X
تبلیغات
کادوس - مقالات

کادوس

مجموعه مقالات پژوهشی ،تحلیلی،ویاداشت های روزانه فریدون فیض زاده

به راستی باید اعتراف کرد که ماندلا ، نماد اصلی و واقعی قرن ،و مرد سیاست است . وی از گذشته آموخت که چگونه باید زندگی کند، مقاوم باشد ، و چگونه برای مردم و ملت خود انواع مشقت های جان فرسا را به جان بخرد .

ماندلا پس از 27 سال زندانی شدن در بدترین شرایط در زمان حاکمیت رژیم آپارتاید در آفریقا ، توانست به آرزوی دیرینه خود یعنی شکست نژادپرستی در آفریقا برسد و در قبال این همه سختی به مانند کوه ، استوار و پابرجا ماند و ذره ای از مواضع و هدف خود عقب نشینی ننمود و درنهایت یک نظام سیاسی جدید در آفریقای جنوبی پیاده کرد و خود نیز چندی بعد با چشم پوشی از قدرت و مواهب قدرت سیاسی ، فراتر از هر سیاستمدار ، برفراز بلندترین نقطه اوج یک انسان واقعی و با شرافت ، با ارزش باقی ماند .

او با اعتقادات خود و با تدبیر و عشق به آرمان و هدف والا در خدمت مردمش بود . از گذشته های سیاستمداران آموخت که چگونه باید هدایت جامعه خود را به عهده گیرد و نیزبه مواردی که خلاف فرهنگ بومی آفریقایی است وارد نشود و آن ها را به حال خود واگذارد . لذا آنگونه که مردم می خواستند با رفرم گام به گام ، سیاست خود را به ملت خود شناساند و به افکار آن ها اهمیت به سزایی داد و احترام گذاشت .در کل معرف فرهنگ آفریقایی شد که همه طالب ان بودند.

وی توانست با نزاکت بیان و ظاهری آراسته و با عقلانیت و اجماع ،همه را در تصمیم گیری های کشور دخالت دهد .

باید اعتراف کرد که نلسون ماندلا ، نماد اصلی و واقعی قرن و مرد سیاست است و تاریخ در آینده از وی به نیکی یاد خواهد کرد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1392ساعت 21:21  توسط فریدون فیض زاده  | 


شورای شهر وروستا

رهیافت قانون اساسی جهت مالوف ساختن مردم به نوع ارمانی حاکمیت یعنی حاکم ساختن مردم برسرنوشت اجتماعشان،رهیافتی منطقی وخردمندانه می تواند باشد که این امر با واقعیات ملموس جامعه ما انس والفت دارد.

حضور اگاهانه وهوشمندانه مردم درانتخابات شورای شهر وروستا،منوط به انتخاب ومعرفی افراد تحصیل کرده وفرهیخته است که بی شک سرنوشت مردم رابه خوبی رقم خواهند زد.دراینجا ملاک عمل فقط در توانمندی کاندیداهاست.منتخب چنان چه برپایگاه مردمی وتخصص وتوانمندی متکی باشد سعی خواهد نمود چون امینی اگاه بارامانت رابه سرمنزل مقصود برساند وتوافق ورضایت مندی وشایسته سالاری را ضروریات مشارکت درفرایند انتخابات بداند وبه تبع ،وظیفه سایر فرهیختگان نیز این خواهد بود که:

مردم راجهت برگزیدن نماینده راستین ،تجهیزفکری نمایند تا جلوی اشخاصی که احیانا فرصت طلب هستند،وبا استفاده از شگردخاص ،تسلط براحساس وعاطفه همنوعان خودرا دارند.و مسند نمایندگی راهمچون پرتگاهی جهت رسیدن به نان وجایگاه زدوبندهای اقتصادی وسیاسی می نگرند.انان رااغفال نکنند.رسیدن به این خواسته به حق،بامشارکت واگاه سازی وفرهنگ سازی میسراست که دروهله اول پایگاهی از بلوغ فکری وسیاسی برای ان جامعه فراهم شود ،.تا شورایی داشته باشیم که به حق بتواند مردم سالاری ویا مقدمه دموکراسی رابدون ازمون خطا به شوراهای اینده تحویل دهند.اگر از این منظر که کار دشواری نیست،به ان نگریسته شوددراینده ای نه چند دور ،خواهیم توانست به فصل هفتم قانون اساسی که همان شورا است ،جامه عمل واقعی پوشانده وناسیونالیسم عقلانی را ملاک پیشرفت کشورتلقی نمائیم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 8:51  توسط فریدون فیض زاده  | 


شاید مطلبی که نگارنده این قلم به رشته تحریر درمی اورد برمذاق بعضی از دوستان خوش نیاید وان رازاییده وماحصل اشفتگی یک ذهن بدانند.لذا بنابه اصل علاج واقعه قبل از وقوع، اعلام می کنم به هیچ جناح ،حزب وتشکلی وابستگی ندارم ونخواهم داشت و بر سبیل وسیاق خود می نویسم.

پس از روی کار امدن دولت کریمه ی عدالت پرور ومهر ورز جناب اقاب دکتر محمود احمدی نژاد،وپیدایش تفکری به نام اصول گرایی و....به تدریج عرصه ی اندیشه وعقیده درحوزه های مختلف فکری،فرهنگی،هنری،سیاسی،اجتماعی واقتصادی جامعه را تحت پوشش خود قرار داد .جناح هاوتشکل های مختلف وبه تبع ان اهل قلم،نتوانستند دیدگاه جدید را درترازوی نقد خود قرار دهند . این عمل،سبب شد مواضع گروه هاوافراد فعال درجناح های مختلف ،تحت شعاع خود قراردهد وعامه مردم  به سوی یک گرایش سوق داده شوند.با این وصف جامعه ی ما قدمی به سوی گفتمان برنداشت.وجریان یک سویه بعد ازانشعاب ،اندیشه های جدیدی راخلق کرد و پایه های اساسی دین وقران رادرترازوی نقد جامعه شناسی معاصرخود قرارداد وسعی کرد که خود را به نوعی بایک تفکر و جریان، وابسته نماید.درروند کار باتجهیز خود به جریان پوپولیستی واصول انتخابی مد نظر، پایه ی اندیشه های قرانی رادرمعرض جریان های سیاسی قرار بدهد.درکنار ان ،اندیشه های ناب نیز به وسیله برخی قلم ها که از پشتوانه ی مالی هنگفتی برخوردار بودند،دربوته ی نقد گذاشته شد.دراین بین عده ای تلاش نمودند که ریشه ها رادر خاک های پوسیده ی تفکرات خود،به جماعت حامی خود نشان بدهند.

جریان صاف وزلال وپاک مردمی بااین جریانات الوده،عجین شد و به یک باره ،فضای فکری-سیاسی جامعه رادربایکوت قرار داد.درچنین شرایطی،بانگ برامد که باید قلم های الوده ومسموم شکسته شود وبرخی قلم ها نیزشکسته شدند.

دراین بین برخی قاضیان نشسته برمسند قضاوت،یقینا این رامی دانستند که قلمی که حکم صریح یک مرام خاص رازیر سئوال می برد وان را دربوته ی نقد دانش بشری جامعه شناسی می گذارد،با قلمی که یک شخص مغرضانه ان رانقادی می کند،یکی نیست.اما ازکنار ان گذشتندوبی تفاوتی را پیشه خود ساختندوسکوت نمودند.

دراینجا این سئوال به ذهن متبادر می گردد:وقتی دریک جامعه قرار باشد دراول واخر هر حادثه ای ونقدی،سیاست حرف نهایی رابزنند،وضعیت به همین گونه خواهد بود! که درطی سالیان سال شاهد ان بوده ایم.

پس بیاییم به جای شکستن قلم ها .دل ها،رااصلاح کنیم تادرعصر ارتباطات،دوران جدیدی راتجربه کنیم.هرچند ممکن است دراین مسیر،دچار برخی از انحرافات سهوی شویم.می شود انها را هدایت کرد.جامعه ما نیازمند بسیاری از قلم هاوتفاهم هاست،چه زیباست که قلم را ارج نهیم وبه انچه خدای متعال سوگند خورده،احترام بگذاریم.

چوب تر را چنان که خواهی پیچ

نشود خشک جز به اتش راست

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392ساعت 17:22  توسط فریدون فیض زاده  | 

انتخابات ریاست جمهوری در ایران


چرا مشارکت؟چراعدم مشارکت

انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران، برگزار خواهد شد وطی ان انتخابات ، رئیس جمهورایران بعد از رئیس جمهور مخلوع،ابوالحسن بنی صدر،رئیس جمهور شهید محمد علی رجایی ،ایت الله سید علی خامنه ای حسینی،ایت الله اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی،حجت الاسلام دکتر سید محمد خاتمی ودکتر محمود احمدی نژاد ،سکاندارجامعه  خواهد بود.

هرفرد ایرانی دربرابر این رخداد بزرگ سیاسی واجتماعی درکشور می تواند دو موضع داشته باشد،مشارکت وعدم مشارکت.

کسانی که عدم مشارکت راترجیح می دهند درحقیقت می خواهند به نحوی اعتراض خود را به سیاست های موجود نشان دهند.اماکسانی که راه مشارکت رابرمی گزینند بردودسته اند:عده ای جهت تائید وضع موجود دست به این کار می زنند وعده ای جهت نشان دادن انتقادات خود مشارکت می کننداین نشان دادن انتقادات نیز با رای ندادن به کاندیدای رسمی بروز می یابد.انتخاب هرکدام از این تصمیم ها حق هرفردایرانی است ونمی توان اورا به تغییر تصمیم خود وادار کرد.اما می توان بادادن اطلاعات خام وبدون خط،کوشید تصمیمات درست تری اتخاذ گردد.پژوهش حاضر تنها بدین جهت تدوین شده است تاهرکس بتواند درکوتاه ترین مجال وفرصت ،حداقل برای خودش ثابت کند که چرا رای می دهد؟یاچرارای نمی دهد؟

جمع بندی اطلاعات تاپایان رقابت های انتخابات است واز این رو هرگونه تغییر دران پس از این تاریخ ممکن خواهد بود درتحلیل نسبی اطلاعات حتی المقدور کوشیده شده از خط گرایی پرهیز گردد وجانب انصاف ملحوظ گردد.

 

درجمهوری اسلامی ایران ،هرانتخاباتی ازدوجهت دارای اهمیت است.

الف-اهمیت انتخابات بطور کلی،بیشتر به فلسفه انتخابات برمی گرددکه انحصار قدرت سیاسی شکسته می شود واز استبداد ودیکتاتوری جلوگیری می کند،ازاین رو ملاحظه می شود مکاتب مختلف درراستای توزیع قدرت واجتناب از شکل گیری اقتدار انحصارطلبانه،مقوله انتخابات را  پذیرفته اند.درالگوی ایران اسلامی نیز حکومت درقالب مردم سالاری دینی مطرح وشکل گرفته.ازاین رو انتخابات سازکاری است که می تواند مانع از انحرافات مختلف دریک نظام سیاسی گردد.درهردوره از انتخابات،این فرصت برای مردم به وجود می اید که عملکرد نمایندگان ویانماینده اجرایی رابررسی کند.ازمنظر دیگر،نفس انتخابات،اهمیت دادن به شعور سیاسی ملت است وموجب تقویت پایه های مردمی یک نظام می شود ومیدان را برای فعالیت سلیقه های جدید باز می کند ومجال طرح دیدگاههای مختلف رافراهم می اورد.

ب-اهمیت انتخابات به تناسب وضعیت،علاوه براهمیت کلی،هرانتخاباتی به تناسب موقعیت زمانی وچگونگی تحولات سیاسی واجتماعی ان دوره،حائز اهمیت است.

حساسیت انتخابات پیش رو درجمهوری اسلامی ایران،دقیقا ازهمین منظر می باشد.گروهی به قانون اساسی اهتمام می ورزند وفعالیت خارج از چارچوب قانون رانفی می کنند وگروهی نیز فعالیت گریز از مرکز دارند ونسبت به تداوم ان چندان متعهدانه عمل نمی کنند .امروزه ما شاهد تغییرات مهمی در صف ارایی هستیم.دراین میان عامل جمعیت وبافت جمعیتی یک نقطه مهم ومثبت تلقی می شود.بنا برامارهای غیر رسمی 65تا75درصد جمعیت کشورراجوانان 15تا30ساله تشکیل می دهد واین جمعیت کسانی هستند که همراه انقلاب ودر روند انقلاب حضور نداشته اند واز طریق شنیداری هم نتوانسته اند بایسته وشایسته مسایل واقعی کشور رالمس کنند.بااین وصف تلاش احزاب و...درجذب انها شرط پیروزی درانتخابات است.دست اندرکاران نتوانسته اند پیام انقلاب را به جوانان منعکس کنند از این رو بستر برای دیگران کاملا مهیا است لذا نباید بگونه ای عمل شودکه اینطور وانمود شود سخنرانیها،تلاشها واظهار نظرات گوناگون فقط یک مسئله سیاسی وقدرت طلبانه است واطمینان واعتماد  سلب شود ودرنهایت کارایی حضور درانتخابات از دست برود.

 

                  سیر تکوینی احزاب در جمهوری اسلامی ایران

ازقرون گذشته تاکنون،احزاب ایرانی فاقد کارامدی بوده اند که می توان ازمطلق بودن قدرت دانست که ناشی از ویژیگی تاریخی،ساختار سیاسی ایران دانست واین عامل مانع از به قدرت رسیدن یک کانون مستقل شده.نبود امنیت نیزمانع از شکل گیری نهادهای مدنی درایران شده ودر کنار ان ،مهاجرت ها وهجوم های متعدد به کشور موجب بی ثباتی وناامنی جامعه رادربرداشته ومانع استمرار مدنیت گردیده.یکی از عوامل ناکارامدی ان، دولتی بودن شالوده اقتصاد ایران است درجوامع سنتی همیشه وبصورت اشکار ازطریق سیستم پوپولیستی باتجدد مبارزه شده وفراقانونی عمل کرده اند.بدبینی ونااگاهی عامه مردم ازجایگاه احزاب وعملکردغلط تشکل ها واحزاب یکی از عوامل هستند .بی صداقتی،شعارزدگی احزاب وعدم پذیرش جوامع سنتی مانع فهم بهتر احزاب شده.عدم تمایل به مشارکت جمعی،استبداد حکومتها،جنگ های خانمان سوز فعالیت های سیاسی درایران راکند کرده.

طبیعتا با پیروزی انقلاب درایران احزاب شروع به رشد وفعالیت نمودند امانهادهای مدنی نوپا ،هنوز به مرحله ای از رشد وتکامل نرسیده بودندمنابع مالی مورد نیاز انها بجای اینکه ازطریق مردم واعضا وطرفداران تامین شود ازسوی بنگاههای اقتصادی تامین می شد وبه همین خاطر است که درعرصه سیاسی هنوز احزاب فراگیر ومستقل که بتوانند پیشرفت وترقی داشته باشند پا نگرفته اند .موریس دووژره جامعه شناس وحقوق دان فرانسوی می گوید:حزب سیاسی چرخ دنده ماشین دموکراسی است ومعتقد است که نمی توان در جامعه ای ازدموکراسی سخن به میان اورد ولی چرخ دنده اصلی ان یعنی احزاب،تشکل ها،وسایر نهادهای مدنی توجهی نداشت.امروزه تمام جوامع چه پیشرفته ویادر حال پیشرفت به این واقعیت رسیده اند که رقابت سالم احزاب با خط مشی های اقتصادی ،سیاسی،اجتماعی وفرهنگی متفاوت برای کسب تصدی گری واداره امور جامعه ودستیابی به قدرت سیاسی موجب مشارکت بیشتر مردم دراداره کشور می شودوپاسخگویی وشفافیت بیشتر مسئولان را به همراه دارد.

یکی از کارکردهای اصلی احزاب وتشکل ها درجامعه،اموزش وتربیت نیروهایی است که انتظار می رود بتوانند درعرصه اداره امورکشورظاهر شوند وموجب انتقال خواسته ها ومطالبات مردمی به مراکز تصمیم سازی شود

 

درجامعه ایران بعد از انقلاب ،حزب جمهوری اسلامی اولین حزبی بود که بعد از پیروزی انقلاب ،سکاندار تحولات انقلابی درمقابل گرایشات روشنفکری مذهبی ظهور پیدا کرد.وخواهان حفظ وضع موجود ومخالف تغییر باورهای سنتی بود.لذا بعد ها واژه های بنیاد گرایی،محافظه کاری،راست سنتی و......ودرنهایت اصول گرایی درجهت خط ومشی فکری این حزب بکار رفت.عمده جریانات مذهبی،که بعد از انقلاب درراستای نگرش حزب جمهوری ظهور یافتند را می توان :جامعه روحانیت مبارز،جمعیت موتلفه اسلامی،کارگزاران سازندگی*،جمعیت دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی* و.....تاسال   1376نام برد.درکنار این احزاب تشکل های همسو نیز به فعالیت خود ادامه دادنند که می توان از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،جامعه روحانیت مبارز تهران،جامعه اسلامی مهندسین،جامعه اسلامی دانشگاهیان،جامعه اسلامی کارگران،جامعه اسلامی کارمندان،جامعه اسلامی دانشجویان،جامعه وعاظ،جامعه اسلامی فرهنگیان،جامعه زینب،جامعه انجمن های اسلامی اصناف وبازار،انجمن اسلامی پزشکان،فراکسیون حزب الله مجلس شورای اسلامی،انجمن روز نامه نگاران مسلمان،جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران،جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی،حزب توسعه وعدالت ایران اسلامی،جمعیت اباد گران عدالت خواه ایران اسلامی،کانون فارغ التحصیلان شبه قاره هند،انصار حزب الله،ائتلاف ابادگران اسلامی،حزب نواندیشان ایران اسلامی،جمعیت ایثار گران انقلاب اسلامی،جبهه پایداری انقلاب اسلامی،نیروهای ائتلاف از داوطلبان مستقل،رایحه خوش و........که از سال 1360تا دهه70 وسپس تا90 دستخوش تغییراتی هم بوده اند که در این مقال پرداختن به تمامی انها میسور نیست.لذا باید اذعان داشت که ظهور جناح راست در مقابل جناح چپ،در نتیجه ی تحولات سیاسی داخلی شکل گرفت وروش های گفتمانی را درپیش گرفتند که به شاخص اصلی محافظه کاران مذهبی تبدیل شدند.

گرایشات فکری این احزاب وتشکل ها،در زمینه سیاست داخلی محافظه کارومعتقد به فضای بسته در داخل وگشودن دریچه مشارکت بنا به مصلحت است.در زمینه ی سیاست خارجی محافظه کار بوده ومعتقد به فضای باز با جهان خارج وبستن ان به مقتضای داخل کشور است.دربعد اقتصادی تاکید برسرمایه داری سنتی والگوی توسعه مبتنی بر تجارت.در بعد فرهنگی معتقد به انعطاف پذیری اندک دربرابر تغیرات فکری جامعه وهمچنین نواوری ها.

پایگاه اجتماعی این گرایشات:روحانیون سنتی برخواسته از حوزه های قدیمی،قشرهای مذهبی بازار،برخی تحصیل کرده های دانشگاههای غرب،برخی مهندسین وتحصیل کردگان داخل کشور،برخی سرمایه داران بعد از انقلاب،اکثریت مجلس،اکثریت مطلق شورای نگهبان،اکثریت مطلق دولت،اکثریت مجلس خبرگان رهبری،اکثریت شورای مصلحت نظام،اکثریت قضات دادگستری،گروهها ونهادهایی که معتقد به برتری ولایت فقیه به قانون هستند.

 

*-این حزب بعد از مدتی سیاست میانه واعتدال رادرپیش گرفت.در سیاست داخلی معتقد به فضای باز سیاسی ودرسیاست خارجی طرفدار روابط باز با همه ی کشورهای جهان.دربعد اقتصادی تاکید بر سرمایه داری صنعتی وتولید مدرن.در بعد فرهنگی معتقد به تجدد ونواوری فکری ودینی وفکریبوده پایگاه اجتماعی این تشکل،قشر روحانیت جدید حوزه،بخشی از دانشجویان وروشنفکران ملی ومذهبی،کارگران شاغل در صنایع مادر،اکثریت تکنوکراتهاو...

*-جمعیت دفاع از ارزشها.یک تشکل نوپا بود که بعد از یک دوره فعالیت سیاسی وانتخاباتی از فعالیت دست کشیدوسکوت راپیشه کرد.گرایش فکری این تشکل رادیکال بود .درزمینه سیاست داخلی معتقد به فضای بسته سیاسی ودرزمینه ی سیاست خارجی،مخالفت با عادی سازی روابط خارجی درهرنوع.دربعد اقتصادی تاکید برسرمایه داری دولتی فراگیر بود.دربعد فرهنگی پذیرش نواوری های فکری وسیاسی.

جناح دوم منشعب از حزب جمهوری اسلامی،جناح چپ است که می توان از مجمع روحانیون وسازمان مجاهدین بعنوان بنیان گذاران این نگرش بعد از انقلاب نام برد که در روند فعالیت به ائتلاف خط امام نام گرفتند ازمهمترین ائتلاف خط امام می توان از تشکل های زیر نام برد:مجمع  روحانیون مبارزتهران،سازمان مجاهدین انقلاب،اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاههای سراسر کشورمعروف به دفتر تحکیم وحدت،انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران،انجمن اسلامی مهندسان،انجمن اسلامی معلمان،انجمن اسلامی اساتید ومدرسین دانشگاهها،فراکسیون مجمع حزب الله مجلس،مجمع اسلامی بانوان،سازمان دانش اموختگان ایران اسلامی ادوار تحکیم وحدت،مجمع مدرسین ومحققین حوزه علمیه،حزب مردم سالاری،حزب اسلامی کار،شبکه همبستگی کاری،جنبش مسلمانان مبارز،حزب کار گزاران سازندگی،حزب اعتمادملی،مجمع نیروهای خط امام،جبهه مشارکت ایران اسلامی و.........که در این ائتلاف برخی مسیر خود را تغییر داده و....

جناح چپ در برابر جناح راست قرار گرفت واین تحولات نیز مانند تحولات در جناح راست مربوط به دهه هایی ازسپری شدن عمر انقلاب تا سال 1390 بوده که جناح بندی های سیاسی درکشور دستخوش تغییراتی شد.جناح چپ در برهه ای از انقلاب به این نتیجه رسید که تفکرات وابسته به راست درایران،قائل به برابری افراد جامعه درتوزیع ثروت وقدرت نیست که تحت عناوین مختلف از جمله برتری مومنین،صالحین درحکومت مردم،برتری ایثارگران دربهره مندی از حقوق اجتماعی با مشروعیت رهبری از طرف خدا ونه مردم(بحث مشروعیت ومقبولیت)بروز پیدا کرد وهمین اعتقادات درمش رفتاری جناح راست نیز مشهود بود.

اما اصطلاح چپ یاچپگرا درادبیات سیاسی،به موضعی اطلاق می شود که خواهان تغییرات تدریجی یارادیکال درجهت ایجاد برابری درتوزیع ثروت وقدرت هستند.ریشه ان به انقلاب فرانسه باز می گردد.کسانی که درسمت چپ پارلمان می نشستند،مخالف سلسله مراتب سنتی قدرت بودندواز اصلاحات پشتیبانی می کردنندودرمقابل افرادی که درسمت راست پارلمان می نشستند ازوضع موجود حمایت می کردند.درایران اسلامی زمینه فکری جناح چپ بعد از بروز جریانات روشنفکری مذهبی بود.که همواره شاهد اختلافات فکری اساسی درمیان اندیشه های مذهبی ها ورویکردهای انها نسبت به مسایل مختلف جامعه بوده ایم.درسالهای پس از پیروزی انقلاب،از ان جایی که گرایشات روشنفکران مذهبی همواره به اصلاح سنت های مذهبی انحرافی،انطباق اموزه های مذهبی،ارزش های نوین چون ازادی حقوق بشر،دموکراسی ویا همان مردم سالاری،تمایل به تغییر ساختارهای مذهبی از جمله دستگاه روحانیت،تقلید،برتری روحانیت وطبقه وابسته در حقوق اجتماعی و.....بوداصطلاح چپ گرا به معنی خواهان تغییر وضع موجود به انها اطلاق شد.(ویکی پدیا)

پس از انقلاب اسلامی درایران،از انجایی که مجموعه افراد وگروههایی که در چناح چپ جمهوری اسلامی قرار گرفتند به طبقه بازار سنتی وابستگی نداشتند لذا در ابتدا انقلاب گرایشات اقتصاد دولتی برسیاست هایشان حاکم شد که این امر اختلافات شدیدسیاسی رادرسالهای ابتدایی دهه 60خصوصا دررابطه باسیاست های اقتصادی دولت موسوی در زمان جنگ میان انقلابیون ایجاد کرد واز زمان هردوجناح در زمان هایی متصدی قدرت سیاسی بودنند که در این راستابسته به شرایط ،از سیاست های اقتصاد دولتی ویا اقتصاد باز استفاده می کردنند.

دردهه 60 ونیمه اول دهه70 تنها قدرت های سیاسی در جامعه ایران جناح های راست و چپ بودند واز این اصطلاحات استفاده می شد.اما پس از پیروزی حجت الاسلام سید محمد خاتمی درانتخابات سال 76جناح چپ به واژه اصلاح طلب درمراودات خود استفاده کرد وبرای طیف مقابل خود از واژه محافظه کار نام برد.واین رویکرد ادامه داشت واصلاح طلبان از عبارت دوم خردادی هم بهره مند شدند.از سوی دیگرجناح راست بعدها از عبارت اصول گرایان برای توصیف خود وخط مشی فکری خود استفاده کردنند که استفاده از این واژه مرتبط با انتخابات دهم ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد بود. اصول گرایان نامی است که گروهی از جناح راست ،پس از انتخابات دور دوم شوراهای شهروروستا برخود نهادنند واز دوره مجلس هفتم وریاست جمهوری اقای دکتر احمدی نژاد،به شاخص های اصلی اصول گرایی مذهبی تبدیل شدند.*

وقایع مرتبط با دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری،باز واژهای جدیدی جایگزین شدند.اصلاح طلبان،دوم خردادی ها از واژه جنبش سبز استفاده کردنند ودر مقابل اصول گرایان از واژه جریان فتنه برای اصلاح طلبان بکار بردند.که بررسی این واژه ها دراین مقال جایگاهی ندارند.

 

*-اصول گرایان به سه دسته تقسیم می شوند:گروهی گسترده وسابقه دارکه خود را متعادل می دانند وبه پیروان خط امام ورهبری معروفند.

گروه دوم:تحول خواه هستندمانند جمعیت ایثارگران و....وگروه سوم:اطرافیان دکتر محمود احمدی نژاد هستند که قبلا درستادهای انتخاباتی وی به تشکیلات منسجم وحزبی تبدیل شدند وبه نام رایحه خوش خدمت معروفند.

                    دولت  های جمهوری اسلامی ایران به اختصار


پس از دولت موقت انقلاب اسلامی به سرپرستی مرحوم مهندس بازرگان وتثبیت نظام جمهوری اسلامی،اولین دوره ریاست جمهوری باتعداد124نفرثبت نام شدگان انتخابات شروع گردید که ازبین این افراد95تائید صلاحیت شدندکه شاخصین عمده عبارت بودند از: دکتر ابوالحسن بنی صدر ،دکترحسن حبیبی ،دکتر کاظم سامی،احمد مدنی و...که درنهایت بنی صدر به عنوان اولین رئیس جمهور اسلامی ایران انتخاب گردید وبعداز مدتی باعدم کفایت سیاسی از سوی مجلس،منجر به عزل وی دران سمت شدودر نهایت موجب خروج وی از کشورگردید.دردوره دوم انتخابات ریاست جمهوری تعداد71نفرثبت نام نمودندکه ازبین انها تنها 4نفرتائید صلاحیت شدندکه عبارت بودند از: محمدعلی رجایی ،دکترعباس شیبانی،اکبرپرورش وحبیب الله عسکراولادی که در نهایت اقای محمد علی رجایی با اکثریت ارا به عنوان دومبن رئیس جمهور اسلامی ایران انتخاب گردید و توانست درمواردی خاص موفق به تحقق خواست ها وارمان های انقلاب اسلامی باشد که درتاریخ هشتم شهریور1360ساختمان نخست وزیری منفجر ومحمد علی رجایی ودکتر محمد جواد باهنرنخست وزیر به شهادترسیدند..سومین دولت جمهوری اسلامی بطور موقت از سوی ایت الله مهدوی کنی هدایت گردید.ومقدمه ی انتخابات دوره سوم چیده شد وتعداد46نفر ثبت نامی در این دوره داشتیم که از بین انها تعداد4نفرتائید صلاحیت شدند واسامی انها عبارت بود:ایت الله سید علی خامنه ای ،علی اکبر پرورش ،زواره ای ودکتر حسن غفوری فرد. که درنهایت ایت الله سید علی خامنه ای به عنوان سومین رئیس جمهور اسلامی ایران انتخاب شد.پس از ریاست جمهوری ایت الله خامنه ای بانخست وزیری مهندس موسوی ازسال 1360تا1364باترکیب ائتلافی ازراست وچپ،دوترکیب راپشت سرگذاشت.دردوره ی چهارم انتخابات ریاست جمهوری تعداد50نفر ثبت نام نمودند که ازاین تعداد 3نفرتائید صلاحیت شدند وشاخصین عمده ایت الله سید علی خامنه ای،حبیب الله عسکراولادی ومحمود کاشانی بودند که  چهارمین دولت جمهوری اسلامی نیز ایت الله خامنه ای از سال 1364تا 1368 مجددا روی کار امدودراثر خروج تعدادی ازوزرای چپ گرا، دولت نمود بیشتری یافت.انتخابات پنجمین دوره ی ریاست جمهوری پس از ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام ره درتاریخ 5/6/68برگزار شدوایت الله خامنه ای از سوی خبرگان رهبری به عنوان رهبر انقلاب ونظام انتخاب شدند.انتخابات ریاست جمهوری یک ماه نیم زودتر ازموعد مقرر برگزار شدودراین دوره تعداد79نفرثبت نام کردند که درنهایت 2نفر تائید صلاحیت شدند.ایت الله اکبرهاشمی رفسنجانی ودکتر عباس شیبانی که  ایت الله هاشمی رفسنجانی حائز اکثریت ارا شددراین دوره پست نخست وزیری درسال72 دراثرفشار مجلس چهارم حذف گردید وکابینه چپ گرای هاشمی ازبین رفت وکابینه ای باگرایشات راست روی کار امد.درششمین دوره انتخابات ریاست جمهوری 128نفرثبت نام نمودند که درنهایت 4نفر تائید صلاحیت شدندوعبارت بودنداز:اقایان احمد توکلی،دکتر عبدالله جاسبی،طاهری وایت الله هاشمی رفسنجانی که مجددا ایت الله هاشمی رفسنجانی انتخاب گردیدوتاسال1376 ادامه داشت.دوره ی هفتم ریاست جمهوری دردوم خرداد1376باثبت نام238نفرشروع شد که از این تعداد4نفر تائید صلاحیت شدند که عبارت بودند از: حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید محمد خاتمی،حجت الاسلام والمسلمین ناطق نوری،حجت الاسلام والمسلمین محمد ری شهری وزواره ای. که درنهایت اقای خاتمی با اکثریت ارا به عنوان هفتمین رئیس جمهوراسلامی ایران انتخاب گردید.دوره هشتم ریاست جمهوری تعداد814نفرثبت نام نمودند که از بین ان تعداد10نفر تائید صلاحیت شدندکه شاخصین عبارت بودند از:حجت الاسلام دکترمحمدخاتمی ،دکتر احمد توکلی،دریادار شمخانی،حجت الاسلام فلاحیان،دکتر عبدالله جاسبی ،دکتر غفوری فرد و....که در نهایت برای بار دوم حجت الاسلام دکتر سید محمد خاتمی برنده انتخابات شد.دوره نهم ریاست جمهوری تعداد1014نفر ثبت نام کردند که از این تعداد8نفرتائید صلاحیت شدندکه اسامی 8نفر عبارند از:ایت الله هاشمی رفسنجانی،دکترمحمود احمدی نژاد،شیخ مهدی کروبی،دکتر محمد باقر قالی باف،دکترمحسن رضایی،دکترمعین،دکترلاریجانیومهندس مهر علیزاده.باتوجه به محبوبیت کاندیداها درنقاط مختلف کشور،موجب شد که انتخابات به دور دوم کشیده شود.ودراین مرحله اقای دکتر محمود احمدی نژاد موفق شد از حریف خود یعنی ایت الله هاشمی رفسنجانی پیشی بگیردوبیشترین ارا رابه خود اختصاص دهد وبه عنوان نهمین رییس جمهور کشور برگزیده شود.دوره ی دهم ریاست جمهوری تعداد4نفر تائید صلاحیت شدندواسامی این چهار نفر عبارت است از:دکتر محمود احمدی نژاد،مهندس میر حسین موسوی،شیخ مهدی کروبی ودکتر محسن رضایی.که مجددا اقای دکتر محموداحمدی نژاد انتخاب شد.هر چند این دوره با حاشیه های فراوان وفراز وفرودهای بسیاری همراه بود که برگ جدیدی ازتاریخ سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران رارقم زدوموجب حذف بسیاری از نامهای بزرگ در عرصه ی سیاسی کشور گردید

