دولتهادرعرصه بین الملل دارای رفتار گوناگونی هستند.جهت گیریها یی که
برمیگزینند دارای شرایط وقواعد خاصی است،هرچند بعضی ازاین قواعد به نظر کشوری
خوشایند ومثبت نباشد،ولی برای کشوری که این عمل راانجام می دهد درست درجهت منافع وخواسته
های ان است.
منافع کشورهادرعرصه بین الملل باهم متفاوت است،یک دسته ازکشورها
محدوده وحیطه گسترش منافع انها درچهارچوب مرز،سرزمین خلاصه می شود،ودسته ای دیگرهم
هستند که بصورت منطقه ای فکر می کنندودسته سومی نیز وجوددارد که منافع خود را
درسراسر جهان دنبال میکنند.
یکی از کشورها که دردسته سوم جای دارد ،ایالات متحده امریکاست.این
کشور پس از جنگ جهانی دوم ازسیاست انزوا طلبی خارج شد وبراساس دکترین روسای جمهور
وقت خود ،جایگزین انگلستان درمنطقه خاورمیانه بخصوص منطقه خلیج فارس شد،وپس از
مدتی توانست کاملا براوضاع سیاسی ،اقتصادی منطقه سلطه پیداکند وازان پس به هر طریق
ممکن سعی درحفظ وضعیت وبقای خوددارد.
ایران که دارای بزرگترین ساحل درخلیج فارس،همسایگی باشوروی سابق
وجمعیت مناسب وبالایی بود ازاهمیت فوق العاده ای برای امریکا برخوردار بوده وبر
همین اساس امریکا به تمام اتفاقات در ان کشور توجه خاص داشت وبه همین دلیل سعی می
کرد تاهرروز برنفوذ خود دران بیفزاید.کودتای28مرداداتفاق خوش ایندی برای امریکا
بود تادر امورسیاسی ایران دخالت واوضاع رابه نفع خود تغییردهد.
پس ازکودتای28مردادامریکا کاملا براوضاع سیاسی،اقتصادی ایران مسلط می
شود وپس از دکترین نیکسون ،ایران بعنوان پایگاه نظامی طرح(سیاست دوستونی)انجام
وظیفه می نماید وتمام اوامر امریکا درمنطقه توسط شاه ایران اجرا وعملا کشور ایران
به صورت یک (ایالت)امریکا در می اید.
باپیروزی انقلاب در ایران درسال1357،امریکا یکی از مهره های اصلی
خوددرمنطقه راازدست می دهد.بعداز تسخیر سفارت امریکا درتهران از سوی
دانشجویان،رابطه ایران وامریکا به مرحله ی حادی رسید که پس از مدتی ازسوی امریکا
قطع گردید.ازان زمان ،امریکا به طروق مختلف سعی درضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران
است که تحریم اقتصادی،جنگ هشت ساله عراق باایران،واقعه طبس،کودتای نوژه
و.....موارد دیگر از نمونه های بارز ان می باشد که تاکنون موفقیتی برای امریکا
دربرنداشته .
هدف اصلی این پژوهش یافتن پاسخ مناسب برای سئوال زیر است:سیاست مهار
ایران توسط چه کسانی وبا چه انگیزه ای شکل گرفت،نتایج عملی ان چه بوده وبه چه
فرجامی دچار می گردد؟
باتوجه
به اینکه موضوع رابطه ایران با امریکا امروزه ازمباحث وموضوعات مهم می باشد وازطرفی اقداماتی که سیاستمداران
امریکا اتخاذ می کنند برای مقابله باان دارای اهمیت است ،فلذا این موضوع انتخاب
گردید.پژوهش موردنظر توصیفی تحلیلی است واطلاعات بصورت کتابخانه ای جمع اوری شده
ونوع منابع دست دوم وژورنالیستی می باشد.
ازنظرمکان،منطقه
خلیج فارس وایران مورد بررسی قرارمی گیرد.ازنظرزمان،به
اقدامات کلینتون ازسال1370تاسال1378پرداخته می شود
اهمیت
اقتصادی واستراتژیکی خلیج فارس منطقه
خلیج فارس ازجمله مناطق جغرافیایی درسطح جهان است که ویژگیهای ممتازی دارد واز
نقاط حساس دنیا محسوب می شود این منطقه ملت های را دربرمی گیرد گرچه درپاره ای از
ویژگیهای فرهنگی وجغرافیایی ازقبیل:زبان،نژاد،مذهب،جمعیت ووسعت باهم متفاوتند ولی اشتراکات
زیادی نیز دارند.
منطقه
خلیج فارس شامل کشورهای ایران،عراق،عربستان،کویت،بحرین،قطر،امارات متحده عربی
وعمان میباشد.ازلحاظ جمعیت وساحل،ایران از بزرگترین کشورها محسوب می شود،وازلحاظ
وسعت عربستان مقام اول را دارد.بحرین کوچکترین کشور حوزه خلیج فارس ازلحاظ وسعت
وجمعیت است.
ازقرون
گذشته تاکنون این منطقه همیشه مورد توجه اقوام ودولتهای همجوار وغیر همجواربوده
است که به همین علت پی درپی درمعرض رقابت وکشمکش قدرتهای بزرگ بوده.
دلایل
اهمت این منطقه بخاطر موقعیت ابراهی ان (تنگه هرمز)است که در طول تاریخ به عنوان
یکی از قطب های تجاری وکالاهای مبادله شده قرار
گرفته .اوایل قرن بیستم دراین منطقه اکتشافات نفت ودرپی ان استخراج صورت
گرفت. ازان تاریخ به بعد به عنوان یک منطقه کاملا مهم تلقی وهمین عامل مهم موجب رقابت قدرتهای بزرگ شد
پس از
پایان جنگ دوم جهانی ،خلیج فارس بواسطه دارا بودن ذخائر عظیم نفت وگاز واهمیت
ابراه درحمل ونقل نفت وکالاهای تجاری
وهمچنین موقعیت جغرافیایی،استراتژیکی ونزدیکی وهمجواری کشورهای ساحلی با شوروی
سابق ،موقعیت ویژه ای پیدا کرد که صحنه رقابت دوبلوک شرق وغرب گردید.درطول چند دهه
تاکنون این منطقه به عنوان یک نقطه کلیدی از لحاظ تامین انرژی مورد نیاز کشورهای
امریکا،اروپای غربی وشرقی ونیز ژاپن به حساب می امد.
تااواخر
دهه70قرن بیستم بیشترین نفوذ درحوزه نفتی خلیج فارس به دست انگلستان بود.ازان پس
باشرایطی که بوجود امد دولت انگلستان مجبور شد منطقه را ترک وامریکا جایگزین ان شد
اما همیشه دو کشور انگلستان وامریکا همکاری نزدیکی در منطقه با هم داشته اند.
نمونه بارز ان حوادث مربوط به حل مسئله عمان درسال1348 است که ان کودتای نظامی
وجایگزینی سلطان قابوس بجای پدرش بود که این کودتا عملا پای امریکا رادرمنطقه باز گذاشت وامریکا توانست
جزیره (سیره)رابه عنوان پایگاه نظامی خوذ دراورد،وبه اسانی دسترسی به تنگه هرمز را
پیداکند.
اهمیت
اقتصادی
منطقه
خلیج فارس دارای نفت وگاز عظیمی است وبه همین علت کشورهای منطقه دارای اقتصاد تک
محصولی هستند واقتصادشان شدیدا وابسته به نفت است. کشورهای خلیج فارس از نظر درامدهای
ارزی بابت فروش نفت از موقعیت خاصی ازلحاظ
سرمایه وثروت درسطح جهان بهره مندندوجایگاه خاصی دارند
باثروتمند
شدن کشورهای حوزه خلیج فارس قدرتهای بزرگ هریک باترفندهای مختلف درصددبرامدند که
ثروتهای کشورها رابه هرطریق ممکن به سوی خود جلب نمایند.عمده کشورهای منطقه که
باجمعیت ووسعت کم توان هضم سرمایه رادرکشور خودنداشتند ویااز برنامه درازمدت
اقتصادی ویا امکانات برای صنایع مادر درکشور خودمحروم بودند،بسوی تکنولوژی ونیروی
کار ماهرخارجی رواوردند که این خود برای نفوذ وسلطه دارندگان تکنولوژی دران کشورها شد.دراین راستا کشورهای صنعتی به ویژه امریکا،شوروی سابق،انگلستان و....درجذب
وبرگشت مجدد دلارهای نفتی باهم به رقابت پرداختند.
امروز
اگر به اماروارقام منتشره رسانه ها وبنگاهای اقتصادی جهانی توجه شود،خواهیم یافت که اکثر کشورهای اروپایی
وامریکا یادر بانکهای ان کشورهاحسابهای ارزی کلان گشایش نموده اند،بطوریکه امروز
همان کشورها ازخطر بالقوه ای در خصوص خارج کردن ویا برداشت حسابها با تهدید روبرو
می شوند.وبرهمین اساس کاملا انها رادرکنترل گرفته وبه عناوین مختلف انها رادرگیر
مسایل حاشیه ای کرده اند تابهتر بتوانند از ان ثروتها استفاده کنند،وهرروز که می
گذرد درزمینه های مختلف سیاستهایی رادرپیش می گیرند تاکشورهای حوزه خلیج فارس
راوادار نمایند که از سیاست انها پیروی کنند.
اهمیت
فرهنگی ومذهبی
قلب عالم
اسلام یعنی مکه مکرمه ومدینه منوره درشبه جزیره عربستان واقع شده،که نمادی ازفرهنگ
اسلام واصالت اسلام واعراب ازانجا نشات گرفته است.کعبه امال بیش از یک میلیارد
مسلمان سراسر جهان می باشد که هرساله قریب به دومیلیون نفر برای انجام مناسک حج که
یکی ازفرایض مهم دینی مسلمانان است به انجا می روند وبه یک دل ویک جهت ویک شکل
انرا بجا می اورند.*
علاوه
برمکه ومدینه ،عتبات عالیات درکشورعراق ومشهد وقم و...در ایران مورد احترام
مسلمانان بخصوص شیعیان می باشد که همه در منطقه خلیج فارس واقع شده اند.همه اینها
که ذکر گردید حکایت از اهمیت خاص وویژگی فرهنگی ومذهبی این منطقه رادارد.
*-{بیژن
اسدی-علایق واستراتژیهای قدرتها درخلیج فارس.تهران- انتشارات دانشگاه شهیدبهشتی
1371}
اهمیت
سیاسی واستراتژیک
خلیج
فارس به علت داشتن ابراه مهم وحیاتی ازنظر نظامی وتجاری دارای اهمیت بوده است
وهریک از قدرتهای بزرگ برای رسیدن به منافع واهداف خود استراتژیها وسیاستهای خاصی
رادنبال می کردند ادله ومدارک گواه این ادعا ست سابقه حضور دولتهای اروپایی از
قرون گذشته واخیر وهمچنین ایالات متحده امریکا درقرن بیستم می باشددولت انگلستان
برای رسیدن به هندوستان،خلیج فارس رابه عنوان دروازه ورود به هند تلقی می کرد
وصیت
نامه پطر کبیر امپراتور روسیه مبنی بر لزوم دسترسی برابهای گرم درجهت تسلط بر دنیا
حکایت از اهمیت این منطقه دارد.همچنین دکترین روسای جمهور امریکا دردورههای مختلف
نیز سند دیگر برای این ادعا می باشد.
منطقه
خلیج فارس درگذشته مکانی بود که امریکا سعی داشت تااز نفوذ شوروی دران جلوگیری کند
ودرسه دهه اخیر با پیروزی انقلاب اسلامی درایران براهمیت سیاسی ان برای امریکا
افزوده شده است چون عملا امریکا یک حامی قدرتمند وشریک خود را درمنطقه ازدست داد
وبرای اینکه بتواند از گسترش ونفوذ انقلاب در سایر کشورها ی خلیخ فارس جلوگیری
نماید دست به اقداماتی زده که در بخشهای بعدی توضیح داده خواهد شد..
روابط
ایران وامریکا در قبل از انقلاب تاریخ
روا بط نه چندان بلند ایران وامریکا اکنده از مسائل پراهمیت وپرفراز ونشیب است .اگر
نگاهی به گذشته داشته باشیم متوجه می شویم درزمانهایی که دولت های بریتانیا وروسیه
برسر ممالک خلیج فارس باهم به رقابت می پرداختند،نامی از امریکا نبود اما با گذشت
زمان ،امریکا درزمان کوتاه درعرصه بین الملل چنان پیشی گرفت نه تنها به عنوان قدرت
برتر مطرح شد بلکه یکه تاز میدان نیز شد.
درجهانی
که همه کشورها درکنار هم قرار دارند روابط از جایگاه خاصی برخوردار است وهر کشوری
برای اینکه بتواند به حیات سیاسی خود ادامه دهد مستلزم است که سیاستها یی
رادرپیش گیرد.،بدیهی است که این سیاست درجهت منافع ملی ان کشور است.
