستانه که طبق قانون آمریکا اجازه‌ آن داده شده است را تسهیل بخشند. تعاملات انسان‌دوستانه با صراحت از تحریم‌های کنگره مستثنی قرار داده شده است تا این کانال، دسترسی به هیچ‌گونه منبع جدید درآمدی را در اختیار ایران قرار ندهد. تعاملات انسان‌دوستانه، تعاملات مربوط به خرید غذا، کالاهای کشاورزی، دارو، ابزارآلات پزشکی توسط ایران است؛ ما علاوه بر آن معاملات مربوط به هزینه‌های پزشکی را که در خارج از کشور به وجود آمده است تسهیل می‌بخشیم. ما این کانال را برای نفع‌رسانی به مردم ایران برقرار خواهیم کرد.

مدنظر قرار دادن لغو محدود تحریم‌ها

به طور کلی حدود 7 میلیارد دلار حاصل از لغو تحریم‌ها بخش کوچکی از هزینه‌هایی است که ایران در مدت زمان این فاز اولیه تحت تحریم‌هایی که در جای خود باقی خواهد ماند دریافت خواهد کرد. دسترسی به بخش اعظم دارایی‌های خارجی ایران که حدود 100 میلیارد دلار است به واسطه‌ تحریم‌ها امکان‌پذیر نیست یا محدود است.

در شش ماه آینده فروش نفت خام ایران نمی‌تواند افزایش یابد. تحریم‌های نفتی به تنهایی در مقایسه با آن‌چه ایران در یک دوره‌ شش ماهه در سال 2011 یعنی پیش از اجرایی شدن این تحریم‌ها به دست آورد، باعث از دست رفتن حدود 30 میلیارد دلار درآمد توسط ایران می‌شود که حدود 5 میلیارد دلار در ماه است. اگرچه ایران اجازه‌ دسترسی به 4/2 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی‌اش را خواهد داشت، حدود 15 میلیارد دلار از درآمدهایش در طول این مدت به حساب‌های مسدود شده‌اش در خارج از کشور ریخته خواهد شد. به طور خلاصه ما انتظار داریم که موجودی پول ایران در حساب‌های مسدود شده‌اش در خارج از کشور تحت مفاد این توافق افزایش یابد، نه کاهش.

گروه 1+5 با تاکید بر «حفظ فشار اقتصادی به ایران و حفظ ساختار تحریم‌های‌شان» آورده‌اند: در طول فاز اولیه، ما به اعمال شدید تحریم‌های‌مان علیه ایران از جمله اتخاذ اقدامات علیه کسانی که سعی می‌کنند از تحریم‌های‌مان اجتناب کنند یا آن‌ها را دور بزنند ادامه خواهیم داد. تحریم‌هایی که روی فروش نفت خام تاثیر می‌گذارند هم‌چنان به دولت ایران فشار وارد خواهند آورد.

1+5 در توافقنامه منتشر شده مدعی شده اند: ما در همکاری با شرکای بین‌المللی‌مان فروش نفت ایران را از 2/5 میلیون بشکه در روز در اوایل سال 2012 به یک میلیون بشکه در روز در مرحله‌ کنونی رسانده‌ایم و توانایی فروش تقریبا 1/5 میلیون بشکه در روز را از ایران گرفته‌ایم. یعنی از دست رفتن بیش از 80 میلیارد دلار از اوایل سال 2012 که ایران هرگز نمی‌تواند آن را جبران کند. تحت این گام اولیه، ممنوعیت فروش نفت خام به اتحادیه اروپا در جای خود باقی خواهد ماند و فروش نفت ایران به حدود یک میلیون بشکه در روز محدود خواهد شد که موجب می‌شود ایران هر ماه 4 میلیارد دلار بیشتر را در زمینه‌ فروش نفت از دست بدهد.

تحریم‌هایی که روی صادرات کالاهای نفتی به ایران تاثیر می‌گذرارد که باعث از دست رفتن میلیاردها دلار درآمد می‌شود، در جای خود باقی خواهد ماند.

بخش اعظم حدود 100 میلیارد دلار ایران که در منابع ارزی خارجی این کشور قرار دهد طبق تحریم‌ها هم‌چنان خارج از دسترس یا محدود است.

بخش‌های مهم دیگر رژیم تحریم‌های ما در جای خود باقی می‌مانند، از جمله:

تحریم‌ها علیه بانک مرکزی ایران و حدود 24 بانک ایرانی مهم و موسسات مالی دیگر؛

تحریم‌های ثانویه، به موجب قانون تحریم‌های جامع ایران، پاسخگویی و بی‌بهره‌سازی (CISADA) و برخی قوانین دیگر، علیه بانک‌هایی که با افراد و موسسات تحریم شده توسط آمریکا تعامل تجاری دارند.

تحریم‌ها علیه کسانی که دامنه گسترده‌ای از دیگر خدمات مالی مانند انواع مختلف بیمه را به ایران ارائه می‌کنند؛ و دسترسی محدود شده به سیستم مالی آمریکا همه تحریم‌های مربوط به ششصد شخص و موسسه که به خاطر حمایت از برنامه هسته‌یی و موشک بالستیک ایران هدف قرار داده شدند، در جای خود باقی خواهد ماند.

تحریم‌ها علیه سرمایه‌گذاری‌های درازمدت و ارائه خدمات فنی به بخش انرژی ایران در جای خود باقی خواهد ماند.

تحریم‌ها علیه برنامه نظامی ایران در جای خود باقی خواهد ماند.

تحریم‌های گسترده آمریکا علیه تجارت با ایران در جای خود باقی خواهد ماند و جلوی دسترسی ایران به هرگونه تعاملی با بزرگ‌ترین اقتصاد جهان را خواهد گرفت.

همه تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل در جای خود باقی خواهد ماند.

همه تحریم‌های هدفمند ما در رابطه با حمایت ایران از تروریسم، نقش بی‌ثبات‌کننده ایران در بحران سوریه و سابقه بد حقوق بشرش در میان نگرانی‌های دیگر در جای خود باقی خواهد ماند.

یک راه‌حل جامع

در فاز اولیه شش ماهه، گروه 1+5 درباره محتوای یک راه‌حل جامع مذاکره خواهد کرد. تا اینجا خطوط پارامترهای کلی راه‌حل جامع گام‌های ملموسی را ترسیم می‌کند که به جامعه بین‌المللی اطمینان می‌دهد که فعالیت‌های هسته‌یی ایران منحصرا صلح‌آمیز خواهد بود. در رابطه با این راه‌حل جامع: هیچ‌گونه توافقی در زمینه راه‌حل جامع صورت نمی‌گیرد، تا زمانی که موافقت در زمینه همه چیز حاصل شود. در شش ماه آینده ما تشخیص خواهیم داد که آیا راه‌حلی که به ما اطمینان کافی دهد که برنامه هسته‌یی ایران صلح‌آمیز است وجود دارد یا خیر؟ اگر ایران نتواند نگرانی‌های ما را حل کند، ما آماده‌ایم که تحریم‌ها و فشار را افزایش دهیم.

نتیجه‌گیری:

به طور خلاصه این گام اولیه به نوبه خود پیشرفت بسیار زیادی است. بدون این توافقنامه مرحله‌ای ایران می‌تواند چرخش هزاران سانتریفیوژ دیگر را آغاز کند. می‌تواند سانتریفیوژهای نسل جدید را که مدت زمان فوران (اشاره به رسیدن ایران به آنچه غرب توانایی ساخت سلاح هسته‌یی می‌کند) را کوتاه‌تر می‌کند، نصب کند.

می‌تواند راکتور آب سنگین اراک را سوخت‌گذاری و راه‌اندازی کند. می‌تواند ذخایر اورانیوم 20 درصدی خود را از آستانه اورانیوم لازم برای ساخت بمب فراتر ببرد. ایران تحت شرایط درک گام اولیه هیچ یک از این موارد را نمی‌تواند انجام دهد.

علاوه بر آن بدون این رویکرد مرحله‌ای، ائتلاف تحریم‌های بین‌المللی تضعیف خواهد شد، زیرا ایران این استدلال را برای جهان مطرح خواهد کرد که درباره رسیدن به یک راه‌حل دیپلماتیک جدی بود و ما نبودیم. در آن صورت نمی‌توانستیم شرکای‌مان را در زمینه عمل مهم اعمال تحریم‌های‌مان با خود همراه کنیم. ما با این گام اولیه برنامه هسته‌یی ایران را متوقف می‌کنیم و به عقب می‌رانیم و یک گزینه مشخص را در اختیار ایران قرار می‌دهیم؛ به تعهداتش عمل کند و با حسن نیت برای رسیدن به یک توافق نهایی مذاکره کند یا کل جامعه بین‌المللی با انزوا و فشار بیشتر واکنش نشان خواهد داد.

مردم آمریکا یک راه‌حل صلح‌آمیز و پایدار را که مانع دستیابی ایران به سلاح هسته‌یی شود و رژیم منع اشاعه جهانی را تقویت کند ترجیح می‌دهند.

این راه‌حل پتانسیل تحقق این هدف را دارد. آمریکا از طریق دیپلماسی قاطع و اصولی نقش خود را برای تحقق صلح بیشتر، امنیت و همکاری در میان کشورها ایفا خواهد کرد.

 {برگرفته از سایت عصر ایران}

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1392ساعت 12:54  توسط فریدون فیض زاده  | 



حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه حجت الاسلام والمسلمین روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران در خصوص روند مذاکرات هسته‌ای، ضمن تقدیر و تشکر از هیئت مذاکره کننده کشورمان تأکید کردند: بی‌شک فضل الهی و دعا و پشتیبانی ملت ایران عامل این موفقیت بوده و ایستادگی در برابر زیاده خواهیها همواره باید شاخص خطّ مستقیم حرکت مسئولان این بخش باشد.

متن نامه رئیس محترم جمهور و پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم‌اله الرحمن الرحیم
محضر مبارک رهبر معظم انقلاب اسلامی
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دامت برکاته
باسلام و تحیات وافره،
خدای بزرگ را سپاس می‌گویم که در نخستین ماه‌های شروع کار دولت تدبیر و امید، فرزندان انقلابی شما توانستند در مذاکراتی دشوار و پیچیده، حقانیت ملت ایران در فعالیت‌های هسته‌ای را در صحنه بین‌المللی اثبات کنند و گام نخست را به گونه‌ای پیش برند که حقوق هسته‌ای و حق غنی‌سازی ملت ایران مورد اذعان قدرتهای جهانی -که سالها سعی بر انکار آن داشتند- قرار گیرد و راه برای گام‌های بلند بعدی در حراست از پیشرفت‌های فنی و اقتصادی کشور گشوده شود.

توفیق در این مذاکرات نشان داد که می‌توان با رعایت همه اصول و خطوط قرمز نظام، با ارائه منطقی و مستدلِ مواضع ملت ایران و اتمام حجت برای افکار عمومی جهان، قدرتهای بزرگ را نیز به احترام به حقوق ملت ایران فراخواند و گام‌های بعدی را نیز در مسیر حل و فصل نهایی اختلافات با استحکام برداشت.

بی‌شک این موفقیت، حاصل عنایات حق و رهنمودهای رهبری عالیقدر نظام و حمایت بی‌دریغ ملت ایران بوده است و توفیق نهایی نیز دراین مسیر در گرو تداوم ارشادات جنابعالی و حمایت و یاری مردم شریف و صبور ایران خواهد بود.

دستاوردهای قطعی این توافق اولیه، به رسمیت شناخته‌شدن حقوق هسته‌ای ایران و حراست از دستاوردهای هسته‌ای فرزندان این مرز و بوم بوده است و در کنار آن با توقف روند تحریم‌های ظالمانه، بخشی از فشارهای غیرقانونی در تحریم‌های یک‌جانبه برداشته و فروپاشی سازمان تحریم آغاز شده است. درنتیجه این ابتکار ایران اسلامی و استقامت ملت بزرگ ایران، قدرتهای بزرگ به این نتیجه رسیدند که تحریم و فشار، راه به جایی نخواهد برد و همان‌گونه که ایران از آغاز اعلام کرده بود، برای کسب توافق، راهی جز احترام متقابل و مذاکره عزتمندانه وجود ندارد، موضوعی که متأسفانه طرف مقابل با تأخیر به درک آن رسید. بی‌تردید حصول این توافق، به نفع همه کشورهای منطقه و صلح و پیشرفت جهانی در راستای رویکرد برد-برد خواهد بود.

اینجانب با تبریک این توفیق الهی به حضور رهبری معظم انقلاب، از هدایت و حمایت جنابعالی سپاسگزارم و با تقدیر و تشکر از پشتیبانی‌های بی‌شائبه ملت بزرگ ایران و گرامیداشت یاد شهیدان هسته‌ای، عهد خالصانه این دولت را در خدمت به این ملت قدرشناس تجدید می‌کنم و استمرار دعای خیر جنابعالی و آحاد ملت را مسئلت دارم.
حسن روحانی
3/آذر/92

بسمه تعالی
جناب آقای رئیس‌جمهور
دستیابی به آنچه مرقوم داشته‌اید در خور تقدیر و تشکر از هیئت مذاکرات هسته‌ئی و دیگر دست اندر کاران است و میتواند پایه‌ی اقدامات هوشمندانه‌ی بعدی قرار گیرد. بی‌شک فضل الهی و دعا و پشتیبانی ملت ایران عامل این موفقیت بوده و در آینده نیز خواهد بود ان‌شاء الله. ایستادگی در برابر زیاده خواهیها همواره باید شاخص خطّ مستقیم حرکت مسئولان این بخش باشد، و چنین خواهد بود ان‌شاء الله.
سیّد علی خامنه‌ای
3/آذر/92

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1392ساعت 12:50  توسط فریدون فیض زاده  | 


نسل جوان فارغ ازهمه تعارفات وپرده پوشی ها،درتصمیم گیری های نهایی،یک پدیده ی جدید ویک واقعیت متفاوت هستند که دردیدگاه ها وخواسته های آنهانمود پیدامی کند.