   

وضعیت پارادوکسیکال:

این روزها ارایش های انتخاباتی درمراحل اولیه خود است.دراستانه انتخابات قرار داریم بررسی اماری ده دوره انتخابات ریاست جمهوری می تواند تحلیلی راهگشا وکارامد درنظر به نوع برخورد مردم در مشارکت وانتخاب بالاترین مقام اجرایی کشور باشد،هرچندانتخابات درنظام جمهوری اسلامی،یکی از مولفه های اصلی مشارکت همگانی همراه بااحساس مسئولیت مردم دراداره خوب کشور تلقی می شودلذا می توان این مشارکت راتلفیقی از دینداری ومردم سالاری درمدل جمهوری اسلامی دانست که کرارا از سوی عقلای سیاسی ومسئولان کشورمطرح شده.این روز ها ارایش نیروهای سیاسی وچگونگی فعالیت احزاب وجریانات وطیف های مختلف به عنوان یک ضرورت برای مسئولان ومردم حائز اهمیت است ونظرات ودیدگاههای مختلفی دراین رابطه ارائه می شود.بدون هیچ تردیدی باید وجود تفکرات دیگر رادرجامعه پذیرفت.چون اینگونه تفکرات موجب پویایی جامعه خواهد شد.هرچند درسال های گذشته وبه تبع ان درسال های پیشین،جریان های دیگری نیز در کشور حضور فعال داشته اند وکارنامه انها نیز دارای فرازها وفرودهایی بوده امانباید فراموش کرددر ان راستا خلا های نیز وجود داشته.لذااینگونه خلا ها مسیر پویایی رابه ایستایی مبدل می سازد.برای رسیدن به جامعه ایی قانونمند نیاز به برنامه مدون است که احزاب وفعالین سیاسی باید درچارچوب ان گام بردارند.بایداذعان کرد که عملکردکل احزاب چه در گذشته وچه درحال حاضر انقدر ضعیف بوده که می توان به جرات گفت رویکرد اولیه یک حزب فراگیر ودارای برنامه رادر کارنامه خود درمدیریت اجرایی نداشته اند.زمانیکه پیروز میدان رقابت های انتخاباتی می شوند شروع به فعالیت درچارچوب بده بستان های حزبی نموده واین عامل وعوامل دیگردر نتیجه ی اشتباهاتی است که برگرایشات وتفکرات انهاحاکم بوده که بعد از سپری شدن زمان یک ساله درمدیریت اجرایی،انشعابات از داخل حزب نمایان شده ودر نتیجه یک عملکرد ناموزون تحویل سیستم ویا ساختار گردیده وبه تبع ان ضربه به منافع ملی وارزش های قید شده در قانون اساسی کشور خواهد زد.دراین بین نگاهها معطوف به نوع نگرش در ان حزب خواهد بود که در اصل یک نوع افراط گرایی ودر نوع دوم ایستایی در قالب باورهای فراقانونی است. لذا دراین بین نگرش های اعتدالی به حاشیه کشیده می شود در نگاه اول امکان پیاده شدن افرادی از ان کشتی متصور است لیکن درکل ماهیت وجودی ان حزب زیر سئوال خواهد رفت.باید سیاسیون بدانند که میدان سیاست جایی برای ترکتازی نیست نباید گذاشت حاشیه های تحمیلی،مسیر راعوض کند لذا هرچیزی باید از کانال اصلی خودش بررسی وسپس قانون مند گرددتا جلوی انحرافات احتمالی گرفته شود.بنظر نگارنده فعالیت احزاب درکشور ،نیاز به تمرین دارد تا برای یک رقابت وهمچنین پذیرش یک مسئولیت خطیر اجتماعی،امادگی لازم را پیدا کنند.دراینجا این سئوال به ذهن متبادر می شودکه جامعه ویامجموعه روشنفکران،یااحزاب فعال،مدیران اجرایی ایا ازنظر رشدسیاسی به ان مدارج رسیده اند؟باید توجه داشت که بحث اداره یک جامعه است نه یک محیط کوچک!لذا تجربه اجتماعی وسیاسی می تواند درهر بعدی درجزء جزء نهادهای اجتماعی وسیاسی کسب شود این پیش فرض برای رسیدن به یک کارنامه اجرایی سیاسی کارامد وصحیح درچارچوب قانون است که نیاز به گذراندن تمرینات مستمردرکلاس های پایین ترداردکه احزاب سیاسی فعال درجامعه باید ان مراحل را طی کنند.باز شدن این مسیر ها به عهده عقلای سیاسی جامعه است.این بحث هیچ منافاتی با حرکت جامعه درجهت مشارکت نخواهد داشت.باعنایت به اینکه فعالیت سیاسی درکشور باید درراستای دینداری ومردم سالاری به عنوان یک مدل درساختارحکومتی شناخته شده پذیرفته شود لاجرم فعالین باید خود را بااین مدل هماهنگ سازند.قران مجید این کتاب هدایت گر،ابعاد زندگی ومسیر اصولی رشد تعالی انسان را اشاره نموده.اگر به زندگی 40ساله حضرت محمد ص از قبل ازبعثت وزندگی 25سال خانه نشینی امیر المومنین قبل ازخلافت ویا 60سال زندگی حضرت امام حسین ع قبل از قیام کربلا رادوران ساخته شدن احزاب وکلاس های تجربه وتربیت در مدل اعلام شده بدانیم.حال اگر این بزرگواران الگو ی ماهستند ،لازم است زمینه وبستر های زندگی سیاسی خود را تبد یل به کلاس های تجربه وتربیت خود کنیم.ماایرانی به خاطر پاکی قلبمان همیشه دوست داریم نهایت تلاش وایثار رادرراه ارمان ها ومیهن ومردم انجام دهیم ولی بین مرحله نهایی ان، کلاسی رانشناخته ایم ونمی خواهیم بشناسیم.برای تمام موقعیت های زندگی عادی خود مسیر هایی راطی می کنیم وکلاس هایی را می گذرانیم تا به هدف نهایی برسیم اما درمورد فعالیت سیاسی برنامه نداریم لذا درابتدای فعالیت برای حل وفصل کوچکترین موضوع،ضعف های نهفته به یاری مان خواهند امد وبه تبع ان موضوع اصلی به فراموشی سپرده خواهد شد.کار جمعی وبکار گیری مشاورین متخصص راهگشاست.اشکالات رامی توان درجمع همفکران به نقد گذاشت وبانتایج بدست امده،تجربه ی جدیدی رادرچارچوب قانون عملی کرد.باید به این نکته حساس توجه شود که درتضاد ایده ها وفکرها،واقعیات شکل می گیردوتلاش این باشد که تسلیم جبر محیط نشویم وانچه ارمان ها راتحقق ببخشد درعین حال که دارای ارزش وجهت دارند،درست عمل کردن شرط لازم برای اداره ومدیریت سیاسی یک جامعه است.عطار می گوید:

توپای درراه نه وهیچ مپرس       خود راه بگوید ت که چون باید رفت.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حدود وثغور فعالیت های سیاسی رامشخص کرده.امانگاههای تنگ نظرانه دربعضی مواقع مانع از فعالیت خواهد بود جملگی معتقدیم جزء باحضور فراگیر تمام احزابی که درچارچوب قانون اساسی فعالیت می کنند،نمی توان به مشارکت حداکثری دست یازید لذا باید تاانتخابات یازدهم منتظر ماند ودید که دراستانه ان ایا باز فشارهای فراقانونی مضاعف می شود یانه؟فعلا در وضعیتی پارادوکسیکال هستند.

  
جامعه ایران تا دو ماه دیگر شاهد یکی از انتخابات ریاست جمهوری خود خواهد بود. 

برای شناخت وتحلیل واقع بینانه درمشارکت وانتخابات بالاترین مقام اجرایی کشور،بایدان رادردوکانون،اندیشه وسیاست مداری جستجو کرد.لذا هرگونه تعلل وسهل انگاری دراین برهه زمانی،دربرگیرنده ی اثاری مخرب دراینده تلقی خواهد شد باید به این باور رسید وپنداشت که ورودبه صحنه ی سیاست ومبارزات سیاسی،لازمه ان بهترین ها،براساس هوش،شجاعت،ظرافت وظرفیت وارد گود انتخاباتی می شوند هرچند انگیزه های انها خودخواهانه باشد،چون درکل سیاست وارد زندگی انها شده نه خود وارد سیاست شده باشند.لذافعال،درروند فعالیت خود سعی می کند بایک رویکرد وبرنامه،وارد عرصه سیاست شود وهزینه های احتمالی ان رابه جان ودل بخرد.دراین راستا باید به این نکته توجه شود که،جامعه ای دینی برخواسته ازشعار مردم سالاری که سبقه ان به دوره های قبل ریاست جمهوری می رسد،راه تعالی وسعادت جامعه راهدف نهایی خود دانسته وهمسویی،دورکن دین داری ونوع دوستی وملیت،سفینه ی نجات جامعه اسلامی قلمداد شده وباور این است که ازطریق ان می توان به قله ی سلامت ورستگاری پرواز کرد.بنابراین دراین مسیر،سعه صدر،تحمل واحترام به عقاید یکدیگر نشان دهنده موفقییت است.لذا در مبارزات سیاسی وانتخاباتی،بااین رویکردونگرش،حذف رقیب سیاسی باعث ایجاد هرج ومرج جامعه خواهد شد اگر بااین پیش فرض که هرانتخاباتی اگر بارعایت اصول مربوط به نوع ان انتخابات همراه باشد،تجارب گران بهایی رابه وجود خواهد اورد ومردم به عنوان انتخاب گران اولیه،اگر بتوانند مستقلا،قدرت تشخیص وانتخاب رابیابند،یک دست اورد خوب وارزشمندی خواهد بود که در طی چندین دهه برای ایران ساخته اند.بیان این نکته ضروری است که دستیابی به قدرت تشخیص برای گروه خاصی از جامعه،هرچند با خطاهایی همراه خواهد بود لیکن ازانجا که درطی سالها،اصلی ترین قشر جامعه سعی کرده اند به تدریج،به سوی تصحیح انتخاب خود راسوق دهند،لذا فعالین سیاسی،نخبگان واحزاب می توانند دربالابردن شناخت مردم از مسایل سیاسی جامعه نقش مهمی ایفا نمایند که اجرای این نقش منوط به فعالیت بیش از حد کمیسیون ماده ده می باشد که باید دایره نگرش خود رادرزمینه فعالیت های سیاسی وحزبی بیشتر کند تا زمینه حضور احزاب نوپا فراهم شود.تاازظرفیت های کنونی جامعه، بیشترین وبهترین استفاده راببرند.مهم ترین عامل پیشرفت یک کشور،نظام رقابتی حزبی است که تنها برای کارامدی کشور باهم رقابت می کنند.

جامعه ایران تا دو ماه دیگر شاهد یکی از انتخابات ریاست جمهوری خود خواهد بود که حساسیت به سزایی چه درداخل وچه درخارج نسبت به ان قابل تصور است.تصورات داخلی دربین سیاست مداران کهنه کار ونخبگان سیاسی وجود داردکه در جهان ازچه جایگاهی برخوردارخواهیم بود وچگونه خواهیم توانست از توانایی های خود بهره بیشتری ببریم واین پیش فرض نیز وجود دارد که جامعه جهانی دراینده ای نزدیک دچار تحول وتغییرات چشم گیری ازلحاظ اقتصادی واجتماعی خواهد بود.ایا ما باید همچنان تاریخ خود را تکرار کنیم.ویاباشناخت و عقل جمعی از وضعیت فعلی داخلی وبین المللی عبور کنیم ومسیر ارمانی وفرایند شناخت بیرونی راحفظ نمائیم.وشاخص هایی راخلق وتبیین نمائیم تا شاید ازاین شاخص ها بتوان به یک گفتمان مطلوب رسید.

برای رسیدن به ان مطلوب،نیاز به افراد متفکرومدیر اجرایی قوی ودلسوز وعلاقه مند است.ابتدا باید در یک برنامه ی مدون وبلند مدت،وضعیت فکری وفرهنگی وسیاسی جامعه راواقع بینانه ودور از هیجانات واحساسات مطالعه کرد ونحوه عبور عاقلانه وتدریجی را بررسی نمود.رهیافت قانون اساسی ما نیز یک رهیافت منطقی وخردمندانه است.وبا واقعیات ملموس جامعه ما انس والفت دارد.لذا منتخب مردم دروهله نخست باید بیندیشد که چگونه یک پایگاه سیاسی همراه بابلوغ سیاسی برای جامعه فراهم سازد تاهمه اگاهی داشته باشند که افراد فرصت طلب که مسند نمایندگی یک ملت راهمچون پرتگاهی جهت رسیدن به نان می نگرند،انان رااغفال نکنند؟چگونه می توان پایگاهی از بلوغ سیاسی برای جامعه فراهم اورد که در برابر مردم فریبی اشخاصی که براریکه قدرت ونمایندگی نشسته اند وان جایگاه را به عنوان مرکز ونقطه ثقل زد وبندهای اقتصادی وسیاسی خود تبدیل کرده ویا خواهند کرد ،نوعی مصونیت پیدا کنند؟

پاسخ به این پرسش ها درفصل هفتم قانون اساسی امده.دراین مدرسه مردم می توانند جهت تحقق حاکمیت خود به سرنوشت اجتماعشان به تمرین وممارست بپردازند.

نتیجه گیری

به نظر نگارنده هرچه به انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری درطی مدت باقیمانده، نزدیکتر میشویم توافق وعدم توافق که سهم بزرگی ازمشارکت است دربین کاندیداها کاملا مشهود است،گفتگو ی متقابل که خود مبنای حرکت سازنده وخلاق در ازاد سازی نیروی فکر واندیشه ی انسانی است وبارها تاکید شده ،متاسفانه  تاکنون تلاشی از سوی حوزه های گفتمان مشاهده نمی شود.ومعلوم نیست حضورحداکثری مهمتر است یاخود انتخابات؟دراین فضای پارادوکسیکال امکان نوع نگرش فراجناحی ویا هرچیزی قابل پیش بینی باشد .بنابراین به نظر حقیر نامزدهای انتخابات رامی توان به چند دسته تقسیم کرد:

1-نامزدهای اصلی-گروهی.

2-نامزدهای فرعی-منفرد.

3نامزدهای اپوزیسیون رسمی.

4نامزدهای اپوزیسیون غیرسمی.

5نامزدهای خاص ومشکوک.

ویا می توان به لحاظ ترکیبی از مدل های زیر برخوردار باشند.

الف:دولت جناحی

ب:دولت ائتلافی

ج:دولت وفاق ملی

بنا براین انتخاب هرکدام از نامزدهای انتخابات یازدهم ریاست جمهوری ،می تواند نوعی تحول ویاتداوم دروضعیت فعلی نظام ایجاد نمایند.

                                                                                      

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 15:25  توسط فریدون فیض زاده  | 

اما راقم این سطور به سهم ناچیز خود روی موضوع نوروز باستانی نمی تواند ادای حق کلمه نماید و همیشه دغدغه زوایای پنهان آن را در جامعه مشاهده نموده ولذا رجوع به نوشتاراستاد دکتر علی شریعتی در وصف نوروز را راه گشایی برای گذر از مسکوت نماندن این عید باستانی ما ایرانیان دانسته. استاد در وصف نوروز می فرمایند:

نوروز تجدید خاطره ی بزرگی است. خاطره ی خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال ، این فرزند فراموشکار که سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده ی خود ، مادر خویش را از یاد میبرد ، با یادآوری های وسوسه آمیز نوروز ، به دامن وی باز میگردد و با او این بازگشت و تجدید دیدار را جشن میگیرد.

فرزند در دامن مادر ، خود را بازمی یابد و مادر در کنار فرزند چهره اش از شادی می شکفد ، اشک شوق می بارد . فریاد شادی می کشد ، جوان می شود ، حیات دوباره می گیرد ، با دیدار یوسفش بینا میشود. تمدن مصنوعی ما هرچه پیچیده تر و سنگین تر میگردد ، نیاز به بازگشت و بازشناخت طبیعت را درا نسان حیاتی تر می کند و بدین گونه است که نوروز بر خلاف سنت ها که پیر می شوند و فرسونده و گاه بیهوده ، رو به توانایی می رود و در هر حال ، اینده ای جوان تر و درخشان تر دارد ، چه نوروز راه سومی است که جنگ دیرینه ای را که روزگار لائوتز – کنفوسیوس تا روسو و ولتر درگیر است به اشتی میکشاند.

نوروز تنها فرصتی برای آسایش و تفریح و خوشگذرانی نیست ، نیاز ضروری جامعه ، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر و تحول ، گسیختن و زائل شدن ، در هم ریختن و از دست رفتن بنا شده است ؛  جایی که در آن، ان چه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار ، تنها تغییر است و ناپایداری چه چیز می تواند ملتی را ، جامعه ای را در برابر ارابه ی بی رحم زمان از زوال مصون دارد.

هیچ ملتی با یک نسل و دو نسل شکل نمی گیرد ، ملت مجموعه ای از نسل های متوالی بسیار است و از طریق سنت هاست که نسل های نو با گذشتگان و گذشته هایشان آشنا می شوند.

نو روز همه وقت عزیز بوده است ؛ در چشم مغان ، در چشم موبدان ، در  چشم مسلمانان و در چشم شیعان مسلمان. همه نوروز را عزیز شمرده اند و با زبان خویش از آن سخن گفته اند. حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته اند : « نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز ، خلقت جهان پایان گرفت و از این روست که نخستین روز فروردین را هورمزد نام نهاده اند و ششمین روز را مقدس شمرده اند.

چه افسانه ی زیبایی ؛ زیباتر از واقعیت . راستی مگر هرکسی احساس نمی کند که نخستین روز بهار ، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی ، خدا جهان را آغاز کرده است ، مسلما آن روز ، این نوروز بوده است. مسلما اولین روز بهار ، سبزه ها روئیدن را آغاز کرده اند و رودها رفتن و شکوفه ها سرزدن و جوانه ها شکفتن ، یعنی نوروز.

 اسلام که همه رنگ های قومیت را زدود و سنت ها را دگرگون کرد ، نوروز را جلای بیشتری داد ، شیرازه بست و آن را با پشتوانه ای استوار از خطر در دوران مسلمانی ایرانیان ، مصون داشت. انتخاب علی ( ع ) به خلافت و وصایت در غدیر خم هر دو در این هنگام بوده است و چه تصادف شگفتی !  آن خلوص و ایمان و عشق که ایرانیان در اسلام به علی (ع) و حکومت آن حضرت داشتند پشوانه ی نوروز شد. نوروز که با جهان ملیت زنده بود ، روح مذهب نیز گرفت . سنت ملی و نژادی ، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تا زمانی که در دلهای مردم این سرزمین بر پا شده بود پیوند خورد و محکم گشت و مقدس شد.

نوروز -این پیری که غبار قرن های بسیار بر چهره اش نشسته است ، در طول تاریخ کهن خویش ، روزگاری در کنار مغان ، اوراد مهرپرستان را خطاب به خویش می شنیده است.  پس از آن در کنار آتشکده های زردشتی سرود موبدان و زمزمه ی اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می خوانده اند. از آن پس با آیات قرآن و زبان از او تجلیل می کرده اند و اکنون علاوه بر آن با نماز و دعای تشیع و عشق به حقیقت علی و حکومت علی او را جان می بخشند و در همه این چهره های گوناگونش ، این پیر روزگار آلود ، که در همه قرن ها و با همه نسل ها و اجداد ما زیسته است و با همه مان بوده است ، رسالت بزرگ خویش را همه وقت با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمیت انجام داده است و آن  زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و در آمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز با روح شاد و جانبخش طبیعت و عظیم تر از همه - پیوند دادن نسل های متوالی این قوم – که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته است. نیز پیمان یگانگی بستن میان همه ی دل های خویشاوندی که دیوار عبوس و بیگانه ی دوران ها در میانه شان حائل می گشته و دره ی عمیق فراموشی میانشان جدایی می افکنده ، بوده است.

و ما در این لحظه ی نخستین آفرینش ، از صحرای سیاه و مرگ زده ی قرون تهی می گذریم و در همه نوروز هایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما برپا می شده است ، با همه زنان و مردانی که خون آنان در رگ هایمان می دود و روح آن ها در دل هایمان می زند ، شرکت می کنیم. و  بدین گونه « بودن خویش »  را به عنوان یک ملت ، در تندباد ریشه بر انداز زمان ها و آشوب گسیختن ها و دگرگون شدن ها خلود می بخشیم و در هجوم این قرن دشمن کامی ، با انان پیمان وفا می بندیم وامانت عشق راازانان ودیعه می گیریم که«هرگز نمی میریم»و دوام راستین خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری ، ریشه در عمق فرهنگی سرشار از قداست و جلال دارد و برپایه ی اصالت خویش در رهگذر تاریخ ایستاده است ، بر « صحیفه ی عالم ثبت » می کنیم.

                                                              دکترعلی شریعتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت 12:1  توسط فریدون فیض زاده  | 


فکرواندیشه ی نو،زمانی جامه هستی برتن خود می کند که از قبل،باوری نو وجدید شکل گرفته باشد . این باور خود نشان از طبیعت در حال صیرورت انسان و جوامع انسانی دارد . ادمی دراین جامعه به مثابه رود پراب وروانی است که هرلحظه ای باهویت وهیبتی دیگرظاهر می شود.عصری که دران زندگی می کنیم نیازبه اندیشه های نو وطرح های نو را به رخ می کشد وعصر گفتمان های نوین در تمام ابعاد اجتماعی است.این عصر،عصرتولید وباز تولید نشانه های ایستاری است دراین عصر وانمود می شود که مرز بین امورواقعی وامور مجازی جلوه گری خاصی می کند.عصر ما عصرارتباطات هست.این ارتباطات جهان رادرنوردیده وبه دهکده ی کوچکی تبدیل شده که همه انسان ها درهر لحظه درکنارهم زندگی می کنند وبریکدیگر تاثیر می گذارند وتاثیر می پذیرند.دراصل می توان گفت،دریک قاره مجازی به عنوان قاره ششم زندگی می کنیم.لذا نمی توان دربرابر این قاره دیواری به مانند دیوار چین کشید ویا صرفا مقاومتی در مقابلش کرد.دراین جامعه همیشه وکماکان حق با قوی است ودیگر بازیگران نمی توانند پیروز میدان باشند.لاجرم شکست خواهند خورد.بازیگرباید همیشه حضوری فعال داشته باشد درغیر این صورت تاریخ اورافراموش خواهد کرد.لذا این بازیگران هستند که نقش رادراین عرصه دیکته می کنند وقدرت دردست بازیگران متفاوت است هرکس نقش بیشتری داشته باشد ازجایگاه رفیع ترونقش وتاثیر بیشتری برخوردار خواهد بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1391ساعت 11:15  توسط فریدون فیض زاده  | 

فضای عاطفی وارزشی حاکم برجامعه،موجب شده که شهرت وثروت ارتباط مستقیم درکسب قدرت ومسئولیت بازی کند.دراسلام ثروت به عنوان وسیله ای برای برطرف کردن موانع رشد وتعالی انسانها قلمداد شده وخود ثروت فی نفسه هدف نیست.اما دراین خصوص دیدگاه هایی درجامعه وجود دارد که هر انسان عاقل وفرهیخته ای رابه تفکر وامی دارد تا به اسانی از کنارش نگذردکه درنگاه اول  با شعار شایسته سالاری در جامعه در تناقض است.

نگاه اول:درورای تصورات انحرافی که دراذهان برخی رسوخ کرده وگاها دربعضی مواقع به تبلیغ ان نیز همت می گمارند،اساسا،فقر رایک امر طبیعی درنظام خلقت وافرینش دانسته وان را یک بلای اسمانی می دانند که گاه موجب مقرب درگاه خدا بودن تلقی می شود!

نگاه دوم:غنی وثروتمند بودن رادلیل نور چشم خدا بودن پنداشته ومتنعمان رابرگزیده ومحبوب پروردگار قلمداد کرده وباتمسک به این تمثیل ، همان گونه که اجزای بدن انسان یکسان نیست.اساسا خداوند تبارک وتعالی خواسته که دراین دنیا یک عده فقیر ویک عده غنی باشند وانهایی که متمول ترند،خداوند باثروتشان انها را امتحان می کندوانهایی که مستمند ند خداوند بافقرشان انها راامتحان می کند.

باید اعتراف کرد که اینگونه نگرش میدان رابرای استثمار انسان ها باز کرده وموجب عقب ماندگی فکر وذهن بشر شده وبه تبع ان جوامع بشری حالت ایستایی به خود خواهد گرفت وبازیگران که همان منفعت طلبان زروسیم هستند به مسر خود ادامه داده وعوام رامتقاعد خواهند ساخت که فقر وتنگدستی خواست خداوند است وغیر قابل علاج.وباید بگویند راضیم به رضای خدا،وبه این دیدگاه با دیده ی افتخار ومباهات نگریست.درصورتیکه با شایسته سالاری درجامعه ی اسلامی ما درتناقض است.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1391ساعت 13:51  توسط فریدون فیض زاده  | 

اختلاف بر سر چیست ؟

در ارتباط با رویدادهای سیاسی و برخوردهای جناح های درون نظام ، بحث دیرین آزادی در چارچوب قانون اساسی و یا در یک جمله ،آزادی های سیاسی و اجتماعی را مطرح می کند و در هر محفلی از آن سخن به میان می آورند . ظاهراً کسی منکر آزادی نیست و جملگی بر این موضوع واقف هستند و آن را حق مسلم و طبیعی و الهی آحاد مردم و به خصوص از دست آوردهای انقلاب می دانند و بر آن مهر تأیید می زنند . در این صورت باید سؤال شود اختلاف بر سر چیست ؟

قبل از بررسی و پاسخ به سؤال لازم است تجربه های تاریخی را مروری کرده باشیم که اشتراکات لفظی ، قومی ، آرمانی و ... چه به صورت کلی و چه نظری بین انسان ها ، آن ها را وادار کرده که کلیاتی را روی کاغذ آورند و آن را قانون بنامند . از لحاظ نظری کاستی در آن رویت نمی شود اما در عمل چون بحث قدرت سیاسی مطرح می شود ، نهایتاً تفسیرها از قانون در راستای قدرت سیاسی و حفظ آن تحت هر عنوان خواهد بود . اما با این همه باید اذعان داشت که علیرغم واقعیت های تاریخی ، در روند تکاملی و تحولی جامعه قانون مند ، افکار عمومی به عنوان رکن اساسی نظام دموکراسی مطرح بوده و توانسته افراد سهیم در قدرت سیاسی را وادار به عقب نشینی و یا به توجیهات و تفسیرهای عوام فریبانه ای بیاراید . اگر با دید تاریخی به پیشرفت تدریجی جوامع صنعتی نگاه کنیم بی تردید مخالفت با آزادی های فردی و اجتماعی در روند رفرمیته کردن اجتماع مشاهده شده و کتاب ها و مقالات زیادی در این رابطه به نگارش در آمده . لذا امروز نمی توان ان ها را در شکل قبلی دید .

اما در جامعه ایران اسلامی که در تکامل نهضت عاشورایی و نهضت مشروطه ای ،و در راستای تکامل مبارزات حق طلبانه و عدالت خواهانه مردم ، که چارچوب آن را مبانی اسلامی تشکیل می داد حاکمیت ملی و مردمی در تفسیر حاکمیت الهی پذیرفته شد و کشور نیز به اتکای آرای عمومی چه به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم اداره شد و قانون اساسی کشور نیز تدوین گردید ... با این وجود ضرورت و یا عدم ضرورت قبول آزادی در این مقال مطرح نیست بلکه مهم این است که تا چه حد به حق حاکمیت مردم از نظر اعمال قدرت و سهیم شدن در قدرت سیاسی اعتقاد داریم  بنظرمی رسد که برخی از افراد وجریان های سیاسی جامعه ما اعتقاد به حکومت وحاکمیت تئوکراتیک دارند ودرکنار انها کسانی هستند که به ازادی های مصرح درقانون اساسی اعتقاد دارند امادرتفسیر وتحلیل وچگونگی تحقق ازادی درشرایط متفاوت جامعه،دچار بازنگری هستند.بنابراین بحث پیرامون مسایل تئوریک مفتوح است،اگر به جای ارا ونظرات گروهی وشخصی،ملاک راقانون اساسی قرار دهیم مشکلی پیش نخواهد امد.چون در پناه ان قانون،که نشات گرفته ازمبانی اسلامی وتوحیدی است که طی یک روند معقول ومنطقی،اختلاف ارا نیز برطرف خواهد شد.مشکل اساسی جامعه ماقانون اساسی نیست بلکه هنگامی که ازادی فردی وگروهی به خطر می افتد تنها به یاد اصول خاصی از قانون می افتند وان را لازم الاجرا میدانند.عده ای اشکارا می گویند ومی نویسند که ارزش های معنوی،قانون مدون ماست واعمال ما باید در ان راستا سنجیده شود.از یک طرف قضیه،درست است؟اما درصحنه قدرت سیاسی خیر.وقتی ما جامعه مدنی رامطرح می کنیم وحکومت ودولت رامطرح وان را مظهر اراده ملت میخوانیم ومی دانیم،مغایر ان اصل است.برای روشن شدن موضوع توجه به این نکته ضروری به نظر میرسد تا زمانی که حکومت تشکیل نیافته یکسری ارزش ها درقالب یک ایدئولوژی به عنوان رکن وحرکت یک جامعه برای تشکیل حکومت لازم می گردد،وزمانی حکومت شکل گرفت وقانون تدوین ودولت شکل گرفت،دیگر بحث ارزش های مورد نظر باید در چارچوب قانون اجرایی شودومجری اصلی ان مشخص است.درایران اسلامی ما،رژیم پهلوی سرنگون شد.رهبری رکن اصلی انقلاب را حضرت امام برعهده می گیرند جامعه ای را خلق میکند که تمام مولفه های اسلامی رادر برمی گیردملت نیز درهمان راه گام برمی دارد ودر نهایت موجب پیروزی انقلاب و سرنگونی حکومت سلطنتی پهلوی می شود ،قانون اساسی درراستای فرامین اسلامی وتوحیدی نوشته می شود ،حکومت اسلامی ودولت شکل میگیرد.بحث اینجاست وقتی قانون،حکومت ودولت در چارچوب ارزشهای اسلامی نوشته وشکل اجرایی می گیرد دیگربحث ارزش در جامعه به عنوان رکن اصلی مطرح نمی شود بلکه در مرتبه پایین تر از قانون قرار می گیرد ودر این صورت است که می توان به سئوال مطرح شده(اختلاف بر سر چیست؟)پاسخ داد.