در جهان
گذشته و امروزین،سران کشورها انواع سیاست ها را در روابط خارجی کشور خوددنبال می
کردند،عده ای سیاست انزوا طلبی را و عده ای از کشورها سیاست درهای باز وغیرو...لذا امریکا نیز جز کشورهای بودکه در هر برهه از زمان در راستای منافع ملی خود یکی از این سیاستها را دنبال میکرد.اما
انچه در صحنه ی روابط بین دول مهم است یک سری اصول می باشد که ادامه دهنده روابط است بنابراین درروابط ایران وامریکا قبل از انقلاب
فرازو نشیبهای فراوانی وجود داشته که بطور
اجمال از اغاز روابط تا سال 1954،کودتای 28 مرداد ونقش امریکا در ان ونقش امریکا
بعد از کودتا تاسال1357 مطرح خواهد گردید.
الف:مروری بر روابط ایران از اواخر قرن نوزدهم تاسال 1954 روابط
سیاسی ایران وامریکا برای اولین بار در سال 1883 بافرستادن نخستین سفیر از سوی
امریکا به ایران بنام بنجامین،برقرار گردیدکه معاصر با پادشاهی ناصر الدین شاه
قاجار بوده ومتعاقب ان شاه ایران حسینقلی خان معتمد الوزرا را درسال 1388 به عنوان
سفیر کشور ایران به امریکا اعزام نمود.رابطه دوکشور ازاین زمان به بعد متعادل بوده است میسیونرهای مذهبی امریکا که درایران فعالیتهای فرهنگی ومذهبی داشتند،فعالیت خود را گسترش دادند وبا ایجاد مدرسه وبیمارستان وکارهای عام المنفعه بامردم تماس برقرار کردند وازاین طریق محبت ونظر مردم رابه خود جلب نمودند.مردم ایران که سالهای متمادی ظلم وستم روسیه وانگلیس را تحمل کرده بودند ،امریکا از این رخداد سیاسی در ایران نهایت بهره برداری رانمود وسعی کرد در ابتدای امر درامور داخلی ایران دخالت نکند وتنها سعی وتلاشش درخدمات دهی مجانی وکمک های بلاعوض منحصر شد.*رفتار سیاسی دولت مردان سیاسی امریکا درزمان انقلاب مشروطیت تقریبا بی طرفانه وگاهی به جانبداری از مشروطه خواهان وانقلابیون متمایل بود وخبرهایی هم که درمطبوعات امریکا انتشار می یافت با واقعیت نزدیک بود،باسکرویل به طرفداری از انقلابیون درتبریز کشته می شود ومرگ اواثر بسیارخوبی روی مردم ایران به جای می گذارد ومردم نیز نظر مساعدی نسبت به امریکائیها پیدا می کنند.
*-(پاشا،صالح علی ،پیوندهای فرهنگی ایران وامریکا،تهران،کمیته ملی دویستمین سالگرد استقلال امریکا،1355ص364-363)
درسال1910میلادی برابر با 1289هجری شمسی برای نخستین بار دولت وقت ایران تقاضایی برای دولت امریکا ،مبنی برفرستادن کارشناس امور مالی به ایران را درخواست می کند که پس از تصویب لایحه ان در مجلس شورای ملی،هیاتی به سرپرستی مورگان شوستر عازم ایران می شوند.ودولت ایران ان شخص را به عنوان خزانه دار کل به استخدام خود در می اورد.وبه تبع ان دولت انگلیس وروسیه شدیدا با استخدام شوستر مخالفت میکنند وبا خرابکاری وکار شکنی های پی درپی فعالیت مرگان شوستر در ایران با مشکل مواجه می شود ودر نهایت پس از هشت ماه فعالیت درایران ،تهران رابه مقصد امریکا ترک می کند.*دولت ایران برای رهایی ازسلطه انگلیس وروس،درسال1922برابربا1301ه ش که در دوران حکومت رضاخان بوده مجددابرای بار دوم از ایالات متحده تقاضای اعزام یک گروه اقتصادی را می نماید که در مقابل امریکا یک گروه اقتصادی به سرپرستی دکتر میلسپو به ایران اعزام می نماید ،وی به مدت پنج سال اقامت در ایران خدماتی مهمی درایران انجام می دهد.*
*-پژوهش در تاریخ معاصر ایران،برخورد شرق وغرب درایران،مریم احمدی،انتشارات قدس
*-اسکندردلدم،حاجی واشینگتن،تهران ،نشر گلفام،1370
روند مناسبات ایران وامریکا بافراز ونشیب هایی ادامه پیدا میکند تااینکه جنگ دوم جهانی شروع می شود.قبلا با بررسی که صورت گرفت همه حکایت از این را داشت که روابط دو کشور براساس خواستهای دو طرف از وسعت وشدت محدودی برخوردار بوده است که با شروع جنگ تغییر ناگهانی در مناسبات دو طرف رخ می دهد.سی هزار سرباز غیر جنگی امریکا به منظور کمک به حمل ونقل تجهیزات وملزومات جنگی که امریکا برطبق قانون وام واجاره با اتحاد جماهیر شوروی ممنعقدکرده بود،وارد ایران شدند.در این زمان دو ارتش بیگانه نیز در ایران حضور داشتند.چون امریکا فرماندهی خلیج فارس را به عهده داشت ومحمد رضا شاه نیز با حضور امریکائیها کاملاموافق بود،لذا به امریکا جایگاه ویژه ای می بخشد.*درسال1943میلادی-1322ه ش برای دومین بار شاه ایران از دکتر میلسپو درخواست می کند که خزانه داری وسیستم مالیاتی ایران راسرپرستی کند ،این بار وی با یک هیات شصت نفره وارد تهران می شود،وبااختیارات بیشتر ووسیعتر سرپرستی امور دارایی واقتصادی ایران رابه عهده می گیردوتمام مسایل مهم مالی کشور در اختیار امریکا قرار می گیرد.درنوامبر سال1943 میلادی فرانکلین روزولت رییس جمهور وقت امریکا،به منظور شرکت در کنفرانس سران سه کشور بزرگ با حضور چرچیل نخست وزیر انگلستان واستالین رهبر شوروی وارد تهران شدند هر چند کنفرانس به مسایل جنگ دراروپا معطوف بود اما درچند روز بعد اعلامیه ای سه جانبه منتشر شد که تمامیت ارضی وحاکمیت ایران راتضمین می کرد وبه ایران این وعده داده شد که دربازسازی وعمران پس از جنگ به این کشور کمک شود.*به دنبال قرارداد سه جانبه که سران سه کشور یزرگ در خصوص حضور نیروهای انها درخاک ایران توافق کرده بودند درپایان جنگ خاک ایران را ترک کنند .نیروهای امریکا وانگلیس این کار را انجام دادند اما نیروهای شوروی از ان عدول کرده وحضور نظامی خود را درجنوب گسترش دادند وعلاوه بر ان دو دولت دست نشانده خودمختار: اذربایجان وکردستان رابوجود اوردند.درکنفرانس پوتسدام که با حضور سران سه کشور درسال1945تشکیل شدترومن رییس جمهور وقت امریکا به سیاست استالین درخصوص ایران پی برد وفهمید که انها برای حضور در خاک ایران دارای اهدافی هستند که همان دسترسی اسان به ابهای گرم خلیج فارس،نفت منطقه وعیرو...در همین راستا بود که ترومن عمیقا به سرنوشت ایران حساس شدوهرگونه اعمال شورویها رادرایران با عکس العمل امریکا مواجه می سازد،حتی وزیر بازرگانی خود والاس رابه خاطر بی اعتنایی به موارد پیرامونی ،وادار می کند که استعفا دهد.ترومن در بحران اذربایجان وکردستان به طور جدی وارد شد ودست به اقداماتی زد که بیانگر درک موقعیت ایران از سوی امریکا بوده.*
*-همان
*-ایران وقدرت های بزرگ درجنگ دوم جهانی -ایرج ذوقی
*-جلال الدین مدنی-تاریخ سیاسی معاصر ایران،جلد اول چاپ سوم 1369
هسته اصلی سیاست واستراتژی امریکا بعد از جنگ درمورد ایران بدین ترتیب بوده که ایران به عنوان یک کشور مهم وتاثیر گذار درمنطقه خلیج فارس وخاورمیانه وبه عنوان پایگاهی مطمئن مورد استفاده قرار گیردکه موارد زیر از اهمیت خاصی برای امریکا برخوردار است:
1-ایران به عنوان صادرکننده نفت درمنطقه حائز اهمیت است
2-ایران به عنوان پلی است که باتوجه به دارا بودن ساحل زیاد درخلیج فارس ،مرکز ترانزیت کالا برای اروپا واسیا می باشد
3-ایران به عنوان همسایه شوروی که دارای مرز طولانی با ان کشور است.
4تسلط کامل برابراه خلیج فارس بوسیله تنگه هرمز.
5-تصمیم گرفته شد که ایران به عنوان ژاندارم منطقه تلقی شود.
باتوجه به موارد بالا،ایران دارای موقعیت استراتژیکی وژئوپلیتیکی مهمی در منطقه است که بعد از جنگ مورد توجه امریکا قرار گرفت.لذا پایه های سیاست دراز مدت امریکا بوسیله ترومن در ایران بنا نهاده شد ودرکنار مزایای اقتصادی که امریکا دنبال می کرد در وهله نخست،سیاست خارجی خود را معطوف به ممانعت از تجاوز ودسترسی شوروی وجلوگیری از نفوذ ایدئولوژی سوسیالیسم درایران ومنطقه کرد.
ب :کودتای28مرداد1332ونقش امریکاکودتای 28مرداد هم برای امریکا وهم برای شاه ازجهات مختلف حایز اهمییت است،زیرا بواسطه ان حضورامریکا درایران وپایه های حکومت شاه تثبیت گردید.کودتای 28مرداد به نهضتی که ملت ایران بعدازشهریور1320باتلاش وجدیت وبا همکاری نیروهای ملی ومذهبی انجام گرفته بود،پایان بخشید.مهم این است که توطئه ای گسترده بین دولت ونیروهای خارجی وعوامل مزدور داخلی ،منجر گردیدکه انسجام ملت به هم بخورد وغارتگران بار دیگر با اراده ی اهنین وباپشتیبانی عوامل خارجی چنان محیط خفقانی در سرزمین ایران پدید اوردند وتا مدتها ملت را به زنجیر اسارت کشیدند.درکودتای مورد نظر عوامل زیادی دخبل بودند که بررسی هریک از انها دراین پژوهش میسر نمی باشد(رجوع شود به کتابهای تاریخ معاصر ایران)لذا دراینجا به عوامل خارجی که نقش بسزایی دراین کودتا داشتند اشاره می شود .ازجمله کشورهایی که دراجرای کودتا نقش مهمی ایفا کردند ایالات متحده امریکا وانگلیس است.امریکا یکی از جاسوسان برجسته سازمان سیا را به عنوان رهبر کودتا به ایران اعزام می کند.این شخص کرومیت روزولت6 بود،وی در مصاحبه ای اذعان کرده بود که این کودتا بوسیله عوامل سیادرماههای اخر ریاست جمهوری ترومن تنظیم شده بود.ولی بررسی دراجرای ان به دلیل اینکه ترومن از مصدق حمایت کرده بود ،متوقف گردید.وی همچنین مدعی شد که دراواسط سال1935به مدت سه هفته درایران اقامت داشته وباکمک ژنرال شوارتسکف *کودتا رارهبری کرده است.دراین راستا هماهنگیهای لازم با انگلیس نیز شده بود.روزولت درادامه مصاحبه خود اعتراف می کند که دولت متبوعش مبلغ یک میلیون دلار برای ایجاد بلوا واشوب خیابانی در اختیار وی قرار داده بود .ایزنهاور رییس جمهور وقت امریکا از چگونگی عملیات مربوط به کودتا از اغاز تا پایان درجریان بوده ودستوذ اجرای کودتا بوسیله دالس وزیر امور خارجه امریکا به برادرش الن دالس رییس سابق سازمان سیا وهمچنین والتر بیدل اسمیت معاون وزارت خارجه صادر گردید.*بیان این نکته ضروری است که دکتر محمد مصدق امید بیش از اندازه به ایزنهاور داشته بود ازانجایی که دولت مصدق با وضعیت بد اقتصادی مواجه شده بود طی درخواستی از امریکا تقاضای وام می نماید*اماایزنهاور به درخواست وی جواب منفی می دهد.بااین تفاسیر که گذشت وسایر عوامل دیگر ،درتاریخ 28مردادماه سال1332باطرح ونقشه امریکا ونیروهای داخلی،عده ای از ارازل واوباش در خیابانهای به نفع شاه شعار دادند ودر بعد از ظهر ساعت 3،5ایستگاه رادیو رااشغال می کنند.زاهدی از طریق رادیو وقوع کودتا وسقوط دولت محمد مصدق رااعلام می کند واز شاه می خواهد که به ایران برگردد.صبح روز بعد دکتر محمد مصدق خودش رابه حکومت نظامی معرفی می کند وبعد از ان طی محاکمه ای به سه سال زندان محکوم می شود وکودتایی بسیار ساده به دوران دولت نهضت ملی پایان می دهد*
*-کرومیت روزولت مشهور به کیم برادرزاده تئودور روزولت رییس جمهوراسبق امریکا ،پسرعموی فرانکلین روزولت رییس جمهور زمان جنگ امریکا وعضو سیا وکارشناس امور خاور میانه ای امریکا بود.وی در سالهای 1320تا1327مسئول سازماندهی واموزش درشهربانی ایران بوده است.