نزدیک به سه ماه ازخدمت دولت امیدوتدبیرگذشت.خوشی ها وناخوشی های این سه ماه،می تواند تلنگرهایی به دهنیت های خفته بزند.باید صراحتا پذیرفت گرفتن زمام امور کشور بعد از هشت سال ازیک دولت پوپولیستی کار آسانی نبودکه به راحتی بتوان ازکنارش گذشت چه بسادراین مسیر ناشناخته   مرارت ها انجام گرفته وچه مدت فرهنگ سازی شده.

برای گذر ازاین بن بست ناخواسته، نسل جوان به شعارهای دولت امید وتدبیرپاسخ مثبت داد وشعارها،گفته ها،خواسته ها ی رییس جمهور محترم راصبورانه رصد نمود ومشفقانه به آن جواب آری داد.

حال باید پذیرفت که جوانان کشور،جویای نامند ومعتقدند که ما در راهیم.آنها می گویند.به یاد داریم که سال هایی که دولتی که با شعار اصول گرایی سرکار آمد عواقب آن اباحه گری وانحرافات فکری گوناگونی رابه ارمغان آورد که در جای جای کشور دربین قشر خاصی ازمردم این مرزوبوم ریشه دواند.اما درکنار این انحرافات فکری ،غیرت مندان اخلاقی جامعه  بالاجبارسکوت پیشه کردند ویا اجازه نگرفتند!!!قس علی هذا.

{میگویند:وقتی انقلاب به پیروزی رسید،انسان های بزرگ ووارسته وفرهیخته قامت خود رابرافراشتند ودرصحنه سیاست وجامعه پدیدار شدند.آنان عاشق کشور ومردم خود شدند،وهرکدام ازآن بزرگان به دلخواه خود،شعری دروصف انقلاب سرودند .به مرور وباگذشت زمان،جدایی واختلاف آرا درنظرات آنهامشهودگشت وجایگزین همه ی آنهایی شد که به آن دل بسته بودند ومدینه ای که برای آیندگان ونسل های بعدازخود رشته وریسیده بودندهمراه با واژگانی مانوس باخرد انسانی مانندآزادی،برابری......رامی سرودند.باگذرزمان،این واژگان راسیلاب برد ویا دربعضی مواقع لابی های قدرتمند وابسته به برخی مراکز تصمیم گیری وبنگاههای اقتصادی سنتی اجازه قد کشیدن به آن نداد ورقابت جایگزین اخوت مصلحتی گردیدوبه مرور زمان درکرانه ی رود پربار،تمام آمال وآرزوها به فراموشی سپرده شد.}

واژگانی که قشر متوسط جامعه وبخصوص قشر جوان رامهیای کارزار آن جامعه کرده بود بعدها به عنوان واژه های وارداتی وسوغات غرب  تلقی گردید.شگفتا درروند مدیریتی جامعه برای تنویر افکار،زبان دیگری رابرگزیدند.بازگویی این مطالب بنظرم جز تخلیه عقده های درونی چیزی راحاصل نمی کند.ما قدر نبوغ خود راندانستیم ودست آوردها بسان شاخه های خشک ازمیان ما رخت بربستند حال باید به این امید که درخت ونونهال جدید قدبرافرازد ودوباره اوج وبال بگیرد.

ایا این درخت نونهال جدید می تواند موانع موجود بر سر راه خود راکنار زده وبربرداشت های غلط مدیریتی گذشته خط بطلانی بکشد؟وبه پشتوانه وبرکت فضایلی که از پیشینیان فرهیخته برای نسل نو خواسته به ودیعه گذاشته شده فردایی روشن تر وبهتر پیش بینی نمایند چون واقعیت آن است که با توجه به کثرت جمعیت جوان کشور وافزایش مدیریتی وارتقای سطح علمی وفکری آنان،چه بهتر است بعد از گذشت یکسال ویاحداکثر دوسال ،مدیریت میانی کشور رابه نسل سوم بسپارند وعاقلانه تر آن است که از گسست ووقوع شکاف بین نسل ها کاسته شود.باید اعتراف کنیم که باگذشت 34 سال،مدیریت میانی کشور دچار ناکارآمدی ویکنواختی مضاعف شده وباید مطالبات به حق جامعه رابایک نگرش جدید مدیریتی  به گروههای تازه نفس وتحصیل کرده ونخبه واگذار کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1392ساعت 10:0  توسط فریدون فیض زاده  | 


تحولات سیاسی واجتماعی جامعه ایران درمراسم انتخاباتب ریاست جمهوری درخرداد92انجام گرفت.دولت دکتر روحانی شروع به کار کرد.هرچند جامعه بعدازهشت سال سکون وایستایی وارد مرحله اجرایی جدیدی شده وشرایطی رافراهم کرده که پالایش نیروهای موافق اصلاحات براساس باورها واندیشه هایی که مد نظر است براساس تعهد والتزام باشعاری جدید به نام اعتدال،راه پرفرازونشیب پیشین وفعلی راهموار سازند.بایداذعان داشت که این امکان بصورت نسبی برای اقای دکتر روحانی توسط جوانان وقشر متوسط جامعه فراهم گردیده تا زمام امور کشور رابصورت هماهنگ تر ویکدست تر نه الزاما بصورت ایده آل بدست بگیرد.

پرواضع است مرحله جدید با شعار اعتدال درشرایطی آغاز شده است که هنوز شواهد وقرائنی وجود ندارد که جناب اقای روحانی بتواند ازدستیاران ومشاوران نزدیک خود به عنوان پاشنه آشیل درحرکت اعتدالی خود شناسایی وبرای ترمیم بعضی ازکاستی های هشت سال دولت اصول گرای اقای دکتراحمدی نژاد،چاره اندیشی کرده باشد.

یک مرکز اندیشه ورز،برنامه ریز وتدوین کننده راهبردهای مرحله ای ومیان مدت،که درآن گروهی ازانسان های متفکر که هنوز به جمع گروه اعتدالی مدنظر ریاست محترم جمهور نپیوسته اند وحاضر باشند برای اصلاح امور اقتصادی،اجتماعی وفرهنگی جامعه ی اسلامی خود هزینه بپردازندفعلا درآغاز کار است.

 طرفه آن است که برخی موارد درطی این مدت اندک دولت اعتدالی اقای دکترروحانی،هجمه های سیاسی وتبلیغاتی دردایره نزدیک یک جناح خاص،باهدف ناکارآمدی،جلوه گری می کند.برای جبران آنچه مسلم است،بودن یک مرکز اندیشه ورز برنامه ریز، می تواند جلوی این تهاجمات احتمالی را بگیرد ویک موازنه قدرت مثبت بین قدرت جامعه وقدرت دولت پدید آوردکه منوط به شفاف سازی وارائه گزارش واقعی به مردم است..

هرچند باآغاز کار آرام وقوام باسکون وسکوت دولت جناب آقای دکترروحانی وعدم رای اعتماد مجلس به سه وزیر پیشنهادی،جامعه توانست با شروع بکار دولت شاهد شتاب وضرب آهنگ آرام،توسعه اقتصادی سیاسی وفرهنگی درصدر برنامه های اعتدالی دولت قرار گیردواکثریت جوانان این کشور،شور وشوق زایدالوصفی ازاین روند نسبی ازخود نشان دادند وبه حمایت ازآن اقدام نمودند.

دراین مدت آزادی نسبی فعالین سیاسی که گاه بامقاله ها ،یادداشتها،سخنرانی ها ومباحثه ها درفضای اعتدالی جامعه ودانشگاهها،چون وزش نسیمی ،عطر وبویی از گذشته پرشور واشتیاق هشت سال اصلاحات رادرجامعه نوید می دادموجب شدتا بارقه امیدی دردل به وجود آورد که امید است این روند کماکان ادامه یابد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392ساعت 6:30  توسط فریدون فیض زاده  | 


بیش از سه دهه از انقلاب اسلامی درایران گذشته،یکی ازدغدغه های اصلی وموکد،مسئله امر به معروف ونهی ازمنکر بوده.به این سبب معمولا بافشار وهیجانی شدید درایامی ازسال بخصوص درماه محرم به برخی رفتارهای شخصی،مردم پرداخته می شود.ماموران مبارزه بااینگونه رفتارها،بخصوص دربین جوانان وبانوان جوان بارفتارهایی خارج ازضوابط وقواعد تعلیم وتربیت اسلامی،می کوشند که مردم رابه یک شکل از زندگی وپوشش ومعاشرت وادار نمایند وهمه این عملکرد را درقالب امربه معروف ونهی از منکر تعریف می کنند؟

بایداذعان داشت درحالی که اگر نظر شارع مقدس اسلام ازامربه معروف،اجبار مردم براجرای احکام جزیی وفرعی دینی بود حتما آن راامربه احکام می نامیدند نه امر به معروف!

ازآنجاکه این امر یک تاسیس ونهاد اسلامی است ودراسلام به امربه معروف ونهی ازمنکر به صورت عبادت نگریسته می شود وعمل به آن موجب تعالی وقرب الی الله می شودلذا یکی از واجبات مومنان تلقی شده جادارد که به مفهوم ومعنا وجایگاه آن درمعارف اسلامی توجه شود.درقران مجید این کلام الهی نسبت به این امر توجهی خاص شده وآن راعامل وضامن سلامت وتکامل جامعه شناخته است.درموردهیچ یک از عبادات چنین تعبیری نشده ووظیفه ای دراین سطح قائل نشده اند.پیشوایان اصلی ودینی اسلام ومکتب سرخ تشیع نیز،هم درزندگی اجتماعی وسیره ی خودوهم درتعالیم ووصایای خود نسبت به پیروان،براین امر تاکید بسیار ورزیده اند.

تاآنجا که ازمتون وتاریخ دینی مابرمی آید این مسئله بیشتر ماهیت اجتماعی سیاسی دارد تاجنبه ی فردی.

وجه فردی اش برای آن است که مومنان باعمل به آن هم خودشان تعالی وقرب به پروردگار بیابند وهم جامعه رابه تعالی وسلامت هدایت کنند.

دروصیت نامه حضرت امیر المومنین علی علیه السلام به فرزندانش می گوید:

شمارا به خدا،شمارا به خدا،امر به معروف ونهی از منکر راترک نکنید وگرنه اشرارتان برشما مسلط وحاکم خواهند شد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1392ساعت 18:23  توسط فریدون فیض زاده  | 


 

عوامل تاریخی گوناگون وسیر آن درجامعه ایرانی تاثیر بسزایی دارد بصورت اجمال می توان اشاره نمود که:پس ازفروپاشی حکومت ساسانی،نبود حکومت ملی-ایرانی حداقل به اسم درجامعه ایرانی مشاهده می شد که  به مدت دوقرن به درازا کشید از قرن سوم حکومت هایی کوتاه مدت مانند طاهریان،سامانیان،غزنویان،صفاریان،آل بویه،آل زیار وعلویان درایران برسرکار آمدند وسپس ازاوایل سده پنجم هجری قمری،حکومت به دست سلجوقیان افتاد وازآن پس حکومت های ایران مبتنی برساختار ایلی-طایفه ای،یکی پس ازدیگری درکشور ایران به قدرت رسیدند وتا مدت های مدیدی ادامه یافت وسرانجام بافروپاشی حکومت قاجاریه درپی جنبش مشروطه خواهی ایرانیان،عمراین دوران ایلی وطایفه ای به پایان رسید.

هرچند حکومت صفویه به ظاهر متکی برساختار طایفه ای نبود اما به پشتیبانی ساختارهای دوازده گانه طایفه ایی ایلی(قزلباش)تاسیس واداره می شد.امابعدها برسرتقسیم قدرت بین قزلباش ها وحکومت،تعارض پیش آمد ویکی از تعارض ها تغیر پایتخت ازاردبیل به قزوین وسپس اصفهان بود که درنهایت توسط طوایف ایلی غلجایی افغان حکومت صفویه سرنگون شد.به طورکلی،فرهنگ مبتنی برساختارایلی-طایفه،بیش ازاینکه برعقلانیت واستدلال متکی باشد.برجهان بینی تقدیر گرایی وبه قول ابن خلدون برتعصب ایلی وهمبستگی طایفه ای وابسته است لذاتوزیع واعمال قدرت به اتکاء همین جهان بینی وتعصب طایفه ای صورت می گیرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 18:22  توسط فریدون فیض زاده  | 


درهرجامعه ی،اختلاف نظر وتضادفکری میان قشرها وگروه ها بر سرمنافع وعلایق 

سیاسی،اجتماعی،اقتصادی وفرهنگی گریزناپذیر است.باید اذعان داشت مردمی که دریک کشور زندگی می کنند می توانند درسایه همکاری بایکدیگرنیازهای مشترک درتمام ابعاد زندگی که با ان سروکار دارند برطرف کنند.این همکاری باتفاهم واجماع فکری امکان پذیر خواهد بود درغیر این صورت درفرایند تصمیم گیری خلل ایجاد خواهد شد.لذا همکاری می تواند یک همزیستی تفاهم آمیز رادرتمام گرایشات فکری ایجادکند که به تبع آن امنیت اجتماعی وتوسعه پایدار برای کشور محقق خواهدشد.