درجامعه اسلامی ما رایج ترین استدلالی که گروه و...دارد:اسلام،ارزشهای اسلامی،مصالح نظام وانقلاب وحفظ استقلال وتمامیت ارضی است.این استدلال کاملا درست است.در جایی که رهبریت نظام،اشراف برتمام امور دارد ودرجایی که نهادهای قانونی اشراف برکارگزاران دارند ودرجایی که فقهای شورای نگهبان اشراف برانتخاب اعضا کارگزاران دارند،ایا باز می توان ارزشها رابصورت فردی وسلیقه ای در جامعه اجراکرد.هرایرانی باهر مرام ومسلکی باید ارزشهای دینی،مصالح کشور وانقلاب وتمامیت ارضی را محترم بشمارد .اگرخلافی صورت گیرد باید از مجرای قانونی باان برخورد شود.نه از طرف شخص یااشخاص ویاگروهی خاص که استدلالات ارزشی راتفسیر به رای خود ویا احیانا به گروه خاص نمایند ودست به اقدام فراقانونی بزنند،در اینجاست که به حریم مصرح در قانون اساسی تجاوز کرده ونهایتا همان تفسیر وتلقی، به ظهورخواهد پیوست که در بعضی مواقع درجامعه شاهد ان هستیم .هر عقل سلیمی میگوید:عقاید وتفسیرهای شخصی محترم است وچه بسا درست هم باشداما بیان ان باید از مجرای قانونی انجام گیرد.واساسا فلسفه وجودی قانون چیزی جز این نیست وهیچ شخص وگروهی خارج از چارچوب قانون نمی تواند خود را محق بداند که ان را با خشونت برطرف کند.لذادر صورت اجرایی شدن ،صورت قضیه برعکس می شود وان شخص یاگروه فرا قانون،خود نقض کننده قانون ونظم وامنیت جامعه تلقی خواهد شد.با این گونه طرز تفکر چگونه می توان توقع داشت که مخالفان فکری وایدئولوژیک وسیاسی نظام به قانون پایند باشند.مگر حراست ازارزش های جامعه از راهی جز قانون وتدبیر قانونی ممکن است.نتیجه ای که حاصل می شود اولا کشور را درمجامع بین المللی وداخلی بی ثبات جلوه می دهد ثانیا افکار عمومی جهانی راخلاف انچه هست سوق می دهد ثالثاموجب رکود پیشرفت سیاسی وفرهنگی جامعه می شودرابعا اپوزیسیونها ومخالفان فکری نظام را خشنود می کنند وخامسا از همه مهمتر شیوه ی ناپسند متهم کردن افراد وجریا نهای دلسوز را از صحنه خارج نموده ودر نهایت این شیوه بعدها دامن همه را خواهد گرفت .به فرموده امام متقین علی علیه السلام:الغالب بالشرمغلوب واین روند ادامه خواهد داشت تافردا نوبت چه کسی شود!!! .      

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391ساعت 0:12  توسط فریدون فیض زاده  | 

اول دفتر-سبک زندگی اجتماعی دربین جوانان ایرانی به یک نوع هویت اجتماعی ختم می شود که جامعه این بستر را برایش فراهم ساخته.تجزیه وتحلیل ان به عواملی برمی گردد که فرد،مطلوب خود را ان گونه برمی گزیند این عوامل می تواند استفاده از پوشاک،خوراک،وسایل ارتباط جمعی،وسیله ی نقلیه و....متصور شود که درنگاه کلان یک نوع پرستیژاجتماعی برای فرد است،وازهمین بستر نگاه نافذ جوان،رشد وپویایی خود را بصورت ضمنی درقالب های هویتی بروز می دهد.لذا قضاوت های دلسوزانه و کارشناسی درتمام ابعاد برای او قابل درک و پیش بینی نیست وتصورات ان،تنها بسنده به ماهیت های پیرامونی است که به ان دیکته می شودودرهمین راستا یک نوع همگرایی درنگاه کلان قشری پدیدار می شود که شخص خود را دران منحنی می بیند وسعی می کند از غافله عقب نماندوحساسیت های موجود را بادیده اغماض نگاه کند.بی گمان رویکرد شخص درسبک زندگی بیشتر الگو پذیری از محیط است.محیطی که افراد وعوامل خاص زمینه را برایش فراهم می سازندکه می توان از گروههای هنری،فوتبالیست ها،خانواده های متمول،ورزشکاران،موزیسین ها و......نام برد که تاثیر بسزایی در شکل گیری سبک زندگی برای یک جوان بازی می کنند.لذا رفتارها،نوع پوشش،قیافه،نوع ارایش و...متاثر از محیط است.هرچند وجود رسانه های جمعی داخلی وخارجی دیداری رانمی توان دراین الگو سازی کم اهمیت دانست.اما ورای این مقدمه باید ریشه یابی شود که چرا جوانان ما سینوسی عمل می کنند،چرا روش ها،گرایش های خود راتغییر می دهند؟

به نظر نگارنده این مشکلات از دو حال خارج نیست.یا بحران در افکار وپارادایم های فکری ونارسایی های فکری است ویا بحران درشخصیت وخلقیات وروحیات است.هر چند باید اعتراف کرد که هر دوبحران ناشی از ساختارهاست که برایندی درروابط متقابل میان شخصیت جوان ایرانی وساختار حاکم برانها است.منظور ساختار فرهنگی است که منتهی به شخصیت بشود تا بتوانند ان را تغییر دهد اما باید اعتراف کرد که این گونه فرهنگ وجود ندارد وتا بحال خلق نشده.

عامه جوانان می خواهند خوب زندگی کنند،معقول زندگی کنند ودر امنیت باشند ودرکنار ان احترام وپرستیژاجتماعی نیز داشته باشند.هر چند شخصیت جوان ایرانی غیر قابل پیش بینی است ورفتار وافکار انها نیز قاعده مند نیست وسریع تحت تاثیر عوامل قرار می گیرند ودر کنار تمام این عوامل باید به این نکته اشاره کرد که اکثر جوانان علاقه ای به فیلسوف شدن،ویازاهد شدن ندارند.هر جوانی خود به دنبال فرهنگ مطلوب خود است،افزایش شهر نشینی وتقاضا ها وانتظارات عمومی خود مزید علت بوده ومدیران اجرایی راتحت فشار مضاعفی قرارداده اند تاحداقل انتظارات این قشر رامرتفع کنند،به ناچار مشاهده می شود درهمین راستا مدیران اجرایی استراتژی های سه گانه رادربرنامه کاری خود اتخاذ می نمایند.گاهی از استراتژی تحریم استفاده می کنند وگاهی از استراتژی رها سازی وازادی وگاهی هم استراتژی،کنترل،هدایت وازادی که حالتی اعتدال گونه دارد.لذا باید اقرار کرد که عرصه ی پاک فرهنگی نمی تواند پارک عمومی باشد که هرکس دران به قدم زدن بپردازد واظهار نظر نماید.عرصه فرهنگ جای پارادایم های مختلف است وفراز ونشیب های زیادی دارد وازمون وخطا برای اداره مقوله ی فرهنگی جایگاهی نداردودراین بین مشاهده می شود بعضی از دوستان سعی دارند اتوپیای خود رادرجامعه پیاده کنند درحالیکه تغیرات سبک زندگی درحال گسترش است.لذا تمرکز برتحول تربیتی وشخصیتی این قشر، نیازبه برنامه ریزی بلند مدت، زیر نظر متخصصین واهل فن  دارد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1391ساعت 9:52  توسط فریدون فیض زاده  | 

دکتر علی شریعتی در سوم اذر1312درروستای مزینان از توابع سبزوار از یک خانواده ی مذهبی چشم به جهان گشود.پدر وی استاد محمدتقی شریعتی مردی عالم به علوم نقلی وعقلی واستاد دانشگاه مشهد بود.علی پس ازگذراندن دوران کودکی وارد دبستان شد وپس ازشش سال وارد دانشسرای مقدماتی در مشهد شد.وی علاوه بردروس دانشسرا،درکلاس های پدرش به کسب علم پرداخت وی پس از سن هیجده سالگی به اموزگاری مشغول شد ودرهمان زمان انجمن اسلامی دانش اموزان را پایه گذاری نمود.وی در سال1324به دانشکده ادبیات وعلوم انسانی دانشگاه مشهد راه یافت ورشته ی ادبیات را انتخاب کردودر همان سال با یکی از همکلاسی های خود ازدواج کرد(خانم پوران شریعت رضوی-وی خواهر شهید مهدی شریعت رضوی از شهدای 16اذر می باشد)وی در طول دوران تحصیل دردانشکده ادبیات به انتشار اثاری چون ترجمه ابوذر غفاری-نیایش اثر الکسیس کارل ویک رشته مقاله های تحقیقی دراین زمینه پرداخت.درهمین زمان درجریان مبارزات نهضت مقاومت ملی به همراه پدرش دستگیر وروانه زندان شد.علی شریعتی درسال1337پس از دریافت لیسانس دررشته ادبیات با رتبه ممتاز،برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت.ودران جا به تحصیل جامعه شناسی ومبانی علم تاریخ وفرهنگ اسلامی پرداخت وبااستادان بزرگی چون،ماسینیون گورویچ وسارتر اشنا شد واز علم انان بهره ها برد.وی درهمین دوران به فعالیت های سیاسی ومبارزاتی خودادامه داده ودرسال1959میلادی به سازمان ازادی بخش الجزایر می پیوندد ودرسال1960مقاله ایی تحت عنوان به کجا تکیه کنیم رانوشت ودرسال 1962مقاله ای تحت عنوان مرگ فرانتس فانون رادرپاریس منتشر می کند که بعد از چندی درطول مبارزات مردم مورد ضرب وشتم پلیس فرانسه قرار می گیرد وروانه بیمارستان می شود ودرنهایت به زندان فرستاده می شود.وی پس از چهار سال تحصیل بااخذ دو مدرک دکترادررشته های جامعه شناسی مذهبی وتاریخ ادیان،درسال 1343 به ایران باز می گردد.ودرمرز ترکیه وایران بازداشت ومستقیما به زندان قزل قلعه تحویل داده می شودوبعد از چند ماه زندانی شدن ،ازاد می شود وبه زادگاهش برمیگردد. درسال1344مدتی بیکار می شود وسپس به عنوان دبیر انشا کلاس چهارم یک دبستان دریکی از روستا های مشهد به استخدام اداره فرهنگ مشهد درمی اید وی سپس دردبیرستان به تدریس می پردازد وبالاخره به عنوان استاد یار تاریخ وارد دانشگاه مشهد می شود.دکتر علی شریعتی درسال1348به حسینیه ارشاد دعوت می شود ومسئولیت امورفرهنگی حسینیه رابرعهده می گیردوبه تدریس جامعه شناسی مذهبی،تاریخ شیعه ومعارف اسلامی می پردازد ودرسال1352ساواک،حسینیه ارشاد راتعطیل نمود ودکتر رابه مدت 18ماه به زندان فرستاد.دکتر درطی این مدت زندگی پرمشقتی راپشت سرگذاشت.ساواک رژیم شاهنشاهی پدر بزرگوارش رادستگیر کرد واو رامورد شکنجه قرار داد تا پسرش راتکذیب ومحکوم کند .در نهایت دکتر شریعتی در25اردیبهشت1356تهران رابسوی اروپا ترک کردتا دوران جدید مبارزه خود را اغاز کند.اما استاد بزرگوار درنهایت درروز یکشنبه29خرداد1356بااندیشه ای پاک وایمانی محکم وقلمی توانا باسیمایی ارام به سوی معبود خود عروج می نماید وجنازه دکتر درروز یکشنبه هفتم تیرماه به دمشق منتقل ودر زینبیه به خاک سپرده می شود.خدایش بیامرزد وراهش پررهرو باد. خدایا چگونه زیستن رابه من بیاموز،چگونه مردن راخودم خواهم اموخت.
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1391ساعت 15:4  توسط فریدون فیض زاده  | 


دنیاهمه هیچ وکاردنیا همه هیچ

ای هیچ برای هیچ برهیچ مپیچ

اغازکلام:رفتارهایمان تکراری شده بی انکه توجهی به پیرامون خودداشته باشیم.هرکس قرار است بازی خود راانجام دهد وسرنوشت راانگونه که می تواند رقم بزند.وقتی انسان خودش رابه هوای بالاتر از قدوقامتش برساند،بی شک  به حس تازه ای دست می یابد وفکر می کند انقدر بالا رفته که دنیای کودکی اش راکمرنگ ویا احیانا فراموش می کند.اما باید گفت که زندگی وحیات،صحنه ی بازی بیش نیست.

متاسفانه مشاهده می شود افراد بخاطر بهره مندی از بعضی امکانات،خواهان حق بیشتر هستند ودر تحمیل افکار ونظریات خود پافشاری زیادی دارندتا درتصمیم گیریها نقش بسزایی داشته باشند.درورای این نوع تفکر با دیده افتخار ومباهات نیز به ان می نگرند.دراین راستا متاسفانه به دلیل تنگ نظری ها،زبان مفاهمه جای خود را به واژه ی افشا داده،هرچند این حربه درکوتاه مدت کارساز است لیکن این سئوال مطرح می شود تا کجا این گونه گفتمان ادامه خواهد داشت وبرای افکار عمومی چه پاسخی مد نظر است؟نگارنده معتقد است کسانی که علاقمند به دریافت حقیقت هستند حداقل درموضع گیری خود نباید افراط وتفریط کنند بلکه باید براساس واقعیاتی که خارج ازذهنشان است بسنده کنند.

سیر تکوینی انقلاب اسلامی ونظام جمهوری اسلامی مسیر را روشن نموده هرچند باید اعتراف کرد که دریک پروسه زمانی سیر تکوینی انقلاب دستخوس تحولات شد وشکاف از انجایی اشکار گشت که محافظه کاری ونوگرایی درمدت اندکی شکل گرفتند ودرکنار ان دشواری های جنگ تحمیلی موجب روی اوردن به صلح ، نارسا ییهای جنگ موجب پیشرفت واقدامات انقلابی به رفتارهای دیپلماتیک گردید.اما دررقابت های سیاسی مچ گیری وافشا گری جایگزین رقابت سالم شد.باید به این نکته توجه داشت که همه بازیگران دراصول باهم مشترکند ودلشان برای انقلاب می تپد ولی بنا به دلایلی القای بدبینی وافشاگری رانسبت به همدیگر روا می دارند.وهر کدام نسبت به مواضع خود پافشاری می کنند.

دردوران حکومت حضرت امیر المومنین علیه السلام دوزن که ادعای مادری کودکی راداشتند به قضاوت نزد حضرت امدند.حضرت علی علیه السلام اندو راپند واندرز زیادی کردوگفت از راههای معمولی ومتداول مسئله رابین خود حل وفصل کنید.اما نتیجه ای نگرفتند.لذا ان حضرت به روش خاصی دست زدند وفرمودند:شمشیری بیاورند تاکودک رابه دونیمه تقسیم کنم وهر یک از دوزن مدعی،سهم خود رابگیرند.دراین هنگام انکه مادر واقعی بود وبه اقتضای حس مادری ودلی لبریز از محبت فرزند داشت فریاد زد که مادر کودک ان زن دیگر است وامیر المومنین فرمود:مادر واقعی وحقیقی این کودک این زن است وطفل رابه مادر سپرد.نتیجه ای که از این روایت گرفته می شود این است اگر چه هیچ یک ازجریانات موجود درصحنه سیاسی،مصداق این روایت نیستند بلکه همه در اصول باهم مشترکند ودلشان برای نظام می سوزد ولی بنا به دلایل،حب وبغض دنیوی درالقای بدبینی نسبت به همدیگر پیشی گرفته اند.باید گفت حب نفس جریان سیاسی نمی شناسد.

شاعر می فرماید:

هر که اوارزان خرد ارزان دهد

گوهری،طفلی به قرص نان دهد

ان درختی چینداز زخم تبر

وان درخت دیگر اوبادسحر

هردوجنبش گه به هم ماند روااست

اب تلخ واب شیرین راصفا است

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1391ساعت 22:10  توسط فریدون فیض زاده  | 


یلدایاداور جمعی دوست داشتنی وصمیمی است که پدر بزرگان ومادربزرگان،گل سرسبد این مجالس بودند وخواهند بود.هرچند امروزه تعدادی از مولفه های تاریخی دراین مراسم کهن مانند شاهنامه خوانی،فال حافظ،دورکرسی نشستن،صله رحم وتفریحات شب نشینی وشب بیداری روبه فراموشی سپرده شده است..........اما باید اذعان داشت جشن یلدا در ایران قدمت باستانی داشته.یلدا برگرفته از واژه ای سریانی است که مفهوم ان میلاد است.ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر(میترا)می پنداشتند وبه همین دلیل این شب راچشن می گرفتند وگرداتش جمع می شدند وشادمانه به رقص وپایکوبی مشغول می شدندوسفره ای پهن می کردنندواز فراورده های فصلی برسرسفره می نهادندوبراین باور بودند که درشب یلدا،قارون مردثروتمند افسانه ای،درحالی که جامه کهنه برتن دارد به هیبت هیزم شکنان به درخانه های می اید وبه مردم هیزم می دهد واین هیزم ها درصبح روز بعد از شب یلدا به شمش طلا تبدیل خواهد شد.باورمندان به امید ابن باورشب یلدا راتاصبح به انتظار می نشستند تاهیزم شکن زربخش ازراه برسد.عده ای ازگذشتگان اعتقاد دارند شب یلدا،شب زایش خورشید ویا شب عروسی ماه وخورشید است وبرهمین اساس جشن شب چله،همچون بسیاری ازایین های ایرانی،ریشه در رویدادهای کیهانی دارد.درکشور ماایران،براساس یک سنت قدیمی این شب رابا برگزاری مراسمات مختلف وشب نشینی گرامی می دارند.هرچند بزرگان ورفتگان ما گل سرسبد این مجالس بودند والان درکنار مانیستند اما برگزاری شب یلدا دراکثر منازل ان شور وشوق قبلی رانداردوباید چشمهایمان راببندیم وزمان را نادیده بگیریم وبرگردیم به گذشته های دور،تاحلاوت شب بیداری وشادمانی پدران ومادران خود رادرکنار فرزندان متصور شویم وبه خود ببالیم که چه جمع دوست داشتنی بودند.امروزه زندگی مدرن وپرداختن به تشریفات وتجملات،مجال دور هم جمع شدن وبودن رااز خانواده هاگرفته.فقر اقتصادی،گرانی های لجام گسیخته،فاصله های طبقاتی و....مضاعف بران شده .لذا پرداختن به این شب فقط بهانه ای است که خاطرات گذشته رادرذهن شکوفا سازیم تاباتخیلات خود برسرسفره ی پرمهر پدربزرگها ومادربزرگها بنشینیم.هر چند این امر ازتخیلات ذهنی هم باشد باز درخور ستایش است که به فراموشی سپرده نشود.

 

سنایی غزنوی می گوید:به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جوی.

     که ازیک چاکری عیسی چنان معروف شد یلدا

                       اوحدی میگوید:شب هجرانت ای دلبر،شب یلدا است پنداری

                         رخت نوروزودیدار توعید ماست پنداری

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391ساعت 19:12  توسط فریدون فیض زاده  | 

 

واژه فرهنگ مشخص کننده باورداشت ها،مسلک ها واسطوره هاست که صورذهنی دسته جمعی یک اجتماع راتشکیل می دهدکه همانا عوامل روحی وروانی ان جامعه به شمار می ایند.باورها به دومقوله تقسیم می شوند:باورهایی که جنبه ی عقلایی داشته وباورهایی که غیرعقلایی هستند وبه نام اسطوره مطرح می شوند،این دوگاهی باهم امیخته می شوند.اما مسلک ها ازمجموعه هایی ازاین باورهای تنظیم یافته ومرتب شده که وضعیت جامعه رامنعکس می کنند.تنظیم کنندگان این مسلک ها،متفکران،فلاسفه وایدئولوگ هایی هستند که انها نیز تحت فشار یک نیاز اجتماعی عمل می کنند.این گونه مسلک سازان هنگا م تنظیم دکترین خود،گرایش های روانی وتعارضات درونی خود رانیز گاها منعکس می کنند.میتوان طنین های گویای ان را اندیشمندانی نام برد که درعصر خود فریاد خود رامنعکس می کردنند ودر کنار ان جامعه،سنگ بنایی رابرایشان فراهم می کرد،این اندیشمندان می توانستند بااین سنگ ها عمارت بسازند دراصل کار انها یک نوع معماری بود.لذا به مرور زمان این مسلک ها زیر فشار نیازهای اجتماعی،درمعرض نوعی دریافت توسط جامعه قرارمی گیرد دراین راستا بعضی ازاین مسلک ها طول عمر کوتاهی دارند وفقط به همان عصر بسنده می کنند وبه محاق فراموشی سپرده می شوند یا اینکه از سوی قدرت های مافوق فروافکنده می شوند.اما بعضی از مسلک ها برعکس عمل می کنند انسان ها خود را در ان باز می شناسند وخواسته ها و احساسات درونی خود را با ان ابراز می دارند وچه بسا پیرامون ان تشکیلاتی باماهیت مشترک شکل بگیرد.لذا باید اذعان کرد که تمام انها درراستای نیاز اجتماع است.دراین بین انگاه که مسلکی توسط اجتماع پذیرفته شد،شکل مستقل به خود می گیرد واندیشه اولیه ان به مرور زمان تغییر چشم گیری پیدا می کند.انسان ها نیز برهمین باورداشت ها ازابتدای خلقت خود تاکنون بااین پدیده تنوع طلبی دست وپنجه نرم کرده اند لذا این گونه تنوع طلبی یک نوع وسوسه ی پایان ناپذیر ایجاد می کند که درهمان راستا موجب افرینش خلاقیت دیگری می شود.بدیهی است که برای میل بشری،نمی توان از سوی یک مجموعه قانونمند یک نسخه ای پیچید تا اثرگدار باشد.این حقیقت درزندگی تک تک ما انسان ها مشاهده می شود.واما بحث تاثیر گذاری فرهنگ ومتولیان فرهنگی است تااینجا مقدمه ای بود در شناخت فرهنگ وعوامل تاثیر گذار ان بر جامعه انسانی.اما هدف نگارنده در پرداختن به این موضوع ،کنکاش،ونارسایی های است که به عینه پیرامون زندگی خودم با ان مواجه هستم ولذا برای شروع نمایش هویتی به نام فرهنگ،لاجرم نیاز به مقدمه چینی است.واما از قدیم گفته اند اندازه نگه دار که اندازه نکوست واین شامل حقیر ومسئولان فرهنگی است.دراین بین هیچ منتقدی دلسوز وغیر دلسوز از کنار این نیاز به راحتی نمی گذرد.نمایش های هویتی یک جامعه رامی توان درنگاه اول ازرفتار های اجتماعی وظواهر زندگی اشخاص ان جامعه دید.هرچند انگیزه ها شرط اول هستند که درنگرش کلی این انگیزه ها خود خواهانه بنظر می رسند.چون اساسا افرادی که وارد ماهیت های فرهنگی می شوند بازندگی انسان ها سروکار دارند وباید هزینه اش راهم بپذیرند.هرعملی درجامعه عکس العملی ایجاد می کند واین عکس العمل هاچه درسطح نخبگان فرهنگی وچه درسطوح دیگر مشاهده می شود.اما باید این پارامتر رادرنظر داشت که مردم تصمیم گیرنده هستند چون نمایش های اینگونه در جامعه،درنگاه اول از رفتارهای اجتماعی قابل پیش بینی است هر چند دیدگاه وتصور ساده اندیشانه ای نیز وجود دارد که اندوخته های هویتی وفرهنگی اجتماع مورد نظر رادرقالب باورداشت های شخصی وسلیقگی مد نظر قرار می دهند وبه همین دلیل برای شناسایی ان هویت ها به سراغ مولفه هایی می روند که در چاچوب زندگی اجتماعی ودر عصر حاضر قابل تایید بعضی از نخبگان فرهنگی نیست.ما یک نوع دگردیسی فرهنگی رابااندک گشت وگذار درسطح منطقه ی مسکونی خود ،می توانیم مشاهده کنیم.بنظر حقیر منطبق نبودن داده های فرهنگی وهمچنین سلیقگی بودن ان از سوی گروه اندک،نمی تواند توجیه کننده باشد.ضعف های جدی فرهنگی واهمال کاری های ناشی از ان موجب نادیده گرفتن اصول اولیه شده ومتعاقب ان تعدد ارا وپراکندگی متولیان فرهنگی خود بر مشکلات افزوده.امروزه دیگر فرهنگ سازی ومقوله ی فرهنگ منحصر به قدرت سیاسی نیست.خانواده،مدرسه،دانشگاه ،محیط پیرامونی و......نیز تاثیر مستقیمی درروحیه کنجکاو انسان ها خواهد داشت،چون زندگی اجتماعی به هرشکلی که باشد تغییر می کند .اما خود انسان ها گاهی بدون انکه متوجه شوند تغییر می کنند وناخواسته شکل اتفاق های پیرامونی که مشاهده می کنند را به خود می گیرند حال اگر ان اتفاقات پیرامونی رابخواهیم با دید مثبت ویا منفی بنگریم،باز یک موهبت است که در سرشت انسان ها نهفته است.برای مثال:میل به زیبایی،یکی از ویژگی های بارز دروجود انسان است ودر اصل یک موهبت خداوندی است که در نهاد انسان ها قرارداده شده تا درمحیط پیرامون خود به ارامش ونشاط دست پیدا کند.اگر انسانی در ان محیط ،مطلوب زیبایی رادریک فرایند تصمیم گیری عقلی خود بیابد اما ان تصمیم به مذاق بعضی خوش نیاید جه باید کرد؟باید اذعان داشت که انسان ها موجودی هدفمند هستند وگاهی به عمد ویا سهو،محیط پیرامون خود را نیز زیبا می ببینند وبا ان زیبایی،الگویی برای خود متصورمی شوند،ایا باید ان زیبایی متصور شده برای ان شخص رامطلوب فرد تلقی کنیم یا جامعه؟ایااین تصور زیبایی حق طبیعی انسان است؟ایا اینگونه زیبایی ها درقاب نگاه مدیران فرهنگی جایی دارند؟درجامعه چگونه وجود اینگونه انسان ها را سرشار از طراوت کرد؟بنظر حقیر اینگونه سئوالات ومسایل حاشیه ای از ان،رفتارهایمان را تکراری کرده بی انکه مسئولان فرهنگی توجهی به پیرامون خود داشته باشند تنها بسنده به اتاق فکر کرده اندوهمین عامل باعث شده که بی تفاوتی در تصمیم گیرندگان فرهنگی به عنوان یک الگوی خوب رفتاری درامده وتاثیر چندانی دررفتارهای اجتماعی نداشته وبه تبع ان نتوانسته نمود عینی پیدا کند.حال اگر بخواهیم کار فرهنگی رااز منظر جز بنگریم به نظر حقیر اگر کار فرهنگی کرده باشیدرهرمقیاسی ودرهر زمان ومکانی،چه بصورت گروهی وچه بصورت فردی.حتی اگر نان خور کسی نباشی ونگذاشته باشی که هندوانه زیر بقلت بگذارند وخودت هم به این باور رسیده باشی که هندوانه زیر بقل دیگری نگذاری،امابعد گذرت بیفتاد به حاشیه های فرهنگی ومتولیان وتصمیم گیرندگان وسیستم بورکراسی جامعه،واقعا گریه ات نگیرد بنظرم خیلی پر طاقتی!حقیر بارها به دوستانم گفته ام اگر نان به نرخ روز خور نباشی وبخواهی دست به کاری بزنی که شائبه نداشته باشد.زمین وزمان دست به دست هم می دهند تا موفق نشوی.بنظرم کار فرهنگی در جامعه ی ما درست به مثابه مشت در تاریکی انداختن است.شاید مطلبی که نگارنده به رشته تحریر دراورده ام برمذاق بعضی از تئوریسین های مصلحت اندیش خوش نیایدوان را زاییده وماحصل اشفتگی یک ذهن مغشوش ومعیوب تصور کنند اماوقتی به یاد داشت ها وانبوه سئوالات فرزندانم نگاه می کنم که بدون جواب مانده.بنا به اصل علاج واقعه فبل از وقوع ان،باید اعلام کنم که می نویسم ومی خواهم بگویم که وضعیت فرهنگی ما مطلوب نیست ودراین بین تنها کسانی که متضرر می شوند خانواده ها هستند که با انواع استرس ونگرانی چشم به درب دوخته اند که هرروز فرزندان انها باچه شکل وظاهری بعد از مشاهده وسیر وگردش ودانشگاه وارد کانون گرم خانه خواهند شد؟ایا این همان وضعیتی بود که امیدش راداشتیم؟ایا اینجا همان جایی است که قراربود برسیم؟بنظرم قرار بود دهکده ی سبزی داشته باشیم به من نسل دوم گفته بودند دراین دهکده خود می کاریم وخود درو می کنیم وخود نیز مصرف می کنیم.قراربود حلاوت یک وضعیت مطلوب فرهنگی تعریف شود وعنقریب با چشم خود انرا مشاهده نمایم.من نسل دوم ایا می توانم توجیه کننده برای فرزندانم باشم؟قرار بود با تبعیت از احکام اسمانی برقله ی منیع انسانیت وشرف وازادی وعدالت بایستیم واز سرریزهای ان دیگران را دستگیری نماییم.ولی صد افسوس که به محصول نرسیدیم وحتی نتوانستیم بفهمیم از بذری که کاشته ایم جه برداشتی داریم.وصد افسوس که درگیر مسایل حاشیه ای شده ایم که اصلا جای تامل وتفکر نیست!اما در عوض جوانه های وجودی خود را به دست باد وامواج خروشان داده ایم ودر این تلاطم امواج انها را فراموش کرده ایم.حیرت وشگفتی نگارنده از این است که اگر مشابه این اتفاق در بخش دیگری رخ می داد قطعا کارشناسان ان بخش سکوت نمی کردنند وبی تفاوت از کنار ان نمی گذشتند وبا اعلام وانفسا سردادن،نظرات دیگران رابه ان سوی سوق می دادند.نمی دانم مسئولان فرهنگی جامعه در جه فکرند؟کمسیون فرهنگی مجلس در چه فکر است؟بزرگان دینی ما در این مورد چه نقشی دارند؟حقیر به این باور رسیده ام که پشت همه ی این کاستی ها یک وجوه نهفته است،که شعاع دایره راکوچکتر وکوچکتر کرده اند ونتیجه ان می شود که یک نسل را ازدست داده ایم ونسل بعدی راچطور می خواهیم بسازیم. والله واعلم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1391ساعت 13:2  توسط فریدون فیض زاده  | 

دیالوگ سه نسل

باید گفت:دیالوگ میان نسل اول ودوم واین دونسل با نسل سوم ،نمی تواند ازطریق واژه ه،تصاویر ویاخاطرات برقرار شود. شرط اول ،تداوم گفتگواست که هردو طرف باید بپذیرند که طرف مقابل حق دارد تاباوردیگری داشته باشد.درغیر اینصورت هرکدام اگربخواهند برمبنای باورهای خود حرکت کنند،قطعا،کار به نتیجه نمی رسد.

این دیالوگ امیزه ای از احساس دینی وروحیه انقلابی است که در باور تک تک ما مردم ایران مشاهده می شود.سخن برسر نحوه اقدام نسل های اول،دوم وسوم برای ایجاد باورمندی است.

جوانانی که امروزه پا به مرحله بلوغ می گذارند ووارد تاثیر گذاری درمحیط سیاسی خود می شوند.درتعریف جامعه شناسانه،نسل سوم به حساب می ایند.این بدان معنا است که نسل سوم در دومرحله قبلی حضور نداشته وهیچ نقشی در شکل گیری فرایند حکومتی نداشته اند وانعکاس واژها وتصاویر برای انها مبهم وغیر قابل هضم است.این نسل بادغدغه های دونسل ماقبل خود زندگی نکرده با ظهور ارتباطات،دردهکده ی جهانی،پایه های عقیدتی متفاوتی با دونسل قبلی خودداشته.هر چند مبانی مشترک از لحاظ دینی وجود دارد ولی این بدان معنا نیست که با یک سطح از باورمندی باشند.بدیعی است،نسل سوم،دغدغه ها،نگرانی ها وانتظاراتی متفاوت بادونسل قبل دارد.و رویای صادقانه دارند،پرسش های بسیار درسینه دارند.وظیفه داریم غبار تردیدها رااز سینه انها بزدائیم.

این تصور همگان است که نسل اول یک حکومت مقتدر استبدادی رابرانداخته وهنوز هم انرژی برخاسته از افتخارات ان دوره رادروجود خود دارد واحساس می کند وان را ارزشمند می داند.

نسل دوم درجنگ بلوغ یافته وبه گذشته خود افتخار می کند هر چند این گذشته انها پر خوف وخطر بوده وجراحت های ناشی از ان چه از بعد جسمی وروحی را باخود حمل می کند وبه ان داشته های خود به دیده افتخار می نگرد وبه ان ارج می نهد.اما نسل سوم از سرگذشت نسل اول ودوم ،فقط چیزهایی راشنیده وتصاویری دیده،لذانباید از او توقع داشت که خود را منطبق بادو نسل ماقبل خودنماید.نسل اول ودوم در یک فرجه زمانی اندک یک گفتگو بین خود داشته اند وبدون مشکل باهم ارتباط برقرار کرده اند.نسل سوم به علت فاصله زمانی بیشتر،وباظهورارتباطات سمعی وبصری ،دراین دهکده جهانی،فاقد این ارتباط است بنابراین نباید تردیدکرد که او این زبان رانمی فهمد وحتی ممکن است با دیده ی احترام نیز به ان نگاه نکند.مثالی می زنم پخش یک سرود انقلابی وحماسی جنگ،برای نسل اول ودوم بسیار لذت بخش است اما برای نسل سوم اینگونه نیست.چون این سرودها به دنیای شیرین گذشته دو نسل بر می گردد.ونباید توقع داشت که نسل سوم به مثابه ی نسل اول ودوم ان را درک کند.از نظر روان شناسی مسلم است که افراد باگذشته خود زندگی می کنند لذا اگر دونفر دارای گذشته های متفاوتی باشند طبیعی است که دچار اختلاف شوند.باید اعتماد نسل جدید راجلب کرد تا این نسل مطلوب خود را خارج از مطلوب های حاکمیت جستجو نکند.دولت مردان ومدیران فرهنگی وتاثیر گذاران،باید سطح استحکاک تعالیم خود با مطلوب های نسل جدید رابه حداقل برسانند وبا زبان مناسب ،مطلوب های مورد نظر خود را به انان تفهیم نمایند تا به گونه ای القا شود که ان جوان بصورت نسبی وحداقلی خواهان ان است.