*-ژنرال شوارتسکف یکی ازکارشناسان نظامی امریکا بوده که پس از شهریور 1320-1327به دستور شاه ماموریت سازماندهی کادر شهربانی ایران رابه عهده می گیرد وبا زاهدی دوستی دیرینه ای داشته وبرهمین اساس انتخاب زاهدی نیز با توجه به سابقه اشنایی وی است.
*-مصاحبه وی درسال1357 بعداز پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفت که ترجمه ان در کیهان 1358 ،21و22فروردین انتشار پیدا کرد.
*-جوادمنصوری،25سالحاکمیت امریکا برایران.
*-جلال الدین مدنی،پیشین،ص521
امریکا بااین کودتا به دنبال براورده شدن منویات سیاسی واقتصادی خود بود،که به مواردی از انها اشاره می شود:
1:اقتصادیامریکابعد از جنگ جهانی دوم دربازسازی اقتصادی خود شدیدا به مقدار زیادی نفت نیازمند بود ونفت به عنوان یک کالای حیاتی برای ان کشور محسوب می شد فلذا بعداز کودتایکی از مهره های سرسپرده خود بنام علی امینی رادرراس وزارت اقتصاد ایران قرار داد وتوانست قرارداد کنسرسیوم رابه نفع خود به امضا برساند.
2:تغییر محور سیاست خارجی باکودتای 28مردادنقطه اغازین انتقال وتغییر حاکمیت انگلیس به حاکمیت امریکا شروع شد ومحور سیاست خارجی به طرف امریکا گرایش پیدا کرد.3
3-تغییر ساختار اقتصادی کشورتازمان کودتا ازنظر اقتصادی تاحدودی خودکفا بودیم برای اینکه 20درصد درامد کشور ازنفت بوده وعمده درامد کشور از کشاورزی وتولیدات داخلی بوده.ونیازهای داخلی را
پاسخگو بودولی بتدریج کار به جایی رسید که در سالهای بعداز کودتا،وابستگی
به نفت 84درصد رسید وباوامهایی که از امریکا دریافت می شد اقتصاد ایران
کاملا وابسته به امریکا شدمزایایی
که این کودتا برای امریکا فراهم نمود باعث گردید بین شاه وامریکا رابطه ی
ویژه برقرار گردد وعملیات اژاکس نمایانگر ورود مقتدرانه ضداطلاعات امریکا
به ایران واغاز فعالیتهای سیاسی در این کشور بود.باسرکوب
کردن حرکت نهضت ملی،ازاقدامات بیشتر بسوی ملی کردن یکجانبه صنعت نفت در
جهان سوم جلوگیری شد.وامریکا توانست رژیم شاه رابه مدت 25سال
سرپا نگه دارد.* امریکا توانست از نفوذ حزب توده وشوروی درایران جلوگیری کند.
.*-جیمزبیل،عقاب وشیر،ترجمه مهنوش غلامی(تهران-نشرکوبه-بهار1371)
ج:روابط ایران وامریکا از سال1332تا1357 باسقوط دولت دکتر محمد مصدق،ایران به بخشی از صف بندی شمالی یعنی خطی
از کشورهای طرفدار غرب درمرزهای جنوبی اتحادجماهیرشوروی تبدیل شد.سیاست اولیه
امریکا قبل از هر چیز بوجود اوردن یک حکومت دیکتاتوری میلیتاریسمی درایران
بود،تاازان طریق بتواند مقاصد خود را بدست اورد.سالهای 1333ه ش به بعد ،به قدرت
شاه ایران افزوده می شد سفر ریچارد نیکسون،معاون وقت ریاست جمهوری امریکا به ایران
ومتعاقب ان سفر شاه به امریکا،از جمله اقداماتی بود که برای وابستگی هرچه بیشتر
شاه به امریکا ودریافت کمکهای اقتصادی ومالی همراه بود.انعقاد قراردادهای نظامی
ونفتی فیمابین ،یک جهش قابل توجه ای گرفت وایران وارد پیمان بغداد که بعدها به
سنتو تغییر نام داد،گردید.*
مناسبات ایران وامریکا ازیک سطح معمولی عبور کرد وبه جایگاه خاصی رسید
که در کنار ان امریکا دردادن هرگونه امکانات نظامی واقتصادی وحتی انرژی اتمی به
ایران دریغ نکرد ودرمقابل ایران نیز به عنوان یک شریک ودوست ،از منافع امریکا
درمنطقه حمایت می کرد.امریکا پس از کودتا سعی کرد برای اینکه شاه در قدرت خود باقی
بماند دست به اقداماتی درسیتم نظامی امنیتی ایران زد تا از حوادث احتمالی برعلیه
شاه جلوگیری نماید که به طور اجمال به پاره ای از انها اشاره می شود.
1-تشکیل ساواک ساواک یا سازمان امنیت واطلاعات کشور ،یک سازمان نامحدود درداخل ایران
وبااختیارات کافی برای فعالیت درخارج از کشور باکمک ایالات متحده امریکا وشاه
تاسیس گردیدوبه مدرنترین تجهیزات مجهز شد.وهمکاری مستقیم با سازمان جاسوسی امریکا –اسرائیل
داشت وبخاطر اهمیت ان ،رییس ان پست معاونت نخست وزیری را عهده دار بود.*
*-جمیله کدیور،رویارویی انقلاب اسلامی وامریکا(تهران موسسه
اطلاعات-1372)
*ابراهیم سنجری،نفوذ امریکا درایران(تهران-خوشه-1368)
2-انقلاب سفید درسال1961که کندی به
ریاست جمهوری امریکا رسید،معتقد بود که برای حفظ وبقای شاه باید درایران دست به
اصلاحات زد ولذاسیاست مداران امریکا مجاب شدند واز شاه خواستند تا برنامه ای راجهت
اصلاحات اعلام نماید تاهم جلوی نارضایتی مردم گرفته شود وهم به عنوان زیر بنای
مدرنیزه کردن سریع کشور قلمداد شود.امریکا نگران این بود چون شوروی ها پیش بینی
کرده بودند که به زودی رژیم شاه سقوط خواهد کرد فلذا امریکا معاون وزیر امور خارجه
را به ایران اعزام کردومبلغ بیست میلیون دلار جهت تسریع در اصلاحات به شاه ایران
داد.انقلاب سفیدکه درسال1341 برنامه های ان اعلام شد ابتدا شش اصل داشت که بعدها
به دوازده اصل رسید .
یکی از موضوعات دیگر
که درروابط ایران وامریکا درسالهای قبل از انقلاب از اهمیت خاصی
برخورداراست،دکترین نیکسون رییس جمهور
امریکا دردهه 1970می باشد که شاه رااز موقعیت خوبی بهره مند ساخت واز او به عنوان ژاندارم منطقه
نام برد.
براساس این دکترین
وسابقه حضور امریکا در ویتنام وهمچنین عدم موفقیت امریکا درویتنام ،سیاستی که
امریکا درسال1970 درپیش گرفت سیاست دوپایه ای نام گرفت *یعنی باارسال تسلیحات
نظامی فراوان ،دوقدرت محلی، ایران راستون نظامی وعربستان را ستون اقتصادی در منطقه نام نهاد . وبه انها سهمی در اجرای
نقش داده شد.
این سیاست امریکا
موجب شد تا شاه بااحساس قدرت کردن در منطقه ،به سلطان قابوس درسرکوبی شورشیان ظفار
یاری رساند وهمچنین درتحریم نفتی اعراب علیه اسرائیل،شرکت ننماید وعلاوه براینها
به عنوان بهترین مشتری امریکا درصنایع نظامی محسوب شود.وعملا به عنوان ژندارم
منطقه ویا بهتر بگویم مدافع غرب درامد ودرهمین راستا درامور دیگر کشورها که مطابق
خواست امریکا بود از قبیل :کمک به کردهای عراق علیه رژیم بعث،لشگر کشی به عمان،ارسال
اسلحه به ویتنام جنوبی ،سومالی ،اردن،مغرب،یمن شمالی که همه به توصیه امریکا بود.
*-عبدلرضا هوشنگ مهدوی،تاریخ روابط خارجی ایران(تهران 1368)
روابط ایران
وامریکا در بعد از انقلاب
باپیروزی انقلاب
اسلامی در22بهمن ماه 1357،امریکا یک شکست بزرگی رادرسیاست خارجی خودمتحمل
شد،بطوریکه هیچ حرکت سازنده ای برای مهار ان نتوانست انجام دهد وتامدتها ابتکارعمل
امریکادرمنطقه ازدست رفته بود.ایران ازیک کشوردوست امریکا ،به یک کشور دشمن تبدیل
شده بود لذا از انزمان به بعدامریکادرجهت حفظ منافع ملی خود،گامهای رابرداشت
تابتواند منافع خود رااز اسیب احتمالی مصون نگه دارد.
خروج ایران از پیمان
سنتووعدم احیای مجدد ان ،امریکا را با مشکل جدی درمنطقه روبرو ساخت.تاقبل از
پیروزی انقلاب در ایران،شوروی بایک سددفاعی محکم درمنطقه روبرو بود اما باوقوع
انقلاب ،خطر راامریکا همچنان احساس می کرد.انقلاب درایران عکس العمل ها
وتغییروتحولات عمده ای را در سیاست خارجی دولت مردان امریکا بوجود اورد وهریک
ازانها به گونه ای سعی درکاهش پیامد انقلاب را در منطقه داشتند که بنا به گفته
مقامات سیاسی امریکا وقوع انقلاب درایران یکی از مهمترین وحساس ترین وقایع منطقه
خاورمیانه پس از جنگ دوم جهانی برای امریکا محسوب می شود،بنابراین عکس العمل
واقداماتی ازسوی دولت مردان امریکایی برعلیه ایران انجام گرفت که بطور اجمالی به
ان اشاره خواهم نمود:
1-اعلام دکترین کارتر
پس ازاینکه کارتر
باتلاش فراوان نتوانست سیاستهای خود رابرایران انقلابی تحمیل نماید،بناچار رابطه ی
سیاسی امریکا باایران راقطع کرد که به تبع ان حضرت امام ازان استقبال کردند .
همچنین اشغال سفارت
امریکا در تهران از سوی دانشجویان،اشعال کشورافغانستان از سوی شوروی،کارتر رییس
جمهور وقت امریکا درتاریخ23ژانویه 1980 اساس سیاست جدید ان کشور در منطقه
خاورمیانه ومنطقه خلیج فارس راتعیین کرد وامنیت منافع امریکا رابا این دو منطقه
پیوند زد.کارتر درمقابل کنگره امریکا بالحن شدید که گویا حکایت ازعصبانیت وعمق
ناراحتی وی از حوادث پیش امده درمنطقه خلیج فارس وهمچنین وقوع انقلاب در ایران
وتسخیر سفارت امریکا درایران بیان داشت:
بگذارید موضع خودمان
را کاملا روشن کنیم ،هرگونه کوششی به وسیله هر قدرت خارجی به منظور تحت کنترل
دراوردن منطقه خلیج فارس به منزله حمله به منافع حیاتی ایلات متحده امریکا محسوب
می شود وچنین حمله ای بااستفاده از وسایل لزوم واز جمله نیروهای نظامی دفع خواهد
شد.*
بدیهی است کلیه
اقدامات امریکا براساس همین دکترین درایران صورت گرفت از جمله واقعه ی طبس،کودتای
نوژه،جنگ 8ساله عراق برعلیه ایران ،سرنگونی هواپیمای مسافربری،بلوکه کردن دارائیهای ایران،تحریم تسلیحاتی وفشار به
سایر کشورها در مبادلات تجاری با ایران واز همه مهمتر مشعول کردن ایران به مسایل و
بحرانهای داخلی خود و.....
2-جنگ ایران وعراق
ونقش امریکا
جنگ هشت ساله عراق
علیه ایران ،ازجمله جنگهای نادر جهان است که یک کشور تازه انقلابی که هنوز ثبات
سیاسی ونظامی واقتصادی خود راکامل نکرده است مورد هجوم نظامی کشوری تادندان مسلح
وبا پشتیبانی ابر قدرت غرب وشرق وسایر هم پیمانان
قرار می گیرد. که قلم از بیان ورشادت غیور مردان ایران زمین عاجزوقاصر است.
دراغازین جنگ،امریکائیها
که داعیه رهبری ودفاع از حقوق بشر راداشتند،ودر راستای ان در هر جا که منافع انها
ایجاب می کرد دخالت می کردند لذا ایران نیز یکی از مکانهایی بود که منافع امریکا
را نادیده گرفته بود .امریکا در طول هشت سال جنگ نه تنها اقدامی برای پایان دادن
ان انجام نداد بلکه بطور مستقیم وغیر مستقیم به حمایت از عراق پرداخت ودر ابتدای
جنگ با ارسال تجهیزات ومهمات نظامی به عراق برشعله های اتش جنگ افزودوبااعمال نفوذ
بر شورای امنیت ،که ان شورا باید به عنوان یک مرجع بین المللی در دعواهای احتمالی
کشورها، چاره اندیشی کند ومانع از کشتار شود خود به عنوان عامل وفرمانبر امریکا
قرار گرفت واز وظایف قانونی خود دور گردید.