برای رسیدن به آن ابتدا باید وضعیت فکری افراد جامعه رابصورت واقع بینانه وبدورازهیجانات واحساسات مطالعه نمود وسپس به فرهنگ سازی ،با برنامه ریزی تدریجی ادامه داد تاموجب رشد وتعالی،خلاقیت ونوآوری ودرنهایت اعتماد به نفس قابل توجه برای عموم حاصل شود.دراین روند،نیاز،به عنوان عنصراصلی است.به هر حال وظیفه قدرت سیاسی براساس الگوی حاکمیتی تمام مواردبومی ومحلی رامطالعه نموده که جملگی خواسته ها، تنها باآموزش ظهور پیدامی کند.نباید به بخشنامه ها بسنده کرد.رسانه های گروهی اعم از دیداری وشنیداری،باگرایشات مختلف،به عنوان پایه های اصلی می توانند درروشنگری مفید واقع شوند وسهم بزرگی راایفا نمایند.درکنارآن،گفتگوی متقابل نیروهای فکر واندیشه بصورت مناظره تاکید شود.

اگر تنها بسنده به گذشته داشته باشیم،گذشته نمی تواند به انسان ها بگوید چه بگویند ویا چگونه فکرکنند.اما می تواند بگوید که چه چیزی رانباید بگویند وچگونه می توانندمواردگفتمانی ذهنی خود را بگویند.

بنابراین خروج ازگذشته لزوما به معنای مخالفت ونفی خط مشی حاکم برگذشته جامعه نیست.

مردم تکیه گاه می خواهند که مهر ومحبت،سبک زندگی مطلوب وایده آل،توازن درتمام ابعاد که شهروندان آن جامعه بتوانند خودشان رابامحیط وسیستم مورد نظر هماهنگ سازند.

متاسفانه سیاست مداران جامعه عموما دراظطراب ونگرانی بوده وبیشتر درتوجیه وضعیت  وموقعیت شغلی خود هستند.عمده مسئولیت زندگی آنها حول محور سیاست سپری می شود وزیادفرصت نمی کنند.لذا باید فرمولی پیاده کنند تا تفاهم مبنای روابط اجتماعی سالم بین افرادومسئولان شود وبه تبع آن موجب اصلاح افکار وروش های جامعه شده و کارآمدی خود راتقویت نموده وبدون دغدغه فکری اجرایی به ارائه رهنمود بپردازند.انشاالله به امید آن روز.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1392ساعت 10:3  توسط فریدون فیض زاده  | 


"میشل فوکو" می گوید:عدالت وبی عدالتی نقطه های حساس هرانقلابی است .جایی که انقلاب ها به خاطر آن پدید می آیند واغلب جایی که راهشان راگم می کنند ..........................................................................................................

آغازکلام - مدت هاست از هدفمند کردن یارانه ها می گذرد ودولت اصول گرای گذشته ودولت امید وتدبیر فعلی،ماهیانه مبلغ ناچیزی را به حساب خانوار واریز تا اقشارآسیب پذیر جامعه توانسته باشند بادریافت این مبالغ نسبت به پرداخت قبوض آب،برق،گازو.............اقدام نمایند.حال بماند آیا این مبلغ بارشد سرسام آورتورمی جامعه می  تواند گره ای از گره ها راباز نماید.

اخیرا معاونت محترم برنامه ریزی ونظارت راهبردی دولت امید وتدبیربه این نتیجه رسیده اند که برای پرداخت یارانه مردم ،دولت قادر به تامین این مبالغ نیست و باید اقدام به حذف 22میلون نفر بنمایند.

باید اذعان داشت:

دولت اصول گرای اقای احمدی نژاد برای پرداخت یارانه مردم  سعی می کرد از خلا های قانونی بهره مند شود ودرهمین راستا به قول پدرم یک باقی الصالحاتی برای خود به جای گذاشته که نیاز به واگویی آن دراین مقال نیست.هرچندنفس کار زیبنده نبود وبه هیچ عنوان مورد تائید هیچ عقل سلیمی نیست.امااین سئوال درذهن متبادر می گردد.مسئولین ،رسانه های دیداری وشنیداری،نخبگان علمی کشور،اساتید وفعالین اقتصادی و سیاسی کشور ،زمانی که متوجه شدنددولت به اصطلاح اصول گرای جناب آقای احمدی نژاد  برای پرداخت یارانه ها به مردم بامشکل مواجه است، چراسکوت کردنند؟

چرانسبت به استقراض از بانک مرکزی،فروش املاک دولتی،فروش ارزوسکه،و.......برای تامین یارانه ها سکوت کردند وکاری هم به عواقب وحشتناک تورمی درجامعه وبخصوص ضربه به اقتصاد ملی کشور نداشتند؟

درسال 1383بانک جهانی مطالعه ای برای هدفمند کردن یارانه هادرایران انجام داد ودرگزارش خود تسریع کرد که میزان رفاه ازدست رفته دراثر رویکرد نقدی کردن یارانه ها،برای فقیر ترین گروههای درآمدی جامعه دوبرابر بیشتر از رفاه ازدست رفته ثروتمندترین گروههای درآمدی جامعه است.نیاز به یک شوک قیمتی است که به نرخ پایه تورم نیز تاثیربگذارد.نتیجه آن خواهد شد که حوزه های گرفتاری فقرا،به مراتب بدتر خواهد شد واین رویکرد به سایر اقلام تسریع پیدا خواهد کرد.

این هشدار کارشناسان بانک جهانی بوده .اما مدیران ما براساس روش آزمون وخطا سعی کردنند به هشدارها توجه ننمایند وبه راحتی از کنارش عبور نمایند وبا این تصور که از این در تاآن در فرجی است!!

واما جناب اقای دکتر نوبخت عزیز.نکته ای را باید جهت دهک هایی که مد نظر است حذف شونددرتصمیم سازی وتصمیم گیری نهایی لحاظ نمایید.

قشر بازنشسته وکارمند دولت تنها قشری هستند که دسترسی آسان به اطلاعات انهامیسور است .هرچند باید اذعان داشت این اطلاعات به روز رسانی نشده اند وچه بسا درطی سالیان متمادی دستخوش تغییر وتحولات شده باشند.این را به جد باید گفت:جناب اقای دکتر نوبخت جیب مردم به خصوص قشر اسیب پذیر که همان کارکنان وبازنشستگان می باشند خالی است.این خالی بودن جیب ها به حدی است که یارای توان پرداخت هزینه های ضروری فرزندان خود راندارند.هزینه هایی مانند:کمک هزینه تحصیلی،ایاب وذهاب تحصیلی،شهریه،پول کتاب ونوشت افزارها و...........به ناچار خود را ملزم به دریافت وام های جعاله،فروش اقساطی باسود انچنانی،....می بینند.که درفیش حقوقی این قشر چه بسا لحاظ نشود و فرد خود رامکلف بداند که بصورت حضوری درهرماه به بانک مربوطه مراجعه نماید.

این حقیقتی تلخ است وانکار ناپذیر،به نظر می رسد که بدون بررسی وضعیت حقوقی ودریافتی کارکنان وبازنشستگان کشوری ولشگری وتنها بسنده نمودن به همان خوشه های اولیه نمی تواند ملاک تصمیم گیری شود.درتصمیم گیری های کلان به طور جدی کاستی های مورد نظر اقشار آسیب پذیر مورد نظر  است که انشائالله ملاحظه ولحاظ خواهید کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1392ساعت 10:49  توسط فریدون فیض زاده  | 


فردبه اعتبارعضویت آگاهانه درجامعه،برای خودحقوق،اصالت،مسئولیت هایی دارد وتحقق حقوق اجتماعی خودرادرگرو تحقق حقوق دیگران دراجتماع می بیند.لذا تمایل به بهتر زیستن ودستیابی به آن ازاهم فعالیت های فرد می باشد که همیشه درگوشه ای ازذهن خود،رسیدن به آن زندگی وشرایط راتصویر می کشد ودرطلب ورسیدن به آن سختی های بسیاری رامتحمل وتلاش های زیادی انجام می دهد.امابایداذعان داشت که این ظاهر شدن ها،منوط به عضویت آگاهانه درجامعه است.شخص فی نفسه باید خود رامقید به رعایت قوانین اجتماعی بداند اگر غیر آن باشد،فردمحوری غیرعقلانی،خواه ناخواه برنقض اخلاقی می انجامد وخام اندیشی فردی صرف برعقلانیت دوراندیش مستولی می گردد وبه تبع آن،هزینه های اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی زیانباری هم برخود وهم برجامعه تحمیل می کند ودرنهایت موفقیت فرد به هیچ عنوان درجامعه تضمین نمی گردد چون فاقد پشتوانه قوانین اجتماعی است.لذا باید فرد درزندگی اجتماعی خود،لحظاتی راتجربه نمایدوباعضویت آگاهانه درجامعه  به کسب وانتقال آن ازطریق گزاره ها ی شاخص ومطلوب که برای شخص و دیگران دشوار وچه بسا ناممکن باشد دست بیابد تانیازهای اولیه یک زندگی سالم را فراهم سازد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 14:16  توسط فریدون فیض زاده  | 


همه ی انسان ها کوله باری ازخاطرات وحوادث خوب وبد گذشته رابه دوش می کشند.هرچند طرز فکرآنها متفاوت است.دراین بین بعضی یاد گرفته اند که ازگذشته ها عبرت گیرند درزمان حال زندگی کنند وبرای آینده برنامه ریزی کنند.این گونه افراد ذهنی خلاق وشکوفا دارند وبا احساس ورضایت نسبی به زندگی خود ادامه می دهند.

درمقابل این گروه،گروهی دیگر هستند که دائما درگذشته به سر می برند وبا،حال وآینده سرسازگاری ندارند ودراصل نمی توانند باآن پیوند برقرار کنند.این گروه از خطاهای دیگران به راحتی نمی گذرند وتمایل ورغبتی برای برنامه ریزی نشان نمی دهند واعتقاد دارند که موفقیت آنان منوط به زمان گذشته بوده وزندگی همان گونه که هست،باید باشدوتمایلی به شرایط زندگی بهتر برای خود ودیگران متصور نمی شوند.آنان غافل از این نکته هستند که زندگی،جاده ای است.که دهها راه رفته وهزاران راه نرفته درآن یافت می شود راه راهی است ازگذشته،باور واقعیت است که بپذیرند که زندگی واحساسات درونی انسان ها قابل تغییر است. باید یادبگیرند که بسیاری از آدمهایی که تصویر آنها درقاب های کدر گذشته قرار داده شده اند،امروز همانند دیگران درحال تغییر هستند.اگربادیدمثبت به سراغ آنها بروند،چه بسا  دیگران را برای ساختن دنیای بهترخودراغب سازند.به امید آن روز....

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1392ساعت 10:30  توسط فریدون فیض زاده  | 


حقوق شهروندی وتوقعا ت از دولت منتخب

حقوق شهروندی را می توان مجموعه ای از مناسبات دانست که مردم یک کشور در حوزه های سیاسی،اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی.....باید ازان برخوردار باشند.دراین شرایط باید ابتدا حوزه ی عمومی وخصوصی از همدیگر تفکیک گردد.

درجهان معاصر،دولت ها برگزیده ودرنتیجه نماینده ملت ها هستند دراصل خدمتگزار ملت هستند که درمجامع بین المللی از حقوق حقه ملت خود دفاع میکنند ودر داخل نیز موظف به فراهم اوردن راحتی واسایش ورفاه مردم خود هستند،منابع مالی کشور رامنصفانه وبابیشترین بهره گیری های ممکن به کار می گیرند،حقوق مردم راپاس می دارند ومانع ظلم واجحاف به مردم می شوند.درقبال ان نیز مردم به پاس خدمت صادقانه دولت،وفاداری به قانون ودستورات اجرایی مصوبه رانصب العین قرار داده ودر مشکلات پیش رو حمایت گر دولت خدمتگذار خود خواهند بود.

منظور این است که مردم باتکیه برمفاهیم سیاسی مدون،اول حقانیت ومشروعیت دولت رامی پذیرند وانگاه اشتباهات وخطاهایش رامتذکر می شوند ونسبت به انها اعتراض می کنند وخواستار اصلاح امور می شوند از افراط کاری ها شکایت نموده وعواقب تفریط ها را گوشزد می کنند.بدینسان است که موضع طرز تلقی وکار واقعی دولت وملت روشن می شود.اشکار است که درظل چنین مفروضاتی،مردم می توانند به دولت منتخب خود اعتراض کنند واز ان بخواهند که اشتباهات خود راتصحیح کند.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1392ساعت 11:45  توسط فریدون فیض زاده  | 


اندیشه بهبودخواهی

اصل این اندیشه را بیشتربرای بیان گرایش های جنبش سوسیالیستی بکار می بردند که در اصل اندیشه قهر وخشونت انقلابی راکنار نهاده وخواستار دگرگونی از طریق دموکراتیک بودند.سوسیالیست ها،ضرورت مبارزه طبقاتی،انقلاب سوسیالیستی ودیکتاتوری پرولتاریا رانفی کرده ودر این راستاخواهان همکاری باطبقاتی بودند که طالب رسیدن به جامعه ای مبتنی بر رفاه عمومی باشند.

این گروه ها را میتوان فابیانیسم در انگلستان ، رفورمیسم در فرانسه ، تجدید نظر طلب در آلمان ، اکونومیسم در روسیه اشاره کرد. در کل بهبود خواهی در مقابل محافظه کاری و واپس گرایی و همچنین در برابر هر نوع انقلابی خواهی قرار می گرفت.لذا در روند ادامه بهبودخواهی در کشور ها ، دگرگونی و تغییر در زندگی سیاسی ، اجتماعی و یا اقتصادی را از طریق انجام اصلاخات ، با روش های مسالمت امیز و توام با ملایمت رقم زدنند و برای این کار هیچ نیازی به استفاده از زور و روش های خشونت آمیز را ملاک دستیابی به آن قرار نمی دادند.