نسل جوان جامعه کنونی ما ،فارغ از همه ی تفاوت ها،ناملایمات پیرامونی،یک پدیده ی جدید ویک واقعیت متفاوت است ونیازهایی متفاوت دارد ودرکنار این نیازها،دیدگاهها،خواسته های متفاوت نیز دارد.باید ان را نسبی پذیرفت.بنابراین متولیان امر باید بپذیرند که زمام امور کشور دراینده ای نه چند دور به نسلی سپرده خواهد شد که ان نسل،جوان فعلی جامعه هست.باید به انها اعتماد کرد.صبورانه به خواسته هایشان پاسخ داد.جوان فعلی جامعه اسلامی ما،جویای نام است ومی خواهد انگونه زندگی کند که مورد پسند ومطلوب خواسته اش است.باید به نسل اول ودوم ومتولیان امر گفت:چه بخواهیم وچه نخواهیم،تحولی شگرف درجریان است ،هرچه دربرابر این تحولات وخواسته ها سد بسازیم.سیلاب ناشی از نیازهای جدید وخواسته های جدید ،فوران خواهد کرد.چون این نسل جدید است وبانگاهی نو به خود وجهان پیرامونی اش می نگرد.چون تصورش این است که اینده از ان اوست.باید فرهنگ اسلامی بودن ومدنیت ایرانی بودن را به انها اموزش داد.توصیه به نسل اول ودوم این باشد به خود بقبولانند که به نسل بعد خود اعتماد داشته باشند واین امانت گران بها را به نسل سوم واگذارنمایند.چون سرنوشت جامعه به دست همین نسل رقم خواهد خورد.واقعیت ان است که باگذشت زمان ،اینده ای روشن برای ایران اسلامی متصورخواهد بود.باتوجه به کثرت جوان کنونی ،وباافزایش توانائیهای مدیریتی جدید ،عاقلانه تر ان است که از گسست وشکاف میان دو نسل قبلی با نسل فعلی پیشگیری شود.اگر مدیریت کشور دراثر ایستایی،دچار ناکارامدی است.باید فکری کرد ونقش افرینی نمود تاتاریخ برعلیه ما به قضاوت ننشیند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1391ساعت 12:32  توسط فریدون فیض زاده  | 

بنام خداوند مهربانی ها

نقش قلم ازبدوخلقت بشر،نقشی هم سنگ باخلقت بشر داشته.ازاولین روزهای افرینش،بشرتفاوت خود باسایرین رابابدست گرفتن قلم نشان داد.اوسنگی رابرداشته ونقوشی رامنقوش کرد.ماموریت وپیام  فرهنگی اش ازهمان زمان اغاز گردید.ان سنگ نوشته های کهن،لوح نوشته ها وپوست نوشته ها ی چندین هزارساله به همراه دست نوشته ها جمع شده تا تاریخ ،فرهنگ بشریت راخلق کرد.این مجموعه ی عظیم حاصل اندیشه انسان است که ماندگار شده و.......

خداوند تبارک وتعالی نیز پیام های خود را باجوهر وگوهر قلم ماندگار نموده وخود نیز به پاسداشت قلم،قسم یاد نموده،وپایان کار بشر را نیز به وسیله قلم رقم زده(نامه اعمال).هر روز می شنویم ومی بینیم که بزرگان دینی ما،می گویند:کار ثواب نوشته می شود ،گناه ثبت می گردد،وقلم زن همچنان قلم می زند.

قلم پیوند دهنده ی انسان های گذشته،حال واینده است.قلم حافظ علم ودانش،اندیشه وراز دار بشریت است.قلم ضجه ها،دلتنگی های قلم بدستا ن رادر دل خود نگه می دارد وحق گویی وحق جویی را رسالت خود می داند.باتوجه به همه ی عظمت قلم،اگر به کار ان پادشاه بنگریم که نامه ی دعوت پیامبر خدا را پاره کرد،خشمی مقدس تمام وجود مارا فرا می گیرد.اهل قلم که همه ابنا بشرند،ازاین بی حرمتی به اندیشه ،که با پاره کردن،قلمی شدن اندیشه شده،خشمگین می شوند ودر نهاد خود می گویند چرا بی حرمتی به اندیشه شد؟ یا قبول می کرد ویا نمی پذیرفت.

ویا اینکه جمعی از نخبگان واندیشمندان،درطول تاریخ جمع شده ودر قالب قطعنامه،پیمان نامه،قرارداد و...حاصل اندیشه خود را قلمی کرده تا به مفاد این نوشته ها احترام بگذارند واحترام گذاشته شود تا بشریت در صلح وصفا بسر برند.ای قلم ؟اما اینگونه نشد!

همین که به این قلم ها یورش شود صدای چکاچک شمشیرها وغرش توپها به اسمان بلند می شود وتا باقلم این بی حرمتی (درقالب صلح نامه)دلجویی نشود،این صداهای مهیب وکریه،ساکت نمی شود.توگویی،قلم ناموس مقدس بشر شده که با ان اگر برخورد خشن صورت گیرد،خشونت عنان ازدست می دهد؟

ای قلم،سخت ترین،پرمشقت ترین لحظه ها،برای تو زمانی است که خلاف ان چیزی که در باطنت است نوشته شود ومورد قضاوت قرارگیرد.این درد دل کردنها،این سوزگفتن ها،نشنیدنی ها،کار رادشوار کرده.می خواهم این کوته بینی وتقصیرها رااز چشم تو ببینم،اما وجدان مرا وامی دارد که چشمان تیز بینی نیز وجود دارند که قضاوت کنند.کاش شجاعتش را داشتم ومجبور نبودم حرفهایم رادر لفافه بزنم.وقتی فکری غیر منطقی باشد طبعا غیر منطق ظهور خواهد کرد.ای قلم ما ذهن ایده الیستی داریم درسخن وری بسیار متبحریم.پس به احترام تو اندیشه می کنم،چون تجربه تاریخی این اموزه راداده که جواب قلم راقلم می دهد وجواب اندیشه رانیز لاجرم قلم.

درختم مقال باید گفت:تازمینه ای فراهم شود که همه قلم بدست گیرند وحاصل اندیشه خود را قلمی کنند.هرچه دارند بگویند اگر بد گفتند وقلم داری دیگر این اندیشه را مذموم شمرد،باقلم خود پاسخ گوید تابابرخورد اندیشه ها،تضارب ارا ایجاد گردد ولذا عمل صحیح برخواسته از کرامت انسانی که همانا پاسداشت قلم است پهنه گستر شود وحاصل این گسترش اندیشه،تصحیح کارهاست.درنتیجه بت منیتها دردرون شکسته وانگاه اندیشه سالم می گردد ومحترم شمرده خواهد شد.دراینجاست که عظمت کلام خداوند بلند مرتبه پیدا می شود که فرمود:ن والقلم وما یسطرون ......

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1391ساعت 10:3  توسط فریدون فیض زاده  | 

به نام خدا

 31شهریور مصادف با اغاز هفته دفاع مقدس است،حماسه شگفت اور 8سال دفاع که ملت شریف اعم از ارتشی ،سپاهی،نیروهای انتظامی(ژاندارمری-شهربانی)مردوزن،پیر وجوان باشجاعت ودلیرمردی دربرابر دشمن متجاوز بعثی ویک تهاجم بین المللی  ایستادند ومردانه از میهن ،خاک وناموس خود دفاع کردند.،وظیفه خود می دانیم که نسل جوان کنونی ونسل های اینده را با شناساندن عظمت وتوانایی جوانان سلحشور ان دوره به ان عظمت بخشیم.جنگ ما یک جنگ عادی نبود یک جنگ تحمیلی بود وبخاطر ان دفاع مقدس نام گرفت وبعد معنوی خاصی به جامعه داد.درقبال 8سال عموم مردم از پیر و جوان به جبهه ها روی اوردند وخلا های ان را پر کردند.الان با گذشت 24سال از پایان جنگ،وقت ان رسیده که ابعاد گوناگون ان را بدون کم وکاست مطرح کنیم.دران زمان خیلی از چیزها قابل گفتن نبود اما در حال حاضر با گذشت چندین سال ،چه بهتر است متولیان امر ومسئولین مملکت،موضوع های جزیی وکلی مرتبط با جنگ را بازبانی شیوا،جذاب وبامحتوای صحیح ومناسب بافهم ودرک نسل جوان،از یک شبکه ی تلویزیونی ،جدااز شبکه های دیگرتصویر سازی مستند وپخش شود.ماانسان ها فراموش کار هستیم وبا گذشت زمان،احتمال دارد که مقوله دفاع مقدس در پیچ خم  بازی های سیاسی زمانه کمرنگ وکمرنگتر شود.باید ابعاد معنوی جنگ رابه نمایش بگذاریم وان را تبیین کنیم.همراهی وهمدردی با بازماندگان جنگ از وظایف دولت مردان است. بدون تعارف باید بگویم ،بسیار کم کار کرده ایم.اگر جانب انصاف رادران حوزه رعایت کنیم ،فقط در یک مقطع ،شهید بزرگوار ،آوینی پیشگام بود ودرحال حاضر جای خالی ان بزرگوار ،شدیدا در رسانه ملی احساس می شود.کم کاری مربوط به حوزه تصمیم گیری است که متاسفانه به کارهای فرعی مشغولند.جادارد با یک تصمیم ملی وهمت والا ،به ان پرداخته شود تافرصت مغتنمی برای پرداختن به حماسه افرینی مردم شریف ایران باشد،تانسل کنونی بیش از همه به بعد معنوی جنگ اشنایی پیدا کنند.نباید این موضوع را انکار کرد در طول این مدت ،کارها وفعالیت های مهمی انجام شده ،کتابهای زیادی انتشار یافته،فیلم های زیادی ساخته شده،اما کافی نیست.ناگفته های زیادی درباره جنگ وجود دارد که باید به ان پرداخت.هرچند دیدگاه های مختلفی در باره جنگ وجود دارد به اعتقاد بنده ،دستاوردهای ان را بدون کم وکاست باید بیان شود.این دستاوردها می تواندنیازهای فرهنگی جامعه راتا حدودی پر کند.فرهنگ ایثار همیشه با یکسری ارزشها همراه است،مسئولین باید این فرهنگ را به جوانان فعلی وصل کنند،جنگ همیشه با ویرانی،کشتارو....همراه بوده،به تصویر کشیدن این وجهه از جنگ ،مطلوب نیست.باید ان روی جنگ مطرح شود تاباعث رشد وبالندگی فرهنگی جامعه گردد.درپایان این گفتمان ، لازم وضروری دیدم تمام عملیات ها،وتاریخ ان وهمچنین محل انجام عملیات که از سوی غیور مردان ایران زمین بر علیه ارتش بعث عراق انجام گرفته راذکر نمایم .     


  1- غرب دزفول(کلاسیک) 23/7/59 درجبهه دزفول / 2 -  حماسه هویزه 15/10/59 درغرب هویزه / 3 - نصر 20/10/59 محور ابادان ماهشهر/ 4 - امام مهدی عجج 26/12/59 غرب سوسنگرد / 5 - محورکرخه-دزفول 15/1/60 محور کرخه ودزفول/ 6 - محورشوش 25/1/60 محورشوش / 7 - شهید فضل الله نوری 25/2/60 شمال ابادان /  8 - حضرت مهدی عجج 31/2/60 ارتفاعات الله اکبر شمال سوسنگرد / 9 -  امام علی ع 31/2/60 غرب سوسنگرد/ 10 - شوش 31/2/60 جبهه عمومی شوش/ 11 - ف کل خمینی روح خدا 21/3/60 جنوب دارخوین/ 12 -  رمضان 5/5/60 محور حمیدیه کرخه نور/ 13 - محور شحیطیه 11/6/60 شمال غرب شحیطیه وکناره شمالی رودخانه کرخه/ 14 -  شهید مدنی 27/6/60 محور عملیاتی سوسنگرد-دلاویه/ 15 - ثامن الائمه 5/7/60 جاده اسفالته ماهشهر-ابادان واهواز-ابادان-کارخانه قایق سازی وشیرپاستوریزه /  16 -   طریق القدس   8/9/60 ازادسازی بستان-70روستای منطقه و5پاسگاه مرزی تصرف تنگه چزابه وپاکسازی 800 کیلومتر مربع ازاراضی اشغال شده/ 17 - مطلع الفجر 20/9/60 ارتفاعات چربیان-شیاه کوه-دیزکش-برافتاب-تنگ کودک-قائم اباد گیلان غرب وسرپل ذهاب/ 18 - محمد رسول الله ص 12/10/60 منطقه غرب نوسود با اهداف انهدام نیرو/ 19 - مولای متقیان ع 1/12/60 منطقه تنگه چزابه انهدام نیرو/ 20 - ام الحسین 24/12/60 منطقه کرخه انهدام نیرو/ 21 - فتح المبین فروردین61 جاده دهلران دشت غباس-عین خوش ومناطق دشت چنانه وسرخه/ 22 - بیت المقدس 10/12/61 ازاد سازی خرمشهر/ 23 - رمضان 23/4/61 پاسگاه زید عراق،محورهای شمال غربی این پاسگاه/ 24 - حسین بن علی ع 26/6/61 میمک/ 25 - مسلم بن عقیل 9/7/61 غرب سومار وارتفاعات مشرف برشهر مندلی/ 26 - محرم 10/8/61 موسیان-ازادسازی ارتفاعات حمرین درجنوب دهلران/ 27 - والفجرمقدماتی 18/11/61 فکه-تنگه چزابه/ 28 - والفجریک 20/1/62 شمال غرب فکه /  29  - والفجردو   29/4/62 حاج عمران-خارج کردن شهرهای کرد نشین اززیراتش-تصرف پادگان حاج عمران/ 30 - والفجرسه 7/5/62 مهران-تامین ارتفاعات ذالواب- شکستن محاصره مهران/ 31 - والفجرچهار 27/7/62 غرب کشور-دره شیلر درشمال مریوان وپنجوین/ 32 - تحریرالقدس 21/11/62 جنوب غربی مریوان ومناطقی ازدربندیخان /  33 - والفجرپنچ 27/11/62 چنگوله/ 34 - والفجرشش 2/12/62 چزابه-چیلات-جنوب دهلران/ 35 - خیبر 3/12/62 هورالهویزه،جزایرمجنون-160کیلومتر مربع 50حلقه چاه نفت وچند روستا/ 36 - عاشورا 25/7/63 میمک- ازادسازی ارتفاعات/ 37 - بدر 19/12/63 هور شرق رودخانه دجله-تصرف هورالهویزه-کنترل جاده بصره العماره/ 38 - ظفریک ایزایی 17/3/63 جزیره مینو*/ 39 - قدس یک 24/3/64 هورالهویزه وشرق رودخانه دجله/ 40 - قدس دو 4/4/64 هورالهویزه،خنثی کردن ضدحمله عراق/ 41 - ظفردو ایزایی 5/4/64 پنجوین*/ 42 -  ظفرسه ایزایی 7/4/64 شمال غرب کشور*/ 43 - ظفرچهارایزایی 10/4/64 فکه تصرف تپه دیدبانی* / 44 - قدس سه 19/4/64 جنوب دهلران**/ 45 - قدس چهار 1/5/64 دریاچه ام النعاج-جنوب شرق العماره**/ 46 - قدس پنج 16/5/64 غرب هویزه** / 47 - عاشورای یک 23/5/64 تکاب سرکوب ضدانقلاب** /  48 -  عاشورای دو 24/5/64 چنگوله مهران** /  49 - عاشورای سه 25/5/64 شمال فکه/ 50 - قادر 18/6/64 اشنویه وارتفاعات کلاشین داخل عراق/ 51 - عاشورای چهار 30/7/64 غرب دریاچه ام النعاج درهورالهویزه/ 52 - والفجرهشت 20/11/64 فاو/ 53 - ام الرصاص ....... ...../ 54 - والفجر9 5/12/64 سلیمانیه عراق-ازادسازی ارتفاعات برف گیر وصعب العبور منطقه/ 55 - کربلای یک 10/4/65 ازاد سازی مهران/ 56 - کربلای دو 10/6/65 حاج عمران/ 57 - کربلای سه 11/6/65 انهدام اسکله الایه وشمال غرب خلیج فارس/ 58 - فتح یک پارتیزانی 19/7/65 کرکوک/ 59 - فتح دو نامنظم 8/8/65 شمال شرق عراق/ 60 - فتح سه پارتیزانی 24/8/65 زاخو-شمال شرق عراقدهوک درعمق 300کیلومتری شمال عراق/ 61 - کربلای چهار 3/10/65 غرب اروند(جنوب خرمشهر)/ 62 - کربلای پنچ 19/10/65 شلمچه وشرق بصره/ 63 - کربلای شش 22/10/65 شمال سومار وازادسازی ارتفاعات منطقه/ 64 - فتح چهار 22/11/65 اربیل عراق/ 65 - کربلای هفت 12/12/65 شلمچه/ 66 - کربلای هشت 18/1/66 شرق بصره/ 67 - کربلای 9 20/1/66 سرپل ذهاب-قصرشیرین/ 68 - فتح پنچ نامنظم 25/1/66 سلیمانیه/ 69 - نصریک 25/1/66 غرب بانه درداخل عراق/ 70 - کربلای10 4/2/66 سلیمانیه عراق وارتفاعات شهر ماووت/ 71 - نصردو 13/3/66 میمک/ 72 - فتح شش نامنظم 27/3/66 اربیل عراق/ 73 - نصرسه 27/3/66 نهر جاسم ومنطقه کربلای 5/ 74 - نصرچهار 31/3/66 ازادسازی شهر ماووت/ 75 - نصرپنچ 3/4/66 قلعه دیزه عراق غرب شهرستان سردشت/ 76 - فتح 7نامنظم 7/4/66 شمال عراق(حلبچه،شانه دری واریت)/ 77 - فتح 8 28/4/66 عمق 150کیلومتری عراق/ 78 - نصر6 10/5/66 میمک*/ 79 - نصر7 14/5/66 سردشت قلعه دیزه/ 80 - فتح9 18/5/66 خورمال-استان سلیمانیه/ 81 - فتح10 13/6/66 سیدکان اربیل عراق/ 82 - ظفریک 27/6/66 دهوک-سلیمانیه/ 83 - ظفردو 12/7/66 شهر کفری استان دهوک**/ 84 - ظفرسه 25/8/66 دربندیخان/ 85 - ظفرچهار 28/8/66 دهوک/ 86 - نصر8 29/8/66 ماووت-سلیمانیه/ 87 - نصر9 1/9/66 ارتفاعات گرده گو معروف به تپه شهدای ارتش/ 88 - ظفرپنچ 22/10/66 عمق200کیلومتری عراق/ 89 - بیت المقدس دو 25/10/66 شمال سلیمانیه ارتفاعات شه ماووت/ 90 - ظفرشش 5/12/66 شرق سنگاو استان کرکوک عراق/ 91 - ظفرهفت 23/12/66 خورمال عراق/ 92 - بیت المقدس 3 24/12/66 شمال سلیمانیه/ 93 - والفجر10 25/12/66 استان سلیمانیه 5مرحله-حلبچه،خورمال،دوجیله،بیاره،طویله/ 94 - بیت المقدس 4 6/1/67 دربندیخان عراق/ 95 - بیت المقدس 5 22/1/67 پنجوین*/ 96 - بیت المقدس6 27/2/67 سلیمانیه سددوکان/ 97 - بیت المقدس7 23/3/67 انهدام نیرو شلمچه/  98  - مرصاد   5/5/67 انهدام کامل سازمان مجاهدین(منافقین)که با کمک وپشتیبانی عراق قصد تسخیرتهران را داشتند .   

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1391ساعت 19:57  توسط فریدون فیض زاده  | 

اسرائیل و تخریب موقعیت ایران درسطح منطقه وبین الملل  

مقدمه

اگر چه اسرائیل کشوری است که دراواخر قرن نوزده به دنبال کنفرانس بازل سوئیس به رهبری تئودور هرتضل ووایزمن وبا صدور اعلامیه بالفور درسال1917تا1948 وجود خارجی یافت،بیش از شش دهه است که عده ای یهودی مهاجر باحمایت دولت های بریتانیا و امریکا،سرزمین فلسطین رااشغال ودولت یهودی اسرائیل رادر ان تشکیل ومردم فلسطین رااواره نموده اند .کشورهای عرب نیزبافروپاشی امپراتوری عثمانی وباوعده های متضاد استعمار بریتانیا شکل گرفتند،درابتدای کار تصور نمی کردند منطقه ای چون فلسطین با حمایت قدرتها به یهودیان صهیونیسم واگذار شود ودنیای عرب را درمقابل اسرائیل قراردهد.لیکن علیرغم قصور انها این حادثه ناخوشایند به وقوع پیوست.

ضعف امپراطوری بریتانیا برای دولت یهود دیگر پشتوانه ی مطلوبی به نظر نمی رسید.لذا می بایست نقطه اتکا تغییر می کرد.ازاین رو بعد ازتحول درچنین روش وپشت سرگذاشتن جنگهای موفق با کشورهای عربی تغییر یک تاکتیک بسیار ضروری به نظر می رسید وان حذف مهره های اصلی شطرنج در صحنه بازی خاورمیانه بود.

اسرائیل دراین مرحله به جای روبرو شدن با جبهه خط مقدم اعراب ،سعی کرد درپشت خط دفاعی انها نفوذ کند.نقوذ اسرائیل درپشت جبهه اعراب وتفرقه درمیان انها و حذف تدریجی یکایک انها منجر شد.تا اینکه در اخرین مرحله مذاکره،دوجانبه با ساف رااغاز کرد.استراتژی اسرائیل درمنطقه یک استراتژی جداناپذیر از سیاست  امریکا ست.امریکا درچارچوب سیاست موازنه قدرت،همیشه در کنار اسرائیل بوده وهست ولذا به نظر می رسد مبارزین فلسطین به امید کمک کشورهای عرب واسلامی وسایر سازمانهای بین المللی جهت گشایش مشکلات خود راه به جایی نخواهند برد بلکه انتخاب مبارزه مسلحانه وانتفاضه را راه پیروزی خود می دانند. اکنون رژیم اسرائیل اشکارا مظطرب از انتفاضه است وراهی برای رشادت انسانهای شهادت طلب فلسطینی نمی بیند .هر چند این شرایط برای مردم ومبارزان فلسطینی سخت وپر هزینه است اما در بلند مدت پیروز خواهند شد.راه حل دومی نیز وجود دارد وان افزایش اعتراضات وراهپیماییهای جهانی،واکنش مناسب از سوی مجامع بین المللی ودولتهای اسلامی،عدم صدور نفت به اسرائیل،ایجاد همایشهای تخصصی بین المللی توسط نیروهای فعال سیاسی،پیدایش غیرت وبیداری درافکار عمومی،فعال شدن رسانه های گروهی دراین امر که موجب بروز حساسیت ها وحمایت های مردم جهان می شود،ودرنهایت ایجاد فضای گفتمان درخاورمیانه برای نزدیکی کشورهای اسلامی بایکدیگر درجهت شناخت قیام فلسطینیان.

بعداز جنگ شش روزه شورای امنیت قطعنامه ای به نام 242درتاریخ نوامبر1967صادر کرد که طبق ان به اسرائیل گفته شد که سرزمین هایی راکه درجنگ بدست اورده وتصرف نموده راپس بدهد مشروط براینکه اعراب ،اسرائیل رابه رسمیت بشناسند.

سئوال نویسنده این است که اسرائیل برای تخریب موقعیت ایران در منطقه چه اقداماتی خواهد کرد؟

دراین مقاله تلاش شده است ضمن یافتن پاسخ مناسب ،سیاست های رژیم اسرائیل درقبال ایران اسلامی را مورد بررسی قرار دهم ودر این راستا نیازمند رهنمودها،وارائه نظرات سایر دوستان میباشم.

 

اسرائیل ازجمله بازیگرانی درصحنه بین الملل است که رابطه گسترده وهمه جانبه ای با اکثر کشورهای جهان دارد ودر این راستا تلاش زیادی می کند تاهرچه بیشتر به عمق ونفوذ خود درسایر کشورها بیفزاید.این رژیم ایران اسلامی رامانع عمده ای در راه تحقق سیاست های بین المللی ومنطقه ای خود می داند وتمامی تلاش خود رادر جهت تضعیف ایران در صحنه ی بین الملل ومنطقه  به کار گرفته است.شیوه های فعالیت رژیم اسرائیل باکشورهای جهان مبتنی بر:

1- استفاده از عامل همکاری دوجانبه به منظور تاثیر گذاری برسیاست های بین المللی انهاست که می توان این همکاری دوجانبه رابه شرح زیل بیان کرد.

الف-همکاری مشترک نظامی:اسرائیل بیشترین رابطه را دراین زمینه باسایر کشورها دارد،چون ششمین کشور صادر کننده اسلحه به جهان است.روابط ارتش با ارتش ویا روابط نظامی ،معمولا مخفی وبه دور از ملاحظات سیاسی صورت می گیرد.لذا همکاریهای نظامی وامنیتی،ابزار سیاست خارجی خوبی برای این کشور است.

ب-همکاری امنیتی:کارشناسان امنیتی اسرائیل برای تعلیم واخدهای حفاظت شخصی فعالند درسال 1999فاش شد که حفاظت شخصی علی اف رهبر اذربایجان را به عهده داشتند.(ایرنا.14/7/83)

2-استفاده از لابی یهودی:انها توانسته اند در صنایع،مراکز علمی ورسانه ای جهان نفوذ کامل داشته باشند حتی در زمینه رسانه ای توانسته اند به دو شکل علیه جمهوری اسلامی وارد عمل شوند.یا از طریق نشریاتی که به خود یهودیان تعلق دارد ویا از طریق رسانه های جمعی سایر کشورها که بطور غیر مستقیم از حامیان خود می خواهند که مطالب ضد ایرانی بنویسند.با گستردگی ارتباطات در فضای مجازی ،لابی صهیونیست فعالیتش را چندین برابر کرده.

3-القای خطر افراط گرایی اسلامی با هدف تاثیرگذاری بر همکاری های دو جانبه.انها باتبلیغات منفی وبزرگنمایی،خطر اسلام گرایی رابرای سایر کشورها جدی قلمداد می کنند بخصوص درکشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق.زیرا بعضی از جمهوری ها از لحاظ زبانی،فرهنگی،تاریخی ومذهبی با ایران مشترک هستند انها درمحافل رسانه ای وتحقیقاتی همواره این خطر رادرقالب خبر،مقاله،بولتن وگزارش به مجامع یاداور می شوند ونتیجه این القائات وترفندها تاکنون،محدودیت هایی رابرای ایران درروابط بابرخی کشورها وهمچنین موجب کم رنگ شدن همکاری مشترک درعرصه های گوناگون را فراهم ساخته و تقویت این اعتقاد دربرخی محافل نیزقابل رویت است.

4-تقویت جبهه ترکیه واذربایجان درمنطقه،هرچند این کشورها مسلمان هستند واکثر مردم این کشورها گرایشات ضد اسرائیلی دارند اما حکومت های غیر دینی ولائیک با اسرائیل رابطه خوبی دارند حمایت اسرائیل از این کشورها به پیروی از امریکا درمنطقه وسطح بین المللی فعال بوده وان رژیم سعی نموده باایجاد اتحادیه منطقه ای متشکل از اذربایجان-ترکیه واسرائیل برای دور کردن ایران ازدوکشور گام های موثر وجدی بردارد.موافقت نامه های تسلیحاتی با این کشورها از سال 2005تاکنون ادامه داشته.درحال حاضر کارشناسان نظامی اسرائیل مشغول نوسازی تجهیزات ارتش دو کشور هستند.(روز نامه زمان چاپ باکو می 2005)ترکیه متعهد شده به مدت 20سال ،سالانهپنچاه میلیون متر مکعب اب به اسرائیل بفرستد.رابطه ترکیه واسرائیل رامی توان در جهت زیرارزیابی کرد.

الف-خارج شدن ترکیه از انزوای منطقه ای.

ب-تاثیر مثبت دررشد اقتصادی ترکیه.

ج-تحت الشعاع قراردادن مسئله فلسطین به عنوان یک مسئله داخلی نه مسئله ای مربوط به جهان اسلام.

د-رهبری جهان اسلام واحیای امپراتوری جدید بانگرش خاص که مطلوب جهان غرب باشد.

5-استفاده اسرائیل از حامیان اصلی خود (امریکا-انگلیس)برای اعمال فشار به کشورهایی که جدیدا رابطه دوجانبه برقرارکرده اند به منظور تعدیل وتحدید همکاری ان کشورها با جمهوری اسلامی ایران.دراین زمینه،اسرائیل از لابی قدرتمند خود درکنگره امریکا،شورای امنیت وحتی از کاخ سفید استفاده می کند.لابی یهود درهر سال میلیونها دلار به یهودیان برخی کشورها ی همسایه کمک مالی می کند تا مانع از ارتباط باایران شوند.

مشاهده کردیم که از لحاظ اقتصادی ،فشار امریکا وسایرین،باعث شد ایران از کنسرسیوم نفتی اذربایجان کنار گذلشته شود وخط لوله نفتی باکو-تفلیس-جیحان به رغم موقعیت خوبی که ایران داشته از مسیری طولانی وپرهزینه وغیراقتصادی عبور کند تابه اسرائیل برسد.

6-ترویج قومیت گرایی درایران از برنامه های اسرائیل بوده وحتی فرضیه تغییر نظام جمهوری اسلامی مورد توجه تندروهای اسرائیل وحامیان انها قرار دارد.با توجه به اینکه ایران کشوری قدرتمند وبا اقوام گوناگون است درتحلیل های سیاست مداران غربی یکی از چالش هایی که ایران دراینده باان روبرو خواهد شد خواسته های متنوع این اقوام است ودراین زمینه امریکا واسرائیل تلاش های زیادی را اغاز کرده اند.

اختلال درروابط جمهوری اسلامی ایران با سایر بازیگران نظام بین الملل از مهمترین راهکارهای اسرائیل برای کنترل وتهدید ایران است.دراین میان کشورهای همسایه ایران اهمیت فراوانی برای اسرائیل وحامیانش دارد.اسرائیل درسیاست های منطقه ای خود کاملا هماهنگ باامریکا ویهودیان با نفوذ درساختار حکومتی امریکا،توانسته یکاتحاد استراتژیک برقرار کند ولذا سیاست های امریکا در منطقه نیز کاملا همسو بااسرائیل است.ضعف کشورهای تازه استقلال یافته درزمینه های اقتصادی و....مهمترین عاملی بوده که زمینه حضور اسرائیل به ان کشورها رافراهم ساخته .لذا ایران باید با مدیریت صحیح هرچه زودتر به علت نزدیکی با این کشورها گوی سبقت رااز دیگران بگیرد وبه انها تفهیم کند که امریکا،انگلیس ،اسرائیل و......به پشت کردن از متحدان خود عادت کرده اند زمانی کلینتون رئیس جمهور اسبق امریکا ،اقایف رادوست امریکا قلمداد می کرد اما دیدیم که چه مقدار هزینه کرد تا وی راسرنگون سازد.   

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1391ساعت 17:23  توسط فریدون فیض زاده  | 

ما دردنیایی زندگی می کنیم که به طور طبیعی دائما درحال تغییر است چه از بعد نواوری ها،ساخته های فکری وذهنی .باعنایت به اینکه پیشرفت های عظیم وشگفت اور درعلم وتکنولوژی،نظامهای بین المللی راسخت متحول ومتغییر ساخته واین تحول با سرعت فزاینده ای ادامه دارد دراین راستا وقتی مجموع یک نظام در حال تحول باشد،نظام های فرعی هم خواه ناخواه باید باتحولاتی که درمجموع نظام ایجاد می شود باید هماهنگ گردد.هدف در این چنین جامعه ای دستیابی به حداکثر است چه از بعد توانمند بودن ،چه از بعد اعتقادی ،و........لذا چه بهتر است که یک جامعه ی ایده ال از هر دو برخوردارباشد.ودرنهایت انگیزه ای که حاصل می شود تکلیف است.