با همه هجمه های
خارجی ایران توانست در بهار سال1361باعملیات موفقیت امیز خرمشهر اشغال شده را از
عراق باز ستاند وانرا ازاد نماید ویک برتری نسبی در جنگ بوجود اورد.از ان زمان به بهد
امریکا متوجه قدرت نظامی ایران شد وبا حمایت علنی از عراق وبازدید کارشناسان
امریکایی از عراق ،مبالغ کلان دلار واعتبار خرید تسلیحاتی در اختیار عراق قرار
دادند.ازسال1363که اوج جنگ دوکشور بود توسط صدام در برنامه زنده تلویزیونی به
استفاده از پشتیبانی اواکس های امریکا مستقر درعربستان در جنگ پرده برداشت ودر
عملیات باز پس گیری فاو،حمله به جزایر نفتی ایران،حمله به هواپیمای
مسافربری،سکوهای نفتی وغیرو.....نقش مستقیم امریکا در جنگ را مطرح کرد.
3-ماجرای مک فارلین
این ماجراکه بنام
ایران گیت معروف شد،درپی تلاش مقامات امریکایی برای برقراری روابط سیاسی با ایران
صورت گرفت که یک رسوایی بزرگی در سیاست خارجی امریکا وشخص رییس جمهور امریکا محسوب
گردید،وبیانگر این واقعیت است که زمانیکه ازیک دیدگاه استراتژیک به نزدیک شدن امریکا وایران
بنگریم دلایل این اقدام رااجباری می یابیم(عقاب امریکا نمی توانست با شیر ایران که
مقتدر ترین نیرو در خلیج فارس بود رابطه نداشته باشد)*
روشی که رونالد ریگان
رییس جمهور وقت امریکا اتخاذ کرد بسیار نسنجیده وناشیانه وبخاطر عدم درک صحیح از
مسئولین ایرانی بود.بدیهی است اگر هر کشوری درموقعیت ایران ازلحاظ جنگی،محاصره
اقتصادی،تحریم تسلیحاتی وفشار سیاسی بود شاید باروی باز ازان استقبال می کردوان
کیک وکتاب انجیل را باروی باز می پذیرفت.ولی ان چیزی که این ماجرا را رسوا تر کرد
رهبری خرد مندانه امام بود که اقای هاشمی رفسنجانی ریاست وقت مجلس در خطبه نماز
جمعه مورخ 13ابان 1365اینگونه بیان کرد:
رابرت مک فارلین* یکی
از چهرههای ارشد کاخ سفید ،هماه سه نفر بطور مخفیانه وبا گذرنامه های ایرلندی
وبایک هواپیما حامل اسلحه وارد تهران شدند.ما به دستور امام از تماس بااین عده
خوداری کردیم وفقط به مدت سه ساعت انان را تخلیه اطلاعاتی کرده ومورد باز جویی
قرار دادیم.انها حامل پیامی از سوی ریگان برای برقراری رابطه با ایران
بودند،ماانها رانپذیرفتیم واین عده پس از پنج روز بازداشت،از ایران اخراج شدند.
واکنش های بعدی رسانه
های غربی ومسئولین امریکایی وگفته های ضدونقیض انهادر تایید ویارد انها بیانگر این
موضوع است که ماجرای مک فارلین به یک
رسوایی بزرگ برای امریکا تبدیل شد
*-جمیله کدیور
*محمود طلوعی،نبرد قدرتها درخلیج فارس(تهران موسسه پیک 1366)
*-جیمز بیل،پیشین
*-مک فارلین،مشاور ریگان درامور امنیت ملی بوده است.
*-غلامرضا بابایی،فرهنگ علوم سیاسی جلد دوم(تهران نشر ویس 1366)
استراتژی مهاردوجانبه پس از دوازده سال که
بر سیاست خارجی امریکا،جمهوری خواهان سکان دار بودند مجددا نوبت به دموکراتها رسید
وبا انتخاب بیل کلینتون به ریاست جمهوری ،عملا قدرت در کاخ سفید به دمکراتها منتقل
شد.تغیرات در اوضاع جهان که قبلا مطرح گردید سیاست مداران امریکایی را وادار ساخت تا
سیاست های جدیدی در قبال جهان ومنطقه اتخاذ نمایند.
لذا در این راستا
باتوجه به موقعیت وشرایط عراق ،سیاست مهار دو گانه (ایران-عراق)را مطرح ساختند.همان
گونه که قبلا اشاره شد ،استراتژی مهار بخشی از امنیت ملی دولت کلینتون بوده و
واشینگتن حساسیت شدیدی نسبت به رویدادها وفعل وانفعالات که منجر به کاهش ویا به
خطر افتادن منافع خود می دانست.از نظر طراحان هر چند عراق تا حدودی مهار شده بود
ولی بحث اصلی مهار ایران بود که همواره تهدیدی جدی علیه منافع امریکا تلقی می
شد.ایران کشوری بود که بنا به اظهارات (فرد هالیدی)همواره موجبات نگرانی امریکا را
فراهم نموده بود وگویا برای رییس جمهور جدید ودموکرات امریکا ،این حقیقت مصداق
پیدا کرده بود*
اقدامات محدود کننده
امریکا علیه ایران که ازسوی روسای جمهور قبلی اتخاذ شده،باید بطور یکجانبه به
منظور ایجاد تغییراتی دررفتار ایران ادامه پیدا می کرد.این اقدامات می تواند چهار
هدف اصلی داشته باشد که مختصر به ان اشاره می شود.موریس لینکن،کاردار سابق امریکا
که جز گروگانهای سفارت امریکا در تهران بود ،این اهداف را اینگونه اعلام می کند:
1-تامین ثبات وامنیت
منطقه ی خلیج فارس
2-حفظ جریان مذاکرات
صلح خاور میانه وممانعت از تداوم حمایت مالی وایدولوژیکی ایران از حزب الله وحماس
3-جلو گیری از اشاعه
تسلیحات هسته ای درمنطقه
4-کاهش خطر تروریسم
بین اللمللی*
ایران با حضور امریکا
در منطقه شدیدا مخالف است ومعتقد است امنیت منطقه باید توسط خود کشورهای منطقه
تامین شود نه توسط کشورهای فرا منطقه ای.
البته اهداف دیگری
نیزوجود دارد اما امریکا درتلاش است با انزوای ایران زمینه ی استحاله اندیشه های
اسلامی را بوجود اورد.به نظر می رسد که قرار دادن عراق درکنار ایران یک ترفند
سیاسی از پیش تعیین شده بوده.چون با توجه
به وضعییت عراق که بامحکومیت جهانی وبین المللی به خاطر حمله به کویت وجود
داشته،این سیاست،کارایی زیادی از حیث اینکه باشد ویا نباشد،نداشته است لذا تنها
فایده ان این بوده که شاید در اینده بتواند متحدان خود را به مانند تحریم عراق در
خصوص ایران نیز همگام سازد.برای اینکه بحث سیاسی مهار دو جانبه را بتوانم بهتر
بازگو نمایم ضرورت دارد به سیر تحول این استراتژی از بدو شکل گیری اشاراتی داشته
باشم.
1-شناخت استراتژی
وستون های فکری ان
این استراتژی برای
اولین بار در18ماه مه 1993برابربا28اردیبهشت1373یعنی حدود پنچ ماه بعد از روی کار
امدن بیل کلینتون،توسط مارتین ایندایک * که یک مسئول امور خاور میانه ای شورای امنیت ملی امریکا بود مطرح
گردید.به دنبال سخنرانی او بود که موضوع استراتژی مهار دوجانبه در محافل علاقمند
به امور خاورمیانه پیگیری شد.این استراتژی رامی نوان در سه مقطع مورد شناسایی وبر
رسی قرار داد:
الف-شناخت محتوای
نظری وفکری باعنایت به انچه تا
اینجا مطرح گردید سیاست مهار دو گانه بر پنچ پایه استوار بوده:
1-امریکا در منطقه ی
خلیج فارس وخاور میانه در وضعیت مناسبی قرار دارد وارایش نیروها به نفع
امریکاست(فروپاشی شوروی –پایان جنگ عراق برعلیه ایران-پیروزی امریکا در جنگ با
عراق-علاقه مندی متحدین امریکا در خلیج فارس به همکاری نظامی با این کشور)که این
شرایط در گذشته برای امریکا وجود نداشته.
2-سیاست امریکا
درگذشته براین بود که با ایجاد توازن قوا بین دو کشور (عربستان-ایران)به مقاصد خود
برسد اما در جنگ ووقایع دیگر مشخص شد که این سیاست کار ساز نبوده.
3-شکست تصور
امریکا،در خصوص نیروهای داخلی ایران مبنی براینکه میانه روها رامی شود علیه
تندروها(به تعبیر خودشان)به کار گرفت که واقعه ی مک فارلین از ان جمله است.
4-جلوگیری از داشتن
مناسبات تجاری وسیاسی ایران با کشورهای دیگر وفشار برای تغییر رفتار ایران،از
موارد دیگری بوده که در ذهن سیاست مداران امریکایی می گذشت.
5-سیاست مهار دو
جانبه،مربوط به سیاست مهار شوروی سابق در دوران جنگ سرد بوده که توسط جورج کنان
طرح گردید.
ب-شناخت جنبه های
عملی درمورد اینکه این طرح
راچگونه جامه عمل بپوشانند دربین طراحان و موافقان چهار دیدگاه وجود داشت.
1-سیاست مهار دوجانبه
به معنای تلاش برای براندازی دولت جمهوری اسلامی ایران نیست،عمدتا بر افزایش
فشارهای بین المللی تکیه دارد
2-مهار ایران کار
چندان اسانی نیست زیرا در مورد ایران برخلاف عراق ،تحریم های بین المللی وجود
ندارد.چون باید در این راستا دوستان امریکا را به قطع مناسبات تجاری با ایران
متقاعد کرد که این خودذ نیاز به هماهنگی وهمراهی انها دارد.
3-تاکید اصلی سیاست
مهار دو جانبه جلو گیری از دست یابی ایران به سلاحهای پیشرفته وکالاهای صنعتی است
که استفاده های دو گانه نظامی وشخصی دارند.
4-شناخت انگیزه های
طراحان.
شکی نیست که سیاست
مهار دو جانبه ویابهتر بگوئیم مهار ایران،دربستری ازروابط منفی امریکا نسبت به
ایران طی دوران پس از انقلاب اسلامی شکل گرفته و به گفته ریاست جمهور محترم اقای
خاتمی (دیوار بلند بی اعتمادی بین دو کشور از سوی امریکا بنا شده است)اما واقعیتی
دیگر وجود دارد که قابل کتمان نمی باشد وان همان نهادها ،سازمانها وگروهای ذینفوذ
جامعه یهودی مقیم امریکا هستند که درایجاد وطراحی ان نقشی موثر ایفا کرده و می
کنند.
بطور کلی سیاست خارجی
امریکا متاثر ازکنش وواکنش بین چندین نهاد بروکراتیک وگروهای ذی نفوذ (وزارت امور
خارجه-وزارت دفاع-سازمان سیا-شورای امنیت ملی-وزارت بازرگانی ،کشاورزی –ولابی صهیونیست)است
سیاست مهار را عمدتا
شورای امنیت ملی و شخص مارتین ایندایک طراحی کرده است برای اینکه انگیزه وزمینه
های فکری وگرایشی این شخص رابهتر بشناسیم لازم است بخشی از بیو گرافی انردرپا ورقی
ذکر کنم تا به ماهیت این استراتژی بهتر پی
ببریم
*-حسین یکتا.استراتژی مهار دوگانه.مجله بررسی های نظامی شماره 19
*-همان
*-وی متولد وبزرگ شده استرالیاست. وی مدتی مشاور نخست وزیر استرالیا
درامور خاور میانه بوده است.پس از ان به اسرائیل رفته ومشاور مطبوعاتی نخست وزیر
اسرائیل ورهبر حزب لیکود می شود.سپس به امریکا مهاجرت کرده وبه استخدام کمیته امور
عمومی امریکا-اسرائیل (ایپاک)درمی اید.ایپاک گروه فشار یا لابی صهیونیسم در امریکا
است.بدنبال این کار،ایندایک از یکی از اعضای هیئت مدیره ایپاک بنام خانم باربری
واین برگ که همسرش نیز رییس هیئت مدیره ایپاک بوده مبالغی کمک مالی دریافت می
نماید ودر سال1985موسسه واشینگتن برای مطالعه خاور نزدیک تاسیس می کند که این
موسسه پس از مدتی به یکی از فعالترین موسسات تحقیقاتی،باگرایش سیاستگذاری درامور
خاور میانه تبدیل می شود. در حقیقت از طریق ریاست این موسسه است که ایندایک به کاخ
سفید ومسئولیت امور خاورمیانه در شورای امنیت ملی راه پیدا می کند .