بهبود خواهی از واقعیت تا عمل

بهبود خواهی در تعریف اصولی همان نظارت و استفاده از تمام ظرفیت های مدنی برای برچیدن روابط غیر سالم و غیر دموکراتیک در عرصه های گوناگون جامعه است، که در راستای آن بتوان جامعه ای مطلوب ، مرفه ، برخوردار از امنیت و عدالت و آزادی را خلق کرد این یک تعریف جامع از بهبودخواهی است.در این جامعه باید آزادی و عدالت و رفاه  و جمهوریت به مفهوم واقعی آن حرف اول را بزند و همه چیز برخواسته از اراده آزاد مردم باشد. در این تعریف حاکمیت بر سرنوشت خود یک حق الهی است و قدرت حاکم نیز ناشی از خواست و ارده ملت است و نهاد های مختلف دخیل در جامعه در برابر ملت پاسخگو هستند. از مشخصه های بارز بهبود خواهی آزادی اندیشه و ازادی بیان و نشر افکار و عقاید است .

اما در ایران اسلامی بهبود خواهی از واقعیت تا عمل چگونه است و چه تلقی ما ایرانی ها از این مفهوم داریم؟

واژه فرهنگی بهبود خواهی که به معنای دگردیسی ، تغییر شکل است ایا می تواند در جامعه اسلامی نقش ایفا کند؟

باید اذعان داشت که بهبود خواهی در هر جامعه ای واجد بار معنایی مثبت و منفی نیز هست. به این عبارت که در هر جامعه به تناسب نوع فرهنگ ، قومیت ، بومی گرایی و میزان داشته های دیگر در نوع خود قابل تفسیر هستند و در این مجال امکان پرداختن به آن میسر نیست. حال باید گفت که در جامعه ایران اسلامی به چه کسی بهبودخواه میگویند و درک آن از جامعه چگونه است؟

معمولا در رویارویی با یک سیستم خاص ، کسی بهبود خواه است که موجودیت آن سیستم را قبول کند و هرچند در آن سیستم معایب و مشکلاتی میبیند باید واقع بین باشد و در واقع در رفع آن معایب با نظر کارشناسی و رایزنی با دیگران ، دیگران را در این تلاش سهیم کند.

همه معتقدیم و واقفیم که در جهان معاصر دولت ها برگزیده و درنتجیه نماینده ملت ها هستند. در مجامع بین المللی از حقوق آن ها دفاع می کنند و در داخل موظف به فراهم آوردن لوازم راحت و آسایش و رفاه مردم خویش هستند.منابع مالی مملکت را به بهترین صورت و با بیشترین بهره گیری های ممکن به کار میگیرند. حقوق مردم را پاس میدارند و نمیگذارند که به کسی ظلم و اجحاف شود.و در مقابل مردم پاسخگو هستند و میدانند که قدرت خود را از مردم گرفته اند و مردم می توانند هر وقت بخواهند با استفاده ازمجاری قانونی آنها را از مصدر قدرت پایین بکشند.

آشکاراست که در در ظل چنین مغروضاتی ، مردم میتوانند به دولت ها اعتراض کنند و از انها بخواهند که اشتباهات خود را تصحیح کنند و در صورت خروج از محدوده ی وظایف خود ، به شاهراه اصلی مملکت داری برگردنند. یعنی اینکه مردم با تکیه بر مفاهیم سیاسی مدون و قانونی کشور ، در ابتدا حقانیت و مشروعیت یک دولت را میپذیرند و آنگاه اشتباهات وخطاهایش  را متذکر میشوند و نسبت به ان اشتباهات اعتراض می کنند وخواستار اصلاح ان می شوند.خلاصه اینکه مردم از دولت منتخب خود توقعات مختلفی دارند و اگر فضا برای انها مهیا شود و دستشان برسد تلاش خواهند کرد تاازطریق مجاری قانونی و موازین قانونی موجود کشور، جلوی بی پروایی و بلند پروازی های دولت را بگیرند و آن را وادار به اصلاح نمایند.

بدینسان است که موضع و طرز تلقی و کار بهبودخواهی واقعی روشن می شود. در اصل چنین گروه هایی در پیکره جامعه را نمی توان بلاتکلیف دانست.

اما در ایران اسلامی در حال حاضر اکثر کسانی که دایه رهبری بهبودخواهی را یدک میکشند اکثرا بر اساس نظرات کارشناسان امر ، از اردوگاه چپ بوده  که در یک فرایند، چرخش 180 درجه ای نموده و جووفضای موجود را به نفع خود تغییر داده. به نظر اینجانب بسیاری از ازمون ها و خطاها، ناشی از نابسامانی هایی است که ریشه درعملکرد غلط بهبودخواهی در ایران دارد.

شخص منتخب باید شهامت ، اقتدار و در اصل جنم کاری لازم را برای پیشبرد مطالبات مردم داشته باشد. باید اذعان داشت که بهبود خواهی در ایران نمی تواند یک ملک مطلق شخصی باشد که یک جریان فکری آن را هدایت کند بلکه هر دولت منتخبی براساس چشم انداز و چهارچوب قانونی به سوگندی که در ابتدای ریاست خود به آن یاد می کند ، وفادار و پایبند است . به نظر حقیر این گونه فرایند در تصمیم گیری های اقتدارگرایانه قانونی می تواند در دایره ای قرار گیرد که به آن تعهدلازم راداده و برای رسیدن و فراهم نمودن زمینه برای بهبود خواهی جامعه ایرانی  شخص منتخب بایددرچارچوب قانون،به تشکیل کنگره همت گمارد تا بتواند همه افراد جامعه را که خواهان آن هستند دور هم جمع نموده تادرادامه ی مسیر، از شخصیت زدگی که آفت جامعه ایرانی است پرهیز شود.درحال حاضر هیچ فرایند و سازوکار مناسب مدنی و قانونی و منطقی برای ان پیش بینی نشده.وسیاست درکشورمان دارای فراز ونشیب های بسیاری است.

هرچند احزاب به عنوان چرخ دنده و ماشین بهبود خواهی تلقی می شوند، اما متأسفانه،بی صداقتی، خودخواهی،قدرت طلبی و در کنار همه این عوامل ،متکی به جامعه سنتی از مشکلات پیش رو برای رسیدن به ان ارمان بزرگ است.  

احزاب در ایران نمی توانند منابع مالی خود را از سوی اعضا تأمین نمایند . لذا به بنگاه های اقتصادی روی  آورده وبه تبع ان تمامیت خواهی بنگاهی در سهیم شدن فرایند تصمیم گیری کاملاً قابل پیش بینی خواهد بود .درکناران، نخبگان نیز به علل فراوان ....نمی توانند در تصمیم گیری سهیم باشند . درک مصالح کلان و چشم انداز پیش بینی شده نیز در میان احزاب بسیار ضعیف است .از همه مهم تر دیدگاه های مختلفی در روند بهبودسازی و بهبود خواهی در بین احزاب و نخبگان و تصمیم گیران سیاسی وجود دارد.

برخی معتقدند که ادامه و استمرار روند برای رسیدن به آن هدف بزرگ، موقعیت برخی از گروه ها ونهادهای درون نظام را تهدید خواهد کرد و ادامه ان پدیده می تواند تهدیدی برای اصل حاکمیت باشد .

برخی نیز معتقدند که ادامه و پیگیری روند به مثابه یک فرصت است که باید از آن در جهت تثبیت نظام بهره جست.

درکل تفاوت های فکری درجامعه ی اسلامی ما وجود دارد.گروه اول خواهان استقرار یک تفکراست واستدلان این است اگراحیانا با ان تفکر فاصله ای ایجاد شود ،خواه نا خواه وابستگی،نادانی،فاسد بودن و....رابه همراه خواهد داشت که اینگونه برداشت ادامه ی گفتمان را به بیراهه خواهد کشاند.تفاوت فکری رانباید یک انحراف تلقی کرد.لذابهترین راه برای رسیدن به ان هدف والا ،تشکیل کنگره فراجناحی درسطح جامعه وگفتمان دردانشگاههاست، این مکان می تواندجای طرح اندیشه های مختلف باشد چون کارکرد دانشگاه باسایر مراکز،متفاوت است.دانشگاه مرکز فکرکردن،پارادایم های مختلف است.اداب گفتمان و....از این مرکز ،میتواند یک رهیافت بلند مدت تلقی شود.


+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1392ساعت 10:15  توسط فریدون فیض زاده  | 


یک بار برای همیشه ، حرف بسیار است و مجال اندک

در سمت های اجرایی،مشاهده می شود که فردی به کاری گمارده می شوداز سوابق تخصصی آن رشته بی بهره است لذا باید اذعان داشت تخصصی بودن در زندگی انسان ،بسیار اثرگذار است وقتی انسان تخصصی فکر و زندگی کند ، دقت و وسواس زیادی در کار و جملاتی که بر زبان می آورد دارد .متأسفانه یکی از مشکلات سیستم اداری دولتی ما این است که ارادت سهم مهمتری ازمهارت دربه کارگیری افراد در یک مسئولیت دارد .با این پیش فرض که من نسبت به رئیس اداره خود ،ارادت بیشتری داشته باشم و آن را کماکان ادامه بدهم موجب دوام و قوام مسئولیتم خواهد بود . در اینجاست که تخصص نقش تعیین کننده ای در سیستم اداری دولتی بازی نخواهد کرد.

در جهان مترقی امروز وقتی می خواهند فردی را برای مدیریت سازمان دولتی در نظر بگیرند ،به دنبال متخصص ترین فردمی روند امادرسیستم اداری کشور عزیزمان ایران به دنبال مرید می روند تا همه چیز در کنترل مدیر باشد .چه کنیم ! سنت و تاریخ و پیشینه سیستم اداری ما این گونه است .در مجامع علمی داخلی همه مدیران از عقل و منطق و شایسته سالاری سخن میگویند اما در عمل مشاهده می شود که انتخاب ها و انتصاب ها بر پایه ارادت است!

درکنار آن باید اعتراف کرد که هرچند مدیران مورد نظر خود حاملان افکار مدرن هستند ولی در عمل دارای خلقیات سنتی و تاریخی می باشند .

چه بهتر است که برای همیشه و برای یکبار هم شده تخصص ومهارت را بر ارادت درتصمیم گیری های خود در بکارگیری افراد درمسئولیت های جدید  در سازمان های دولتی ترجیح دهیم تا شایسته سالاری و تخصص گرایی در عمل به وقوع بپیوندد .

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1392ساعت 14:30  توسط فریدون فیض زاده  | 


خدمت به مردم

انسان درحیات اجتماعی خودناگزیراز انتخاب است وصحت وملاک انتخاب رانیز عمل انسان وتجارب اندوخته هایش است که در طی سال ها انباشت شده ویا کسب کرده.لذا همین جوهره،هستی اش را تشکیل می دهد که بصورت تدریجی درقالب علم ودانش درمقابل  وی قرار می گیرد.انسان درراه تسلط برخود وشناخت خود وهمچنین برطبیعت وبرجامعه ی خود،باید دربرداشتن گام های اولیه تفکر کندچون ناگزیر به انتخاب جدید وعمل جدید واندوختن برتجربیات است،تابه انتخاب بهتر وصحیح تر برسد.

باعنایت به اینکه انسان به نسبت  درگیر به مسایل پیرامونی خود هست لذا از خود رستگی، درتعامل بااجتماع وذوب شدن درخدمت به مردم می تواند حس نوع دوستی وامیدواری رادرقلب های خفته بیدار نماید وبه تبع ان،خدمت به مردم،کشف قانون مندی های درست اجتماعی وعمل درست به ان،خود نتیجه تعامل خواهد بود.لذامی توان نتیجه گرفت که هرانسان از خود رسته است که اگاه تر باشد وهر کس که اگاه تر باشد،مسئولیت پذیر تر وهر کس مسئولیت پذیر تر باشد درخدمت به هم نوع خود بیشتر ذوب می شود که معنای خاص خود رادارد که این امر درهمراهی باجامعه حاصل خواهد شد.

این نوع خدمت، یک نوع حس مثبت درفرد ایجاد می کند که موجب شکفتن وامید به زندگی است.بنابراین نظام اجتماعی نیز درلحظات سخت ودشوار ودرشادی ها،نوعی انسجام به وجود می اورد که گسترش این پیوندها،به هیچ عنوان جامعه راوارد چالش ونگرانی نخواهد کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1392ساعت 10:10  توسط فریدون فیض زاده  | 

به راستی باید اعتراف کرد که ماندلا ، نماد اصلی و واقعی قرن ،و مرد سیاست است . وی از گذشته آموخت که چگونه باید زندگی کند، مقاوم باشد ، و چگونه برای مردم و ملت خود انواع مشقت های جان فرسا را به جان بخرد .

ماندلا پس از 27 سال زندانی شدن در بدترین شرایط در زمان حاکمیت رژیم آپارتاید در آفریقا ، توانست به آرزوی دیرینه خود یعنی شکست نژادپرستی در آفریقا برسد و در قبال این همه سختی به مانند کوه ، استوار و پابرجا ماند و ذره ای از مواضع و هدف خود عقب نشینی ننمود و درنهایت یک نظام سیاسی جدید در آفریقای جنوبی پیاده کرد و خود نیز چندی بعد با چشم پوشی از قدرت و مواهب قدرت سیاسی ، فراتر از هر سیاستمدار ، برفراز بلندترین نقطه اوج یک انسان واقعی و با شرافت ، با ارزش باقی ماند .

او با اعتقادات خود و با تدبیر و عشق به آرمان و هدف والا در خدمت مردمش بود . از گذشته های سیاستمداران آموخت که چگونه باید هدایت جامعه خود را به عهده گیرد و نیزبه مواردی که خلاف فرهنگ بومی آفریقایی است وارد نشود و آن ها را به حال خود واگذارد . لذا آنگونه که مردم می خواستند با رفرم گام به گام ، سیاست خود را به ملت خود شناساند و به افکار آن ها اهمیت به سزایی داد و احترام گذاشت .در کل معرف فرهنگ آفریقایی شد که همه طالب ان بودند.