شیوه نگرش باید تابعی از ارزش های حاکم بربافت سازنده جامعه..... باشدهر چند زمان ومکان درتبدیل مفاهیم ارزشی دخیل نیستند .چون تعقل ناقص بشری نیست بلکه واضع الهی است.نظام ارزشی که توسط منابع فقهی تدوین واستوار می شود ویا ایجاد می شود تعیین کننده مقبولیت یاعدم مقبولیت یک فعل ازدیدگاه الهی است.طبیعی است که علمای علم دین،درمحیطی که وظایف محوله راانجام می دهند قادر خواهند بود تعدادی از پارامترهایی را که در تصمیم گیری انها موثر هستند تحت کنترل دراورند وتعداد دیگری را نمی توانند کنترل نمایند.لذا متغییرهایی که قابل کنترل هستند ،انتخاب راهکارهای مختلف برای اداره مطلوب جامعه ارزشی است چون کلیه منابع وعوامل وتخصص در اختیار انهاست.

شناخت وکسب اطلاعات روز امد درباره تصمیم گیری مسایل فقهی که با پیش شرط پیوستگی باجامعه میسر می گردد.دراین راستا عالم دینی باید خود رادر سیستم نظام بسته نبیند بلکه درسیستم باز موقعیت ها رابسنجد وتاثیر وتاثر درهمه میادین اجتماعی رادرنظریه فقهی خود منعکس نماید.محدودت های فکری وعملی،به علت گسترش ومتنوع بودن نیازهای انسانی ودشواری حاصله ازان برسر راه انسانها،وعدم توانایی برطرف کردن کلیه نیازها عملا وعمدا موجب خطای انسان خواهد شد.

واما هدف حقیر از نگارش این مقاله به تاسی از مولایم حضرت امیر المومنین علی علیه السلام که می فرماید:

مرا چنان می پنداریدکه در باره حقی که به من گفته شود احساس سنگینی می کنم،یادربند ان هستم که مرا بزرگ شمارید،چه هرکس که از حقی که به او گفته یا عدالتی که به او عرضه شودسنگینی کند،عمل کردن به انها برای اوسنگین تراست،بنا براین ازگفتن سخن حق ،بااظهار نظر عادلانه خودداری نکنید.(الحیات جلد یک،330)

 روشنفکری دینی نیاز روز جامعه ماست چون درحال گذر از جامعه سنتی به مدرن ودوره انتقال هستیم ،دریک جامعه که نهادهای جدید دران ایجاد می شوند،معمولا یکی از بحث های ان جامعه هم بطور التزام وهم بطور اخص واعم ،بحث روشنفکری است.برای ایجاد یک طبقه روشنفکر وحرکت بسوی مدرنیسم،مشکلاتی درمسیر بوجود خواهد امد

باتوجه به مطالب ذکر شده می توان گفت:روشنفکری دینی دربرابر نیروهای اجتماعی،یک حرکت اجتماعی تلقی می شدوبه لحاظ فکری یک جنبش تسویه گرا،احیا کننده دین،پالایش کننده.

اماشکل گیری نهضت روشنفکری درشرق،ناشی ازاعزام اندیشمندان اسلامی به کشورهای اروپایی بود که نوعی تفکر جدید متاثر ازنهضت روشنفکری اروپایی را وارد جامعه اسلامی کردند افرادی مانند سید جمال الدین اسدابادی،درکشورهای اسلامی ایران،افغانستان ومصر ظهور پیدا می کند.البته دلیل ظهور رامی توان استبداد سیاسی حاکم بر این کشورها دانست.

با روند رو به رشد روشنفکری در اروپا ، ایجاد نهاد های دموکراتیک در غرب با افکار اندیشمندان شرق توأم و تأثیر گذاشت و آنان را واداشت که تلقی دموکراتیک شدن را در جامعه شرق پیاده کنند و اذهان عمومی جوامع شرقی روشن گردد و یک تلقی نوین جایگزین سنت شود .

در واقع مجموعه افکار اندیشمندانی مانند سید جمال ، سید قطب ، کامل البناء ، امیرعلی هندی ، ابوکلام آزاد ، شریعتی ، مطهری ، سروش و ... در واقع در همین بستر بود که شکل گرفت و دغدغه این بزرگان تغییر دادن نوعی تلقی مسلمین از اسلام بود .

اما در خود اسلام و جوامع اسلامی ، به مثابه سرگذشت جامعه مسیحیت ، نوعی استقبال شدید با گزارش روشنفکری دینی به وجود آمد و در این راستا بازگشت به اسلام اولیه شعار روشنفکران دینی بود و تلقی این اندیشمندان به شکل موجود اسلام ، آن را یک شکل انحرافی می دانستند و لذا راه نجات مسلمین را در بازگرداندن و یا تلقی آنها از اسلام به اسلام اولیه بوده که جستجو می کردند .

در خصوص روشنفکری دینی ابتدا باید دو مقوله دین و روشنفکر را تعریف کرد ، چون هرکدام چیستی خاص خودشان را دارا هستند .

روشنفکر چیست ؟

کسی است که بر ساختارها وبنیان های اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و دینی جامعه خود اشراف کامل دارد و به این دلیل دین وضع موجود را نمی پذیرد و آرمان ها و اهداف دین با این گونه قوانین در تعارض است . و لذا روشنفکر سعی می کند یک وضع موجود بهتری را ایجاد کند .

دین چیست ؟

دین قابل تعبیر و تفسیر است و هر کسی بر مبنای تفکرات خاص خودش آن را تعبیر و تفسیر می کند .

حدیثی از پیامبراکرم نقل شده که آن حضرت به اباذر می گوید : ای اباذر، اگر تو می دانستی در ذهن سلمان نسبت به دین چه می گذرد او را می کشتی و یا با او به مخالفت بر می خاستی .

روشنفکر دینی باید در ابتدا جهان بینی را بشناسد چون در اسلام در قالب یک جمله لا ... یعنی کسی می تواند خدا را بشناسد که در ابتدا خدایان دیگر را نفی کند تا بتواند به وحدانیت خداوند برسد و آن را قبول کند لذا یک روشنفکر دینی با توجه به شناخت جهان بینی به شناخت جامعه خود و نیاز های جامعه خود می پردازد . روشنفکر باید یک تعریف خاص برای جامعه خود ارائه دهد . اگر بخواهد تحولی در جامعه به وجود آورد باید طبقات جامعه را بشناسد که خود در چه طبقه ای قرار دارد . تفاوت ها و متشابهات طبقات داخل اجتماع را بشناسد و بر اساس آن آگاهی ها ، تغییرات را ایجاد کند ، روشنفکر دینی باید خدا آگاهی ، خود آگاهی ، خلق آگاهی داشته باشد .

روشنفکر دینی باید به اساس ایدئولوژی آگاهی داشته باشد .

روشنفکر دینی باید براساس سه اصل انسان شناسی ، خداشناسی و جامعه شناسی ، رفتار و عمل اجتماعی خود را بر پایه آن ها استوار گرداند .

دین به عنوان یک کلیت ، جهان بینی خاصی ارائه می دهد وقتی این کلیت وارد یک جامعه شود یک امر نسبی را در برابر کلیت که ذات حق است ارائه می دهد . وقتی این جهان بینی در یک جامعه تجلی پیدا می کند می بایست یک سیستم خاص اجتماعی ارائه دهد و یک مدینه فاضله وجود کامل باشد که هیچ طبقه اجتماعی خاص اعلم تر نباشد و تنها اشعار عدالت ، برابری  و برادری باشد .

اگر طبقه اجتماعی در مدینه فاضله وجود داشته باشد انسان محصور می شود . این نکته لازم به یادآوری است که داشتن یک مدینه فاضله تنها در جامعه محدود کوچک امکان پذیر است نه در جامعه گسترده .

در یک تحلیل جامعه شناختی روشنفکر باید دارای ویژگی هایی باشد .

واقع گرا باشد ، علم گرا باشد ، غیر ارزشی باشد ، رئالیست باشد ، تأثیر گذار و تأثیر پذیر باشد قانون مند و عام و دارای پیش فرض هایی باشد حال اگر صفت دینی برای روشنفکر دینی در نظر گرفته شود صفت اجتماعی و محیطی است نه ایدئولوژیکی .

در خصوص تأثیرات اجتماعی باید گفت که روشنفکر در جامعه ای که دران زندگی می کند تأثیر می پذیرد اگر جامعه دینی باشد ، روشنفکر دینی می شود ، اگر ضد دینی باشد  به تبع، روشنفکرضد دینی خواهد بود .

بنابراین تأثیرات اجتماعی بر دین متکی است . اما تأثیرات اجتماعی ، روشنفکر بعد از پردازش این تأثیرات است ، آن را به صورت یک اطلاعات نوینی به جامعه عرضه می کند و در جامعه تأثیر می گذارد این خصیصه بر سیاست تکیه دارد .

در این جا دو قشر حاصل می شود : روشنفکر و متفکر .

متفکر معمولاً به کسی اطلاق می شود که از قدرت تعقل و دانش برخوردار است مثلاً علامه طباطبایی یک متفکر بوده و آثار اجتماعی نیز داشته ولی خودش غرضش این نبوده که بر جامعه تأثیر بگذارد و یا مثلاً دکتر شریعتی آن چیزی که برای خودش قائل بود ، علامه طباطبایی برای خودش قائل نبود . نه این از منزلت علامه می کاهد و نه چیزی به منزلت دکتر شریعتی می افزاید ولی می توان گفت که دکتر شریعتی روشنفکر است و علامه طباطبایی متفکر .

ممیزات بین روشنفکری نیز چیز های دیگری است که ذاتی روشنفکر است مانند ایدئولوژی ، حزب و ...

روشنفکر یک قشر است اما طبقه نیست چون وقتی ، طبقه را قبول کردیم این را نیز قبول میکنیم که هیچکس نمی تواند در جامعه اش تأثیر بگذارد . روشنفکر در یک مقطع بالا قرار دارد و فراتر از حزب است افراد روشنفکری در جامعه کنونی ما وجود دارند که تفکراتشان مورد توافق گروه های دیگر است هر چند آن گروه ها با هم وجه مشترک نداشته باشند .

درجامعه ای که انسان ها درکنار یکدیگر زندگی می کنند نیاز به تفکر تعاملی وجود دارد وهیچکدام از نیازها بدون دیگری جوابگوی خواسته های انسان ها نیستند.بنابراین درتکمیل بحث روشنفکری دینی دومتغیر اساسی برای تبیین وتدوین وتالیف عملی موضوع وجود دارد.

الف:روشنفکری به عنوان یک پدیده ای که در اجتماع انسانی وجود دارد وتاثیر بسزایی در سرنوشت وحیات علمی یک جامعه انسانی بجا میگذارد.

ب:به جهت اینکه روشنفکر درجامعه ای که زندگی می کند.این جامعه دارای گرایشات وساخت های گوناگون است .جامعه ای که دارای یک فلسفه ماتریالیستی است اساسا بادین سازگار نیست وما نمی توانیم دراینگونه جوامع دنبال روشنفکر دینی بگردیم در جوامعی که دین بعنوان یک ساختار اساسی اجتماعی مورد نظر است اساسا جهت گیری ها،حرکتها،نهضت های روشنفکری دینی مشاهده می شود ویا خواهد شد.لذا روشنفکر برای رسیدن به یک ساختار مطلوب،درفکرتدوین ان خواهد بود،یک نوع احساس مسئو لیت وتعهد اجتماعی درخود خواهد دید.

دریک جامعه وقتی روشنفکر احساس واسارت سیاسی وجبر سیاسی کند ان جامعه دچار حرکت های مختلف روشنفکری سیاسی خواهد شد.

در یک جامعه وقتی روشنفکر احساس می کند که ساختارهای اقتصادی،جوابگوی امکانات موجود نیست،روشنفکر از بطن اجتماع بر می خیزد ودرعین حال با تصویری روشن از اجتماع خود،ان تصویر ایده الیستی خودش را مطرح خواهد کرد لذا می توان این تصاویر ذهنی رابه واژه های دینی،اقتصادی،سیاسی،فرهنگی وغیرو....احاله دهیم.

برای اثبات این موضوع می توان نظرات اندیشمندان غربی مانند منتسکیو-ولتر-روسو را مورد نظر قرار داد.

ولتر: اساسابا ساختار کاتولیک نیروی جامعه خود مخالف است ودست به پروتستانیزم دینی زد وی را می توان یک روشنفکر دینی قلمداد کرد.

روسو: وی نسبت به جریان سیاسی زمان خودش ناراضی است ومی خواهد انرا تغییر دهد بنا براین وی یک روشنفکر سیاسی تلقی می گردد.

لذاهرچنداگر مادرجامعه خود جریانات مدرنیسم وتجددخواهی راکناربزنیم،هرکسی بنا به تعبیر وتفسیر وبرداشت خود ازدین مطالبی رادرک واستخراج خواهد کرد.مثالی میزنم:دکتر سروش معتقداست معرفت دینی یک معرفت نسبی است ودرحال قبض وبسط است این نظریه منطقی است بدین جهت که دین وبطور کلی کتاب دارای معانی متفاوتی است که این معانی در زمان های متفاوت برمبنای وضعیت اجتماعی متفاوت،تعابیر وتفاسیر خودش راپیدا می کند.بنابراین یک روشنفکر دینی قطعا باید به این موضوع که دین دو وجهه اخروی ودنیوی دارد نگریسته واز دین به عنوان یک پدیده ای که تاثیرات عظیم اجتماعی راهدایت می کند استفاده کند  ،رفتارها،بینشها،فرهنگها،اداب رسوم وسنن اجتماع رارقم می زند.دین در ساحت اولیه خویش یک پدیده ایدئولوژیک است.بدین جهت است که درابتدای ظهور خودش،پیامهای خود را درقالب های بسیار ساده بیان می کند وزمانیکه یک روند تاریخی رامی گذراند.دین از ساحت ایدئولوژی بودن خویش خارج می شود وبه ساحت سنتی نزدیک می شود.برای نمونه وحتی حضرت عیسی ع درفلسطین ظهور می کند یک دین ساده بدور از تمام قید وبند های کنونی که در کلیسا مطرح است ارائه می دهد ویا اینکه حضرت محمد ص وقتی ظهور می کند پیام خود رادرقالب عدالت،برابری،برادری،اگاهی،ازادی مطرح می کند.حال این دین در دست سردمداران وزور مداران قرار می گیرد ،از ساحت ایدئولوژیک خودش خارج می شود به جهت اینکه ایدئولوژی یک حرکت عظیم ویک فکر ومرام اجتماعی ایجاد می کند.لذا روشنفکر نیز با نگره خویش به دین می تواند در جامعه تاثیر بگذارد.بدین معنی که تاثیر پذیر ی وتاثر پذیری روشنفکر از جامعه یک تلقی کامل است.اولا روشنفکر دینی،یک صفت اجتماعی می خواهد تابرجامعه ی خود تاثیر بگذارد ودر ثانی یک صفت محیطی می خواهد تابر محیط خودش تاثیر بگذارد وتاثیر بپذیرد ولذا نمی نواند دین را ایدئولوژی قرار دهد.بعضی روشنفکری دینی را با نواندیشی دینی برابر می دانند،دراینجا نباید سنت اندیشی دینی را وارد نواندیشی دینی کرد چون یک بحث جامعه شناختی است.

نواندیشی ومدرنیسم یک ایدئولوژی است .روشنفکر با مبارزه پیوند دارد واز ابزارها استفاده می کند.

قبل از پرداختن به ابزارهای روشنفکری،باید به دو تلقی مبارزه توجه نمود:

1-ازدین تلقی ایدئولوژی داشته باشیم.

2-دین را به عنوان یک مسئله غیر ایدئولوژی درنظر بگیریم.

کسی که غیر ایدئولوژی فکر می کند،روشنفکر دینی نیست چون نمی تواند برجامعه تاثیر بگذارد.انتقادی که براین نظریه وارد می شود این است که: ایدئولوژی ها تنها صورت عمل اجتماعی دین نیستند،چون عمل اجتماعی دین از زوایای دیگری مورد بررسی قرار می گیرد.یعنی اینکه،دین ان است که که دنیا وعقبی انسان را با هم یکسان کند.دین ان است که دقیقا برنامه عمل اجتماعی را روشن نماید..

اگر برای عمل اجتماعی دینی غیر ایدئولوژی بخواهیم یک سازمان جغرافیایی در نظر بگیریم وان را با تعابیر ایدئولوژی مقایسه کنیم اینطور می توان نتیجه گرفت که:خدا سرمنشا روشنفکری است،چون خدا تاثیری که بر بشر می گذارد ومعرفتی که انسان توانسته کسب کند ،برجسته ترین وعام ترین انها،علم،دین،فلسفه،عرفان وهنر وغیرو....است.ولذا ان کسی که دین را به عنوان ایدئولوژی تلقی می کند،پاره ای از علم،دین وفلسفه را باتوجه به شرایط مکان وزمان،بصورت گزینشی در نظر می گیرد وبه عنوان ایدئو لوژی مطرح می سازد.

انهایی که غیر ایدئولوژی فکر می کنند وبرای دین یک کارکرد اجتماعی وسیاسی متصور می شوند،معتقد هستند که مانیازی به ایدئو لوژی نداریم.مامعتقد به اصل دین هستیم وجهت اصلی را از دین می گیریم وبرنامه ریزی های خرد رااز علم می گیریم وبرنامه ریزی های کلان را از فلسفه.

باید اذعان کرد که روشنفکر دینی برای مبارزه به سه چیز نیاز دارد.ارمان-نظم-برنامه.

ارمان از دین است .وقتی ارمان داشته باشیم جهت پیدا می کنیم ونسبت به ان جهت ایمان خواهیم یافت.ولذا شناخت واندیشه ،همان علم دین وفلسفه است،فلسفه به روشنفکر نظم می دهد وحقیقت را برایش مشخص می کند وسپس به یقین می رسد.علم به ان برنامه می دهد یعنی از واقعیت به برنامه می رسد که در نهایت به دانایی می رسد.

جهتی که دین به ما می دهد این است که ما مسلمانیم،توحید رابه عنوان اولین اصل دین قبول داریم،حال اگر این اصل را در مفهوم اجتماعی که دین به ما ارائه داده بگنجانیم وان را مطرح سازیم به عنوان جهت کلی زندگی ما در اجتماع مطرح می شود ودر نهایت احتیاج به نقشه پیدا می کنیم ودر یک برنامه ریزی کلان ،جهت گیری کلی را ارائه می دهیم .واصل معاد را زیر بنای یک نظام اخلاقی تلقی کنیم واصل عدل را به عنوان یک نظام ویا یک ساختار اقتصادی بدانیم.دین به ما می گوید عادل باش؟بنابراین تفاوت ها از اینجا شروع می شود .تفسیر ایدئو لوژیک می اید وتعریف حداکثری از دین ارائه می گردد.ودر کنار ان تعبیر غیر ایدئولوژی،یک تعبیر حداقل می دهد که براساس ان یک سیستم فکری جدید تدارک دیده می شود.

ایدئولوژی دو خصیصه مهم هم دارد که به انسان نظام می دهد که بیشتر یک بحث تخیلی است.همچنین به انسان علم می دهد وسعی می کند ان نظمی را که ایجاد کرده از ان دفاع نماید بنابراین هر ایدئولوژی یک ایدئولوگ دارد که باید از ان دفاع نماید

ایدئولوژی نمی تواند در قالب ودر کنار یک قدرت سیاسی باشد وبا ان همگون شود.چون ایدئولوژی منافع قدرت سیاسی را تحمل نمی کند،وبلعکس.

ویژگی ها ومشخصه های روشنفکر دینی:

1-اعتراض,یکی از مشخصه های روشنفکر است که هم نسبت به دین اعتراض دارد وهم نسبت به وضع موجود جامعه .

2-دربرابر پرسشها ونیازهای موجود جامعه ی خود،دین را منبع خود قرار می دهد

3-روشنفکر دینی یک رابطه معکوس با جذمیت اندیشی وقشری گری دینی دارد ولذا یک روشنفکر دینی نمی تواند هر دو را بپذیرد.

4-روشنفکر دینی با سنت هایی که باعث جمود فکری جامعه ودین می شود در ستیز است .

5-روشنفکر دینی اصولا به تفسیر واقعیات نمی پردازد بلکه بیشتر به تغییر جامعه ،وضع موجود جامعه دینی، افراد جامعه وروابط بین افراد وجامعه می اندیشد

6-عملگرایی یکی از شاخصه های روشنفکر دینی است که ملزم می شود یک دستگاه ایدئولوژیک را بوجود اورد

7-عقل گرایی

8-ضد تقدیر گرا بودن وضد پاتالیست بودن ،یکی از شاخصه های روشنفکر دینی است.چون انسان را درتفسیر معرفت شناسانه خود به عنوان ،شدن تلقی می کند وبرای انسان اراده قائل هست .

9-نواندیشی

10-وحدت گرایی،روشنفکر دینی به نوعی تساهل مذهبی وفکری درجامعه اعتقاد دارد.

11-عینیت گرایی،چون توجه به عینیتها و نمودهای جامعه ی خود  می کند و انرا به ذهن خویش انتقال می دهد ،اینجاست که فرایند اگاهی بخش جامعه بارز می شود وخود اگاهی در مردم رواج می یابد.

12- پلورالیسم،کلی نگری در عین جزء اندیشی وقداست زدایی از معارف دینی از شاخصه های ان است.

13-طبیعی نگری،ابزار انگاری،انترومنتیالیزم،اگاهی در برابر علم واعتقاد به علم،دین را به عنوان یک قاعده اجتماعی می پذیرد وبه نوعی نسبت گرایی معتقد است.

 

پایان.

 

 

 

    

 

        

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1391ساعت 16:46  توسط فریدون فیض زاده  | 

البته روشنفکردینی ازرنسانس[1] به بعد بصورت یک بحث ایدئولوژیک واجتماعی مطرح شد وخود کلمه روشنفکر درفرهنگ لاتین معادل کلمهroyance-clair که به معنای روشنایی دید ویاروشن نگری به مسائل جامعه است.روشنفکری ارتباط نزدیک با بحث ایدئولوژی دراروپا دارد.نهضت روشنفکری دراروپا،خودش رابصورت پروتستانیزم[2] نشان داد ویک نهضت مترقی دینی قلمداد شدودرواقع نوعی بازگشت به مسیحیت ناب اولیه بود.این روشنفکری دینی نه در تقابل با اصل دین بلکه درتقابل بادین،بصورت یک سنت اجتماعی در اروپا توسط لوتر[3] وکالون [4]مطرح گردید.

مطرح کنندگان بحث روشنفکری دینی دراروپا قبل ازانکه بااصل دین سرعناد داشته باشند بامدعیان دروغین مسیحیت مبارزه ومقابله می کردند ولذا می توان گفت:که یک نهضت دینی برای رسیدن به مسیحیت اولیه بود واز لوازم اساسی این نهضت مقابله باسنت گرایی بود که کلیسا وارباب کلیسا از مذهب مسیحیت ارائه می دادند.

باتوجه به مطالب ذکر شده می توان گفت:روشنفکری دینی دربرابر نیروهای اجتماعی،یک حرکت اجتماعی تلقی می شدوبه لحاظ فکری یک جنبش تسویه گرا،احیا کننده دین،پالایش کننده.دراین راستا جامعه دینی اروپا نقش کارامدی دین را مورد هدف قرار داد واز طرف دیگر به تسویه ی مفاهیم وتاج واژه های دینی کمک کردقبل از بوجود امدن نهضت روشنفکری،بینش اسکالستی [5]حاکم بودواین بینش تمام مذهب وتمام منابع قدرت رادراختیار کلیسا قرار داده بود ومردم به مشابه رعیت،تحت یوغ انان قرار گرفته بودند ودر واقع صاحبان کلیسا بیشترین منافع رادرجامعه دارا بودند.ویک نوع تفسیر بسته از دین را ارائه می دادند.ایجاد نهضت روشنفکری دینی دراروپا بازتاب قدرت مداری وقدرت یابی جناح کلیسا دراروپا بود.این نهضت زمانی شعله ورشد که از طرفی کلیسا،درعالی ترین دوره ی قدرتمندی وقدرت مداری خودش قرار داشت وروشنفکران ومتفکران واندیشمندان بزرگ دراروپا،تحت شدیدترین شکنجه ها توسط مقامات کلیسا قرار داشتند ولذا شکل گیری نهضت،مناسب ترین پاسخ به یک واقعیت زنده جامعه ی اجتماعی اروپا بود.



[1] -عصررنسانس درواقع یک نهضت فکری وفرهنگی بزرگ دربرابر زورگویی ها وتعصبات نابجای کلیسای مسیحی بود که حقوق انسا ها وپیشرفت علم رامتوقف کرده بود.

[2] -protestanismشاخه ای از دین مسیحیت است که دراواخر قرن 15 واوایل قرن16 توسط طرفداران اصلاحات دینی پدید امد.اصل عقیده این مذهب این است که انچه موجب بخشودگی انسان می شود،اعتقادات اوست،نه اعمالش.

[3] -مارتین لوتر(1546-1483)کشیش المانی اولین اصلاح طلب مذهبی بود.وی طرفدارازادی فردی وعقیده ومذهب شخص بودواعمال فشار در مسائل مذهبی را جایز نمی دانست.وی معتقد بود که رعایا وظیفه دارند که از زمامدار خود کورکورانه اطاعت کنند ونباید علیه او که نماینده حکومت است ،شورش بکنند.وی ازطرفداران اندیشه وحدت دولت وکلیسا محسوب می شد.

[4] -کالون نیز به مانند لوتر معتقد به اطاعت کورکورانه مردم از دولت بود،اما بااندیشه ی تشکیل کلیسای ملی به شدت مخالف بودچرا که به نظر او کلیسا باید از نفوذ دولت رها باشد تا بتواند معیارهای اخلاقی ومذهبی خود را ازادانه تعیین کند.وی همچنین تز عدم نیاز به روحانیون مذهبی رامطرح کرد

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

5-scholastic(اهل مدرسه)نام مسلک وفرقه ای است از الهیات وعقاید مذهبی مسیحی قرون وسطی که افکار انها درباب دولت ومحل انسان دردستگاه اجتماعی انحصار داشت به انچه که کلیسا معتبر شناسد فلاسفه ی اسکالستیک هم خود رابیشتر صرف تفسیر مذهب مسیح نمودند وبر سه دسته تقسیم می شدند.

1-رئالیست هاrealistکه معتقد بودند درهر چیز ودر هر مورد کل واقعیت دارد واجزا واحاد واقعیت ندارند.لذا دولت واقعیت واهمیت دارد ومردم تنها به منزله ی اجزا هستند واهمیتی ندارند.ازپیشوایان این فرقه(انسلم درقرن12-جان اسکوتس اریکنا)هستند

2-نامینالیست هاnominalistکه معتقد بودند افراد واقعیت دارند ودولت تنها اسم است.ازپیشوایان این فرقه (روسلن درقرن 13-گیوم دوکام قرن13-دنس اسکوتس قرن14) هستند.

3-کونسپ توالیست هاconceptuellstکه حدودبین دو نظر فوق راپذیرفته ومعتقد شدند که هم فرد وهم جامعه هردواهمیت دارند. فرد حقیقث دارد ولی جامعه نیز فرضیه ایست که حدودی صورت واقعیت دارد.درشناسایی انسان وروابط افراد با یکدیگر باید هم فرد وهم جامعه راشناخت.از پیشوایان این فرقه(ابلارد درقرن11-توماس داکوئن درقرن13)  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391ساعت 14:27  توسط فریدون فیض زاده  | 

چالش از درون

مقدمه

اتخاذ یک تصمیم واجرای ان در فرایند سیاست خارجی هر کشور،افزون برتاثیر پذیری ازمولفه های سیاست بین الملل،ازعوامل درونی هم متاثر می شود.تامدتها تنها تئوری توضیح دهنده،ترابط وتعامل دیپلماسی ها،تئوری توپ بیلیارد*biliard  ball  theoryبود،ازاین رو سیاست خارجی دولتها تابعی از یکدیگر محسوب می شد،حال انکه امروزه گرچه تاثیر عوامل برون مرزی بر دیپلماسی انکار نمی شود،اما عمده توجه به عوامل داخلی معطوف می شود.

درشناخت عوامل داخلی،شناخت ساختارها،جریانها،گروه های موثر*درتصمیم گیری سیاسی است.

دراین نوشتار کوشش شده است به مورد روابط ایران وامریکا از این زاویه نگریسته شود.محدوده زمانی مورد نظر دوران پس از پیروزی انقلاب و تاسیس نظام جمهوری اسلامی ایران است.

نوع نگرش به مسائل مطروحه بیش از انکه تاریخی باشد راهبردی است.یعنی هدف اصلی بیان سیر حوادث* نیست بلکه کوشش می شود به این پرسش پاسخی داده شود که اتخاذ یک تصمیم در جمهوری اسلامی ایران یا ایالات متحده امریکا درباره روابط دو جانبه ،از کدام ساختار های اجتماعی یاجریانهای سیاسی متاثر است؟

کلیات

دریک براورد کلی پارامترهای درون مرزی سیاست خارجی را می توان به دو بخش اصلی تقسیم کرد:

الف-ساختارهای اجتماعی.

ب-جریانهای سیاسی.

ساختارهای اجتماعی درواقع ترجمه وباز گردان همان سازمان هایی هستند که یک نظام سیاسی برپایه ی انها استوار است.که دوحالت دارد،یاازسوی مردم مقبولیت ومشروعیت دارد ویا ندارد.درهر دوحالت سنجش،براساس ترازویی صورت می گیرد که افکار عمومی نام دارد.افکار عمومی،صورت خام خواسته های عمومی است که اگرمطلوب خود را در ساختارهای اجتماعی نیابد،به جریانهای سیاسی رجوع خواهد کرد*بنابراین ایجادگروههای سیاسی،بازتاب اثر ساختار اجتماعی درافکار عمومی است.هرساختار اجتماعی ازدورکن تشکیل شده است.نهادهای رسمی (یعنی نهادهایی که قانونا وعلنا درسطوح عالیه مملکت وجود دارند)ودیگری بازوهای پشتیبانی (مراکزی که حضور غیر رسمی اما موثری دراجرا وحتی در تصمیم گیری دارند)

اما جریانهای سیاسی به دوصورت حضور خود را اعلام می کنند:

یابه شکل گروههای موثر ومشخص که از صفت علنی بودن برخوردارند که بشکل گروهها وجریان های فشارکه غیر مستقیم برساختارهای اجتماعی احاطه دارند.

دراین میان باید به عناصر وعوامل کاتالیزورهم توجه کرد که هم می توانند شخصی ،فردی باشند وهم فرایندی.رهبران کاریزماتیک یا فرایندهای دموکراتیک،جزء عوامل موثر درتسریع واتخاذ ویا اجرای یک تصمیم وعکس ان می باشند.

با این اوصاف به بررسی جزء جزء عناصر شش گانه درسیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران وایالات متحده امریکا می پردازم.

1-افکار عمومی

الف-ایران:

اگر افکار عمومی راتابعی از دو متغیر،توده ها ونخبگان بدانیم.باید بگوییم سهم توده ها درشکل دادن به افکار عمومی ایران بیش از نخبگان است.شکاف فرهنگی وکمبود راههای ارتباطی فکری وعملی میان دوقشر ازجمله دلایل عمده این پدیده است که درسالهای گذشته واخیرمشاهده می شده ومی شود.هرچند دریک دهه گذشته با راه اندازی چندین مرکز ومجله علمی وپژوهشی،گامهایی رادرنزدیک کردن این دو برداشته اند*.

به همان اندازه که سهم نخبگان درسیاست خارجی ایران بسیار اندک است،توده ها پیش قراولان تصمیمات سیاسی بوده اند.

دکتر محمود سریع القلم درمصاحبه باروز نامه شرق می گوید:*

مجموعه مدیران ما نزدیک به سه یا چهار هزار نفر است که با یک اندیشه ای خاص دریک مدار بسته درحال گردش است ،وی در ادامه می گوید دیپلمات های ایرانی ایده هایی دارند که فقط در چارچوب راهروهای وزارت خارجه ایران اعتبار دارد نه در صحنه ی واقعی جهانی.وی در ادامه می گوید مدیریت وزارت خارجه ما  هیچگاه حرفه ای نبوده،اما بدنه وزارت حرفه ای است.افراد بدنه هیچ نقشی در وزارت ندارند ولذااین نتیجه محصور بودن دریک لوپ است.ادمی وقتی در یک لوپ قرار بگیرد فکر می کند که افکارش خاص است ........ما جهان را تنها یک پدیده سیاسی بر پایه تفکرات چپ وضد امپریالیستی ببینیم گذشته است. بحث بحث نسلی است.افکار سیاستمداران نسل اول انقلاب ما درجهان سرد شکل گرفته است.ولی هم اکنون جهان،جهان دیگری است.مادردنیای به شدت تکنیکی زندگی می کنیم.حتی اگر گسی بخواهد متدین هم باشد باید با این دنیا تعامل داشته باشد این یک بحث سیاسی نیست.تقدیر زیبایی ها ومزیت ها ونکات مثبت کشورهای دیگر،جزئی ازباورهای دینی ما نیز هست.