مارتین ایندایک در
کنار خود دو شخصیت دیگر را همراهی کرده که انها ارادت وعلاقه خاصی به رژیم اسرائیل
داشتند(دنیس راس-ساموئل لوئیس)اولی عضو ایپاک ودومی به مدت 8سال سفیر امریکا در
اسرائیل بوده ودر حال حاضر نیز در بخش برنامه ریزی وزارت خارجه امریکا مشغول
فعالیت است.باوضعیت توصیفی ،روشن است که یک مجموعه جانبدار کشور اسرائیل در اداره
امور خاور میانه دولت کلینتون فعال می باشند وکاملا خط دهی افکار کلینتون رابرعهده
دارند.
2-سیر تحول سیاست
مهار دوجانبه پاتریک
کلارسون*ازهمکاران نزدیک ایندایک درموسسه واشینگتن،نگارش مجموعه را بدست گرفت وپس
از تدوین استراتژی ومشخص شدن نکات اصلی واهداف ازپیش ترسیم شده،نوبت به اجرای
اولین فاز ان رسید ودرمارس واوریل1994مقاله ای درمجله کارن افرز* توسط انتونی لیک
،مشاور امنیت کلینتون،تحت عنوان دولت
های یاغی به تشریح سیاست مهار
دو جانبه پرداخت.
درج واعلام این
استراتژی بصورت مقاله دریک مجله انهم توسط مشاور امنیت ملی ،دربین کارشناسان سیاسی
بدان معنا است که سیاست رسمی دولت رابیان کرده واز مرحله اولیه گذشته ووارد فاز
بعدی یعنی بحث عمومی ونخبگان سیاست خارجی شده است.*همزمان بادرج مقاله فوق
،سکپوزیومی درشورای سیاست خاورمیانه واشینگتن برگزار میگردد که در این جلسه*مارتین
ایندایک،گراهام فولر*انتونی کردزمن*و تبدرمار * به بررسی سیاست مهار دوجانبه می
پردازند که این جلسه راسناتور جورج گاورن*اداره می کرد.وبه بحث وتبادل نظر ونقاط
ضعف وقوت ان می پرداختند.*
این استراتژی پس از
گذر از مراحل توصیفی،بعداز یک سال با سخنرانی بیل کلینتون رییس جمهور امریکا ،در
کنگره جهانی یهودیان مورد تاکید قرار گرفت.هرچند باتوجه به سابقه افرادی که در طرح
این سیاست نقش داشتند وجملگی درایپاک دارای نقش برجسته ای بودند وبه نوعی در پشت
پرده این استراتژی رژیم اسرائیل بازی واعمال
سیاست می کرد،لذا باسخنرانی کلینتون در جمع یهودیان ،روشن شد که هدف این استراتژی
درراستای اهداف اسرائیل می باشد.
3-برخورد گوناگون با
سیاست مهار دو جانبه
رابرت پولت ریو معاون وزارت خارجه امریکا،دراجلاس کمیسیون روابط خارجی مجلس
نمایندگان،محتوای سیاست مهار دوجانبه در مورد ایران را تاکید قرار می دهد واظهار
می دارد:*
از طریق همکاری
بادیگر کشورها تلاش می کنیم تا ایران را از دسترسی به فنون پیشرفته،اعتبارات مالی
ودیگر امکانات محروم نماییم.
وی ضمن تاکید برروح
واساس مهاردوجانبه،درمقابل سئوالی که از وی پرسیده می شود که ایا می توانیم
ازسیاست خود در قبال ایران وعراق مهار دوگانه نام ببریم؟جواب می دهد*
شمامختارید ولی من
دوست دارم وتوصیه می کنم که شما عنوان مزبور را با نوجه به مفاهیمی که برای ان
بیان شد،مورد استفاده قرار دهید.
بنابراین بانگرش عمیق
به این اظهارات وسایر مسئولین وزارت خارجه امریکا ،معلوم ومشخص می شود که جملگی از
محتوای سیاست مهار دوگانه حمایت می کنند .
*-کلارسون در زمان انتشار مقاله علاوه برهمکاری با موسسه،محقق ارشد
موسسه مطالعات استراتژیک ملی دردانشگاه دفاع ملی وسردبیر نشریه اوربین نیز بوده.وی
قبلا عضو بانک جهانی وصندوق بین المللی پول بوده وپیشنهاد اولیه مبارزه اقتصادی
امریکا برعلیه ایران را ارائه داده بود.
*-مجله سیاست خارجی.سال هشتم. شماره 1و2
*-هدف از بیان بیوگرافی ویا مسئولیتهای شخصیت های نامبرده شده دراین پژوهش صرفا جهت اشنایی بوده واهمیت
وجایگاه نظریات انها درسیاست خارجی امریکا رابرای دیگران روشن می سازد.
*-وی تحلیل گرومعاون سابق سازمان سیا بوده است.
*-وی تحلیل گر مسائل نظامی خلیج فارس می باشد
*-وی محقق دانشگاه دفاع ملی است.
*-وی کاندید ای اسبق حزب دمکرات،برای انتخابات ریاست جمهوری بوده.
*-مشروح بحث پیرامون سیاست مهار درفصلنامه خاورمیانه-سال
اول-شماره3امده است
*-مجله سیاست خارجی –پیشین
*-همان
سیاست مهار ایران درعمل
در قسمت های پیشین به مفهوم اولیه سیاست مهار دو
گانه پرداخته شد معلوم گردید کابینه بیل کلینتون بیشتر از کابینه های گذشته ،به
اقدامات مهار کننده ایران توجه مضاعفی داشته وکمتر پذیرای بهبود روابط با ایران
بوده.
اجرای سیاست فوق در
چند زمینه انجام شد که شامل تحریم های اقتصادی،نظامی،اتحاد استراتژیکی وابتکارات
سیاسی چند جانبه بود.دراین راستا هماهنگ نمودن افکار عمومی نیز یک مقوله جدا بود
که سیاست مداران امریکایی بااستفاده از رسانه های گروهی داخلی توانستند براین
امواج سوار شوند وبا تداعی گروگان گیری سال1358 وتسخیر سفارت وهمچنین عملیاتهای
تروریستی درجهان با نام ایران وایرانی در افکار عمومی امریکا عجین سازند.
اعضای کنگره ازدوحزب
جمهوری خواهان و دموکراتها،تمامی اقداماتی راکه کنگره علیه ایران انجام می دهد
حمایت قاطع دارند وهر مسئله ای که درسطح جهان اتفاق می افتاد به یک طریقی ان را به
ایران وصل می نمایند وسعی دارند افکار عمومی جهان را برعلیه ایران با خود هماهنگ
کنند.ایران را در قضایای اتفاق افتاده مقصر دانسته ودر کنار ان از ابزارهای حقوق
بشر،تحقیقات هسته ای وغیرو..دررسیدن به خواسته های خود بر علیه ایران استفاده می
کردنند.ابعاد تحریمها ی مطرح شده عبارتند از:
بعد اقتصادی مهار
ایران امریکا برای اینکه
بتواند ایران راوادار نماید تابا خواسته های امریکا درمنطقه وجهان همسو نماید،برقراری
هرنوع روابط اقتصادی وتجاری ویاهر گونه اقدام یکجانبه وچند جانبه که موجب تقویت
ورشد اقتصادی ایران شود راممنوع کرد ودرتاریخ14مارس1995دفتر ریاست جمهوری امریکا
مستقیما دستور فسخ قراردادنفتی کونوکو باجمهوری اسلامی راصادر کرد.دستور العمل های
بعدی که حالت اجرایی داشت وازسوی رییس جمهور امریکا صادر شد اذعان می داشت که
عملکرد جمهوری اسلامی ایران باعث ایجاد تهدید جدی برای امنیت ملی وسیاست خارجی
وهمچنین اقتصاد امریکا می شودولذا برای
مقابله با این تهدیدات،اعلام شرایط اضطراری ملی نموده وممنوعیت های زیر رابرعلیه
ایران وضع وابلاغ نمودند.
الف:هیچ شخصیت حقیقی یا حقوقی امریکایی نمی تواند درزمینه ی توسعه منابع
نفتی ایران فعالیت نماید ویا صلاحیت شخصیت حقیقی یاحقوقی کشور ثالثی رابرای انجام
اینگونه امور تائید نماید.
ب:هیچ شخصیت حقیقی ویا حقوقی امریکایی نمی تواند اعتبارات مورد نیاز
برای توسعه ی منابع نفتی ایران را تامین نماید ویا توانایی مالی شخصیت حقیقی
یاحقوقی تابع کشور ثالثی رابرای انجام اینگونه امور تائید نماید.
در اینجا ضرورت دارد
که تحریمهایی که قبل ازاین دستورالعمل ازسوی امریکادرسال1981درقالب بیانیه صورت
گرفته بود رابیان دارم.
1-دراوج تجاوز وحمله
نظامی عراق برعلیه ایران،امریکا تحریمی یکجانبه موسوم به قطع جریان هرگونه کمک به عملیات رابرعلیه ایران اعمال کرد که هدف از ان جلوگیری از دستیابی ایران به
سلاحها و تجهیزات دارای کاربرد دوگانه درهر کجای جهان بود که این تحریم درجنگ
ایران وعراق قبلا مطرح وتوضیح داده شده.
2-درفرمان
29اکتبر1987رییس جمهور امریکا،ریگان،طبق فرمان اجرایی شماره 12613واردات ازایران
راتحریم وصدور14نوع کالا ی دارای استفاده بالقوه نظامی رابه ایران ممنوع ساخت.
3-صادرات برخی مواد
شیمیایی به ایران طبق فرامین اجرایی مارس1984وژوئیه1987ممنوع شد.
4-قانون عدم تکثیر
تسلیحات ایران-عراق،که بصورت اصلاحیه قانون بودجه دفاعی برای سال مالی1993 تصویب
شد،مجازاتهایی راعلیه اشخاص یاکشورهایی که به ایران کالا یاتکنولوژیهایی تحویل
دهند که به برنامه های تسلیحاتی متعارف ان کشور کمک نماید،مقرر می دارد ومی خواهد
که از درخواست مجوز برای صدور تجهیزات نظامی امتناع شود.
5-لایحه اختصاص بودجه
برای عملیات خارجی مربوط به سال مالی1993مانع کمک به روسیه می شود مگر اینکه رییس
جمهور امریکا مذاکراتی جدی رابا روسیه به منظور کاهش صادرات سلاح های متعارف
پیچیده به ایران اغاز کند.*
*-مجله
سیاسیت خارجی سال یازدهم شماره 1ص
94
این تحریمها بیانگر
دو نکته می باشد،اول اینکه امریکا برای به زانو در اوردن ایران از هیچ کاری فرو
گذار نکرده وبه هرطریق ممکن سعی کرد تاحلقه ارتباطی اقتصادی ایران راتنگ تر نماید
تا بتواند به مانند سایر کشورهای منطقه برایران تسلط یابد واز این طریق به اهداف
خود برسد.امااین تحریمهای یکجانبه وفرامرزی امریکا،از لحاظ حقوق بین الملل دارای
اشکالات وابهاماتی است که به اختصار به ان اشاره می شود.
الف-غیر مجاز بودن
تحریمهای یکجانبه درحقوق بین الملل
جامعه بین المللی
تنها به سازمان ملل این اختیار راداده است که دروضعیت های خاص که تهدید علیه صلح
وجود دارد،براساس منشور ان سازمان ،اقدامات اقتصادی قهرامیز رااتخاذ نماید وبراساس
قطعنامه های مختلف انرا اجرا نماید لذا هیچ دولتی نمی تواند بطور یکجانبه اعمال
اقتصاد قهرامیز علیه دولت دیگری را اعمال نماید.نمونه بارز ان درقضیه جنگ نفت که
سازمان ملل برعلیه عراق اقدامات اقتصادی قهر امیز اتخاذ نمود.*
*-همان
کنفرانس تجارت وتوسعه
ملل متحد انکتاد نیز اقدامات اقتصادی قهر امیز رابویژه هنگامی که علیه کشورهای درحال
توسعه به کار می رود رامحکوم نموده ودربخشی از اقدامات تحت عنوان عدم قبول اقدامات قهرامیز،تصریح می کند که:تمام
کشورهای توسعه یافته باید ازاعمال محدودیت تجاری،محاصره،ممنوعیت معامله وسایر
مجازاتهای اقتصادی مغایر بامقررات منشور ملل متحد علیه کشورهای درحال توسعه،به
عنوان شکلی از اجبار سیاسی که بر توسعه اقتصادی سیاسیواجتماعی این کشورها اثر می گذارد،خودداری
ورزند.