وی توانست با نزاکت بیان و ظاهری آراسته و با عقلانیت و اجماع ،همه را در تصمیم گیری های کشور دخالت دهد .

باید اعتراف کرد که نلسون ماندلا ، نماد اصلی و واقعی قرن و مرد سیاست واخلاق بود و تاریخ برای همیشه از وی به نیکی یاد خواهد کرد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1392ساعت 21:21  توسط فریدون فیض زاده  | 


شورای شهر وروستا

رهیافت قانون اساسی جهت مالوف ساختن مردم به نوع ارمانی حاکمیت یعنی حاکم ساختن مردم برسرنوشت اجتماعشان،رهیافتی منطقی وخردمندانه می تواند باشد که این امر با واقعیات ملموس جامعه ما انس والفت دارد.

حضور اگاهانه وهوشمندانه مردم درانتخابات شورای شهر وروستا،منوط به انتخاب ومعرفی افراد تحصیل کرده وفرهیخته است که بی شک سرنوشت مردم رابه خوبی رقم خواهند زد.دراینجا ملاک عمل فقط در توانمندی کاندیداهاست.منتخب چنان چه برپایگاه مردمی وتخصص وتوانمندی متکی باشد سعی خواهد نمود چون امینی اگاه بارامانت رابه سرمنزل مقصود برساند وتوافق ورضایت مندی وشایسته سالاری را ضروریات مشارکت درفرایند انتخابات بداند وبه تبع ،وظیفه سایر فرهیختگان نیز این خواهد بود که:

مردم راجهت برگزیدن نماینده راستین ،تجهیزفکری نمایند تا جلوی اشخاصی که احیانا فرصت طلب هستند،وبا استفاده از شگردخاص ،تسلط براحساس وعاطفه همنوعان خودرا دارند.و مسند نمایندگی راهمچون پرتگاهی جهت رسیدن به نان وجایگاه زدوبندهای اقتصادی وسیاسی می نگرند.انان رااغفال نکنند.رسیدن به این خواسته به حق،بامشارکت واگاه سازی وفرهنگ سازی میسراست که دروهله اول پایگاهی از بلوغ فکری وسیاسی برای ان جامعه فراهم شود ،.تا شورایی داشته باشیم که به حق بتواند مردم سالاری ویا مقدمه دموکراسی رابدون ازمون خطا به شوراهای اینده تحویل دهند.اگر از این منظر که کار دشواری نیست،به ان نگریسته شوددراینده ای نه چند دور ،خواهیم توانست به فصل هفتم قانون اساسی که همان شورا است ،جامه عمل واقعی پوشانده وناسیونالیسم عقلانی را ملاک پیشرفت کشورتلقی نمائیم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 8:51  توسط فریدون فیض زاده  | 


شاید مطلبی که نگارنده این قلم به رشته تحریر درمی اورد برمذاق بعضی از دوستان خوش نیاید وان رازاییده وماحصل اشفتگی یک ذهن بدانند.لذا بنابه اصل علاج واقعه قبل از وقوع، اعلام می کنم به هیچ جناح ،حزب وتشکلی وابستگی ندارم ونخواهم داشت و بر سبیل وسیاق خود می نویسم.

پس از روی کار امدن دولت کریمه ی عدالت پرور ومهر ورز جناب اقاب دکتر محمود احمدی نژاد،وپیدایش تفکری به نام اصول گرایی و....به تدریج عرصه ی اندیشه وعقیده درحوزه های مختلف فکری،فرهنگی،هنری،سیاسی،اجتماعی واقتصادی جامعه را تحت پوشش خود قرار داد .جناح هاوتشکل های مختلف وبه تبع ان اهل قلم،نتوانستند دیدگاه جدید را درترازوی نقد خود قرار دهند . این عمل،سبب شد مواضع گروه هاوافراد فعال درجناح های مختلف ،تحت شعاع خود قراردهد وعامه مردم  به سوی یک گرایش سوق داده شوند.با این وصف جامعه ی ما قدمی به سوی گفتمان برنداشت.وجریان یک سویه بعد ازانشعاب ،اندیشه های جدیدی راخلق کرد و پایه های اساسی دین وقران رادرترازوی نقد جامعه شناسی معاصرخود قرارداد وسعی کرد که خود را به نوعی بایک تفکر و جریان، وابسته نماید.درروند کار باتجهیز خود به جریان پوپولیستی واصول انتخابی مد نظر، پایه ی اندیشه های قرانی رادرمعرض جریان های سیاسی قرار بدهد.درکنار ان ،اندیشه های ناب نیز به وسیله برخی قلم ها که از پشتوانه ی مالی هنگفتی برخوردار بودند،دربوته ی نقد گذاشته شد.دراین بین عده ای تلاش نمودند که ریشه ها رادر خاک های پوسیده ی تفکرات خود،به جماعت حامی خود نشان بدهند.

جریان صاف وزلال وپاک مردمی بااین جریانات الوده،عجین شد و به یک باره ،فضای فکری-سیاسی جامعه رادربایکوت قرار داد.درچنین شرایطی،بانگ برامد که باید قلم های الوده ومسموم شکسته شود وبرخی قلم ها نیزشکسته شدند.

دراین بین برخی قاضیان نشسته برمسند قضاوت،یقینا این رامی دانستند که قلمی که حکم صریح یک مرام خاص رازیر سئوال می برد وان را دربوته ی نقد دانش بشری جامعه شناسی می گذارد،با قلمی که یک شخص مغرضانه ان رانقادی می کند،یکی نیست.اما ازکنار ان گذشتندوبی تفاوتی را پیشه خود ساختندوسکوت نمودند.

دراینجا این سئوال به ذهن متبادر می گردد:وقتی دریک جامعه قرار باشد دراول واخر هر حادثه ای ونقدی،سیاست حرف نهایی رابزنند،وضعیت به همین گونه خواهد بود! که درطی سالیان سال شاهد ان بوده ایم.

پس بیاییم به جای شکستن قلم ها .دل ها،رااصلاح کنیم تادرعصر ارتباطات،دوران جدیدی راتجربه کنیم.هرچند ممکن است دراین مسیر،دچار برخی از انحرافات سهوی شویم.می شود انها را هدایت کرد.جامعه ما نیازمند بسیاری از قلم هاوتفاهم هاست،چه زیباست که قلم را ارج نهیم وبه انچه خدای متعال سوگند خورده،احترام بگذاریم.

چوب تر را چنان که خواهی پیچ

نشود خشک جز به اتش راست

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 17:22  توسط فریدون فیض زاده  | 

انتخابات ریاست جمهوری در ایران


چرا مشارکت؟چراعدم مشارکت

انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران، برگزار خواهد شد وطی ان انتخابات ، رئیس جمهورایران بعد از رئیس جمهور مخلوع،ابوالحسن بنی صدر،رئیس جمهور شهید محمد علی رجایی ،ایت الله سید علی خامنه ای حسینی،ایت الله اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی،حجت الاسلام دکتر سید محمد خاتمی ودکتر محمود احمدی نژاد ،سکاندارجامعه  خواهد بود.

هرفرد ایرانی دربرابر این رخداد بزرگ سیاسی واجتماعی درکشور می تواند دو موضع داشته باشد،مشارکت وعدم مشارکت.

کسانی که عدم مشارکت راترجیح می دهند درحقیقت می خواهند به نحوی اعتراض خود را به سیاست های موجود نشان دهند.اماکسانی که راه مشارکت رابرمی گزینند بردودسته اند:عده ای جهت تائید وضع موجود دست به این کار می زنند وعده ای جهت نشان دادن انتقادات خود مشارکت می کننداین نشان دادن انتقادات نیز با رای ندادن به کاندیدای رسمی بروز می یابد.انتخاب هرکدام از این تصمیم ها حق هرفردایرانی است ونمی توان اورا به تغییر تصمیم خود وادار کرد.اما می توان بادادن اطلاعات خام وبدون خط،کوشید تصمیمات درست تری اتخاذ گردد.پژوهش حاضر تنها بدین جهت تدوین شده است تاهرکس بتواند درکوتاه ترین مجال وفرصت ،حداقل برای خودش ثابت کند که چرا رای می دهد؟یاچرارای نمی دهد؟

جمع بندی اطلاعات تاپایان رقابت های انتخابات است واز این رو هرگونه تغییر دران پس از این تاریخ ممکن خواهد بود درتحلیل نسبی اطلاعات حتی المقدور کوشیده شده از خط گرایی پرهیز گردد وجانب انصاف ملحوظ گردد.

 

درجمهوری اسلامی ایران ،هرانتخاباتی ازدوجهت دارای اهمیت است.

الف-اهمیت انتخابات بطور کلی،بیشتر به فلسفه انتخابات برمی گرددکه انحصار قدرت سیاسی شکسته می شود واز استبداد ودیکتاتوری جلوگیری می کند،ازاین رو ملاحظه می شود مکاتب مختلف درراستای توزیع قدرت واجتناب از شکل گیری اقتدار انحصارطلبانه،مقوله انتخابات را  پذیرفته اند.درالگوی ایران اسلامی نیز حکومت درقالب مردم سالاری دینی مطرح وشکل گرفته.ازاین رو انتخابات سازکاری است که می تواند مانع از انحرافات مختلف دریک نظام سیاسی گردد.درهردوره از انتخابات،این فرصت برای مردم به وجود می اید که عملکرد نمایندگان ویانماینده اجرایی رابررسی کند.ازمنظر دیگر،نفس انتخابات،اهمیت دادن به شعور سیاسی ملت است وموجب تقویت پایه های مردمی یک نظام می شود ومیدان را برای فعالیت سلیقه های جدید باز می کند ومجال طرح دیدگاههای مختلف رافراهم می اورد.

ب-اهمیت انتخابات به تناسب وضعیت،علاوه براهمیت کلی،هرانتخاباتی به تناسب موقعیت زمانی وچگونگی تحولات سیاسی واجتماعی ان دوره،حائز اهمیت است.

حساسیت انتخابات پیش رو درجمهوری اسلامی ایران،دقیقا ازهمین منظر می باشد.گروهی به قانون اساسی اهتمام می ورزند وفعالیت خارج از چارچوب قانون رانفی می کنند وگروهی نیز فعالیت گریز از مرکز دارند ونسبت به تداوم ان چندان متعهدانه عمل نمی کنند .امروزه ما شاهد تغییرات مهمی در صف ارایی هستیم.دراین میان عامل جمعیت وبافت جمعیتی یک نقطه مهم ومثبت تلقی می شود.بنا برامارهای غیر رسمی 65تا75درصد جمعیت کشورراجوانان 15تا30ساله تشکیل می دهد واین جمعیت کسانی هستند که همراه انقلاب ودر روند انقلاب حضور نداشته اند واز طریق شنیداری هم نتوانسته اند بایسته وشایسته مسایل واقعی کشور رالمس کنند.بااین وصف تلاش احزاب و...درجذب انها شرط پیروزی درانتخابات است.دست اندرکاران نتوانسته اند پیام انقلاب را به جوانان منعکس کنند از این رو بستر برای دیگران کاملا مهیا است لذا نباید بگونه ای عمل شودکه اینطور وانمود شود سخنرانیها،تلاشها واظهار نظرات گوناگون فقط یک مسئله سیاسی وقدرت طلبانه است واطمینان واعتماد  سلب شود ودرنهایت کارایی حضور درانتخابات از دست برود.

 

                  سیر تکوینی احزاب در جمهوری اسلامی ایران

ازقرون گذشته تاکنون،احزاب ایرانی فاقد کارامدی بوده اند که می توان ازمطلق بودن قدرت دانست که ناشی از ویژیگی تاریخی،ساختار سیاسی ایران دانست واین عامل مانع از به قدرت رسیدن یک کانون مستقل شده.نبود امنیت نیزمانع از شکل گیری نهادهای مدنی درایران شده ودر کنار ان ،مهاجرت ها وهجوم های متعدد به کشور موجب بی ثباتی وناامنی جامعه رادربرداشته ومانع استمرار مدنیت گردیده.یکی از عوامل ناکارامدی ان، دولتی بودن شالوده اقتصاد ایران است درجوامع سنتی همیشه وبصورت اشکار ازطریق سیستم پوپولیستی باتجدد مبارزه شده وفراقانونی عمل کرده اند.بدبینی ونااگاهی عامه مردم ازجایگاه احزاب وعملکردغلط تشکل ها واحزاب یکی از عوامل هستند .بی صداقتی،شعارزدگی احزاب وعدم پذیرش جوامع سنتی مانع فهم بهتر احزاب شده.عدم تمایل به مشارکت جمعی،استبداد حکومتها،جنگ های خانمان سوز فعالیت های سیاسی درایران راکند کرده.

طبیعتا با پیروزی انقلاب درایران احزاب شروع به رشد وفعالیت نمودند امانهادهای مدنی نوپا ،هنوز به مرحله ای از رشد وتکامل نرسیده بودندمنابع مالی مورد نیاز انها بجای اینکه ازطریق مردم واعضا وطرفداران تامین شود ازسوی بنگاههای اقتصادی تامین می شد وبه همین خاطر است که درعرصه سیاسی هنوز احزاب فراگیر ومستقل که بتوانند پیشرفت وترقی داشته باشند پا نگرفته اند .موریس دووژره جامعه شناس وحقوق دان فرانسوی می گوید:حزب سیاسی چرخ دنده ماشین دموکراسی است ومعتقد است که نمی توان در جامعه ای ازدموکراسی سخن به میان اورد ولی چرخ دنده اصلی ان یعنی احزاب،تشکل ها،وسایر نهادهای مدنی توجهی نداشت.امروزه تمام جوامع چه پیشرفته ویادر حال پیشرفت به این واقعیت رسیده اند که رقابت سالم احزاب با خط مشی های اقتصادی ،سیاسی،اجتماعی وفرهنگی متفاوت برای کسب تصدی گری واداره امور جامعه ودستیابی به قدرت سیاسی موجب مشارکت بیشتر مردم دراداره کشور می شودوپاسخگویی وشفافیت بیشتر مسئولان را به همراه دارد.