بدین ترتیب مشاهده می شود که افکار عمومی ایران در شکل گیری،تداوم وتغییرسیاست خارجی نقش بسزایی دارند.وسهم نخبگان در سیاست خارجی ایران اندک شده وتصمیمات نیز با حمایت افکار عمومی گرفته می شود.اقای دکتر سعید رجایی خراسانی*دراین باره تعریفی دارد ومی گوید:

درکجای اسلام مطالب وموضوعات سیاست خارجی را بدست شعارهای تبلیغاتی رسانه های غیر مسئول ویا تظاهرات خیابانی جوانان هیجان زده ای که خدا می داند که تا چه حد به اموختن الفبای اخلاق اسلامی نیازمندند،می سپارند؟!

درهیچ کشوری اختلاف نظرهای مربوط به سیاست خارجی رادرخط وخطوط وجو سازی های داخلی مطرح نمی کنند.بالعکس با چنان ظرافتی برخورد می کنند که اجانب نتوانند اسرار سیاسی واختلاف نظرهای داخلی انها را بدانند*1 .

اعتراض اقای رجایی خراسانی به یکی از پارامترهای موثر در سیاست خارجی باز می گردد(روابط ایران وامریکا) این پارامترها تشکل های دانشجویی است که در حقیقت بازتاب پیوند توده ها ونخبه ها درمقطع انقلاب اسلامی بوده وباتسخیر سفارت امریکا در تهران،حضور خود را در صحنه سیاست خارجی اعلام کردند.این گروه ها،بیش از انکه متاثر از علایق روشنفکری باشند،از احساسات توده ای در تسخیر سفارت امریکا بهره جستند.اوج این احساسات توده ای،به تحلیل بسیاری از تحلیل گران بازتاب روانی کودتای 28 مرداد1332بوده که همان اغاز دخالت رسمی وعلنی امریکا در ایران بوده است.

گری سیک*از جمله این تحلیلگران امریکایی است که می گوید:

من واقعه مربوط به سقوط دکتر مصدق را از جهتی پیش واقعه ی بحران گروگان گیری می دانم.ان واقعه زمینه را برای نوع بخصوصی از روابط فراهم ساخت وتصویری تازه از امریکا برای ایرانیان ایجاد کرد.تصویر امریکا درایران تا پیش از سال 1953 تصویرقدرتی بود خیر اندیش،دوست ویاری دهنده.قدرتی که نمی کوشید مانند انگلیس وروسیه ودیگران درامور ایران مداخله کند.اما همین امریکا در سال 1953بی ابرو شد...... ودر واقع می توان گفت گروگانگیری پاسخی به کودتای 28 مردادبود .لذا می توان اینگونه نتیجه گرفت که خط افکار عمومی در سالهای بعد از تسخیر سفارت امریکا به سه صورت ادامه یافت.

1-تداوم افکار عمومی درقالب توده هایی موسوم به حزب الله که خود نوع خالص از افکار عمومی جامعه ایران اسلامی است.

2-تداوم افکار عمومی درقالب تشکل های دانشجویی که در حقیقت بیش از انکه مبارزه با پدیده ای مانند امریکا باشد بیشتر اعلام وجود دانشجویی بوده*2.

3-تداوم افکار عمومی در قالب شخصیت های توده ای که بتدریج با ورود به سازمان های سیاسی ورسانه های جمعی،بصورت نخبگان جدید در جامعه مطرح وحضور یافتند.

بدین ترتیب مشاهده می شود که افکار عمومی ایران در شکل گیری،تداوم،وتغییر سیاست خارجی نقش بسزایی داشته ودارد.

 

*-براساس این نظریه:کشور Aحرکتی راانجام نمی دهد مگر اینکه حرکتی از جانب کشورBانجام شود.

*-دانش جامعه شناسی سیاسی.

*-سیر حوادث را اینگونه می توان ترسیم کرد:

از دید ایران:اوجگیری احساسات ضدامریکایی-تسخیر سفارت امریکا- قطع روابط ایران وامریکا-تحریم اقتصادی.

ازدیدامریکا:احساس در خطر قرار گرفتن منافع ملی امریکا –اوج گیری احساسات ضدایرانی-قطع روابط ایران وامریکا-تحریم اقتصادی-تحریم دوجانبه.

*-البته افکار عمومی درحالت دیگری هم به جریانها وگروههای سیاسی روی می کنند وان زمانی است که ساختار اجتماعی رانه تنها مشروع ومقبول بدانند بلکه انرا محتاج وسزاوار حمایت وپشتیبانی بدانند.این احزاب،موردتائیدند .

*-مرکز مطالعات سیاسی وبین المللی امور خارجه-فصلنامه سیاست خارجی-مرکز مطالعات اسیای مرکزی وقفقاز-........-فصلنامه اسیای مرکزی وقفقاز-دفتر مطالعات افریقا-.......-مرکز مطالعات علمی واستراتژیک خاورمیانه- فصلنامه خاورمیانه-وغیرو.......

*-استادروابط بین الملل دانشگاه شهید بهشتی وعضو مرکز مطالعات علمی خاورمیانه و....

*-سفیر اسبق ایران در سازمان ملل متحد وعضو موثر کمیسیون حقوق بشر اسلامی و.....

*-عضو کمیسیون امنیت ملی امریکا در دوران ریاست جمهوری جیمی کارتر.

*-دراین باره باید به تضادهایی که درسالهای پایانی دهه60وجود داشت توجه کرد.

 

 

 

ب-امریکا

درایالات متحده امریکا تجزیه افکار عمومی به دو لایه توده ها و نخبگان تاحدودی بسیار دشوار است

 

چراکه رسانه های قدرتمند جمعی که متصل به نخبگان سیاسی واقتصادی یافرهنگی می باشند،درشکل گیری افکارعمومی بسیارموثرند.ازسوی دیگر میان دانشگاه وجامعه ارتباطی صمیمی وتنگاتنگ وجوددارد که موجب پیوستگی نخبگان وتوده ها می شود.البته به همان اندازه که توده ها از نخبگان متاثرند،برانها نبز تاثیر می گذارند.وجود نظام سرمایه داری واهمیت ترابط میان عرضه رسانه وتقاضا بر ان ازسوی مردم،موجب می شود جهت بالا بردن تقاضا،درنحوه،محتوی وهمچنین متد عرضه ی اطلاعات وتحلیل های رسانه ای،دیدگاه های مردمی بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.دراینجاست که نقش گروه های فشار برجسته می شود وانها با دردست گرفتن رسانه های ارتباطی جمعی،برافکار عمومی سیطره می یابند.

اجمالا باید گفت انچه به عنوان واقعیت افکار عمومی امریکا پیش روی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد بنظر اینجانب  می توان اینگونه بیان کرد: سابقه ذهنی تسخیر سفارت امریکا ،موجب جایگزین شدن یک شناخت هنجاری عام از مردم ایران درذهن مردم امریکا متصور شد.سابقه ذهنی ای که  به تعبیر دکتر هوشنگ امیر احمدی* تصور این است گروگان می گیریم،پرچم می سوزانیم و....*.3.این سابقه ی ذهنی حاصل تصویری است که رسانه های جمعی امریکا از مردم ودولت ایران ارائه داده اند وبی گمان این واقعیت که اکثریت این رسانه ها در دست محافل صهیونیستی وکارتل های سرمایه داری است،درارائه وتثبیت تصویر فوق الذکر بی اثر نبوده .قدرت تصویر سازی رسانه های امریکایی،به حدی است که حتی خبرنگاران وروز نامه نگاران غربی و کسانی که در عین امریکایی بودن،سعی در انعکاس واقعیت های فراتر از منافع امریکا دارند باچنین ذهنیتی به ایران روی می کنند.

پروفسور جیمز بیل در مقاله ای،نسبت به این گزارش ها یاواقعیت های موجود در ایران را ارائه کرده است*4

به هر حال انچه دولت وسیاست مداران امریکا می توانند از افکار عمومی خود برداشت کنند همان سیاستی است که در پیش گرفته اند وبرای روشن شدن به این نوع تفکر باید به این گفته گری سیک توجه کرد* گروگان گیری پاسخ کودتای 28 مرداد وسیاست امروز امریکا پاسخ گروگانگیری است *5.


 

2 - نهادهای رسمی

الف : ایران

عالی ترین نهاد سیاست خارجی ایران شورای عالی امنیت ملی است . این شورا در واقع شکل ترمیم یافته شورای عالی دفاع است که در دوران جنگ ایران و عراق ، سیاست های کشور را در منطقه تعیین می نمود ، اما پس از اتمام جنگ و تحولات جدید در قانون اساسی ایران ، نظام جمهوری اسلامی مفهوم امنیت ملی را فراتر از دفاع یا جنگ مد نظر قرار داد و آن را در گستره ای فراتر از منطقه ( سطح بین المللی ) در نظر گرفت . اعضای این شورا به گونه ای مشخص می شوند که برایندی از نهادهای مؤثر در دیپلماسی و جریان های قدرت را دربرگیرد . در رأس شورای عالی امنیت ملی ، رئیس جمهور قرار دارد که عالی ترین مقام کشوری پس از مقام رهبری محسوب می گردد . فعالیت های سه گانه این شورا عبارت اند از :

1 - تعیین سیاست های دفاعی – امنیتی کشور در محدوده سیاست های کلی تعیین شده از طرف مقام رهبری .

2 - هماهنگ نمودن فعالیت های سیاسی ، اطلاعاتی ، اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی درارتباط باتدابیرکلی دفاعی وامنیتی

3 – بهره گیری از امکانات مادی و معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی *6.

دومین نهاد نهاد سیاست خارجی ایران ، وزارت امور خارجه است . البته تصمیم گیرنده

نیست بلکه به اجرای تصمیمات می پردازد.

عملکرد وزارت امور خارجه جمهور اسلامی ایران و تصمیمات اتخاذ شده از سوی شورای

عالی امنیت ملی و..... درسه مرحله نشان داده می شود.


الف : از سال 1358 تا 1360 دوران ابهام در استراتژی ( شعارهای رادیکال و عملکرد لیبرال ) .

ب : از سال 1360 تا 1368 سیاست تهاجمی از سوی ایران که براساس افکار عمومی با استفاده ازبازوهای پشتیبانی،سعی در تضعیف منافع امریکا داشته است.این سیاست در حقیقت باز خوردی از شروع جنگ عراق علیه ایران است.


ج : از سال 1368 تا 1376 که دوران تلاش دولتمردان ایران برای تشنج زدایی روابط ایران وغرب به خصوص امریکا می باشد.

در دو مورد مهم ، ایران کوشیده است که باب روابط عادی با آمریکا را بگشاید *7.

این دومورد عبارتند از بازرگانی وگروگانگیری درلبنان.

بااین وجود پاسخ این سیاست هم در سال 1376همان پاسخ 1367غرب به ایران بود ودر پی واقعه ی دادگاه میکونوس سفرای اروپا از ایران فرا خوانده شدند.

ب : آمریکا

سیاست خارجی آمریکا دارای نهادهای رسمی مشابه ایران است . در رأس دیپلماسی آمریکا

شورای سیاست خارجی قرار دارد این شورا شکل خاص تری از شورای عالی امنیت ملی ایران دارد

اما درعوض وزارت امور خارجه آمریکا ( پنتاگون ) دارای اختیارات گسترده تری از

همتای ایرانی خود است . آن چه نهادهای رسمی آمریکا در دوره زمانی پس از انقلاب

اسلامی در برخورد با ایران در پیش گرفته اند بیش از آنکه مراحلی را طی کرده باشد ،

 راهکارهای متفاوتی رابرای یک سیاست واحد آزموده اند . یعنی خط کلی برخورد آمریکا با ایران همچنان ثابت مانده است .

استراتژی کلان آمریکا در برخورد با ایران ، تلاش در راه تغییر رفتار ایران ( آن چیزی

که درمحافل داخلی به استحاله یاد می کنند . )   است .نقطه ثقل این سیاست بر روی

تقویت عناصرمیانه روی داخل ایران قرار گرفته است چرا که واشنگتن بر این

باوراست که یک ایران دوست بهتر از یک ایران دشمن است و لذا ایران زمانی

دوست می شود که نه تنها در منافع اقتصادی یا سیاسی با ایلات متحده آمریکا

همخوانی داشته باشد بلکه منتهای لیبرال نهادینه شده در این کشور را هم بپذیرد .

البته تئوری تقویت میانه روها در ایران تنها نظریه ی برخورد با جریان های داخلی ایران از سوی آمریکا محسوب نمی شود .

پاتریک کلاوسون*  با نظریه ای کاملاً متفاوت در این باره معتقد است : صفت

میانه روکه به سیاست های رهبران تهران اطلاق می شود ناظر به سیاست های

داخلی ایران است و در زمینه سیاست خارجی ضدیت خصمانه میانه روها با

غرب حتی خطرناکتراز تهدیدات رادیکال هاست ... از نظر میانه روهای ایران

مقابله با غرب منافع ملی واقتصادی فراوانی دارد *8.    

با این وجود باید دقیقاً به این مسأله توجه شود که واکنش های آمریکا و نهادهای رسمی در

برابرایران در طول سال های پس از انقلاب اسلامی بازتاب دوری و نزدیکی به میانه

روی از سوی جمهوری اسلامی بوده است .  

در سیاست خارجی ایران طی سال های  1368تا 1376 تشنج زدایی به مثابه یک اصل

وخط و مشی مطرح بوده است. 

این سیاست در آمریکا نیز بازتاب مناسبی داشته است و حتی جرج بوش به درستی آن را

درک کرده بود می گفت: حسن نیت، حسن نیت میاورد... در آن زمان چنین به نظر

می رسید که ایران سیاست خود را معتدل می کند و آمریکا نیز گذشته ها را از یادمیبرد...اگر بوش برسر کار می ماند زمینه برای نوعی بهبود رابطه فراهم تر می شد....پرزیدنت کلینتون به هیچ وجه چنین علاقه ای ندارد*9.

در اینجا باید به یک جمع بندی کلی از مدل های سیاست خارجی آمریکا در مورد ایران اشاره کرد .

دکتر محمود سریع القلم این الگوها را چنین رده بندی می کند .

1 - الگوی تهدید و انزوا ( سناتورها ، کارشناسان و دولتمردان )

2 - الگوی تفاهم ( دانشگاهیان و گروهی از محافل اجرایی و مشاوره ای )*10

3 - الگوی همکاری ( شرکت های بزرگ تجاری و صنعتی ، کارخانه ها ، شرکت های

بیمه وبانک ها ) و سپس الگوی حاکم را تشریح می نماید .

 

الگویی که درحال حاضر مورد استفاده است،الگوی اول می باشد.می دانیم که پایگاه سیاسی

 گروه فشار صهیونیستها در امریکا درقالب حزب دموکرات بسیار قوی است.بنابراین وقتی

 دموکراتهابقدرت برسند برای یهودیان امریکا زمینه بسیار مساعدی برای پیشبرد هدفهای

خود فراهم تر است.  هم اکنون نیز سیاست امریکا در چارپوب منافع کلان اسرائیل 

درخاور میانه قرارمی گیرد.به عبارت دیگر امریکائیها درحال حاضر ازمنظر منافع

 اسرائیل سیاستگذاری وعمل می کنند*11.

از همین تحلیل مشخص می شودچه عواملی موجب عدم توفیق تلاش حاکمیت های وقت

دوکشور درتشنج زدایی از روابط خود شده اند،هرچند باید اذعان داشت این عوامل تنها

عوامل موثر  نبوده .

سیاست های دوکشور به مانند قفلی است که ناشناخته است ودهها کلید دردست یکنفر است

ومی خواهد که قفل راباز کنند لذا تمام کلیدهاراامتحان می کنند تایکی از ان کلیدها،قفل را

 بازکند.اگرتوسط کلیدها باز نشد.حتما ان قفل رامی شکنند.وباید منتظر ان روز بود.

 

بازوهای پشتیبانی:

امروزه ثابت شده است که دستگاه اطلاعاتی هرکشور نقش نخست رادراتخاذ تصمیمات صحیح ومنطقی داخلی وخارجی ان کشور بازی می کند.از این رو جمهوری اسلامی ایران

 وامریکا،اقدام به ایجاد سازمان های اطلاعاتی قدرتمندی کرده اند.در ایران این وظیفه به

عهده یک وزارتخانه است ودر امریکا برعهده سازمانی فرا دولتی می باشد .البته باید اذعان کرد که سابقه سازمان اطلاعاتی امریکا بیشتر ودرنتیجه توان ان زیاد تر است.از

جمله اقدامات این دومرکز تحت پوشش قرار دادن سازمان ها ویا نهادهایی است که جهت

تحت فشارقراردادن رقیب به انها احتیاج دارند.البته چون متهیت دونظام ومیزان قدرت انها متفاوت است نوع سازمانهای تحت پوشش هم متفاوت می باشد.جمهوری اسلامی به

عنوان یک عضواقلیت نظام بین الملل،طرفدار سیاست تغییر وضع موجود است واز این رو می کوشد با تقویت سازمانهای انقلابی،واقعیت رابه نفع خود تغییر دهد ولذا این (تغییر وضع موجود)درست در نقطه مقابل

 منافع امریکا است.امریکا نه تنها وضع موجود را ایجاد کرده بلکه حفظ ان را تنها راه

بقای سیطره ی خویش برمی شماردوازاین رو می کوشدبا استفاده از نهادهای بین المللی،درراستای دفاع از منافع

 ملی خود وسیطره بین المللی خود گام بردارد.بایداعتراف کرد که سیاست نرم خویی

ومسالمت امیز ایران در سالهای 1368تا1376عملا تنها چشم پوشی ایران از ادعای

تغییروضع موجودبوده اما به هیچ وجه نتوانست امریکا رااقناع کند وبه همین جهت امریکا 

پس از ازاد سازی گروگانهای غربی درلبنان به تدریج جلوتر رفته وخواستار،عدم مخالفت

لفظی ایران باصلح اعراب واسرائیل گردید ومتعاقب ان از سوی اروپا نیز طرح امضای

تعهد نامه عدم اعدام سلمان رشدی پیش روی ایران نهاده شد.این تحرکات همان چیزی است

که پاتریک کلاوسون از ان به عنوان اوردن ایران به خانواده بین المللی یادمیکند.

 

گروه های مؤثر :

الف : ایران

روند تمام جریان های سیاسی در ایران از سال 1360 به بعد با قاعده تقسیم بر دو شروع شد . تا این زمان همه گروه ها در حزب جمهوری اسلامی گرد آمده بودند . شکل گیری جناح های چپ و راست از سال 1360 تا 1368 و سپس احزاب رادیکال و لیبرال از سال 1368 تا 1376 شکل گرفت و منجر به ایجاد چهار طیف رسمی در کشور شد که هرکدام بر بخشی از حکومت دسترسی داشتند . دربررسی گروه های مؤثر بر سیاست خارجی رجوع به طیف های چهارگانه موجب نوعی عدم استناد می گردد چرا که موضع این طیف ها چندان مشخص نیست و ارگان های موظفی ، افکار آن ها را نمایندگی نمی نماید .

اما در دل هر چهار طیف گروهی مشخص وجود داشت که در منابع رسمی به اعلام موضع پرداخته اند . ملاک قضاوت ، دیدگاه های رسمی این چهار گروه است .

1 - 4 - جمعیت مؤتلفه اسلامی ( نماینده جناح راست )

این گروه در شرایط فعلی معتقد به روابط میان ایران و آمریکا نیست اما در عین حال تیغ خود را صرفاً متوجه روابط فرهنگی میان دو کشور می کند و با روابط اقتصادی و سیاسی مشکلی چندان ندارد .

در سابقه این جناح و نیز اقدامات برخی از شخصیت های مؤثر آن مشاهده می شود که اولویت در سیاست خارجی را مصروف تقویت روابط با کشورهای انگلوساکسون می دانند . نامه معروف دکتر سعید رجایی خراسانی خطاب به رهبری در سال 1372 و تکرار بندهایی از آن در مذاکرات دکتر محمد جواد لاریجانی و نیک براون* 1375 نشان می دهد که جناح متبوع ایشان می کوشد سیاست مهار دو جانبه آمریکا علیه ایران و عراق را با اتحاد ایران ، آمریکا و انگلیس تغییر دهد .

جمعیت مؤتلفه اسلامی معتقد است : امروز آن میش ( ایران ) سال های اول انقلاب ، شیری ژیان است که به عنایات خداوندی و حضور عظیم مردمی و رهبری ولایت فقیه هیچ گرگی نمی تواند غلطی بکند . اگر در آمریکا سیاستمداران سرعقل آمده باشند و عاقلانه بخواهند عمل کنند همانطور که رئیس جمهور ما بارها فرموده اند باید نشان دهند که می شود به سخنان آن ها اعتماد کرد . اول دارایی های ایران را با هر آنچه هست تحویل دهند سپس قوانین مخالف با روابط بین الملل را لغو کنند . صراحتاً بگویند که به عدم مداخله در امور کشورها و حقوق حقه مسلمانان احترام می گذارند و ... که اگر اینطور شد آن گاه می شود موضوع را تحت بررسی قرار داد .*

2 - 4 - کارگزاران سازندگی ایران ( نمایندگی جریان لیبرال )

گروه کارگزاران سازندگی ایران به طور کلی نسبت به روابط ایران و آمریکا با دید نسبتاً مثبتی می نگرد . عطا الله مهاجرانی* یکی از رهبران این گروه در سال های آغاز به کار دولت هاشمی پیشنهاد انجام مذاکره مستقیم با آمریکا را داده بود . این پیشنهاد پس از ابراز مخالفت جریان های دیگر مکتوم ماند .

3 - 4 - سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران ( نماینده جریان چپ )

این سازمان از جمله احزابی بود که رسماً به دیدگاه های رجایی خراسانی ، مهاجرانی ، لازیجانی اعتراض کرد . سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران با دانشجویان تسخیرکننده سفارت آمریکا ( که بزرگترین تشکل دانشجویی کشور به نام دفتر تحکیم وحدت را هدایت می کنند )  روابطی تشکیلاتی دارد اما برخلاف آن رابطه با آمریکا را مسئله ای حیثیتی یا ایدئولوژیک نمی بیند بلکه با آن به دلیل تضاد با منافع ملی ایران مخالفت می کند . سازمان مذکور همچنین به عنوان یک جریان چپ گرا با آمریکا به دلایل اقتصادی نیز مخالفت دارد و آن را مظهر سرمایه داری جهانی می داند .*

4 - 4 - جمعیت دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی ( نماینده جریان رادیکال )

مواضع این طیف به طور کلی دارای مواضع رادیکال در برابر آمریکاست . در سندی رسمی از این جمعیت آمده که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پیوسته باید با سیاست های توسعه طلبانه و زیاده خواهانه قدرت های استکبار به ویژه دولت ایالات متحده آمریکا مقابله کند . *

افزون بر گروه های حاضر ، چند جریان دیگر نیز در حاشیه حکومت جمهوری اسلامی وجود دارد که در حال حاضر نقش چندانی در فضای سیاسی نمی توانند بازی کنند ، از جمله نهضت آزادی ، جنبش مسلمانان مبارز و ... که سیاست های مشابه به گروه کارگزاران سازندگی ایران را توصیه می کنند . در این سیاست ها نزدیکی به آمریکا در راستای منافع ملی ایران ارزیابی می شود .

گروه های چهار گانه ، تضادهای متعددی را در برخورد با هم و در اتخاذ تصمیم پیرامون نوع رابطه و اصل رابطه با آمریکا داشته اند . جریان چپ که در سال 60 تا 68 حاکمیت مطلق را در اختیار داشت معتقد به سیاست تهاجمی بود اما پس از انتقال قدرت به جریان لیبرال با انتقادات تندی از سوی جریان راست مواجه شد . اتحاد دو جریان راست و لیبرال طی سال ها ، موجب اتخاذ سیاست تدافعی در برابر غرب و حتی تشنج زدایی برای بهبود روابط با آمریکا گردید .

موسویان* در آن زمان چنین می گوید :

یک جناح معتقد است که ایران هرچند تلاش می کند چون آمریکا ... حسن نیت ندارد ... این تلاش ها بدون نتیجه است ... اما گروه دوم ... معتقد است که باید زمینه برای     به حسن نیت متقابل ایجاد شود و می گوید ما باید حسن نیت خوب را با حسن نیت خودمان به آزمایش بگذاریم  * 16 و سعید رجایی خراسانی  *   در گفتگو با تلویزیون C . B . S   چنین می گوید :

رأی آمریکا در زمینه محکوم ساختن نحوه مقابله اسرائیل با فلسطینیان در سازمان ملل متحد نمایانگر تغییری مهم در سیاست آمریکاست ... ایران از اقدام ایالات متحده آمریکا استقبال می کند .*17       اما پس از مدتی جریان لیبرال و جریان راست ، شکسته می شود و جریان لیبرال اعلام کرد که دیگر به رابطه با آمریکا نمی اندیشد . این امور و تغییرات آشکار در عرصه سیاست داخلی موجب نزدیکی این جریان به جریان چپ و دفاع از ایده قطع رابطه با آمریکا بر اساس منافع ملی گردید .

 

ب : آمریکا  

ایالات متحده امریکا دارای دوحزب رسمی(جمهوری خواه-دموکرات)است که به ترتیب جناح های راست وچپ این کشور راتشکیل می دهند.انچه از سابقه رفتارهای این دو حزب برمی اید این است که بطور سنتی دموکراتها خواستار تشنج زدایی از سیاست بین الملل وجمهوری خواهان خواستار فعالیت فعال درعرصه بین الملل هستند.

کندی،کارتر روسای جمهوری بودند که بنا به دموکرات بودنشان،انها رامی توان از نمونه های بارز علاقمندان به تشنج زدایی بین المللی دانست.بااین وجود نتایج چندان مطلوبی از این سیاست ها عاید امریکا نشد وامروزه برای اولین بار دولتی دموکرات برسر کار است که به خشونت بیش از صلح بها می دهد.به تعبیربسیاری از صاحبنظران:دولت امریکا احتمالا ضد ایرانی ترین دولتی است که در امریکا برسر کار امده است.بروز این تناقض ها در امریکا امری بی سابقه نیست چنانکه دولت جمهوری خواه نیکسون گام هایی اساسی جهت تشنج زدایی از روابط امریکا وچین شد(البته همین نیکسون از مخالفان شدید جریان رادیکال در ایران بوده است)انچه موجب این تناقض ها ودوگانگی ها شده است ،حضور جریان های فشار می باشد.

                   

 

جریان های فشار

الف:امریکا

قبلا اشاره شدکه صهیونیسم درتضاد منافع ایران وامریکا نقش بسزایی دارد.صهیونیسم درایالات متحده امریکا علاوه برسیطره برافکار عمومی(رسانه ها)دراحزاب امریکا نیز نفوذ قابل ملاحظه ای دارد البته این نفوذدرحزب دموکرات بیشتر است اما:طرفداران اسرائیل بیش ازهرزمان دیگر درسیاست خارجی امریکا دارای نفوذ موثر وجدی هستند وبیش از هر زمان دیگر برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران شمشیر تیز کرده اند....هردوحزب امریکا برای جلب نظر وکسب ارای انان درانتخابات اینده به همین سوی کشیده شده وبایکدیگر به رقابت برخاسته اند*18

این واقعیت باتوجه به زمینه زیر از اهمیت بیشتری برخوردار می شود:

اسرائیل ازسال های دهه1960درتعیین سیاست های خارجی امریکا درخاورمیانه نفوذ زیادی داشته.امااین نفوذ دردوران دولت های مختلف متفاوت بوده است*19

ازاین رو درمعادلات درمعادلات سیاسی امروزمیان ایران وامریکا نباید ونمی توان نقش کارتل های یهودی رانادیده گرفت.

پیروزی بی سابقه حزب جمهوری خواه درکنگره امریکا موجب شده است دولت دموکرات این کشور باخطرعظیمی مواجه شود.ازاین روباید بکوشد حمایت صهیونیستها رابه خود جلب کند.دولت کلینتون بااین خطرروبروشدکه نمایندگان جمهوری خواه کنگره ازوی برسرموضوعی که برای سیاست خارجی اش درخاورمیانه کلیدی به شمار می اید پیشی بگیرند....وارن کریستوفر به سرعت درمقابل مجامع متنفذ یهودی ظاهرشدتابازهم باکلماتی خصمانه به توصیف ایران بپردازد.....چندهفته بعدکلینتون درکنگره بین المللی یهود درنیویورک شرکت کرده واعلام نمودکه فرمان اجرایی دیگرراامضاخواهد کرد مبنی برممنوعیت هرگونه معامله تجاری بین ایران وامریکا ونیز تاحدامکان ممنوعیت هرگونه تماس شخصی باایران*20

البته بااین وجود دولت دموکرات می کوشد سرعت گیرهایی رادرراه جمهوری خواهان رادیکالی چون جان مک کین*سنتاتور الفونس داماتو*نیون گینگریچ*قراردهد.کارگزاران دولت کلینتون در وزارت خارجه وسازمان سیا سعی کردند به نمایندگان سنا تفهیم کنند که تشدید مبارزه باایران بدون مساعدت سایر کشورها نتیجه بخش نخواهد بود. توافقی که بدست امداین بود که کلینتون هیجده میلیون دلار برای عملیات مخفی علیه ایران دربودجه گنجاند اما در متن لایحه به جای عبارت(سرنگونی...)ازعبارت(تغیررفتار...)استفاده شد.*21

 

ب:ایران

درایران نیزمانند امریکا جریان های فشار وجود داردامابرخلاف امریکا این جریان های فشار سبقه ی توده ای بیشتری دارند.یک سراین جریان ها متصل به دانشجویان است وازسوی دیگر جریان های موسوم به حزب ال..قراردارندکه دولت را به جهت نزدیکی به غرب وامریکا ملامت می کنند.البته زاویه دیداین دوجریان متفاوت است.دانشجویان همان طور که اشاره گردید به این پدیده به عنوان مظهر وجود می نگرند ورابطه باامریکا رادرچارچوب منافع ملی ردمی کنند.بنابراین ازاین حیث به جریان چپ حاکمیت متمایل هستند.اماکسانی که خودراحزب ال..می خوانند ضمن انکه اعلام مخالفت می کنندخودراباغرب به عنوان محمل وجود برمی شمارند امادرحوزه روابط اقتصادی حرفی ندارند وتنها روابط فرهنگی رازیرسئوال می برند واین همان مواضع جریان راست درداخل کشور است.اگردرامریکاپشتیبان جریان های فشار صهیونیزم وسرمایه داران یهودی اند درایران جریان های حزب ال..رابازار تغذیه می کند.چرا که اصولا جناع راست یک ترکیب سرمایه داری تجاری است.

 

کاتالیزورها

الف:امریکا

درنظام امریکا کاتالیزورهای فردی وجود ندارد اما طی فرایندهایی مانند انتخابات تضاد باایران تشدید می شود.دراین زمان هردوحزب محتاج حمایت صهیونیسم ورای یهودیان امریکا می شوندواز این رومی کوشند به ایشان نزدیک شوند وانها هم خواستار تسریع درمخالفت با ایران می شوند.

ب:ایران

اما درایران مقام رهبری که به موجب قانون اساسی جمهوری اسلامی تعیین سیاست های کلی نظام رابرعهده دارد درجهت شکل گیری های سیاسی نقش اصلی راایفا می کند.به عنوان مثال برخورد رهبری با هردومقوله(نامه رجایی خراسانی ومقاله مهاجرانی)موجب اتخاذ واکنش درکل نظام گردید.