تحریم های یک جانبه
ناقض حق توسعه است برابراعلامیه وین
وبرنامه عمل 25ژوئن1993،حق توسعه به صورت ،حق
جهانی وجدا ناپذیر وجز جدانشدنی حقوق اساسی بشر امده است .که اعلامیه مذکور این چنین توضیح می دهد:یک حق انسانی جدا ناپذیر،که به موجب ان هرانسان وتمام مردم حق دارند
درتوسعه اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی،وسیاسی که دران کلیه حقوق انسانی وازادی های
انسانی بطور کامل تحقق می یابد،مشارکت وهمکاری کرده وازان بهره مند شوند.*
بند چهار قطعنامه
کمیسیون حقوق بشر تحت عنوان(حقوق بشر واقدامات قهر امیز یک جانبه)به صراحت
محدودیتهای تجاری،محاصره،ممنوعیت معامله ومسدود کردن دارائیها رابه عنوان اقدامات
مجبور کننده ای فهرست می کند که از لحاظ حقوق بشر جرم محسوب می شود.*
تحریم های
یکجانبه،ناقض اصل عدم مداخله درامور داخلی تمامی دولت ها
وسازمان ها واتحادیه ها(اصل عدم مداخله درامور داخلی)رابه عنوان یک منشور بین
المللی پذیرفته اندوبرابر ماده32منشور ،حقوق ووظایف اقتصادی دولت ها اعلام می دارد
که هیچ دولتی نمی تواند از اقدامات اقتصادی،سیاسی یاهرنوع دیگر از این اقدامات
برای مجبور کردن دولتی دیگر به منظور فرمانبرداری ازان دراعمال حق حاکمیت
خود،استفاده یا تشویق نماید.
تحریم های فرامرزی
ناقض اصل عدم مداخله درامور خارجی
اصل عدم مداخله
درامور خارجی نیز همانند اصل عدم مداخله درامور داخلی مورد تائید مجامع بین المللی
وکشورهای جهان می باشد.وقتی سخن از استقلال یک کشور به میان می اید تمام ابعاد ان
مورد نظر می باشد واین رویه غلط که اکنون به عنوان تحریم های سایر کشورها ازیک
کشور تصمیم گیری می گردد حتی با قطعنامه های سازمان ملل ومنشور ملل متحد مغایرت
پیدا می کند.
مجمع عمومی سازمان
ملل درقطعنامه های9/47و10/50ضمن نگرانی از وضع قوانین ومقرراتی که ازسوی بعضی
ازدولتها یعضو صورت میگیرد که منافع وحاکمیت بعضی ازکشورها ویااشخاص صلاحیت دار
راتحت تاثیر قرار می دهد.باردیگر تاکید مینماید:ازدولتهایی که چنین قوانینی یااقداماتی،راتصویب نموده اند،مصرانه می
خواهد که طبق رژیم حقوق خود،گامهای لازم رادر اسرع وقت برای الغا یاابطال انها اتخاذ
کنند.*
درکنفرانسی که در
اروپا باعنوان( امنیت وهمکاری اروپا)تشکیل شده بود درسند نهایی ان امده است:دولت
های شرکت کننده از مداخله مستقیم ویاغیر مستقیم،فردی یاجمعی درامور داخلی ویا
خارجی درحوزه صلاحیت داخلی دولت شرکت کننده دیگر قطع نظر از روابط متقابل
انها،خودداری خواهد کرد.*
*-مجله سیاست خارجی پیشین ص98
*-4مارس1994کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد
*-مجله سیاست خارجی پیشین ص99
*-همان
قانون داماتو درپی اعلام لغو
قراردادهای نفتی ازسوی بیل کلینتون،وهمچنین انفجار پایگاه نظامیان امریکایی
درظهران عربستان درابان ماه1374،باردیگرسردمداران امریکایی بران شدند که برتخاصمات
خود برعلیه ایران شدت ببخشند وانفجارات ظهران را به ایران منتسب کردند.سناتور الفونس داماتوباتلاش
بسیار طرحی را به امضا ی 20نفر ازنمایندگان مجلس سنا رساند که بعدها این طرح به
داماتو مشهور گشت.این طرح،حوزه ممنوعیت روابط اقتصادی باایران رادرابعادوسیعتر
بیان می کرد وبا اجرای سیاست مهار درمحورهای زیل به منظور اجرای تحریمای همه جانبه
اقتصادی علیه ایران رااعلام کرد.
1-قطع هرگونه مبادلات ارزی با ایران
2-توقف هرگونه
مبادلات اعتباری یااعتبارات مالی یاپولی که دربرگیرنده منافعی برای جمهوری اسلامی
ایران می باشد.
3- توقف کامل هرگونه
نقل وانتقال اوراق بهادار وارز صادراتی به ایران یا وارداتی از ایران.
4-توقف کامل هرگونه
مالکیت،صادرات،معامله،دریافت یا پرداخت حقوق وهرنوع امتیاز که در چهارچوب قوانین
ملی امریکا براثر ان ایران یایک شهروند ایرانی منتفع شوند.
5توقف کامل صدور
هرنوع حق امتیاز به ایران ویا هرکشور دیگری به منظور صدور مجدد به ایران توسط هر
شهروند امریکایی ویا غیر امریکایی که در چهار چوب قوانین امریکا به فعالیت اشتغال
دارند ودیگر هرنوع تسلیحات نظامی وهر نوع کالای تکنولوژیک.
6-توقف کامل ورود هر
نوع کالایی که تماما ویا بخشی از ان در ایران تولید،مونتاژ،پرورش،استحصال ویا رشد
داده شده باشد.
7-مفاذ این قانون شامل
روابط تجاری کلیه شهروندان امریکایی با ایران درسایر کشورها نیز می گردد.وهمچنین
نمایندگان رسمی دولت امریکا درسازمانها وموسسات چند جانبه بین المللی موظفند
برعلیه اعطا ویاتمدید هرنوع اعتباری به جمهوری اسلامی ایران رای دهند.
درلایحه ی
مذکور پیش بینی گردیده است که شخص رییس جمهور امریکا درصورتی که به این نتیجه که
ذیلا می اید رسیده باشد وتضمینی به کمیته ها درمجلسین ارائه کند می تواند برخی
ازمفاد این تحریم رالغو نماید که انها عبارتند از:
1-ایران به نحو
شایسته ای رفتار خودنسبت به رعایت استانداردهای شناخته شده برای حقوق بشر راتعدیل
ساخته است.
2-به تلاش خود برای
دستیابی به توانایی انفجار هسته ای خاتمه بخشیده است.
3-حمایت خود رااز
تروریسم بین المللی متوقف کرده است.
مهار
ایران
همانند انچه راکه
دراستراتژی مهار دوجانبه در بعد اقتصادی برای ایران ذکر گردید،دربعد نظامی نیز
امریکا اهدافی رادنبال می نماید که عمده ترین هدف ان جلوگیری از دسترسی ایران به
تسلیحات هسته ای ،سلاحهای انهدام هسته ای جمعی وهمچنین جنگ افزارهای متعارف می
باشد.دولت کلینتون سعی نمود تابا بزرگنمایی خرید های تسلیحاتی ایران،ضرورت مقابله
باتهدیدات ایران وسیاست جمعی برای محدود نگهداشتن ومهار ایران ،رابه متحدین
اروپایی –اسیایی خود بقبولاند که در این باره مارتین ایندایک میگوید:امریکا تلاش خواهد کرد متحدین اروپایی وژاپنی خود وهمچنین سایر
کشورهامانند روسیه وچین رامتقاعد نماید که کمک به ایران درزمینه کسب تسلیحات هسته
ای ویا امکاناتی که بتواند برای منطقه
بشمار رود به نفع انها نیست.*
*-حسین یکتا پیشین ص31
ترس امریکا از تقویت
بنیه نظامی ایران اولا-منافع وموقعیت امریکا در خلیج فارس را به خطر می اندازد
.ثانیا-خطری برای موجودیت اسرائیل است.چنانچه قبلا اشاره گردید طراحان این
استراتژی اکثراسرکردگان صهیونیستی ویا افراد یهودی دارای نفوذ در امریکا
بودند.وبرهمین اساس همه ادعاهای اینچنینی را سر می دادند.
بحث دیگری که می شود
برای استراتژی مهار ان هم دربعد نظامی مطرح کرد این است که چنانچه ایران قدرتمند
گردد وبتواند ادعای امنیت خلیج فارس راجامه ی عمل بپوشاند ،بیم این رادارد که دیگر
کشورهای منطقه نیز از این فرصت استفاده کرده .
درهمین راستا مشکل
اساسی که امریکا دست به گریبان می باشد عدم همراهی کشورهای مختلف خصوصا ،بعضی از
متحدین پر وپا قرص که بااو می باشند که نگرانی امریکا را فراهم کرده است.تاجایی که
وزیر امور خارجه کلینتون،وارون کریستوفر ضمن درخواست از کشورهای
اروپایی،برای پیوستن به امریکا برای محدود کردن تقویت نظامی ایران تاکید کرد که این کشورها باید سیاست
مشترکی اتخاذ نمایند تاایران موضع خود را درباره تقویت بیش از حد نظامی اش در
منطقه تغییر دهد
امریکا برای اینکه
بتواند کشورهای اروپایی واسیایی رادر زمینه استراتژی مهار ایران با خود همراه
سازد لازم دید قبل از هرچیزی درانها
انگیزه بوجود اورد تا این عمل صورت نگیرد وانها احساس نکنند که چه نفع ویا ضرری
دراین راه متوجه انهاست ،طبیعی است که با امریکا همراه نخواهند شد.یکی از شیوه های
همراه کردن انها با خودش، از طریق همین ابزار یعنی جنگ روانی است،که مزیت هایی
برای امریکا دارد. اول اینکه در داخل ایران روحیه مردم راتضعیف وتخریب می نماید
ودوم اینکه کشورهای منطقه وجهان راوادار می نماید که در این راه بااو همقدم وهم
صدا شوند
برنامه عملیات سری
بر ضد ایران از سوی امریکا پس از اینکه قانون
داماتو وضع گردید ومصوبات ان ابلاغ شد.دولت کلینتون با اقدام کنگره وشخص رییس مجلس
(اقای نیوت کنگریچ)درخصوص مجاز شناختن هزینه سری علیه جمهوری اسلامی ایران تا سقف
مبلغ بیست میلیون دلار موافقت کرد.اختصاص مبلغ فوق برای خرابکاری درکشور دیگر
صریحا با عرف وقوانین بین الملل مغایرت دارد ودخالت اشکار در امور کشور دیگر است
.امریکا که خود مدعی حقوق بشر است عملا با تصویب این بودجه خود به عنوان ناقص حقوق
بشر ودر ردیف تروریسم دولتی قرار می گیرد.ارزش واهمیت این مصوبه وبودجه در نظر
گرفته شده انقدر برای کنگره مهم بود که دولت کلینتون راتهدید کردند که چنانچه این
امر صورت نگیرد لایحه تامین بودجه 28میلیارد دلاری برای سازمانهای اطلاعاتی
وجاسوسی امریکا را تصویب نمی کنیم. ولذا فشار کنگره باعث شد که این عمل خلاف عرف
بین المللی برعلیه ایران انجام شود.
توطئه امریکا برای
جلوگیری ایران از دستیابی به تکنولوژی هسته ای یکی ازترفندهایی که
امریکا برای مهار ایران برنامه ریزی کرده ،موضوع دستیابی ایران به سلاح هسته ای
است که هر چند بار یکبار انرا برای انحراف افکار عمومی جهان مطرح وبران اصرار می
ورزد.ایران که خود یکی از امضا کنندگان کنوانسیون منع گسترش سلاح هسته ای
است،وخواهان این است که خاورمیانه عاری از سلاح هسته ای باشد.هر چند اسرائیل دارای
سلاح های هسته ای در منطقه است .مخالفتها وجوسازیهای امریکا ودیگر هم پیمانان
ان،مانع تکمیل نیروگاه بوشهر شده هر چند این پروژه هزینه های هنگفتی روی دست ایران
گذاشته وطراحان اصلی نیروگاه با فشارهای امریکا ودیگران بارها انرا رها کرده ا ند
ویادرقبال این پروژه امتیازاتی خواسته ویا دریافت کرده اند. باید اذعان داشت که
ادامه ان برای ایران مقرون به صرفه نبوده وتنها درجهت اثبات حقانیت خود،پیگیر
ادامه ان است .درکنار ان ایران می توانسته بابومی سازی،نیروگاهای جدیدی باشرکای
جدید احداث نماید.لذا احداث راکتورهای اتمی وهمکاری باروسیه وچین،طبق تبصره چهارم پیمان عدم توسعه وتکثیر سلاح های اتمی میباشد،که
حق مسلم این پیمان بوده وسایر کشورها می توانند از ان بهره مند شوند.معذالک پیشرفت
علمی وصنعتی ایران دراین رشته منجر اقدامات اقتصادی،سیاسی،نظامی می شود واین چیزی
است که امریکا وهمپیمانانش نمی خواهند.
ضعف ونقض استراتژی
مهار دوگانه
درخصوص هرطرحی ویا
هراستراتژی نقاط ضعف وقوت بسیاری در اجرایی شدن ان وجود دارددرصورتی که کارساز
باشد وبه نتیجه مطلوب برسد نمایانگر این است که ان طرح ویا استراتژی باسیاست اعمال
شده هم خوانی داشته ودر صورت عدم توفیق،موید این است که ضعف زیادی داشته.