یکی از کارکردهای اصلی احزاب وتشکل ها درجامعه،اموزش وتربیت نیروهایی است که انتظار می رود بتوانند درعرصه اداره امورکشورظاهر شوند وموجب انتقال خواسته ها ومطالبات مردمی به مراکز تصمیم سازی شود

 

درجامعه ایران بعد از انقلاب ،حزب جمهوری اسلامی اولین حزبی بود که بعد از پیروزی انقلاب ،سکاندار تحولات انقلابی درمقابل گرایشات روشنفکری مذهبی ظهور پیدا کرد.وخواهان حفظ وضع موجود ومخالف تغییر باورهای سنتی بود.لذا بعد ها واژه های بنیاد گرایی،محافظه کاری،راست سنتی و......ودرنهایت اصول گرایی درجهت خط ومشی فکری این حزب بکار رفت.عمده جریانات مذهبی،که بعد از انقلاب درراستای نگرش حزب جمهوری ظهور یافتند را می توان :جامعه روحانیت مبارز،جمعیت موتلفه اسلامی،کارگزاران سازندگی*،جمعیت دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی* و.....تاسال   1376نام برد.درکنار این احزاب تشکل های همسو نیز به فعالیت خود ادامه دادنند که می توان از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،جامعه روحانیت مبارز تهران،جامعه اسلامی مهندسین،جامعه اسلامی دانشگاهیان،جامعه اسلامی کارگران،جامعه اسلامی کارمندان،جامعه اسلامی دانشجویان،جامعه وعاظ،جامعه اسلامی فرهنگیان،جامعه زینب،جامعه انجمن های اسلامی اصناف وبازار،انجمن اسلامی پزشکان،فراکسیون حزب الله مجلس شورای اسلامی،انجمن روز نامه نگاران مسلمان،جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران،جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی،حزب توسعه وعدالت ایران اسلامی،جمعیت اباد گران عدالت خواه ایران اسلامی،کانون فارغ التحصیلان شبه قاره هند،انصار حزب الله،ائتلاف ابادگران اسلامی،حزب نواندیشان ایران اسلامی،جمعیت ایثار گران انقلاب اسلامی،جبهه پایداری انقلاب اسلامی،نیروهای ائتلاف از داوطلبان مستقل،رایحه خوش و........که از سال 1360تا دهه70 وسپس تا90 دستخوش تغییراتی هم بوده اند که در این مقال پرداختن به تمامی انها میسور نیست.لذا باید اذعان داشت که ظهور جناح راست در مقابل جناح چپ،در نتیجه ی تحولات سیاسی داخلی شکل گرفت وروش های گفتمانی را درپیش گرفتند که به شاخص اصلی محافظه کاران مذهبی تبدیل شدند.

گرایشات فکری این احزاب وتشکل ها،در زمینه سیاست داخلی محافظه کارومعتقد به فضای بسته در داخل وگشودن دریچه مشارکت بنا به مصلحت است.در زمینه ی سیاست خارجی محافظه کار بوده ومعتقد به فضای باز با جهان خارج وبستن ان به مقتضای داخل کشور است.دربعد اقتصادی تاکید برسرمایه داری سنتی والگوی توسعه مبتنی بر تجارت.در بعد فرهنگی معتقد به انعطاف پذیری اندک دربرابر تغیرات فکری جامعه وهمچنین نواوری ها.

پایگاه اجتماعی این گرایشات:روحانیون سنتی برخواسته از حوزه های قدیمی،قشرهای مذهبی بازار،برخی تحصیل کرده های دانشگاههای غرب،برخی مهندسین وتحصیل کردگان داخل کشور،برخی سرمایه داران بعد از انقلاب،اکثریت مجلس،اکثریت مطلق شورای نگهبان،اکثریت مطلق دولت،اکثریت مجلس خبرگان رهبری،اکثریت شورای مصلحت نظام،اکثریت قضات دادگستری،گروهها ونهادهایی که معتقد به برتری ولایت فقیه به قانون هستند.

 

*-این حزب بعد از مدتی سیاست میانه واعتدال رادرپیش گرفت.در سیاست داخلی معتقد به فضای باز سیاسی ودرسیاست خارجی طرفدار روابط باز با همه ی کشورهای جهان.دربعد اقتصادی تاکید بر سرمایه داری صنعتی وتولید مدرن.در بعد فرهنگی معتقد به تجدد ونواوری فکری ودینی وفکریبوده پایگاه اجتماعی این تشکل،قشر روحانیت جدید حوزه،بخشی از دانشجویان وروشنفکران ملی ومذهبی،کارگران شاغل در صنایع مادر،اکثریت تکنوکراتهاو...

*-جمعیت دفاع از ارزشها.یک تشکل نوپا بود که بعد از یک دوره فعالیت سیاسی وانتخاباتی از فعالیت دست کشیدوسکوت راپیشه کرد.گرایش فکری این تشکل رادیکال بود .درزمینه سیاست داخلی معتقد به فضای بسته سیاسی ودرزمینه ی سیاست خارجی،مخالفت با عادی سازی روابط خارجی درهرنوع.دربعد اقتصادی تاکید برسرمایه داری دولتی فراگیر بود.دربعد فرهنگی پذیرش نواوری های فکری وسیاسی.

جناح دوم منشعب از حزب جمهوری اسلامی،جناح چپ است که می توان از مجمع روحانیون وسازمان مجاهدین بعنوان بنیان گذاران این نگرش بعد از انقلاب نام برد که در روند فعالیت به ائتلاف خط امام نام گرفتند ازمهمترین ائتلاف خط امام می توان از تشکل های زیر نام برد:مجمع  روحانیون مبارزتهران،سازمان مجاهدین انقلاب،اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاههای سراسر کشورمعروف به دفتر تحکیم وحدت،انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران،انجمن اسلامی مهندسان،انجمن اسلامی معلمان،انجمن اسلامی اساتید ومدرسین دانشگاهها،فراکسیون مجمع حزب الله مجلس،مجمع اسلامی بانوان،سازمان دانش اموختگان ایران اسلامی ادوار تحکیم وحدت،مجمع مدرسین ومحققین حوزه علمیه،حزب مردم سالاری،حزب اسلامی کار،شبکه همبستگی کاری،جنبش مسلمانان مبارز،حزب کار گزاران سازندگی،حزب اعتمادملی،مجمع نیروهای خط امام،جبهه مشارکت ایران اسلامی و.........که در این ائتلاف برخی مسیر خود را تغییر داده و....

جناح چپ در برابر جناح راست قرار گرفت واین تحولات نیز مانند تحولات در جناح راست مربوط به دهه هایی ازسپری شدن عمر انقلاب تا سال 1390 بوده که جناح بندی های سیاسی درکشور دستخوش تغییراتی شد.جناح چپ در برهه ای از انقلاب به این نتیجه رسید که تفکرات وابسته به راست درایران،قائل به برابری افراد جامعه درتوزیع ثروت وقدرت نیست که تحت عناوین مختلف از جمله برتری مومنین،صالحین درحکومت مردم،برتری ایثارگران دربهره مندی از حقوق اجتماعی با مشروعیت رهبری از طرف خدا ونه مردم(بحث مشروعیت ومقبولیت)بروز پیدا کرد وهمین اعتقادات درمش رفتاری جناح راست نیز مشهود بود.

اما اصطلاح چپ یاچپگرا درادبیات سیاسی،به موضعی اطلاق می شود که خواهان تغییرات تدریجی یارادیکال درجهت ایجاد برابری درتوزیع ثروت وقدرت هستند.ریشه ان به انقلاب فرانسه باز می گردد.کسانی که درسمت چپ پارلمان می نشستند،مخالف سلسله مراتب سنتی قدرت بودندواز اصلاحات پشتیبانی می کردنندودرمقابل افرادی که درسمت راست پارلمان می نشستند ازوضع موجود حمایت می کردند.درایران اسلامی زمینه فکری جناح چپ بعد از بروز جریانات روشنفکری مذهبی بود.که همواره شاهد اختلافات فکری اساسی درمیان اندیشه های مذهبی ها ورویکردهای انها نسبت به مسایل مختلف جامعه بوده ایم.درسالهای پس از پیروزی انقلاب،از ان جایی که گرایشات روشنفکران مذهبی همواره به اصلاح سنت های مذهبی انحرافی،انطباق اموزه های مذهبی،ارزش های نوین چون ازادی حقوق بشر،دموکراسی ویا همان مردم سالاری،تمایل به تغییر ساختارهای مذهبی از جمله دستگاه روحانیت،تقلید،برتری روحانیت وطبقه وابسته در حقوق اجتماعی و.....بوداصطلاح چپ گرا به معنی خواهان تغییر وضع موجود به انها اطلاق شد.(ویکی پدیا)

پس از انقلاب اسلامی درایران،از انجایی که مجموعه افراد وگروههایی که در چناح چپ جمهوری اسلامی قرار گرفتند به طبقه بازار سنتی وابستگی نداشتند لذا در ابتدا انقلاب گرایشات اقتصاد دولتی برسیاست هایشان حاکم شد که این امر اختلافات شدیدسیاسی رادرسالهای ابتدایی دهه 60خصوصا دررابطه باسیاست های اقتصادی دولت موسوی در زمان جنگ میان انقلابیون ایجاد کرد واز زمان هردوجناح در زمان هایی متصدی قدرت سیاسی بودنند که در این راستابسته به شرایط ،از سیاست های اقتصاد دولتی ویا اقتصاد باز استفاده می کردنند.

دردهه 60 ونیمه اول دهه70 تنها قدرت های سیاسی در جامعه ایران جناح های راست و چپ بودند واز این اصطلاحات استفاده می شد.اما پس از پیروزی حجت الاسلام سید محمد خاتمی درانتخابات سال 76جناح چپ به واژه اصلاح طلب درمراودات خود استفاده کرد وبرای طیف مقابل خود از واژه محافظه کار نام برد.واین رویکرد ادامه داشت واصلاح طلبان از عبارت دوم خردادی هم بهره مند شدند.از سوی دیگرجناح راست بعدها از عبارت اصول گرایان برای توصیف خود وخط مشی فکری خود استفاده کردنند که استفاده از این واژه مرتبط با انتخابات دهم ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد بود. اصول گرایان نامی است که گروهی از جناح راست ،پس از انتخابات دور دوم شوراهای شهروروستا برخود نهادنند واز دوره مجلس هفتم وریاست جمهوری اقای دکتر احمدی نژاد،به شاخص های اصلی اصول گرایی مذهبی تبدیل شدند.*

وقایع مرتبط با دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری،باز واژهای جدیدی جایگزین شدند.اصلاح طلبان،دوم خردادی ها از واژه جنبش سبز استفاده کردنند ودر مقابل اصول گرایان از واژه جریان فتنه برای اصلاح طلبان بکار بردند.که بررسی این واژه ها دراین مقال جایگاهی ندارند.

 

*-اصول گرایان به سه دسته تقسیم می شوند:گروهی گسترده وسابقه دارکه خود را متعادل می دانند وبه پیروان خط امام ورهبری معروفند.

گروه دوم:تحول خواه هستندمانند جمعیت ایثارگران و....وگروه سوم:اطرافیان دکتر محمود احمدی نژاد هستند که قبلا درستادهای انتخاباتی وی به تشکیلات منسجم وحزبی تبدیل شدند وبه نام رایحه خوش خدمت معروفند.