 

موخره:

بنابراین بابرسی پارامترهای شش گانه مشخص می شود سیاست داخلی نقش قابل ملاحظه ای درسیاست خارجی دارد.سیاست داخلی هردوکشورایران وامریکا ازچندمسئله جهت ایجاد یک سیاست خارجی رادیکال دربرخورد باهم بهره می جویند.(تجربه های تاریخی-اختلافات حزبی-عوامل فشار).تازمانی که دو کشور تحت تاثیر این پارامتر ها باشند ایجاد رابطه نه ممکن است ونه منطقی.درهمین جا باید اشاره کرد ایالات متحده امریکا دارای ثبات دردیپلماسی است که در جمهوری اسلامی ایران دیده نمی شود.خط کلی امریکا(استحاله-تغییررفتار)درطول این سال ها ثابت مانده است اما انچه دراین زمان تغییر کرده بازخورد ایرانی این سیاست بوده.دراینجاست که لزوم یک استراتژی ملی-عملی وثابت برای ایران ضرورت می یابد

*-سناتور جمهوری خواه مجلس نمایندگان امیکا

*-رییس کمیته بانکداری سنای امریکا

*-رییس جمهوریخواه مجلس نمایندگان امریکا

 

ارجاعات:

1-(ماهنامه)بیان شماره1-خرداد1369ص7

2-(ماهنامه)پیام امروزش11-فروردین1375ص21و22

3-(ماهنامه)پیام امروز ش6-اردیبهشت وخرداد1374ص45و46

4-(ماهنامه)اطلاعات سیاسی اقتصادی ش8ص79و80

5-(ماهنامه)پیام امروزش11-فروردین1375ص21و22

6-قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران فصل13-اصل176

7-رجوع کنید به مرجع5و2

8-(ماهنامه)پیام امروز ش12-خرداد وتیر1375

9-رجوع کنید به مرجع 5و2

10-(فصلنامه)خاورمیانه ش2تابستان1374ص309

11-همان

12-(هفته نامه)شما ش7-پنج شنبه 21/1/1376ص4مقاله 18سال قطع رلبطه ایران وامریکا

13-رجوع کنید به الف:نظم نوین جهانی وبیانیه شماره 1س .م.ا.ا .ب:رابطه با امریکا حلال مشکلات بیانیه ش 2.س.م.ا.ا.درپاسخ به نامه دکتر رجایی خراسانی.

14-(دوهفته نامه عصرما)ش57ص6

15-فصل 4مرام نامه جمعیت دفاع از ارزشهای انقلاب اسلامی-دیدگاههای سیایت خارجی.

16-(ماهنامه)بیان ش1-خرداد1369ص7

17-(ماهنامه)بیانش7اذر1369-ص23

18-(ماهنامه)پیام امروز ش6-اردیبهشت وخرداد1374 ص4

19-رجوع کنید به منبع 3

20-(فصلنامه)گفتگو-ش12تابستان1375ص94و95

21-(ماهنامه)پیام امروز ش10-بهمن واسفند1374ص40

پایان


+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1391ساعت 14:30  توسط فریدون فیض زاده  | 

قدرت سیاسی

درحیات اجتماعی بشرهمواره گروهی ازافرادجامعه براریکه سلطنت ویاقدرت تکیه زده وفرمانروایی نموده وگروهی نیز دراکثریت به عنوان فرمانبر،مطیع وپیروبوده اند.شکل ونحوه روابط بین ان دوگروه ووظایف وحقوق متقابل انان از قرون قبل از میلاد،مهمترین واساسی ترین بحث اندیشمندان علوم سیاسی ویا علمای حقوق بوده است،گروه حاکم قدرت سیاسی رادردست گرفته که به اصطلاح سیاسی به انها نخبگان سیاسی می گویند.حکومت نیز یکی از ارکان مهم دولت است که انسانها درزندگی جمعی خود همیشه بدان نیازمند بوده اند وبرای رفع نیازهای زندگی اجتماعی خود ازقبیل تامین امنیت داخلی،دفاع ازکشور،اخذ مالیات،ایجاد روابط سیاسی باسایرممالک و....دیگر امور،هیچگاه ازان چشم نپوشیده اند.واما باعنایت به اینکه خود انسان موجودی است مدنی الطبع واجتماع تاسیسی است نیازمند حکومت،لذابعد از قبول این دو مولفه،به یک فرایندی انسان می رسد که چه کسی باید حکومت کند ودرچه گستره ای ودرچه زمان ومکانی.این نقطه ای است که تمامی دو راهی ها از انجا شروع می شودوصفوف مخالفان وموافقان هویدا ورودرروی یکدیگر قرار می گیرند.

قبل از بررسی وپاسخ به سئوال لازم است مروری برتجربه های تاریخی داشته باشیم که اشتراکات لفظی،قومی،ارمانی و....چه بصورت کلی ونظری بین انسانها،انها را وادار کرده که کلیاتی رابرروی کاغذ اورندوان را قانون بنامند.ازلحاظ نظری کاستیی دران مشاهده نمی شوداما درعمل  چون بحث قدرت سیاسی مطرح می شود،نهایتا تفسیرها از قانون در راستای  قدرت  سیاسی و  حفظ  ان تحت هرعنوان خواهد بود.اما بااین همه باید توجه داشت که علیرغم واقعیتهای تاریخی،درروند تکاملی وتحولی جامعه قانونمند،افکارعمومی به عنوان رکن اساسی هرنظامی مطرح بوده اند وتوانسته اند موفقیت هایی بدست اورند اما این موفقیتها در راستای رسیدن به ارمان باکندی رشد یافته ونتوانسته افراد سهیم در قدرت سیاسی راوادار به عقب نشینی کنند.

تعاریف:

مفهوم دولت: سازمانی است باویژگی های خاص که تصمیمات خود راتوسط حکومتی که دارای قوه قهریه است که از طرق مختلف انجام میگیرد،دولت گروهی از افراد است که درقلمروی معین برای تامین مصالح ومنافع مشترک تلاش می کند وساختار ان بصورت نهادها،وسازمانهای اداری سیاسی،قضایی،نظامی و...فعلیت می یابند دولت دارای سازمان،صلاحیت،اختیار وقدرت است که از بین این تعاریف جامعه،سیاست،دولت،حکومت که ابزار دولت هستند بترتیب ازبا وسعت تاکم وسعت مطرح هستند.

مشروعیت دولت: موضوع مشروعیت یکی از مهمترین مباحث علوم سیاسی است.لذا بدیهی است از دیدگاه هرمکتب،پاسخ به ملاک مشروعیت ممکن است متفاوت باشد.

مشروعیت یکی از ابزارهای تحکیم مبانی حکومت است،که بدون ان زمینه فروپاشی وسقوط ان فراهم می شود.لذا مشروعیت،به توجیه عقلانی اقتدار وحاکمیت دولتها بازگشت دارد اینکه مردم چگونه وبه چه دلایلی تن به اطاعت بسپارند.قبلا مطرح شد درهرجامعه ای عده ای فرمان می رانند وعده ای دیگر اطاعت می کنند،این پذیرش وفرمانبری اگاهانه وداوطلبانه مردم از قدرت حاکم ،مشروعیت ویا حقانیت تام دارد.به عبارت دیگر مشروعیت ان قدرت پنهان است که مردم بدون فشار به فرمانبری مشغول می شوند وان عاملی که مردم رابه اطاعت اگاهانه یا اجبار فرا می خواند بازگشت به عامل مشروعیت دولتها دارد(توجیه درونی وقانع کننده برای اطاعت مردم).

مقبولیت:

دولتهای مشروع برای به قدرت رسیدن باید اززمینه اجرایی مناسب وشرایط تحقق دولت درعالم خارج برخوردار باشند،اصلی ترین عامل برای تحقق نظام دولت مشروع ،خواسته ی مردم است بدین معنی،اگر دولتی برحسب خواسته مردم شکل گرفته باشد امکان تحقق ان بصورت اختیاری وارادی و عقلانی وجود ندارد بنابراین پایه واساس مقبولیت دولتها ،به ارا ونظر مردم بر می گردد.اگر نظرات مردم درجهت تحقق دولت مشروع شکل نگیرد زمینه اجرایی ان میسر نخواهد شد.

عاملی که مقبولیت دولت راکاهش می دهد بازگشت به کارایی وعملکرد دولت دارد درصورتیکه کارایی دولت ضعیف باشد پایگاه توده ای ان کم خواهد شد که درنهایت بی ثباتی را به همراه خواهد داشت.امروزه قدرت دولتها کلیتی است از توان اقتصادی،سیاسی،فرهنگی وعلمی.

باوجود اینکه قدرت دین هم درعالم مسیحیت وهم در اسلام بشدت کاهش یافته اما ان قدرت برخاسته از ذات الهی هنوز هم وجود دارد وافراد در برابرش سرتعظیم فرود می اورند.باتوجه به افول ایدئولوژیهادر اواخر قرن وظهور دگرگونی در سطوح جوامع بشری وجامعه ی بین الملل،بخصوص تداوم تحولات بنیادین درکشورهای جهان سوم،متاسفانه تصمیمات شرطی کردن دیانت در جوامع کنونی متغیر است وانواع تصمیمات وجود دارد ولذا هرچه مراتب تصمیم گیری منفاوت باشد تبعا گروههای متوسط اجتماع ازنخبگان دینی فاصله خواهند گرفت.وتمرکز قدرت از پایگاههای دینی بطرف پایگاههای اقتصادی،سیاسی،اجتماعی وغیرو سوق داده خواهد شد.

بنظرم هدایت جامعه از سوی نخبگان سیاسی ویا حقوقی،راهکاری است،سیاسی،ظنی،ابطال پذیر که به هیچ وجه طبقاتی نیست.چراکه طبقات نمی توانند پایدار بمانند واصولا درحکومتهای دموکراتیک،طبقه مفهومی ندارد وانچه دراین گونه جوامع مطرح است قشر است که روزی درقالب اقلیت حکومت شونده وروزی درقالب اکثریت حکومت کننده نمایان می شود وحکومتها ودولتها بایدکارایی خود رادر جهت منافع جمعی جامعه هدایت نموده تابا کسب مشروعیت،مقبولیت از سوی افکار عمومی جامعه خود،بتواند بر ساختارها وبنیانهای اجتماعی،اقتصادی،سیاسی،فرهنگی ودینی جامعه خود اشراف کامل داشته ومنطبق بر شرایط زمانی ومکانی ادامه مسیر دهند.  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391ساعت 11:49  توسط فریدون فیض زاده  | 

بنام خدا

خشت اول گر نهد معمار کج              تاثریا می رود دیوار کج

امام متقیان امیر مومنان علی علیه السلام می فرماید:خدا رحمت کند کسی راکه درک کند،کجا بوده؟ کجاهست؟کجا خواهد رفت؟

باعنایت به سبقه ی جامعه توحیدی،جامعه کنونی ایران اسلامی نشات گرفته از همان جامعه ایست که پیامبران توحیدی نیز دربدو روشنگری وهدایت ،خودبا همین واقعیت تلخ روبرو بوده.محرومان اسیر پنچه ی اغنیا وطبقات مرفه قرار داشتند.بدیهی است دعوت پیامبران،جمود فکری راشکسنه وتصویری از یک جامعه نوین،متشکل از انسانهایی ازاد وخرد ورز ودرسایه عدالت برای انها ترسیم کردند ومردم نیز برای تحقق ان به مبارزه برخاستند وجامعه ای ازاد براساس روابطی تازه وبر پایه ی تفاهم وبرمحور علایق وارزشهای مشترک نوحیدی برقرار ساختند.

حال اگر تحولات برمحور توصیه شده ادامه پیدا کند،ان ارزشهای عالی انسانی تحقق خواهد یافت وازادی وعدالت واشتراکات اخلاقی انسانها،باارزشهای توحیدی دست مایه،سودجوییهای لجام گسیخته فرصت طلبان قرار نخواهد گرفت.برای ایجاد یک جامعه ی توحیدی باید محرکهای سودجویی راسرکوب کرد.باید انها زیر نظارت دقیق وکنترل صحیح جامعه قرار گیرند.سود جوییها ی مادی بایدمهار شود زیرا در صورت عدم نظارت وکنترل ،به طور قطع به بهره کشی از دیگران خواهد انجامید.لذا لازمه این کار اجرای اصول عدالت اجتماعی وتوزیع عادلانه امکانات وفرصتهای مادی واجتماعی برای همه مردم است.

لازم به یاداوری است که در جوامع سرمایه داری محرکهای مادی پیوسته از سوی رسانه های جمعی کنترل می شوند،هرچند جایی برای رشد ارزشهای انسانی و......باقی نمی گذارد اما نفس کار بسیار مفید بنظر می اید، که این خلا را رسانه های جمعی داخلی باید پر کنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 22:34  توسط فریدون فیض زاده  | 



  مقدمه
 انقلاب ایران دریک برهه تاریخی به وقوع پیوست که جهان  دو قطبی تنظیم کننده سیاست در صحنه بین الملل بود.پذیرش وضعیت  ویا واکنش در مقابل انقلاب ایران برای سیاستمداران غرب وشرق ایجاد مشکل می کرد.برهمین اساس عظمت انقلاب ومخالفت با ان درسرلوحه کار جامعه بین الملل قرار گرفت. با پیروزی انقلاب   واستقرار نظام جمهوری اسلامی،شعار نه شرقی نه غربی  سرلوحه سیاست خارجی ایران قرار گرفت.وبرهمین اساس مخالفت با نظام نو پا وپذیرش وضعیت ویا واکنش برای دول غرب وشرق  درتصمیم گیری ها دشوار گردید. بدیهی است که این مخالفتها وکارشکنیها با انقلاب ،دلایلی باید داشته باشد که موجب رقابتها واقدامات هدفدار گردید. ازجمله مهمترین دلیل ،قرار گرفتن ایران درمنطقه ی جغرافیایی از جهان بنام منطقه خلیج فارس وحساس بودن این منطقه ازنظر ژئوپولیتیک واستراتژیک ودارابودن  ذخائر عظیم نفتی وهمچنین وجود بازار مصرف است،که با وقوع انقلاب اسلامی ،بامنافع ابرقدرتها تعارض پیدا کرد.مهمترین عاملی که برعظمت انقلاب واهمیت ان اثر گذاشت،نیاز ایالات متحده امریکا ودوستانش به نفت وموقعیت استراتژیک ان است که اگر این نیاز وجود نداشت،شاید رفتاروخط مشی سیاسی انها دررابطه با جمهوری اسلامی تغییرمی کرد. تمامی اقداماتی که امریکابرای مهار ایران انجام می دهد،درراستای اهداف فوق است وکنترل ایران به مثابه محفوظ ماندن منافع امریکا در منطقه خلیج فارس وخاورمیانه وحفظ موجودیت اسرائیل می باشد. اگرامروز ما شاهد فشار امریکا بر جمهوری اسلامی ایران هستیم به خاطرپیشینه تاریخی است که قریب به بیش از هفتادسال است که نام امریکا با تاریخ  عجین شده است.بطوریکه اگردربرهه ای اززمان ملت ایران بخواهد بدون ذکر نام اوحتی زندگی راحتی داشته باشد ناچارا میبایست نام اورا همیشه برزبان بیاورد. البته درمقطعی به علت ظلم وستم انگلیس وروسیه ،ازامدن امریکا استقبال شایانی شد،ولی بعداز کودتای 28مرداد وحوادث پس ازان،موجب بدبینی ملت ایران نسبت به اهداف وسیاست های امریکا شد.
طرح مساله
          دولتهادرعرصه بین الملل دارای رفتار گوناگونی هستند.جهت گیریها یی که برمیگزینند دارای شرایط وقواعد خاصی است،هرچند بعضی ازاین قواعد به نظر کشوری خوشایند ومثبت نباشد،ولی برای کشوری که این عمل راانجام می دهد درست درجهت منافع وخواسته های ان است. منافع کشورهادرعرصه بین الملل باهم متفاوت است،یک دسته ازکشورها محدوده وحیطه گسترش منافع انها درچهارچوب مرز،سرزمین خلاصه می شود،ودسته ای دیگرهم هستند که بصورت منطقه ای فکر می کنندودسته سومی نیز وجوددارد که منافع خود را درسراسر جهان دنبال میکنند. یکی از کشورها که دردسته سوم جای دارد ،ایالات متحده امریکاست.این کشور پس از جنگ جهانی دوم ازسیاست انزوا طلبی خارج شد وبراساس دکترین روسای جمهور وقت خود ،جایگزین انگلستان درمنطقه خاورمیانه بخصوص منطقه خلیج فارس شد،وپس از مدتی توانست کاملا براوضاع سیاسی ،اقتصادی منطقه سلطه پیداکند وازان پس به هر طریق ممکن سعی درحفظ وضعیت وبقای خوددارد. ایران که دارای بزرگترین ساحل درخلیج فارس،همسایگی باشوروی سابق وجمعیت مناسب وبالایی بود ازاهمیت فوق العاده ای برای امریکا برخوردار بوده وبر همین اساس امریکا به تمام اتفاقات در ان کشور توجه خاص داشت وبه همین دلیل سعی می کرد تاهرروز برنفوذ خود دران بیفزاید.کودتای28مرداداتفاق خوش ایندی برای امریکا بود تادر امورسیاسی ایران دخالت واوضاع رابه نفع خود تغییردهد. پس ازکودتای28مردادامریکا کاملا براوضاع سیاسی،اقتصادی ایران مسلط می شود وپس از دکترین نیکسون ،ایران بعنوان پایگاه نظامی طرح(سیاست دوستونی)انجام وظیفه می نماید وتمام اوامر امریکا درمنطقه توسط شاه ایران اجرا وعملا کشور ایران به صورت یک (ایالت)امریکا در می اید. باپیروزی انقلاب در ایران درسال1357،امریکا یکی از مهره های اصلی خوددرمنطقه راازدست می دهد.بعداز تسخیر سفارت امریکا درتهران از سوی دانشجویان،رابطه ایران وامریکا به مرحله ی حادی رسید که پس از مدتی ازسوی امریکا قطع گردید.ازان زمان ،امریکا به طروق مختلف سعی درضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران است که تحریم اقتصادی،جنگ هشت ساله عراق باایران،واقعه طبس،کودتای نوژه و.....موارد دیگر از نمونه های بارز ان می باشد که تاکنون موفقیتی برای امریکا دربرنداشته .
 هدف اصلی این پژوهش یافتن پاسخ مناسب برای سئوال زیر است:سیاست مهار ایران توسط چه کسانی وبا چه انگیزه ای شکل گرفت،نتایج عملی ان چه بوده وبه چه فرجامی دچار می گردد؟
 علت انتخاب موضوع وهدف ان
   باتوجه به اینکه موضوع رابطه ایران با امریکا امروزه ازمباحث وموضوعات مهم  می باشد وازطرفی اقداماتی که سیاستمداران امریکا اتخاذ می کنند برای مقابله باان دارای اهمیت است ،فلذا این موضوع انتخاب گردید.پژوهش موردنظر توصیفی تحلیلی است واطلاعات بصورت کتابخانه ای جمع اوری شده ونوع منابع دست دوم وژورنالیستی می باشد.
ازنظرمکان،منطقه خلیج فارس وایران مورد بررسی قرارمی گیرد.ازنظرزمان،به اقدامات کلینتون ازسال1370تاسال1378پرداخته می شود


 اهمیت اقتصادی واستراتژیکی خلیج فارس
 منطقه خلیج فارس ازجمله مناطق جغرافیایی درسطح جهان است که ویژگیهای ممتازی دارد واز نقاط حساس دنیا محسوب می شود این منطقه ملت های را دربرمی گیرد گرچه درپاره ای از ویژگیهای فرهنگی وجغرافیایی ازقبیل:زبان،نژاد،مذهب،جمعیت ووسعت باهم متفاوتند ولی اشتراکات زیادی نیز دارند. منطقه خلیج فارس شامل کشورهای ایران،عراق،عربستان،کویت،بحرین،قطر،امارات متحده عربی وعمان میباشد.ازلحاظ جمعیت وساحل،ایران از بزرگترین کشورها محسوب می شود،وازلحاظ وسعت عربستان مقام اول را دارد.بحرین کوچکترین کشور حوزه خلیج فارس ازلحاظ وسعت وجمعیت است. ازقرون گذشته تاکنون این منطقه همیشه مورد توجه اقوام ودولتهای همجوار وغیر همجواربوده است که به همین علت پی درپی درمعرض رقابت وکشمکش قدرتهای بزرگ بوده. دلایل اهمت این منطقه بخاطر موقعیت ابراهی ان (تنگه هرمز)است که در طول تاریخ به عنوان یکی از قطب های تجاری وکالاهای مبادله شده قرار  گرفته .اوایل قرن بیستم دراین منطقه اکتشافات نفت ودرپی ان استخراج صورت گرفت. ازان تاریخ به بعد به عنوان یک منطقه کاملا مهم تلقی  وهمین عامل مهم موجب رقابت قدرتهای بزرگ  شد پس از پایان جنگ دوم جهانی ،خلیج فارس بواسطه دارا بودن ذخائر عظیم نفت وگاز واهمیت ابراه  درحمل ونقل نفت وکالاهای تجاری وهمچنین موقعیت جغرافیایی،استراتژیکی ونزدیکی وهمجواری کشورهای ساحلی با شوروی سابق ،موقعیت ویژه ای پیدا کرد که صحنه رقابت دوبلوک شرق وغرب گردید.درطول چند دهه تاکنون این منطقه به عنوان یک نقطه کلیدی از لحاظ تامین انرژی مورد نیاز کشورهای امریکا،اروپای غربی وشرقی ونیز ژاپن به حساب می امد. تااواخر دهه70قرن بیستم بیشترین نفوذ درحوزه نفتی خلیج فارس به دست انگلستان بود.ازان پس باشرایطی که بوجود امد دولت انگلستان مجبور شد منطقه را ترک وامریکا جایگزین ان شد اما همیشه دو کشور انگلستان وامریکا همکاری نزدیکی در منطقه با هم داشته اند. نمونه بارز ان حوادث مربوط به حل مسئله عمان درسال1348 است که ان کودتای نظامی وجایگزینی سلطان قابوس بجای پدرش بود که این کودتا عملا  پای امریکا رادرمنطقه باز گذاشت وامریکا توانست جزیره (سیره)رابه عنوان پایگاه نظامی خوذ دراورد،وبه اسانی دسترسی به تنگه هرمز را پیداکند. اهمیت اقتصادی منطقه خلیج فارس دارای نفت وگاز عظیمی است وبه همین علت کشورهای منطقه دارای اقتصاد تک محصولی هستند واقتصادشان شدیدا وابسته به نفت است. کشورهای خلیج فارس از نظر درامدهای ارزی بابت فروش  نفت از موقعیت خاصی ازلحاظ سرمایه وثروت درسطح جهان بهره مندندوجایگاه خاصی دارند باثروتمند شدن کشورهای حوزه خلیج فارس قدرتهای بزرگ هریک باترفندهای مختلف درصددبرامدند که ثروتهای کشورها رابه هرطریق ممکن به سوی خود جلب نمایند.عمده کشورهای منطقه که باجمعیت ووسعت کم توان هضم سرمایه رادرکشور خودنداشتند ویااز برنامه درازمدت اقتصادی ویا امکانات برای صنایع مادر درکشور خودمحروم بودند،بسوی تکنولوژی ونیروی کار ماهرخارجی رواوردند که این خود برای نفوذ وسلطه دارندگان تکنولوژی  دران کشورها شد.دراین راستا کشورهای صنعتی  به ویژه امریکا،شوروی سابق،انگلستان و....درجذب وبرگشت مجدد دلارهای نفتی باهم به رقابت پرداختند. امروز اگر به اماروارقام منتشره رسانه ها وبنگاهای اقتصادی جهانی  توجه شود،خواهیم یافت که اکثر کشورهای اروپایی وامریکا یادر بانکهای ان کشورهاحسابهای ارزی کلان گشایش نموده اند،بطوریکه امروز همان کشورها ازخطر بالقوه ای در خصوص خارج کردن ویا برداشت حسابها با تهدید روبرو می شوند.وبرهمین اساس کاملا انها رادرکنترل گرفته وبه عناوین مختلف انها رادرگیر مسایل حاشیه ای کرده اند تابهتر بتوانند از ان ثروتها استفاده کنند،وهرروز که می گذرد درزمینه های مختلف سیاستهایی رادرپیش می گیرند تاکشورهای حوزه خلیج فارس راوادار نمایند که از سیاست انها پیروی کنند. اهمیت فرهنگی ومذهبی قلب عالم اسلام یعنی مکه مکرمه ومدینه منوره درشبه جزیره عربستان واقع شده،که نمادی ازفرهنگ اسلام واصالت اسلام واعراب ازانجا نشات گرفته است.کعبه امال بیش از یک میلیارد مسلمان سراسر جهان می باشد که هرساله قریب به دومیلیون نفر برای انجام مناسک حج که یکی ازفرایض مهم دینی مسلمانان است به انجا می روند وبه یک دل ویک جهت ویک شکل انرا بجا می اورند.* علاوه برمکه ومدینه ،عتبات عالیات درکشورعراق ومشهد وقم و...در ایران مورد احترام مسلمانان بخصوص شیعیان می باشد که همه در منطقه خلیج فارس واقع شده اند.همه اینها که ذکر گردید حکایت از اهمیت خاص وویژگی فرهنگی ومذهبی این منطقه رادارد.


*-{بیژن اسدی-علایق واستراتژیهای قدرتها درخلیج فارس.تهران- انتشارات دانشگاه شهیدبهشتی 1371}


 اهمیت سیاسی واستراتژیک خلیج فارس به علت داشتن ابراه مهم وحیاتی ازنظر نظامی وتجاری دارای اهمیت بوده است وهریک از قدرتهای بزرگ برای رسیدن به منافع واهداف خود استراتژیها وسیاستهای خاصی رادنبال می کردند ادله ومدارک گواه این ادعا ست سابقه حضور دولتهای اروپایی از قرون گذشته واخیر وهمچنین ایالات متحده امریکا درقرن بیستم می باشددولت انگلستان برای رسیدن به هندوستان،خلیج فارس رابه عنوان دروازه ورود به هند تلقی می کرد وصیت نامه پطر کبیر امپراتور روسیه مبنی بر لزوم دسترسی برابهای گرم درجهت تسلط بر دنیا حکایت از اهمیت این منطقه دارد.همچنین دکترین روسای جمهور امریکا دردورههای مختلف نیز سند دیگر برای این ادعا می باشد. منطقه خلیج فارس درگذشته مکانی بود که امریکا سعی داشت تااز نفوذ شوروی دران جلوگیری کند ودرسه دهه اخیر با پیروزی انقلاب اسلامی درایران براهمیت سیاسی ان برای امریکا افزوده شده است چون عملا امریکا یک حامی قدرتمند وشریک خود را درمنطقه ازدست داد وبرای اینکه بتواند از گسترش ونفوذ انقلاب در سایر کشورها ی خلیخ فارس جلوگیری نماید دست به اقداماتی زده که در بخشهای بعدی توضیح داده خواهد شد..


 روابط ایران وامریکا در قبل از انقلاب

 تاریخ روا بط نه چندان بلند ایران وامریکا اکنده از مسائل پراهمیت وپرفراز ونشیب است .اگر نگاهی به گذشته داشته باشیم متوجه می شویم درزمانهایی که دولت های بریتانیا وروسیه برسر ممالک خلیج فارس باهم  به رقابت می پرداختند،نامی از امریکا نبود اما با گذشت زمان ،امریکا درزمان کوتاه درعرصه بین الملل چنان پیشی گرفت نه تنها به عنوان قدرت برتر مطرح شد بلکه یکه تاز میدان نیز شد. درجهانی که همه کشورها درکنار هم قرار دارند روابط از جایگاه خاصی برخوردار است وهر کشوری برای اینکه بتواند به حیات سیاسی خود ادامه دهد مستلزم است که سیاستها یی رادرپیش گیرد.،بدیهی است که این سیاست درجهت منافع ملی ان کشور است. در جهان گذشته و امروزین،سران کشورها انواع سیاست ها را در روابط خارجی کشور  خوددنبال می کردند،عده ای سیاست انزوا طلبی  را و عده ای از کشورها سیاست درهای باز وغیرو...لذا امریکا نیز جز کشورهای بودکه در هر برهه از زمان در راستای منافع  ملی خود یکی از این سیاستها را دنبال میکرد.اما انچه در صحنه ی روابط بین دول مهم است یک سری اصول  می باشد که ادامه دهنده روابط است  بنابراین درروابط ایران وامریکا قبل از انقلاب فرازو نشیبهای فراوانی وجود داشته  که بطور اجمال از اغاز روابط تا سال 1954،کودتای 28 مرداد ونقش امریکا در ان ونقش امریکا بعد از کودتا تاسال1357 مطرح خواهد گردید.



 الف:مروری بر روابط ایران از اواخر قرن نوزدهم تاسال 1954

 روابط سیاسی ایران وامریکا برای اولین بار در سال 1883 بافرستادن نخستین سفیر از سوی امریکا به ایران بنام بنجامین،برقرار گردیدکه معاصر با پادشاهی ناصر الدین شاه قاجار بوده ومتعاقب ان شاه ایران حسینقلی خان معتمد الوزرا را درسال 1388 به عنوان سفیر کشور ایران به امریکا اعزام نمود.رابطه دوکشور ازاین زمان به بعد متعادل بوده است میسیونرهای مذهبی امریکا که درایران فعالیتهای فرهنگی ومذهبی داشتند،فعالیت خود را گسترش دادند وبا ایجاد مدرسه وبیمارستان وکارهای عام المنفعه بامردم تماس برقرار  کردند وازاین طریق محبت ونظر مردم رابه خود جلب نمودند.مردم ایران که سالهای متمادی ظلم وستم روسیه وانگلیس را تحمل کرده بودند ،امریکا از این رخداد سیاسی در ایران نهایت بهره برداری رانمود وسعی کرد در ابتدای امر درامور داخلی ایران دخالت نکند وتنها سعی وتلاشش درخدمات دهی مجانی وکمک های بلاعوض منحصر شد.*رفتار سیاسی دولت مردان سیاسی امریکا درزمان انقلاب مشروطیت تقریبا بی طرفانه وگاهی به جانبداری از مشروطه خواهان وانقلابیون متمایل بود وخبرهایی هم که درمطبوعات امریکا انتشار می یافت با واقعیت نزدیک بود،باسکرویل به طرفداری از انقلابیون درتبریز کشته می شود ومرگ اواثر بسیارخوبی روی مردم ایران به جای می گذارد ومردم نیز نظر مساعدی نسبت به امریکائیها پیدا می کنند.