درخصوص سیاست مهار
ایران نیز نقاط ضعف فراوانی وجود دارد که امریکا به ان نوجه ننموده وانها عبارتند
از:
1-عدم درک صحیح
مقامات امریکایی از انقلاب ومذهب شیعهدرایران.
2-عدم اتفاق بین
المللی.
3-بی مورد بودن
تحریمها.درگذشته اگر امریکا علیه کشوری تحریم انجام می داد عواملی دخیل بودند
وجامعه جهانی نیز ان را تائید می کردند.مثل تحریم غلات به شوروی سابق*بخاطر حمله
ان کشور به افغانستان.
4-عدم تناسب تحریم ها
وبی دقتی در ان.دراین باره گری سیک می گوید:مادرشرف تحریمهایی
برعلیه ایران هستیم که به مراتنب سنگین تر از تحریم هایی است که در اوج جنگ سرد
علیه شوروی که تهدیدی جدی وواقعی نسبت به امنیت ملی امریکا محسوب می شود برقرار
گردید....*
5-نامشخص بودن اهداف
سیاست خارجی امریکا در مهار.طراحان وسیاست مداران امریکا اهدافی را برای استراتژی
مهار دوگانه مطرح کردند که قبلا به ان اشاره شد،ولذا اعلام کردند چنانچه ایران
دست از حمایت حزب الله لبنان بردارد
باایران رابطه برقرار می گردد.که اینها نشانه عقب نشینی،شکست وپوچ بودن اهداف امریکا
در مهار ایران می باشد.
6-عدم هماهنگی درخصوص
نحوه مهار ایران دربین سیاستمداران امریکایی.
*-رور نامه جمهوری
اسلامی-12/9/74-ص12
*-همان
فرجام سیاست مهار
ایران
پیامد سیاست مهار دوگانه وواکنش کشورهای جهان
لازم است که یک بررسی
پیرامون منتقدان وموافقان طرح به عمل اید تا به حقیقت امر نزدیکتر شویم.منتقدان
طرح بیان می کردنند که:ایران وعراق از نظر ماهیت باهم متفاوتندوبدون کمک ایران نمی
توان عراق را مهار کرد وبالعکس.وهمچنین به اسانی نمی توان متحدان اروپایی را به
مهار ایران متقاعد ساخت.
واقعیت این است که
درجهان امروز هر کشوری به منافع خود فکر میکند چنانچه بامنافعش سازگار نباشد وارد
هیچ اتحادی نمی شود امروزه ملت ها بیدارتر از گذشته اند.تصمیمی که بیل کلینتون
ودستیارانش برای تحریم ومهار ایران اتخاذ نمودند اوضاع داخلی وخارجی امریکا را تحت
تاثیر قرار داد.به همین سبب قبل از پیش داوری لازم است به انچه تاکنون دررابطه با
سیاست مهار صورت گرفته است توجه شود تا به توفیق یاعدم توفیق سیاست مهار ایران
بهتر واقف گردیم.درطرح ایندایک،قطع مناسبات تجاری وسیاسی ایران باکشورهای اتحادیه
اروپا،کشورهای حوزه خلیج فارس واسلامی بوده.درخصوص عراق از یک پشتیبانی اعم از
سازمان ملل متحد واتحادیه اروپا واکثریت کشورهای منطقه برخوردار بوده وعملکرد حزب
بعث عراق به دولت امریکا کمک شایانی نمود .اما ایران با عراق فرق دارد. نه شرایط
رادارد ونه اینکه اتفاق هایی مثل عراق در ایران صورت گرفته است این نکته در سخنان
دکتر گراهام فولر*درارزیابی مهار دوگانه درخصوص ایران وعراق کاملا مشهود است .وی
می گوید:
بین ایران وعراق چنان
تفاوت های عمده ای وجود دارد که از دید من دقیقاً مشخص می کند چرا قراردادن آنها
دریک گروه یا یک طبقه کار درستس نمی تواند باشد وی می گوید:
1-درعراق یک نفر
حکومت می کند ولی در ایران حکومتی با مرکزیتی چند گانه وچهره های متعدد درحال
رقابت قدرت هستند.
2-عراق دارای حکومت
دیکتاتوری خشن وتوتالیتر است ولی ایران جامعه ای به نسبت باز ودر حال تکامل وتحول
است.
3-عراق دارای نظام
مطبوعاتی کاملا نظارت شده است.از عراق هیچ خبری به جهان خارج راه پیدا نمی کند ولی
مطبوعات ایران به نسبت ازادند.شاید بهتر است بگویم بمراتب ازادتر از بسیاری از
مطبوعات موجود جهان عرب.
4-عراق دارای مجلسی
کاملا دست نشانده حکومت است.درحالی که درمجلس ایران بحث ومناظره بنیادی ومباحث
نقادانه صورت می گیرد.این مباحث برای مطالعه بسیار جالب است.
5-درعراق بحران هویت
به صورت بسیار جدی وجود دارد البته نمی خواهم به ان بپردازم ولی این پدیده ای
بسیار ژرف وعمیق استت.درحالیکه ایرانی ها دارای هویت تاریخی هستند*
با نگرش به سخنان فوق
معلوم می شود که انها در خصوص ایران نظر، جدای از عراق دارند وهمین امر موجب شده
با گذشت چندین سال از زمان اعلام سیاست مهار ،به ان نتیجه دلخواه خودشان
نرسند.درخصوص قطع مناسبات ایران با کشورها که امریکا در تلاش است ،لازم است که به
صورت تفکیک از انها سخن بگوئیم.
*-فصلنامه
خاورمیانه-سال اول-ش3
*-همان
الف - اتحادیه اروپا
اتحادیه اروپا که از
چندین کشور اروپای غربی تشکیل شده است . امروزه شاهد گسترش آن به اروپای شرقی هم
هستیم ، دارای واحد پول هم شده اند ، و در بعد نظامی در ناتو با آمریکا هم پیمان
می باشند و در بسیاری از موارد که در سطح جهان اتفاق می افتد با آمریکا هم عقیده و
متحد بوده اند و در جنگ ایران و عراق ، جنگ خلیج فارس ، بوسنی و هرزگوین ، قضایای
بالکان و سایر موارد دیگر ید واحد بودند . در خصوص تحریم ایران از نظر تجاری
کاملاً واکنش نشان دادند .
پس از اعلام سیاست
مهار ایران و تحریم اقتصادی ایران و در راستای همان استراتژی در نشست سران کشورهای
صنعتی " هالیفاکس " کلینتون قصد داشت که موضوع تحریم ایران را مطرح
نماید ، و نظرات آن ها را جلب نماید که آقای " مارکو پتزونی " معاون
کمیسیون امور خارجه وقت مجلس ایتالیا گفت : " کشورهای عضو گروه هفت نباید
به آمریکا اجازه دهند که در هالیفاکس از تحریم تجاری ایران حتی سخنی به میان آید *
بیل کلینتون نیز بعد
از این اجلاس در پاسخ به سؤال خبرنگار فرانسوی که از وی در خصوص مواضع کشورهای
اروپایی در رابطه با تحریم ایران سئوال پرسیدند،گفت : " تعدادی از کشورها
با مواضعی که آمریکا اتخاذ کرده است مخالفند.
سیاستمداران آمریکا
موفقیت خود را در همکاری اتحادیه اروپایی با خود در قضایای سیاست مهار ایران می
دیدند و به همین جهت تمام تلاش خود را در این راه معطوف کردند و از حربه های حقوق
بشر ، سلاح های هسته ای و کمک به حزب ا... لبنان که اروپا نیز روی آن ها حساسیت داشت
استفاده کردند ، و با تبلیغات وسیع پیرامون موضوعات فوق سعی در مخدوش کردن رابطه
ایران و اروپا را داشتند که تا مدت ها کشمکش بر سر قضایای فوق فی ما بین ایران و
اتحادیه اروپا وجود داشت که اتحادیه اروپا از آن به عنوان مذاکرات " انتقادی
" یاد می کرد و ایران نیز در مواضع خود در خصوص پایبندی به حقوق بشر و سایر
موارد اصرار می ورزید وبران تأکید داشت .
از جمله مواردی که
قبلاً هم توضیح دادم، موضوع دادگاه میکونوس بود که آمریکا در راستای همین اهداف،
آن را مورد توجه قرار داد و به عناوین مختلف قصد بهره برداری داشت که در نهایت
موفق نشد و قضیه سلمان رشدی از موارد دیگر بود که آمریکا از آن برای بر هم زدن
رابطه ایران و اتحادیه استفاده کرد .
کشوری که در اتحادیه اروپا دارای نقش و اهمیت
مهم است کشور فرانسه می باشد که در تحریم به عمل آمده از آمریکا شرکت نکرد بلکه با
جدیت تمام شرکت نفتی " توتال " را که در ایران سرمایه گذار نفتی
بود را حمایت کرد و زمانی که آمریکا نسبت
به این قرارداد واکنش نشان داد ، با اعتراض دولت فرانسه روبه رو شد ، و یکی دیگر
از نشانه های بهبود روابط فی ما بین، سفر رئیس جمهور ایران به فرانسه بنا به دعوت
" ژاک شیراک " رئیس جمهور فرانسه بود که کلینتون نیز به عدم همکاری
فرانسه با آمریکا قبلاً اذعان کرده بود :
" فرانسه نیز همانند کشورهای اروپایی حاضر نیست که سیاست انزوای ایران را
تصدیق کند .*
با توجه به اینکه
مقدار تولید روزانه نفت ایران را حدود یک
سوم آن را کشورهای اروپایی به ترتیب فرانسه 248 هزار بشکه ، ایتالیا 130 هزار بشکه
، آلمان 48 هزار بشکه ، انگلستان 18 هزار بشکه و بقیه کشورهای اروپایی با 535 هزار
بشکه خریداری می نمایند . لذا اکثر آن کشورها سعی دارند که رابطه خود را با ایران به سطح عالی
ارتقا دهند که دولت های ایتالیا ، آلمان ، اتریش ، یونان ، انگلیس و فرانسه در این
قضیه پیش قدم هستند . این اقدامات بیانگر این واقعیت است که اتحادیه اروپا در
سیاست مهار ایران نه تنها شرکت نمی کنند بلکه معتقد است ، سیاست تجارت خارجی
آمریکا سیاست متکبرانه و خودبینانه است که در صورتی که ادامه یابد اساس تجارت
جهانی را متزلزل خواهد کرد .
اتحادیه اروپا
تصمیمات یک طرفه اخیر آمریکا را تهدیدی برای استقلال اقتصادی بازار مشترک می شمارد
و عقیده دارد که اگر در مقابل این سیاست های آمریکا ایستادگی نکنند ، خود در آینده
قربانی این گونه تصمیمات نادرست خواهند شد .
سخنگوی اتحادیه اروپا
در پی تشدید سیاست تحریم ایران از سوی آمریکا اظهار داشت *:
" این
اتحادیه از اعمال تحریم ایالات متحده آمریکا علیه ایران پیروی نخواهند کرد و 15
عضو این اتحادیه مایلند به سبب نفوذی که ایران در منطقه دارد ، مراوده سیاسی و
حساس خود را با آن کشور حفظ کنند . "
ب - روسیه و چین با توجه به اینکه روسیه جانشین ابر قدرت سابق ( شوروی ) در معادلات
سیاسی بین المللی می باشد ، و از نظر نظامی رقیب سرسخت آمریکا در جهان است و
همچنین در سازمان ملل دارای حق وتو می باشد بر همین اساس موضوع روسیه در قبال
سیاست مهار ایران مهم تلقی می شود .
پس از فروپاشی شوروی
و ضعف اقتصادی که در روسیه بروز کرد ، موجب شد تا آمریکا به هر وسیله ای تلاش
نماید تا از این ضعف اقتصادی ، روسیه را وادار نماید با آمریکا هماهنگ شود .
بلافاصله بعد از
اعلام سیاست مهار ایران توسط کلینتون ، در اولین جلسه ای که سران 7 کشور صنعتی
حضور داشتند و روسیه هم حضور داشت از
" یلتسین " رئیس جمهور وقت روسیه خواست ، که از همکاری هسته ای با ایران
خودداری نماید و از تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر دست بردارد پس از کلی مذاکره یلتسین
رسماً به کلینتون گفت : " روسیه به تعهدات خود در قبال ایران در زمینه
استفاده مسالمت آمیز از انرژی هسته ای پایبند است "
و از آن پس کشمکش فی
ما بین بر سر این مسئله ادامه پیدا کرد و روسیه هم با جدیت کار را دنبال نمود و به
همکاری خود در این زمینه ادامه داد و عملاً یک شکست نصیب آمریکا شد و در نهایت
آمریکا مجبور شد از حربه های دیگر استفاده کند .
پس از ناامیدی آمریکا
از روسیه در مورخه 12 / 12 78 سنای آمریکا با صدور قانونی به رئیس جمهوری این
اختیار را داد که در صورت ممکن کشورهایی که امکانات نظامی و فن آوری آن را، در اختیار
ایران و دیگر کشورها قرار دهند ، تحریم کند *.