                    دولت  های جمهوری اسلامی ایران به اختصار


پس از دولت موقت انقلاب اسلامی به سرپرستی مرحوم مهندس بازرگان وتثبیت نظام جمهوری اسلامی،اولین دوره ریاست جمهوری باتعداد124نفرثبت نام شدگان انتخابات شروع گردید که ازبین این افراد95تائید صلاحیت شدندکه شاخصین عمده عبارت بودند از: دکتر ابوالحسن بنی صدر ،دکترحسن حبیبی ،دکتر کاظم سامی،احمد مدنی و...که درنهایت بنی صدر به عنوان اولین رئیس جمهور اسلامی ایران انتخاب گردید وبعداز مدتی باعدم کفایت سیاسی از سوی مجلس،منجر به عزل وی دران سمت شدودر نهایت موجب خروج وی از کشورگردید.دردوره دوم انتخابات ریاست جمهوری تعداد71نفرثبت نام نمودندکه ازبین انها تنها 4نفرتائید صلاحیت شدندکه عبارت بودند از: محمدعلی رجایی ،دکترعباس شیبانی،اکبرپرورش وحبیب الله عسکراولادی که در نهایت اقای محمد علی رجایی با اکثریت ارا به عنوان دومبن رئیس جمهور اسلامی ایران انتخاب گردید و توانست درمواردی خاص موفق به تحقق خواست ها وارمان های انقلاب اسلامی باشد که درتاریخ هشتم شهریور1360ساختمان نخست وزیری منفجر ومحمد علی رجایی ودکتر محمد جواد باهنرنخست وزیر به شهادترسیدند..سومین دولت جمهوری اسلامی بطور موقت از سوی ایت الله مهدوی کنی هدایت گردید.ومقدمه ی انتخابات دوره سوم چیده شد وتعداد46نفر ثبت نامی در این دوره داشتیم که از بین انها تعداد4نفرتائید صلاحیت شدند واسامی انها عبارت بود:ایت الله سید علی خامنه ای ،علی اکبر پرورش ،زواره ای ودکتر حسن غفوری فرد. که درنهایت ایت الله سید علی خامنه ای به عنوان سومین رئیس جمهور اسلامی ایران انتخاب شد.پس از ریاست جمهوری ایت الله خامنه ای بانخست وزیری مهندس موسوی ازسال 1360تا1364باترکیب ائتلافی ازراست وچپ،دوترکیب راپشت سرگذاشت.دردوره ی چهارم انتخابات ریاست جمهوری تعداد50نفر ثبت نام نمودند که ازاین تعداد 3نفرتائید صلاحیت شدند وشاخصین عمده ایت الله سید علی خامنه ای،حبیب الله عسکراولادی ومحمود کاشانی بودند که  چهارمین دولت جمهوری اسلامی نیز ایت الله خامنه ای از سال 1364تا 1368 مجددا روی کار امدودراثر خروج تعدادی ازوزرای چپ گرا، دولت نمود بیشتری یافت.انتخابات پنجمین دوره ی ریاست جمهوری پس از ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام ره درتاریخ 5/6/68برگزار شدوایت الله خامنه ای از سوی خبرگان رهبری به عنوان رهبر انقلاب ونظام انتخاب شدند.انتخابات ریاست جمهوری یک ماه نیم زودتر ازموعد مقرر برگزار شدودراین دوره تعداد79نفرثبت نام کردند که درنهایت 2نفر تائید صلاحیت شدند.ایت الله اکبرهاشمی رفسنجانی ودکتر عباس شیبانی که  ایت الله هاشمی رفسنجانی حائز اکثریت ارا شددراین دوره پست نخست وزیری درسال72 دراثرفشار مجلس چهارم حذف گردید وکابینه چپ گرای هاشمی ازبین رفت وکابینه ای باگرایشات راست روی کار امد.درششمین دوره انتخابات ریاست جمهوری 128نفرثبت نام نمودند که درنهایت 4نفر تائید صلاحیت شدندوعبارت بودنداز:اقایان احمد توکلی،دکتر عبدالله جاسبی،طاهری وایت الله هاشمی رفسنجانی که مجددا ایت الله هاشمی رفسنجانی انتخاب گردیدوتاسال1376 ادامه داشت.دوره ی هفتم ریاست جمهوری دردوم خرداد1376باثبت نام238نفرشروع شد که از این تعداد4نفر تائید صلاحیت شدند که عبارت بودند از: حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید محمد خاتمی،حجت الاسلام والمسلمین ناطق نوری،حجت الاسلام والمسلمین محمد ری شهری وزواره ای. که درنهایت اقای خاتمی با اکثریت ارا به عنوان هفتمین رئیس جمهوراسلامی ایران انتخاب گردید.دوره هشتم ریاست جمهوری تعداد814نفرثبت نام نمودند که از بین ان تعداد10نفر تائید صلاحیت شدندکه شاخصین عبارت بودند از:حجت الاسلام دکترمحمدخاتمی ،دکتر احمد توکلی،دریادار شمخانی،حجت الاسلام فلاحیان،دکتر عبدالله جاسبی ،دکتر غفوری فرد و....که در نهایت برای بار دوم حجت الاسلام دکتر سید محمد خاتمی برنده انتخابات شد.دوره نهم ریاست جمهوری تعداد1014نفر ثبت نام کردند که از این تعداد8نفرتائید صلاحیت شدندکه اسامی 8نفر عبارند از:ایت الله هاشمی رفسنجانی،دکترمحمود احمدی نژاد،شیخ مهدی کروبی،دکتر محمد باقر قالی باف،دکترمحسن رضایی،دکترمعین،دکترلاریجانیومهندس مهر علیزاده.باتوجه به محبوبیت کاندیداها درنقاط مختلف کشور،موجب شد که انتخابات به دور دوم کشیده شود.ودراین مرحله اقای دکتر محمود احمدی نژاد موفق شد از حریف خود یعنی ایت الله هاشمی رفسنجانی پیشی بگیردوبیشترین ارا رابه خود اختصاص دهد وبه عنوان نهمین رییس جمهور کشور برگزیده شود.دوره ی دهم ریاست جمهوری تعداد4نفر تائید صلاحیت شدندواسامی این چهار نفر عبارت است از:دکتر محمود احمدی نژاد،مهندس میر حسین موسوی،شیخ مهدی کروبی ودکتر محسن رضایی.که مجددا اقای دکتر محموداحمدی نژاد انتخاب شد.هر چند این دوره با حاشیه های فراوان وفراز وفرودهای بسیاری همراه بود که برگ جدیدی ازتاریخ سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران رارقم زدوموجب حذف بسیاری از نامهای بزرگ در عرصه ی سیاسی کشور گردید

   

وضعیت پارادوکسیکال:

این روزها ارایش های انتخاباتی درمراحل اولیه خود است.دراستانه انتخابات قرار داریم بررسی اماری ده دوره انتخابات ریاست جمهوری می تواند تحلیلی راهگشا وکارامد درنظر به نوع برخورد مردم در مشارکت وانتخاب بالاترین مقام اجرایی کشور باشد،هرچندانتخابات درنظام جمهوری اسلامی،یکی از مولفه های اصلی مشارکت همگانی همراه بااحساس مسئولیت مردم دراداره خوب کشور تلقی می شودلذا می توان این مشارکت راتلفیقی از دینداری ومردم سالاری درمدل جمهوری اسلامی دانست که کرارا از سوی عقلای سیاسی ومسئولان کشورمطرح شده.این روز ها ارایش نیروهای سیاسی وچگونگی فعالیت احزاب وجریانات وطیف های مختلف به عنوان یک ضرورت برای مسئولان ومردم حائز اهمیت است ونظرات ودیدگاههای مختلفی دراین رابطه ارائه می شود.بدون هیچ تردیدی باید وجود تفکرات دیگر رادرجامعه پذیرفت.چون اینگونه تفکرات موجب پویایی جامعه خواهد شد.هرچند درسال های گذشته وبه تبع ان درسال های پیشین،جریان های دیگری نیز در کشور حضور فعال داشته اند وکارنامه انها نیز دارای فرازها وفرودهایی بوده امانباید فراموش کرددر ان راستا خلا های نیز وجود داشته.لذااینگونه خلا ها مسیر پویایی رابه ایستایی مبدل می سازد.برای رسیدن به جامعه ایی قانونمند نیاز به برنامه مدون است که احزاب وفعالین سیاسی باید درچارچوب ان گام بردارند.بایداذعان کرد که عملکردکل احزاب چه در گذشته وچه درحال حاضر انقدر ضعیف بوده که می توان به جرات گفت رویکرد اولیه یک حزب فراگیر ودارای برنامه رادر کارنامه خود درمدیریت اجرایی نداشته اند.زمانیکه پیروز میدان رقابت های انتخاباتی می شوند شروع به فعالیت درچارچوب بده بستان های حزبی نموده واین عامل وعوامل دیگردر نتیجه ی اشتباهاتی است که برگرایشات وتفکرات انهاحاکم بوده که بعد از سپری شدن زمان یک ساله درمدیریت اجرایی،انشعابات از داخل حزب نمایان شده ودر نتیجه یک عملکرد ناموزون تحویل سیستم ویا ساختار گردیده وبه تبع ان ضربه به منافع ملی وارزش های قید شده در قانون اساسی کشور خواهد زد.دراین بین نگاهها معطوف به نوع نگرش در ان حزب خواهد بود که در اصل یک نوع افراط گرایی ودر نوع دوم ایستایی در قالب باورهای فراقانونی است. لذا دراین بین نگرش های اعتدالی به حاشیه کشیده می شود در نگاه اول امکان پیاده شدن افرادی از ان کشتی متصور است لیکن درکل ماهیت وجودی ان حزب زیر سئوال خواهد رفت.باید سیاسیون بدانند که میدان سیاست جایی برای ترکتازی نیست نباید گذاشت حاشیه های تحمیلی،مسیر راعوض کند لذا هرچیزی باید از کانال اصلی خودش بررسی وسپس قانون مند گرددتا جلوی انحرافات احتمالی گرفته شود.بنظر نگارنده فعالیت احزاب درکشور ،نیاز به تمرین دارد تا برای یک رقابت وهمچنین پذیرش یک مسئولیت خطیر اجتماعی،امادگی لازم را پیدا کنند.دراینجا این سئوال به ذهن متبادر می شودکه جامعه ویامجموعه روشنفکران،یااحزاب فعال،مدیران اجرایی ایا ازنظر رشدسیاسی به ان مدارج رسیده اند؟باید توجه داشت که بحث اداره یک جامعه است نه یک محیط کوچک!لذا تجربه اجتماعی وسیاسی می تواند درهر بعدی درجزء جزء نهادهای اجتماعی وسیاسی کسب شود این پیش فرض برای رسیدن به یک کارنامه اجرایی سیاسی کارامد وصحیح درچارچوب قانون است که نیاز به گذراندن تمرینات مستمردرکلاس های پایین ترداردکه احزاب سیاسی فعال درجامعه باید ان مراحل را طی کنند.باز شدن این مسیر ها به عهده عقلای سیاسی جامعه است.این بحث هیچ منافاتی با حرکت جامعه درجهت مشارکت نخواهد داشت.باعنایت به اینکه فعالیت سیاسی درکشور باید درراستای دینداری ومردم سالاری به عنوان یک مدل درساختارحکومتی شناخته شده پذیرفته شود لاجرم فعالین باید خود را بااین مدل هماهنگ سازند.قران مجید این کتاب هدایت گر،ابعاد زندگی ومسیر اصولی رشد تعالی انسان را اشاره نموده.اگر به زندگی 40ساله حضرت محمد ص از قبل ازبعثت وزندگی 25سال خانه نشینی امیر المومنین قبل ازخلافت ویا 60سال زندگی حضرت امام حسین ع قبل از قیام کربلا رادوران ساخته شدن احزاب وکلاس های تجربه وتربیت در مدل اعلام شده بدانیم.حال اگر این بزرگواران الگو ی ماهستند ،لازم است زمینه وبستر های زندگی سیاسی خود را تبد یل به کلاس های تجربه وتربیت خود کنیم.ماایرانی به خاطر پاکی قلبمان همیشه دوست داریم نهایت تلاش وایثار رادرراه ارمان ها ومیهن ومردم انجام دهیم ولی بین مرحله نهایی ان، کلاسی رانشناخته ایم ونمی خواهیم بشناسیم.برای تمام موقعیت های زندگی عادی خود مسیر هایی راطی می کنیم وکلاس هایی را می گذرانیم تا به هدف نهایی برسیم اما درمورد فعالیت سیاسی برنامه نداریم لذا درابتدای فعالیت برای حل وفصل کوچکترین موضوع،ضعف های نهفته به یاری مان خواهند امد وبه تبع ان موضوع اصلی به فراموشی سپرده خواهد شد.کار جمعی وبکار گیری مشاورین متخصص راهگشاست.اشکالات رامی توان درجمع همفکران به نقد گذاشت وبانتایج بدست امده،تجربه ی جدیدی رادرچارچوب قانون عملی کرد.باید به این نکته حساس توجه شود که درتضاد ایده ها وفکرها،واقعیات شکل می گیردوتلاش این باشد که تسلیم جبر محیط نشویم وانچه ارمان ها راتحقق ببخشد درعین حال که دارای ارزش وجهت دارند،درست عمل کردن شرط لازم برای اداره ومدیریت سیاسی یک جامعه است.عطار می گوید:

توپای درراه نه وهیچ مپرس       خود راه بگوید ت که چون باید رفت.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حدود وثغور فعالیت های سیاسی رامشخص کرده.امانگاههای تنگ نظرانه دربعضی مواقع مانع از فعالیت خواهد بود جملگی معتقدیم جزء باحضور فراگیر تمام احزابی که درچارچوب قانون اساسی فعالیت می کنند،نمی توان به مشارکت حداکثری دست یازید لذا باید تاانتخابات یازدهم منتظر ماند ودید که دراستانه ان ایا باز فشارهای فراقانونی مضاعف می شود یانه؟فعلا در وضعیتی پارادوکسیکال هستند.

  
جامعه ایران تا دو ماه دیگر شاهد یکی از انتخابات ریاست جمهوری خود خواهد بود. 

برای شناخت وتحلیل واقع بینانه درمشارکت وانتخابات بالاترین مقام اجرایی کشور،بایدان رادردوکانون،اندیشه وسیاست مداری جستجو کرد.لذا هرگونه تعلل وسهل انگاری دراین برهه زمانی،دربرگیرنده ی اثاری مخرب دراینده تلقی خواهد شد باید به این باور رسید وپنداشت که ورودبه صحنه ی سیاست ومبارزات سیاسی،لازمه ان بهترین ها،براساس هوش،شجاعت،ظرافت وظرفیت وارد گود انتخاباتی می شوند هرچند انگیزه های انها خودخواهانه باشد،چون درکل سیاست وارد زندگی انها شده نه خود وارد سیاست شده باشند.لذافعال،درروند فعالیت خود سعی می کند بایک رویکرد وبرنامه،وارد عرصه سیاست شود وهزینه های احتمالی ان رابه جان ودل بخرد.دراین راستا باید به این نکته توجه شود که،جامعه ای دینی برخواسته ازشعار مردم سالاری که سبقه ان به دوره های قبل ریاست جمهوری می رسد،راه تعالی وسعادت جامعه راهدف نهایی خود دانسته وهمسویی،دورکن دین داری ونوع دوستی وملیت،سفینه ی نجات جامعه اسلامی قلمداد شده وباور این است که ازطریق ان می توان به قله ی سلامت ورستگاری پرواز کرد.بنابراین دراین مسیر،سعه صدر،تحمل واحترام به عقاید یکدیگر نشان دهنده موفقییت است.لذا در مبارزات سیاسی وانتخاباتی،بااین رویکردونگرش،حذف رقیب سیاسی باعث ایجاد هرج ومرج جامعه خواهد شد اگر بااین پیش فرض که هرانتخاباتی اگر بارعایت اصول مربوط به نوع ان انتخابات همراه باشد،تجارب گران بهایی رابه وجود خواهد اورد ومردم به عنوان انتخاب گران اولیه،اگر بتوانند مستقلا،قدرت تشخیص وانتخاب رابیابند،یک دست اورد خوب وارزشمندی خواهد بود که در طی چندین دهه برای ایران ساخته اند.بیان این نکته ضروری است که دستیابی به قدرت تشخیص برای گروه خاصی از جامعه،هرچند با خطاهایی همراه خواهد بود لیکن ازانجا که درطی سالها،اصلی ترین قشر جامعه سعی کرده اند به تدریج،به سوی تصحیح انتخاب خود راسوق دهند،لذا فعالین سیاسی،نخبگان واحزاب می توانند دربالابردن شناخت مردم از مسایل سیاسی جامعه نقش مهمی ایفا نمایند که اجرای این نقش منوط به فعالیت بیش از حد کمیسیون ماده ده می باشد که باید دایره نگرش خود رادرزمینه فعالیت های سیاسی وحزبی بیشتر کند تا زمینه حضور احزاب نوپا فراهم شود.تاازظرفیت های کنونی جامعه، بیشترین وبهترین استفاده راببرند.مهم ترین عامل پیشرفت یک کشور،نظام رقابتی حزبی است که تنها برای کارامدی کشور باهم رقابت می کنند.

جامعه ایران تا دو ماه دیگر شاهد یکی از انتخابات ریاست جمهوری خود خواهد بود که حساسیت به سزایی چه درداخل وچه درخارج نسبت به ان قابل تصور است.تصورات داخلی دربین سیاست مداران کهنه کار ونخبگان سیاسی وجود داردکه در جهان ازچه جایگاهی برخوردارخواهیم بود وچگونه خواهیم توانست از توانایی های خود بهره بیشتری ببریم واین پیش فرض نیز وجود دارد که جامعه جهانی دراینده ای نزدیک دچار تحول وتغییرات چشم گیری ازلحاظ اقتصادی واجتماعی خواهد بود.ایا ما باید همچنان تاریخ خود را تکرار کنیم.ویاباشناخت و عقل جمعی از وضعیت فعلی داخلی وبین المللی عبور کنیم ومسیر ارمانی وفرایند شناخت بیرونی راحفظ نمائیم.وشاخص هایی راخلق وتبیین نمائیم تا شاید ازاین شاخص ها بتوان به یک گفتمان مطلوب رسید.

برای رسیدن به ان مطلوب،نیاز به افراد متفکرومدیر اجرایی قوی ودلسوز وعلاقه مند است.ابتدا باید در یک برنامه ی مدون وبلند مدت،وضعیت فکری وفرهنگی وسیاسی جامعه راواقع بینانه ودور از هیجانات واحساسات مطالعه کرد ونحوه عبور عاقلانه وتدریجی را بررسی نمود.رهیافت قانون اساسی ما نیز یک رهیافت منطقی وخردمندانه است.وبا واقعیات ملموس جامعه ما انس والفت دارد.لذا منتخب مردم دروهله نخست باید بیندیشد که چگونه یک پایگاه سیاسی همراه بابلوغ سیاسی برای جامعه فراهم سازد تاهمه اگاهی داشته باشند که افراد فرصت طلب که مسند نمایندگی یک ملت راهمچون پرتگاهی جهت رسیدن به نان می نگرند،انان رااغفال نکنند؟چگونه می توان پایگاهی از بلوغ سیاسی برای جامعه فراهم اورد که در برابر مردم فریبی اشخاصی که براریکه قدرت ونمایندگی نشسته اند وان جایگاه را به عنوان مرکز ونقطه ثقل زد وبندهای اقتصادی وسیاسی خود تبدیل کرده ویا خواهند کرد ،نوعی مصونیت پیدا کنند؟

پاسخ به این پرسش ها درفصل هفتم قانون اساسی امده.دراین مدرسه مردم می توانند جهت تحقق حاکمیت خود به سرنوشت اجتماعشان به تمرین وممارست بپردازند.

نتیجه گیری

به نظر نگارنده هرچه به انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری درطی مدت باقیمانده، نزدیکتر میشویم توافق وعدم توافق که سهم بزرگی ازمشارکت است دربین کاندیداها کاملا مشهود است،گفتگو ی متقابل که خود مبنای حرکت سازنده وخلاق در ازاد سازی نیروی فکر واندیشه ی انسانی است وبارها تاکید شده ،متاسفانه  تاکنون تلاشی از سوی حوزه های گفتمان مشاهده نمی شود.ومعلوم نیست حضورحداکثری مهمتر است یاخود انتخابات؟دراین فضای پارادوکسیکال امکان نوع نگرش فراجناحی ویا هرچیزی قابل پیش بینی باشد .بنابراین به نظر حقیر نامزدهای انتخابات رامی توان به چند دسته تقسیم کرد:

1-نامزدهای اصلی-گروهی.

2-نامزدهای فرعی-منفرد.

3نامزدهای اپوزیسیون رسمی.

4نامزدهای اپوزیسیون غیرسمی.

5نامزدهای خاص ومشکوک.

ویا می توان به لحاظ ترکیبی از مدل های زیر برخوردار باشند.

الف:دولت جناحی

ب:دولت ائتلافی

ج:دولت وفاق ملی

بنا براین انتخاب هرکدام از نامزدهای انتخابات یازدهم ریاست جمهوری ،می تواند نوعی تحول ویاتداوم دروضعیت فعلی نظام ایجاد نمایند.

                                                                                      

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 15:25  توسط فریدون فیض زاده  | 

اما راقم این سطور به سهم ناچیز خود روی موضوع نوروز باستانی نمی تواند ادای حق کلمه نماید و همیشه دغدغه زوایای پنهان آن را در جامعه مشاهده نموده ولذا رجوع به نوشتاراستاد دکتر علی شریعتی در وصف نوروز را راه گشایی برای گذر از مسکوت نماندن این عید باستانی ما ایرانیان دانسته. استاد در وصف نوروز می فرمایند:

نوروز تجدید خاطره ی بزرگی است. خاطره ی خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال ، این فرزند فراموشکار که سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده ی خود ، مادر خویش را از یاد میبرد ، با یادآوری های وسوسه آمیز نوروز ، به دامن وی باز میگردد و با او این بازگشت و تجدید دیدار را جشن میگیرد.

فرزند در دامن مادر ، خود را بازمی یابد و مادر در کنار فرزند چهره اش از شادی می شکفد ، اشک شوق می بارد . فریاد شادی می کشد ، جوان می شود ، حیات دوباره می گیرد ، با دیدار یوسفش بینا میشود. تمدن مصنوعی ما هرچه پیچیده تر و سنگین تر میگردد ، نیاز به بازگشت و بازشناخت طبیعت را درا نسان حیاتی تر می کند و بدین گونه است که نوروز بر خلاف سنت ها که پیر می شوند و فرسونده و گاه بیهوده ، رو به توانایی می رود و در هر حال ، اینده ای جوان تر و درخشان تر دارد ، چه نوروز راه سومی است که جنگ دیرینه ای را که روزگار لائوتز – کنفوسیوس تا روسو و ولتر درگیر است به اشتی میکشاند.

نوروز تنها فرصتی برای آسایش و تفریح و خوشگذرانی نیست ، نیاز ضروری جامعه ، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر و تحول ، گسیختن و زائل شدن ، در هم ریختن و از دست رفتن بنا شده است ؛  جایی که در آن، ان چه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار ، تنها تغییر است و ناپایداری چه چیز می تواند ملتی را ، جامعه ای را در برابر ارابه ی بی رحم زمان از زوال مصون دارد.

هیچ ملتی با یک نسل و دو نسل شکل نمی گیرد ، ملت مجموعه ای از نسل های متوالی بسیار است و از طریق سنت هاست که نسل های نو با گذشتگان و گذشته هایشان آشنا می شوند.

نو روز همه وقت عزیز بوده است ؛ در چشم مغان ، در چشم موبدان ، در  چشم مسلمانان و در چشم شیعان مسلمان. همه نوروز را عزیز شمرده اند و با زبان خویش از آن سخن گفته اند. حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته اند : « نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز ، خلقت جهان پایان گرفت و از این روست که نخستین روز فروردین را هورمزد نام نهاده اند و ششمین روز را مقدس شمرده اند.

چه افسانه ی زیبایی ؛ زیباتر از واقعیت . راستی مگر هرکسی احساس نمی کند که نخستین روز بهار ، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی ، خدا جهان را آغاز کرده است ، مسلما آن روز ، این نوروز بوده است. مسلما اولین روز بهار ، سبزه ها روئیدن را آغاز کرده اند و رودها رفتن و شکوفه ها سرزدن و جوانه ها شکفتن ، یعنی نوروز.

 اسلام که همه رنگ های قومیت را زدود و سنت ها را دگرگون کرد ، نوروز را جلای بیشتری داد ، شیرازه بست و آن را با پشتوانه ای استوار از خطر در دوران مسلمانی ایرانیان ، مصون داشت. انتخاب علی ( ع ) به خلافت و وصایت در غدیر خم هر دو در این هنگام بوده است و چه تصادف شگفتی !  آن خلوص و ایمان و عشق که ایرانیان در اسلام به علی (ع) و حکومت آن حضرت داشتند پشوانه ی نوروز شد. نوروز که با جهان ملیت زنده بود ، روح مذهب نیز گرفت . سنت ملی و نژادی ، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تا زمانی که در دلهای مردم این سرزمین بر پا شده بود پیوند خورد و محکم گشت و مقدس شد.

نوروز -این پیری که غبار قرن های بسیار بر چهره اش نشسته است ، در طول تاریخ کهن خویش ، روزگاری در کنار مغان ، اوراد مهرپرستان را خطاب به خویش می شنیده است.  پس از آن در کنار آتشکده های زردشتی سرود موبدان و زمزمه ی اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می خوانده اند. از آن پس با آیات قرآن و زبان از او تجلیل می کرده اند و اکنون علاوه بر آن با نماز و دعای تشیع و عشق به حقیقت علی و حکومت علی او را جان می بخشند و در همه این چهره های گوناگونش ، این پیر روزگار آلود ، که در همه قرن ها و با همه نسل ها و اجداد ما زیسته است و با همه مان بوده است ، رسالت بزرگ خویش را همه وقت با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمیت انجام داده است و آن  زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و در آمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز با روح شاد و جانبخش طبیعت و عظیم تر از همه - پیوند دادن نسل های متوالی این قوم – که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته است. نیز پیمان یگانگی بستن میان همه ی دل های خویشاوندی که دیوار عبوس و بیگانه ی دوران ها در میانه شان حائل می گشته و دره ی عمیق فراموشی میانشان جدایی می افکنده ، بوده است.

و ما در این لحظه ی نخستین آفرینش ، از صحرای سیاه و مرگ زده ی قرون تهی می گذریم و در همه نوروز هایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما برپا می شده است ، با همه زنان و مردانی که خون آنان در رگ هایمان می دود و روح آن ها در دل هایمان می زند ، شرکت می کنیم. و  بدین گونه « بودن خویش »  را به عنوان یک ملت ، در تندباد ریشه بر انداز زمان ها و آشوب گسیختن ها و دگرگون شدن ها خلود می بخشیم و در هجوم این قرن دشمن کامی ، با انان پیمان وفا می بندیم وامانت عشق راازانان ودیعه می گیریم که«هرگز نمی میریم»و دوام راستین خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری ، ریشه در عمق فرهنگی سرشار از قداست و جلال دارد و برپایه ی اصالت خویش در رهگذر تاریخ ایستاده است ، بر « صحیفه ی عالم ثبت » می کنیم.

                                                              دکترعلی شریعتی

/**/

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 12:1  توسط فریدون فیض زاده  | 


فکرواندیشه ی نو،زمانی جامه هستی برتن خود می کند که از قبل،باوری نو وجدید شکل گرفته باشد . این باور خود نشان از طبیعت در حال صیرورت انسان و جوامع انسانی دارد . ادمی دراین جامعه به مثابه رود پراب وروانی است که هرلحظه ای باهویت وهیبتی دیگرظاهر می شود.عصری که دران زندگی می کنیم نیازبه اندیشه های نو وطرح های نو را به رخ می کشد وعصر گفتمان های نوین در تمام ابعاد اجتماعی است.این عصر،عصرتولید وباز تولید نشانه های ایستاری است دراین عصر وانمود می شود که مرز بین امورواقعی وامور مجازی جلوه گری خاصی می کند.عصر ما عصرارتباطات هست.این ارتباطات جهان رادرنوردیده وبه دهکده ی کوچکی تبدیل شده که همه انسان ها درهر لحظه درکنارهم زندگی می کنند وبریکدیگر تاثیر می گذارند وتاثیر می پذیرند.دراصل می توان گفت،دریک قاره مجازی به عنوان قاره ششم زندگی می کنیم.لذا نمی توان دربرابر این قاره دیواری به مانند دیوار چین کشید ویا صرفا مقاومتی در مقابلش کرد.دراین جامعه همیشه وکماکان حق با قوی است ودیگر بازیگران نمی توانند پیروز میدان باشند.لاجرم شکست خواهند خورد.بازیگرباید همیشه حضوری فعال داشته باشد درغیر این صورت تاریخ اورافراموش خواهد کرد.لذا این بازیگران هستند که نقش رادراین عرصه دیکته می کنند وقدرت دردست بازیگران متفاوت است هرکس نقش بیشتری داشته باشد ازجایگاه رفیع ترونقش وتاثیر بیشتری برخوردار خواهد بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1391ساعت 11:15  توسط فریدون فیض زاده  | 

مطالب قدیمی‌تر