مسکو موضع شدیدی در
قبال این اقدام سنای آمریکا گرفت و آن راخلاف معاهدات بین المللی خواند و وزیر
امور خارجه روسیه نیز اظهار داشت این جو سازی ها سیاسی است .
یکی از کشورهای دیگر
که در قضیه دادن فن آوری هسته ای و نظامی به ایران متهم است چین می باشد . کشور
چین نیز که خود از سوی آمریکا به ناقض بودن حقوق بشر هر چند وقت یک بار متهم می
شود ، ضمن بی اعتبار خواندن سیاست آمریکا در قبال ایران ، به همکاری خود با ایران
ادامه داد .
*-کیهان-27/3/74
*-همان
*-همان
*-روزنامه جمهوری
اسلامی13/12/78
ج - ژاپن و جنوب شرق
آسیا
ژاپن یکی از مهم ترین
خریداران نفت ایران و یکی از طرف های بزرگ تجارت با ایران بود، با اعلام سیاست
مهار بر علیه ایران رسماً اعلام کرد که تحریم اقتصادی واشنگتن را در مورد ایران
قبول نمی کند و به داد و ستد با ایران ادامه خواهد داد .
اکنون که بیش از یک
دهه اززمان اعلام سیاست مهار می گذرد سطح مبادلات فی ما بین ایران و ژاپن در حد مطلوب می باشد و
ژاپن در صدد است که این روند را حفظ نماید و در دادن اعطای وام به ایران برای
ساختن سد کارون نیز همکاری کرده است .
کشورهای جنوب شرقی
آسیا خصوصاً مالزی به تحریم اقتصادی آمریکا توجه نکردند و در سرمایه گذاری در
ایران خصوصاً در حوزه های نفتی با جدیت اقدام کردند ، که نمونه بارز آن قرارداد
نفتی یک شرکت مالزیایی در حوزه نفتی پارس جنوبی به همراه شرکت های خارجی دیگر می
باشد و این زمانی صورت گرفت که آمریکا با تبلیغات وسیع اعلام کرده بود که هر شرکتی
که در ایران بیش از 40 میلیون دلار سرمایه گذاری نماید مورد تحریم قرار خواهد
گرفت*.
*-مجله سیاست
خارجی-سال11-ش1
د - کشور های عربی و
حوزه خلیج فارس
از جمله کشورهایی که
آمریکا در انزوا کردن ایران به آن ها امیدوار بود کشورهای عربی بودند که تبلیغات آمریکا در طول 8 سال دفاع مقدس و در مسائل مربوط به
اسرائیل در ردیف کشورهای متخاصم با ایران بودند.
این کشورها سه دسته
بودند یک دسته که مربوط به جریان کمپ دیوید و صلح با اسرائیل قدم برداشته بودند ،
مثل مصر و یک دسته کشورهایی بودند که به عراق در جنگ کمک کرده بودند ، مثل کویت ،
اردن و عربستان و دسته سوم کشورهایی که از وحشت انقلاب ایران که به منافع و تاج و
تخت آن ها در تعارض بود ، مثل مراکش ، بحرین و ...
آمریکا سعی می کرد که
از این شکاف به وجود آمده استفاده نموده و ایران را منزوی سازد و از جمله کشورهایی
که در تحریم نفتی ایران می توانست سهم تولید ایران را در جهان عرضه نماید تا از
بالا رفتن قیمت نفت جلوگیری نماید، عربستان سعودی بود فلذا در صورت تحقیق این
سیاست ، ایران با یک مشکل جدی مواجه می شد و دچار آسیب اقتصادی می شد..
در پی اعلام چنین
سیاستی از سوی آمریکا ، سیاستمداران ایران بهترین راه حل را در رفع تشنج زدایی فی
ما بین خود و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دانستند و بر اساس همین سیاست از
آنجائیکه زمینه نیز در کشورهای عربی خصوصاً حوزه خلیج فارس بعد از حمله عراق به کویت
به وجود آمد و ایران در جریان حمله عراق به کویت ضمن محکومیت عراق، بی طرفی خود را
اعلان کرد وموجب شد تا کشورهای عربی به حسن نیت ایران پی ببرند و همچنین به سیاست
گذشته خود در جنگ ایران و عراق فکر و نظری داشته باشند و به اشتباه خود واقف شوند
.
بعد ازاین اتفاق ،
سران کشور های اسلامی در " رباط " پایتخت مغرب ، به اتفاق آرا قبول
کردند که کنفرانس بعدی سران، در ایران برگزار گردد که این نقطه شروع رفع مخاصمات
تلقی گردید. با برگزاری کنفرانس سران کشورهای اسلامی در تهران و ورود مسئولین و
سران 53 کشور جهان در تهران و ملاقات هایی که با مقامات ایران صورت گرفت، موجبات
نزدیکی ایران با کشورهای عربی و اسلامی فراهم شد . و به دنبال آن سفرهای رؤسای
جمهور و مجلس ایران و رفت و آمدهای از این قبیل بر اهداف آمریکا در منزوی کردن
ایران خط بطلان کشید و امروزه شاهد بهترین همکاری فی ما بین ایران و کشورهای عربی
و حوزه خلیج فارس می باشیم.
ایران ونتایج
استراتژی مهار
باتوجه به شرایط هشت
سال جنگ،خالی شدن ذخایر ارزی،بازسازی شهرهای جنگی و......رکوداقتصادی ونارضایتی
دربین مردم کاملا مشهود بود.لذا اتخاذ سیاست جدیدودرست دربرون رفت از بحران پس از
جنگ،سر لوحه تصمیمات سیاستمداران ایران قرار گرفت.هرچند تصویب لایحه تحریم درعمل
به نفع ایران شد.چون عاملی شد برای تسریع دربستن قرارداد با شرکتهای نفتی جهانی
درمناطق مختلف،که شاید درشرایط عادی اینگونه فرصت ها برای ایران پیش نمی
امد.کارهای زیر بنایی بعد از چنگ با حضور اقای هاشمی رفسنجانی به عنوان رییس جمهور،سرلوحه
کار قرار گرفت وبا اتخاذ سیاست باز اقتصادی کمک چشم گیر درصحنه سیاست داخلی و
خارجی ارائه نمود که بعد از چند سال عوامل زیر بنایی درکل ایران به عینه مشهود گردید وموجب
سرمایه گذاریدر ایران شد.
درسالهای اعلام سیاست
مهار،ایران برای تخفیف تنش ویا اینکه بهانه ای به دست امریکا ندهد،سیاستی غیر
تحریک کننده وضد تنش رابه نمایش گذاشت.بهترین دلیل برای اثبات این سیاست، انتخابات
دوم خرداد و29بهمن درسالهای 76تا78 میباشد،که نشاط وشور سیاسی را در بعد داخلی
برای جهانیان به نمایش گذاشت.ودرمجموع می توان گفت عملا استراتژی مهار ایران با
شکست مواجه شد وبه تبع ان سیاستمداران
امریکایی نیز ناگزیربه واکنش انفعالی شوند.
مارتین ایندایک
درتاریخ22/7/78(14 اکتبر1999)طی سخنرانی درانجمن اسیا واقع در واشنگتن می گوید:
چشم اندازهای جدید
درمناسبات امریکا وایران عنوان سخنرانی امروز من است.امروز ایران درشرف تغییر
وتحول است.مردم ایران درسالهای اخیر باتکیه برتاریخ شکوهمند وپرافتخار عدالت خواهی
مسامح،علاقه قوی خود رابه مشارکت بیشتر دراداره ی خود،رهایی از مداخلات دولت در
امور خصوصی،کسب ازادی های بیشتروارتباط بیشتر با جهان خارج نشان داده است.رهبران
ایران اقداماتی را درپاسخ به علایق فوق انجام داده اند.ازجمله برگزاری انتخابات
منصفانه ریاست جمهوری،شوراهای محلی،اجازه مناظرات اشکار میان مردم،تاکید برحاکمیت
قانونی وهمچنین تغییر سیاست خارجی ایران دربرخی مناطق از سیاست برخوردبه سیاست
گفتگو وهمکاری .....*
این نگرش از کسی است
که خود طراح سیاست مهار برعلیه ایران بوده. ولذا نشانگر این واقعیت است که تئوری
مهار با اقدامات انجام شده نتوانست به توفیقی دست پیدا کند.
البرایت وزیر امور
خارجه کلینتون درسخنرانی خود به تحولات ایران وامادگی امریکا به تغییر سیاست خود
در قبال ایران اشاره می نماید،وخواستار امادگی جمهوری اسلامی ایران ودادن راهکار
برای تصمیم اقدامات مناسب برای برقراری وتحکیم روابط می باشد که در این سخنان
اذعان می کند،که دراین مذاکرات ایران پیش شرط می گذارد.که ظاهرا همان شرط هایی است
که مقامات ایرانی همواره به عنوان مواضع ایران اعلام می کنندکه امریکا باید حسن
نیت خود را نشان بدهد،که همان ازاد سازی اموال ودارائیهای ایران،رفع خصومت وبرطرف
کردن دیوار بی اعتمادی است.البرایت درادامه می گوید:ماخوشحالیم که یکی از مقامات
ایران اخیرا به ضرورت حفظ وامنیت گردشگران خارجی از جمله امریکایی تاکید کرده
است.*
سازمان سیا معتقد است
که تحریم علیه ایران دارای اثرات کوتاه مدت وبلند مدت است که اثرات کوتاه مدت ان
اکنون ظاهر شده است اما در بلند مدت،تاثیری براقتصاد ایران نخواهد گذاشت مگر انکه
پشتیبان جدی بین المللی داشته باشد.این سازمان مدعی است که تحریم اثرات اقتصادی
وروانی داشته است ولیکن باعث توقف طرح های توسعه جدید در ایران نخواهد شد.وتنها سه
کشور مانند اسرائیل،السالوادور و ساحل عاج از تحریم ایران حمایت کرده اند.
لذا انچه را که به
عنوان دیدگاه مسئولین امریکایی اشاره شد،وتحولاتی که در سطح مسئولین امریکا صورت
گرفت،برای چراغ سبز نشان دادن به ایران که حکایت از رویکرد جدید ی دارد چون برخی
اقلام امریکایی ومشخصا فروش کالاهای کشاورزی ازتجهیزات پزشکی ودارویی رااز فهرست
اقلام تحریم خارج کردند ودرمقابل نیز بعضی از محصولات ایران از جمله فرش وپسته به
بازار امریکا راه پیدا کند،که بیانگر این است انچه به عنوان تحریمها ومهار ایران
در نظر گرفته بودند ،درعمل از کارایی افتاده وما امروزه شاهد ان هستیم .
*-مارتین ایندایک-چشم
اندازهای جدید درمورد ایران-روز نامه اطلاعات-ترجمه مجتبی
امیری-ش217510-26/7/78ص12
*-همان
*-همان
نتیجه گیری
1-شرایط بین المللی
برای تحریم ایران به گونه ای نیست که امریکا بتواند نوعی هماهنگی بین المللی
راایجاد نماید
2-اتحادیه اروپا
وسایر کشورها حاضر نشدند موقعیت مهم ایران در منطقه وظرفیت های بالای اقتصادی دو
جانبه را نادیده بگیرند و بطور مطلق تسلیم خواسته ی امریکا شوند چون هر کشوری در
سطح جهانی خواهان تامین اکثریت منافع خود است.
3-امریکا درشرایطی
نبود که بتواند کشورهای متحد با خود را بر علیه ایران متقاعد سازد واز طرفی مشکل
ایران وامریکا به گونه ای نبود که تاثیراتی بر صلح وثبات بین المملی داشته باشد.
4-ایران درعرصه سیاسی
توانسته بود در بالکان،لبنان وسایر نقاط جهان نفوذ سیاسی پیدا کند واین امر شرایط
را برای امریکا دشوار ساخته بود.
5-ایران توانست بعداز
انتخابات دوم خرداد76،سیساست حسن همجواری و تنش زدایی را با همسایگان خود اتخاذ
کند واز این راه توانست به عنوان یکی از روسای دوره ای کنفرانس اسلامی انتخاب شود
وارتباطات وهمکاریهای خود را در سطح منطقه وفرا نتطقه گسترش دهد.
6-ایران توانست
درعرصه بین الملل، طرح گفتگوی تمدنها درمقابل نظریه جنگ تمدنهای نظریه پرداز
امریکایی(هانتینگتون) رامطرح کند وان هم از سوی سایر کشورها با اقبال عمومی همراه وبه عنوان منشور پذیرفته شد.
براساس انچه که بیان
گردید سیاست مهار امریکا هیچگونه کارایی نداشته وصرفا تاثیرات کوتاه مدت ومقطعی ان
هیچ وقت نتوانست ایران ودیپلماسی فعال ایران را در جهان بی اثر کند بدیهی است همه این پیامدها ناشی از
عدم شناخت سیاست مداران امریکایی از موقعیت جهانی ایران وسیاست مداران ایران واز
همه مهمتر منافع متغیر جمهوری اسلامی ایران می باشد که تصمیم گیری را برای دیگران
دشوار ساخته.
پایان