*-(پاشا،صالح علی ،پیوندهای فرهنگی ایران وامریکا،تهران،کمیته ملی دویستمین سالگرد استقلال امریکا،1355ص364-363)


درسال1910میلادی برابر با 1289هجری شمسی برای نخستین بار دولت وقت ایران تقاضایی برای دولت امریکا ،مبنی برفرستادن کارشناس امور مالی  به ایران را درخواست می کند که پس از تصویب لایحه ان در مجلس شورای ملی،هیاتی به سرپرستی مورگان شوستر عازم ایران می شوند.ودولت ایران ان شخص را به عنوان خزانه دار کل به استخدام خود در می اورد.وبه تبع ان دولت انگلیس وروسیه شدیدا با استخدام شوستر مخالفت میکنند وبا خرابکاری وکار شکنی های پی درپی فعالیت مرگان شوستر در ایران با مشکل مواجه می شود ودر نهایت پس از هشت ماه فعالیت درایران ،تهران رابه مقصد امریکا ترک می کند.*دولت ایران برای رهایی ازسلطه انگلیس وروس،درسال1922برابربا1301ه ش که در دوران حکومت رضاخان بوده مجددابرای بار دوم از ایالات متحده تقاضای اعزام یک گروه اقتصادی را می نماید که در مقابل امریکا یک گروه اقتصادی به سرپرستی دکتر میلسپو به ایران اعزام می نماید ،وی به مدت پنج سال اقامت در ایران خدماتی مهمی درایران انجام می دهد.*



*-پژوهش در تاریخ معاصر ایران،برخورد شرق وغرب درایران،مریم احمدی،انتشارات قدس

 *-اسکندردلدم،حاجی واشینگتن،تهران ،نشر گلفام،1370



روند مناسبات ایران وامریکا بافراز ونشیب هایی ادامه پیدا میکند تااینکه جنگ دوم جهانی شروع می شود.قبلا با بررسی که صورت گرفت همه حکایت از این را داشت که روابط دو کشور براساس خواستهای دو طرف از وسعت وشدت محدودی برخوردار بوده است که با شروع جنگ تغییر ناگهانی در مناسبات دو طرف رخ می دهد.سی هزار سرباز غیر جنگی امریکا به منظور کمک به حمل ونقل تجهیزات وملزومات جنگی که امریکا برطبق قانون وام واجاره با اتحاد جماهیر شوروی  ممنعقدکرده بود،وارد ایران شدند.در این زمان دو ارتش بیگانه نیز در ایران حضور داشتند.چون امریکا فرماندهی خلیج فارس را به عهده داشت ومحمد رضا شاه نیز با حضور امریکائیها کاملاموافق بود،لذا به امریکا جایگاه ویژه ای می بخشد.*درسال1943میلادی-1322ه ش برای دومین بار شاه ایران از دکتر میلسپو درخواست می کند که خزانه داری وسیستم مالیاتی ایران راسرپرستی کند ،این بار وی با یک هیات شصت نفره وارد تهران می شود،وبااختیارات بیشتر ووسیعتر سرپرستی امور دارایی واقتصادی ایران رابه عهده می گیردوتمام مسایل مهم مالی کشور در اختیار امریکا قرار می گیرد.درنوامبر سال1943 میلادی فرانکلین روزولت رییس جمهور وقت امریکا،به منظور شرکت در کنفرانس سران سه کشور  بزرگ با حضور چرچیل نخست وزیر انگلستان واستالین رهبر شوروی وارد تهران شدند هر چند کنفرانس به مسایل جنگ دراروپا معطوف بود اما درچند روز بعد اعلامیه ای سه جانبه منتشر شد که تمامیت ارضی وحاکمیت ایران راتضمین می کرد وبه ایران این وعده داده شد که دربازسازی وعمران پس از جنگ به این کشور کمک شود.*به دنبال قرارداد سه جانبه که سران سه کشور یزرگ در خصوص حضور نیروهای انها درخاک ایران توافق کرده بودند درپایان جنگ خاک ایران را ترک کنند .نیروهای امریکا وانگلیس این کار را انجام دادند اما نیروهای شوروی از ان عدول کرده وحضور نظامی خود را درجنوب گسترش دادند وعلاوه بر ان دو دولت دست نشانده خودمختار: اذربایجان وکردستان رابوجود اوردند.درکنفرانس پوتسدام که با حضور سران سه کشور درسال1945تشکیل شدترومن رییس جمهور وقت امریکا به سیاست استالین درخصوص ایران پی برد وفهمید که انها برای حضور در خاک ایران دارای اهدافی هستند که همان دسترسی اسان به ابهای گرم خلیج فارس،نفت منطقه وعیرو...در همین راستا بود که ترومن عمیقا به سرنوشت ایران حساس شدوهرگونه اعمال شورویها رادرایران با عکس العمل امریکا مواجه می سازد،حتی وزیر بازرگانی خود والاس رابه خاطر بی اعتنایی به موارد پیرامونی ،وادار می کند که استعفا دهد.ترومن در بحران اذربایجان وکردستان به طور جدی وارد شد ودست به اقداماتی زد که بیانگر درک موقعیت ایران از سوی امریکا بوده.*


*-همان
*-ایران وقدرت های بزرگ درجنگ دوم جهانی -ایرج ذوقی
*-جلال الدین مدنی-تاریخ سیاسی معاصر ایران،جلد اول چاپ سوم 1369


هسته اصلی سیاست واستراتژی امریکا بعد از جنگ درمورد ایران بدین ترتیب بوده که ایران به عنوان یک کشور مهم وتاثیر گذار درمنطقه خلیج فارس وخاورمیانه وبه عنوان پایگاهی مطمئن  مورد استفاده قرار گیردکه موارد زیر از اهمیت خاصی برای امریکا برخوردار است:

1-ایران به عنوان صادرکننده نفت  درمنطقه حائز اهمیت است
2-ایران به عنوان پلی است که باتوجه به دارا بودن ساحل زیاد درخلیج فارس ،مرکز ترانزیت کالا برای اروپا واسیا می باشد
3-ایران به عنوان همسایه شوروی  که دارای مرز طولانی با ان کشور است.
4تسلط کامل برابراه خلیج فارس بوسیله تنگه هرمز.
5-تصمیم گرفته شد که ایران به عنوان ژاندارم منطقه تلقی شود.

باتوجه به موارد بالا،ایران دارای موقعیت استراتژیکی وژئوپلیتیکی مهمی در منطقه است که بعد از جنگ مورد توجه امریکا قرار گرفت.لذا پایه های سیاست دراز مدت امریکا بوسیله ترومن در ایران بنا نهاده شد ودرکنار مزایای اقتصادی که امریکا دنبال می کرد در وهله نخست،سیاست خارجی خود را معطوف  به ممانعت از تجاوز ودسترسی شوروی وجلوگیری از نفوذ ایدئولوژی سوسیالیسم درایران ومنطقه کرد.


    ب :کودتای28مرداد1332ونقش امریکا
کودتای 28مرداد هم برای امریکا وهم برای شاه ازجهات مختلف حایز اهمییت است،زیرا بواسطه ان حضورامریکا درایران وپایه های حکومت شاه تثبیت گردید.کودتای 28مرداد به نهضتی که ملت ایران بعدازشهریور1320باتلاش  وجدیت وبا همکاری نیروهای ملی ومذهبی انجام گرفته بود،پایان بخشید.مهم این است که توطئه ای گسترده بین دولت ونیروهای خارجی وعوامل مزدور داخلی ،منجر گردیدکه انسجام ملت به هم بخورد وغارتگران بار دیگر با اراده ی اهنین وباپشتیبانی عوامل خارجی چنان محیط خفقانی در سرزمین ایران پدید اوردند وتا مدتها ملت را به زنجیر اسارت کشیدند.درکودتای مورد نظر عوامل زیادی دخبل بودند که بررسی هریک از انها دراین پژوهش میسر نمی باشد(رجوع شود به کتابهای تاریخ معاصر ایران)لذا دراینجا به عوامل خارجی که نقش بسزایی دراین کودتا داشتند اشاره می شود .ازجمله کشورهایی که دراجرای کودتا نقش مهمی ایفا کردند ایالات متحده امریکا وانگلیس است.امریکا یکی از جاسوسان برجسته سازمان سیا را به عنوان رهبر کودتا به ایران اعزام می کند.این شخص کرومیت روزولت6 بود،وی در مصاحبه ای اذعان کرده بود که این کودتا بوسیله عوامل سیادرماههای اخر ریاست جمهوری ترومن تنظیم شده بود.ولی بررسی دراجرای ان به دلیل اینکه ترومن از مصدق حمایت کرده بود ،متوقف گردید.وی همچنین مدعی شد که دراواسط سال1935به مدت سه هفته درایران اقامت داشته وباکمک ژنرال شوارتسکف *کودتا رارهبری کرده است.دراین راستا هماهنگیهای لازم با انگلیس نیز شده بود.روزولت درادامه مصاحبه خود اعتراف می کند که دولت متبوعش مبلغ یک میلیون دلار برای ایجاد بلوا واشوب خیابانی در اختیار وی قرار داده بود .ایزنهاور رییس جمهور وقت امریکا از چگونگی عملیات مربوط به کودتا از اغاز تا پایان درجریان بوده ودستوذ اجرای کودتا بوسیله دالس وزیر امور خارجه امریکا به برادرش الن دالس رییس سابق سازمان سیا وهمچنین والتر بیدل اسمیت معاون وزارت خارجه صادر گردید.*بیان این نکته ضروری است که دکتر محمد مصدق امید بیش از اندازه به ایزنهاور داشته بود ازانجایی که دولت مصدق با وضعیت بد اقتصادی مواجه شده بود طی درخواستی از امریکا تقاضای وام می نماید*اماایزنهاور به درخواست وی جواب منفی می دهد.بااین تفاسیر که گذشت وسایر عوامل دیگر ،درتاریخ 28مردادماه سال1332باطرح ونقشه امریکا ونیروهای داخلی،عده ای از ارازل واوباش در خیابانهای به نفع شاه شعار دادند ودر بعد از ظهر ساعت 3،5ایستگاه رادیو رااشغال می کنند.زاهدی از طریق رادیو وقوع کودتا وسقوط دولت محمد مصدق رااعلام می کند واز شاه می خواهد که به ایران برگردد.صبح روز بعد دکتر محمد مصدق خودش رابه حکومت نظامی معرفی می کند وبعد از ان طی محاکمه ای به سه سال زندان محکوم می شود وکودتایی بسیار ساده به دوران دولت نهضت ملی پایان می دهد*

*-کرومیت روزولت مشهور به کیم برادرزاده تئودور روزولت رییس جمهوراسبق امریکا ،پسرعموی فرانکلین روزولت رییس جمهور زمان جنگ امریکا وعضو سیا وکارشناس امور خاور میانه ای امریکا بود.وی در سالهای 1320تا1327مسئول سازماندهی واموزش درشهربانی ایران بوده است.
*-ژنرال شوارتسکف یکی ازکارشناسان نظامی امریکا بوده که پس از شهریور 1320-1327به دستور شاه ماموریت سازماندهی کادر شهربانی ایران رابه عهده می گیرد وبا زاهدی دوستی دیرینه ای داشته وبرهمین اساس انتخاب زاهدی نیز با توجه به سابقه اشنایی وی است.
*-مصاحبه وی درسال1357 بعداز پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفت که ترجمه ان در کیهان 1358 ،21و22فروردین انتشار پیدا کرد.
*-جوادمنصوری،25سالحاکمیت امریکا برایران.
*-جلال الدین مدنی،پیشین،ص521



امریکا بااین کودتا به دنبال براورده شدن منویات سیاسی واقتصادی خود بود،که به مواردی از انها اشاره می شود:

1:اقتصادی
امریکابعد از جنگ جهانی دوم دربازسازی اقتصادی خود شدیدا به مقدار زیادی نفت نیازمند بود ونفت به عنوان یک کالای حیاتی برای ان کشور محسوب می شد فلذا بعداز کودتایکی از مهره های سرسپرده خود بنام علی امینی رادرراس وزارت اقتصاد ایران قرار داد وتوانست قرارداد کنسرسیوم رابه نفع خود به امضا برساند.

2:تغییر محور سیاست خارجی
  باکودتای 28مردادنقطه اغازین انتقال وتغییر حاکمیت انگلیس به حاکمیت امریکا شروع شد ومحور سیاست خارجی به طرف امریکا  گرایش پیدا کرد.3

3-تغییر ساختار اقتصادی کشور

تازمان کودتا ازنظر اقتصادی تاحدودی خودکفا بودیم برای اینکه 20درصد درامد کشور ازنفت بوده وعمده درامد کشور از کشاورزی وتولیدات داخلی بوده.ونیازهای داخلی را پاسخگو بودولی بتدریج کار به جایی رسید که در سالهای بعداز کودتا،وابستگی به نفت 84درصد رسید وباوامهایی که از امریکا دریافت می شد اقتصاد ایران کاملا وابسته به امریکا شدمزایایی که این کودتا برای امریکا فراهم نمود  باعث گردید بین شاه وامریکا رابطه ی ویژه برقرار گردد وعملیات اژاکس نمایانگر ورود مقتدرانه ضداطلاعات امریکا به ایران واغاز فعالیتهای سیاسی در این کشور بود.باسرکوب کردن حرکت نهضت ملی،ازاقدامات بیشتر بسوی ملی کردن یکجانبه صنعت نفت در جهان سوم جلوگیری شد.وامریکا توانست رژیم شاه رابه مدت 25سال سرپا نگه دارد.*  امریکا توانست از نفوذ حزب توده وشوروی درایران جلوگیری کند.



.*-جیمزبیل،عقاب وشیر،ترجمه مهنوش غلامی(تهران-نشرکوبه-بهار1371)




ج:روابط ایران وامریکا از سال1332تا1357

 باسقوط دولت دکتر محمد مصدق،ایران به بخشی از صف بندی شمالی یعنی خطی از کشورهای طرفدار غرب درمرزهای جنوبی اتحادجماهیرشوروی تبدیل شد.سیاست اولیه امریکا قبل از هر چیز بوجود اوردن یک حکومت دیکتاتوری میلیتاریسمی درایران بود،تاازان طریق بتواند مقاصد خود را بدست اورد.سالهای 1333ه ش به بعد ،به قدرت شاه ایران افزوده می شد سفر ریچارد نیکسون،معاون وقت ریاست جمهوری امریکا به ایران ومتعاقب ان سفر شاه به امریکا،از جمله اقداماتی بود که برای وابستگی هرچه بیشتر شاه به امریکا ودریافت کمکهای اقتصادی ومالی همراه بود.انعقاد قراردادهای نظامی ونفتی فیمابین ،یک جهش قابل توجه ای گرفت وایران وارد پیمان بغداد که بعدها به سنتو تغییر نام داد،گردید.* مناسبات ایران وامریکا ازیک سطح معمولی عبور کرد وبه جایگاه خاصی رسید که در کنار ان امریکا دردادن هرگونه امکانات نظامی واقتصادی وحتی انرژی اتمی به ایران دریغ نکرد ودرمقابل ایران نیز به عنوان یک شریک ودوست ،از منافع امریکا درمنطقه حمایت می کرد.امریکا پس از کودتا سعی کرد برای اینکه شاه در قدرت خود باقی بماند دست به اقداماتی درسیتم نظامی امنیتی ایران زد تا از حوادث احتمالی برعلیه شاه جلوگیری نماید که به طور اجمال به پاره ای از انها اشاره می شود.


1-تشکیل ساواک

 ساواک یا سازمان امنیت واطلاعات کشور ،یک سازمان نامحدود درداخل ایران وبااختیارات کافی برای فعالیت درخارج از کشور باکمک ایالات متحده امریکا وشاه تاسیس گردیدوبه مدرنترین تجهیزات مجهز شد.وهمکاری مستقیم با سازمان جاسوسی امریکا –اسرائیل داشت وبخاطر اهمیت ان ،رییس ان پست معاونت نخست وزیری را عهده دار بود.*    


*-جمیله کدیور،رویارویی انقلاب اسلامی وامریکا(تهران موسسه اطلاعات-1372)
*ابراهیم سنجری،نفوذ امریکا درایران(تهران-خوشه-1368) 



 2-انقلاب سفید

 درسال1961که کندی به ریاست جمهوری امریکا رسید،معتقد بود که برای حفظ وبقای شاه باید درایران دست به اصلاحات زد ولذاسیاست مداران امریکا مجاب شدند واز شاه خواستند تا برنامه ای راجهت اصلاحات اعلام نماید تاهم جلوی نارضایتی مردم گرفته شود وهم به عنوان زیر بنای مدرنیزه کردن سریع کشور قلمداد شود.امریکا نگران این بود چون شوروی ها پیش بینی کرده بودند که به زودی رژیم شاه سقوط خواهد کرد فلذا امریکا معاون وزیر امور خارجه را به ایران اعزام کردومبلغ بیست میلیون دلار جهت تسریع در اصلاحات به شاه ایران داد.انقلاب سفیدکه درسال1341 برنامه های ان اعلام شد ابتدا شش اصل داشت که بعدها به دوازده اصل رسید . یکی از موضوعات دیگر که درروابط ایران وامریکا درسالهای قبل از انقلاب از اهمیت خاصی برخورداراست،دکترین نیکسون رییس جمهور  امریکا دردهه 1970می باشد که شاه رااز موقعیت خوبی  بهره مند ساخت واز او به عنوان ژاندارم منطقه نام برد. براساس این دکترین وسابقه حضور امریکا در ویتنام وهمچنین عدم موفقیت امریکا درویتنام ،سیاستی که امریکا درسال1970 درپیش گرفت سیاست دوپایه ای نام گرفت *یعنی باارسال تسلیحات نظامی فراوان ،دوقدرت محلی، ایران راستون نظامی وعربستان را ستون اقتصادی  در منطقه نام نهاد . وبه انها سهمی در اجرای نقش داده شد. این سیاست امریکا موجب شد تا شاه بااحساس قدرت کردن در منطقه ،به سلطان قابوس درسرکوبی شورشیان ظفار یاری رساند وهمچنین درتحریم نفتی اعراب علیه اسرائیل،شرکت ننماید وعلاوه براینها به عنوان بهترین مشتری امریکا درصنایع نظامی محسوب شود.وعملا به عنوان ژندارم منطقه ویا بهتر بگویم مدافع غرب درامد ودرهمین راستا درامور دیگر کشورها که مطابق خواست امریکا بود از قبیل :کمک به کردهای عراق علیه رژیم بعث،لشگر کشی به عمان،ارسال اسلحه به ویتنام جنوبی ،سومالی ،اردن،مغرب،یمن شمالی که همه به توصیه امریکا بود.



*-عبدلرضا هوشنگ مهدوی،تاریخ روابط خارجی ایران(تهران 1368)



 روابط ایران وامریکا در بعد از انقلاب

  باپیروزی انقلاب اسلامی در22بهمن ماه 1357،امریکا یک شکست بزرگی رادرسیاست خارجی خودمتحمل شد،بطوریکه هیچ حرکت سازنده ای برای مهار ان نتوانست انجام دهد وتامدتها ابتکارعمل امریکادرمنطقه ازدست رفته بود.ایران ازیک کشوردوست امریکا ،به یک کشور دشمن تبدیل شده بود لذا از انزمان به بعدامریکادرجهت حفظ منافع ملی خود،گامهای رابرداشت تابتواند منافع خود رااز اسیب احتمالی مصون نگه دارد. خروج ایران از پیمان سنتووعدم احیای مجدد ان ،امریکا را با مشکل جدی درمنطقه روبرو ساخت.تاقبل از پیروزی انقلاب در ایران،شوروی بایک سددفاعی محکم درمنطقه روبرو بود اما باوقوع انقلاب ،خطر راامریکا همچنان احساس می کرد.انقلاب درایران عکس العمل ها وتغییروتحولات عمده ای را در سیاست خارجی دولت مردان امریکا بوجود اورد وهریک ازانها به گونه ای سعی درکاهش پیامد انقلاب را در منطقه داشتند که بنا به گفته مقامات سیاسی امریکا وقوع انقلاب درایران یکی از مهمترین وحساس ترین وقایع منطقه خاورمیانه پس از جنگ دوم جهانی برای امریکا محسوب می شود،بنابراین عکس العمل واقداماتی ازسوی دولت مردان امریکایی برعلیه ایران انجام گرفت که بطور اجمالی به ان اشاره خواهم نمود:

 1-اعلام دکترین کارتر پس ازاینکه کارتر باتلاش فراوان نتوانست سیاستهای خود رابرایران انقلابی تحمیل نماید،بناچار رابطه ی سیاسی امریکا باایران راقطع کرد که به تبع ان حضرت امام ازان استقبال کردند . همچنین اشغال سفارت امریکا در تهران از سوی دانشجویان،اشعال کشورافغانستان از سوی شوروی،کارتر رییس جمهور وقت امریکا درتاریخ23ژانویه 1980 اساس سیاست جدید ان کشور در منطقه خاورمیانه ومنطقه خلیج فارس راتعیین کرد وامنیت منافع امریکا رابا این دو منطقه پیوند زد.کارتر درمقابل کنگره امریکا بالحن شدید که گویا حکایت ازعصبانیت وعمق ناراحتی وی از حوادث پیش امده درمنطقه خلیج فارس وهمچنین وقوع انقلاب در ایران وتسخیر سفارت امریکا درایران بیان داشت: بگذارید موضع خودمان را کاملا روشن کنیم ،هرگونه کوششی به وسیله هر قدرت خارجی به منظور تحت کنترل دراوردن منطقه خلیج فارس به منزله حمله به منافع حیاتی ایلات متحده امریکا محسوب می شود وچنین حمله ای بااستفاده از وسایل لزوم واز جمله نیروهای نظامی دفع خواهد شد.* بدیهی است کلیه اقدامات امریکا براساس همین دکترین درایران صورت گرفت از جمله واقعه ی طبس،کودتای نوژه،جنگ 8ساله عراق برعلیه ایران ،سرنگونی هواپیمای مسافربری،بلوکه  کردن دارائیهای ایران،تحریم تسلیحاتی وفشار به سایر کشورها در مبادلات تجاری با ایران واز همه مهمتر مشعول کردن ایران به مسایل و بحرانهای داخلی خود و.....


 2-جنگ ایران وعراق ونقش امریکا

جنگ هشت ساله عراق علیه ایران ،ازجمله جنگهای نادر جهان است که یک کشور تازه انقلابی که هنوز ثبات سیاسی ونظامی واقتصادی خود راکامل نکرده است مورد هجوم نظامی کشوری تادندان مسلح وبا پشتیبانی ابر قدرت غرب وشرق وسایر هم پیمانان  قرار می گیرد. که قلم از بیان ورشادت غیور مردان ایران زمین عاجزوقاصر است. دراغازین جنگ،امریکائیها که داعیه رهبری ودفاع از حقوق بشر راداشتند،ودر راستای ان در هر جا که منافع انها ایجاب می کرد دخالت می کردند لذا ایران نیز یکی از مکانهایی بود که منافع امریکا را نادیده گرفته بود .امریکا در طول هشت سال جنگ نه تنها اقدامی برای پایان دادن ان انجام نداد بلکه بطور مستقیم وغیر مستقیم به حمایت از عراق پرداخت ودر ابتدای جنگ با ارسال تجهیزات ومهمات نظامی به عراق برشعله های اتش جنگ افزودوبااعمال نفوذ بر شورای امنیت ،که ان شورا باید به عنوان یک مرجع بین المللی در دعواهای احتمالی کشورها، چاره اندیشی کند ومانع از کشتار شود خود به عنوان عامل وفرمانبر امریکا قرار گرفت واز وظایف قانونی خود دور گردید. با همه هجمه های خارجی ایران توانست در بهار سال1361باعملیات موفقیت امیز خرمشهر اشغال شده را از عراق باز ستاند وانرا ازاد نماید ویک برتری نسبی در جنگ بوجود اورد.از ان زمان به بهد امریکا متوجه قدرت نظامی ایران شد وبا حمایت علنی از عراق وبازدید کارشناسان امریکایی از عراق ،مبالغ کلان دلار واعتبار خرید تسلیحاتی در اختیار عراق قرار دادند.ازسال1363که اوج جنگ دوکشور بود توسط صدام در برنامه زنده تلویزیونی به استفاده از پشتیبانی اواکس های امریکا مستقر درعربستان در جنگ پرده برداشت ودر عملیات باز پس گیری فاو،حمله به جزایر نفتی ایران،حمله به هواپیمای مسافربری،سکوهای نفتی وغیرو.....نقش مستقیم امریکا در جنگ را مطرح کرد.

 3-ماجرای مک فارلین


این ماجراکه بنام ایران گیت معروف شد،درپی تلاش مقامات امریکایی برای برقراری روابط سیاسی با ایران صورت گرفت که یک رسوایی بزرگی در سیاست خارجی امریکا وشخص رییس جمهور امریکا محسوب گردید،وبیانگر این واقعیت است که زمانیکه ازیک  دیدگاه استراتژیک به نزدیک شدن امریکا وایران بنگریم دلایل این اقدام رااجباری می یابیم(عقاب امریکا نمی توانست با شیر ایران که مقتدر ترین نیرو در خلیج فارس بود رابطه نداشته باشد)* روشی که رونالد ریگان رییس جمهور وقت امریکا اتخاذ کرد بسیار نسنجیده وناشیانه وبخاطر عدم درک صحیح از مسئولین ایرانی بود.بدیهی است اگر هر کشوری درموقعیت ایران ازلحاظ جنگی،محاصره اقتصادی،تحریم تسلیحاتی وفشار سیاسی بود شاید باروی باز ازان استقبال می کردوان کیک وکتاب انجیل را باروی باز می پذیرفت.ولی ان چیزی که این ماجرا را رسوا تر کرد رهبری خرد مندانه امام بود که اقای هاشمی رفسنجانی ریاست وقت مجلس در خطبه نماز جمعه مورخ 13ابان 1365اینگونه بیان کرد: رابرت مک فارلین* یکی از چهرههای ارشد کاخ سفید ،هماه سه نفر بطور مخفیانه وبا گذرنامه های ایرلندی وبایک هواپیما حامل اسلحه وارد تهران شدند.ما به دستور امام از تماس بااین عده خوداری کردیم وفقط به مدت سه ساعت انان را تخلیه اطلاعاتی کرده ومورد باز جویی قرار دادیم.انها حامل پیامی از سوی ریگان برای برقراری رابطه با ایران بودند،ماانها رانپذیرفتیم واین عده پس از پنج روز بازداشت،از ایران اخراج شدند. واکنش های بعدی رسانه های غربی ومسئولین امریکایی وگفته های ضدونقیض انهادر تایید ویارد انها بیانگر این موضوع  است که ماجرای مک فارلین به یک رسوایی بزرگ برای امریکا تبدیل شد

*-جمیله کدیور
*محمود طلوعی،نبرد قدرتها درخلیج فارس(تهران موسسه پیک 1366)
*-جیمز بیل،پیشین
*-مک فارلین،مشاور ریگان درامور امنیت ملی بوده است.
*-غلامرضا بابایی،فرهنگ علوم سیاسی جلد دوم(تهران نشر ویس 1366)



 استراتژی مهاردوجانبه

 پس از دوازده سال که بر سیاست خارجی امریکا،جمهوری خواهان سکان دار بودند مجددا نوبت به دموکراتها رسید وبا انتخاب بیل کلینتون به ریاست جمهوری ،عملا قدرت در کاخ سفید به دمکراتها منتقل شد.تغیرات در اوضاع جهان که قبلا مطرح گردید سیاست مداران امریکایی را وادار ساخت تا سیاست های جدیدی در قبال جهان ومنطقه اتخاذ نمایند. لذا در این راستا باتوجه به موقعیت وشرایط عراق ،سیاست مهار دو گانه (ایران-عراق)را مطرح ساختند.همان گونه که قبلا اشاره شد ،استراتژی مهار بخشی از امنیت ملی دولت کلینتون بوده و واشینگتن حساسیت شدیدی نسبت به رویدادها وفعل وانفعالات که منجر به کاهش ویا به خطر افتادن منافع خود می دانست.از نظر طراحان هر چند عراق تا حدودی مهار شده بود ولی بحث اصلی مهار ایران بود که همواره تهدیدی جدی علیه منافع امریکا تلقی می شد.ایران کشوری بود که بنا به اظهارات (فرد هالیدی)همواره موجبات نگرانی امریکا را فراهم نموده بود وگویا برای رییس جمهور جدید ودموکرات امریکا ،این حقیقت مصداق پیدا کرده بود* اقدامات محدود کننده امریکا علیه ایران که ازسوی روسای جمهور قبلی اتخاذ شده،باید بطور یکجانبه به منظور ایجاد تغییراتی دررفتار ایران ادامه پیدا می کرد.این اقدامات می تواند چهار هدف اصلی داشته باشد که مختصر به ان اشاره می شود.موریس لینکن،کاردار سابق امریکا که جز گروگانهای سفارت امریکا در تهران بود ،این اهداف را اینگونه اعلام می کند:

 1-تامین ثبات وامنیت منطقه ی خلیج فارس
 2-حفظ جریان مذاکرات صلح خاور میانه وممانعت از تداوم حمایت مالی وایدولوژیکی ایران از حزب الله وحماس 3-جلو گیری از اشاعه تسلیحات هسته ای درمنطقه
4-کاهش خطر تروریسم بین اللمللی*

 ایران با حضور امریکا در منطقه شدیدا مخالف است ومعتقد است امنیت منطقه باید توسط خود کشورهای منطقه تامین شود نه توسط کشورهای فرا منطقه ای. البته اهداف دیگری نیزوجود دارد اما امریکا درتلاش است با انزوای ایران زمینه ی استحاله اندیشه های اسلامی را بوجود اورد.به نظر می رسد که قرار دادن عراق درکنار ایران یک ترفند سیاسی  از پیش تعیین شده بوده.چون با توجه به وضعییت عراق که بامحکومیت جهانی وبین المللی به خاطر حمله به کویت وجود داشته،این سیاست،کارایی زیادی از حیث اینکه باشد ویا نباشد،نداشته است لذا تنها فایده ان این بوده که شاید در اینده بتواند متحدان خود را به مانند تحریم عراق در خصوص ایران نیز همگام سازد.برای اینکه بحث سیاسی مهار دو جانبه را بتوانم بهتر بازگو نمایم ضرورت دارد به سیر تحول این استراتژی از بدو شکل گیری اشاراتی داشته باشم.

 1-شناخت استراتژی وستون های فکری ان

  این استراتژی برای اولین بار در18ماه مه 1993برابربا28اردیبهشت1373یعنی حدود پنچ ماه بعد از روی کار امدن بیل کلینتون،توسط مارتین ایندایک * که یک مسئول امور خاور میانه ای شورای امنیت ملی امریکا بود مطرح گردید.به دنبال سخنرانی او بود که موضوع استراتژی مهار دوجانبه در محافل علاقمند به امور خاورمیانه پیگیری شد.این استراتژی رامی نوان در سه مقطع مورد شناسایی وبر رسی قرار داد:

 الف-شناخت محتوای نظری وفکری

 باعنایت به انچه تا اینجا مطرح گردید سیاست مهار دو گانه بر پنچ پایه استوار بوده:
 1-امریکا در منطقه ی خلیج فارس وخاور میانه در وضعیت مناسبی قرار دارد وارایش نیروها به نفع امریکاست(فروپاشی شوروی –پایان جنگ عراق برعلیه ایران-پیروزی امریکا در جنگ با عراق-علاقه مندی متحدین امریکا در خلیج فارس به همکاری نظامی با این کشور)که این شرایط در گذشته برای امریکا وجود نداشته. 2-سیاست امریکا درگذشته براین بود که با ایجاد توازن قوا بین دو کشور (عربستان-ایران)به مقاصد خود برسد اما در جنگ ووقایع دیگر مشخص شد که این سیاست کار ساز نبوده.
 3-شکست تصور امریکا،در خصوص نیروهای داخلی ایران مبنی براینکه میانه روها رامی شود علیه تندروها(به تعبیر خودشان)به کار گرفت که واقعه ی مک فارلین از ان جمله است.
 4-جلوگیری از داشتن مناسبات تجاری وسیاسی ایران با کشورهای دیگر وفشار برای تغییر رفتار ایران،از موارد دیگری بوده که در ذهن سیاست مداران امریکایی می گذشت.
5-سیاست مهار دو جانبه،مربوط به سیاست مهار شوروی سابق در دوران جنگ سرد بوده که توسط جورج کنان طرح گردید.

 ب-شناخت جنبه های عملی
 درمورد اینکه این طرح راچگونه جامه عمل بپوشانند دربین طراحان و موافقان چهار دیدگاه وجود داشت.

 1-سیاست مهار دوجانبه به معنای تلاش برای براندازی دولت جمهوری اسلامی ایران نیست،عمدتا بر افزایش فشارهای بین المللی تکیه دارد
 2-مهار ایران کار چندان اسانی نیست زیرا در مورد ایران برخلاف عراق ،تحریم های بین المللی وجود ندارد.چون باید در این راستا دوستان امریکا را به قطع مناسبات تجاری با ایران متقاعد کرد که این خودذ نیاز به هماهنگی وهمراهی انها دارد.
3-تاکید اصلی سیاست مهار دو جانبه جلو گیری از دست یابی ایران به سلاحهای پیشرفته وکالاهای صنعتی است که استفاده های دو گانه نظامی وشخصی دارند.
4-شناخت انگیزه های طراحان.

 شکی نیست که سیاست مهار دو جانبه ویابهتر بگوئیم مهار ایران،دربستری ازروابط منفی امریکا نسبت به ایران طی دوران پس از انقلاب اسلامی شکل گرفته و به گفته ریاست جمهور محترم اقای خاتمی (دیوار بلند بی اعتمادی بین دو کشور از سوی امریکا بنا شده است)اما واقعیتی دیگر وجود دارد که قابل کتمان نمی باشد وان همان نهادها ،سازمانها وگروهای ذینفوذ جامعه یهودی مقیم امریکا هستند که درایجاد وطراحی ان نقشی موثر ایفا کرده و می کنند. بطور کلی سیاست خارجی امریکا متاثر ازکنش وواکنش بین چندین نهاد بروکراتیک وگروهای ذی نفوذ (وزارت امور خارجه-وزارت دفاع-سازمان سیا-شورای امنیت ملی-وزارت بازرگانی ،کشاورزی –ولابی صهیونیست)است سیاست مهار را عمدتا شورای امنیت ملی و شخص مارتین ایندایک طراحی کرده است برای اینکه انگیزه وزمینه های فکری وگرایشی این شخص رابهتر بشناسیم لازم است بخشی از بیو گرافی انردرپا ورقی  ذکر کنم تا به ماهیت این استراتژی بهتر پی ببریم


*-حسین یکتا.استراتژی مهار دوگانه.مجله بررسی های نظامی شماره 19
*-همان
*-وی متولد وبزرگ شده استرالیاست. وی مدتی مشاور نخست وزیر استرالیا درامور خاور میانه بوده است.پس از ان به اسرائیل رفته ومشاور مطبوعاتی نخست وزیر اسرائیل ورهبر حزب لیکود می شود.سپس به امریکا مهاجرت کرده وبه استخدام کمیته امور عمومی امریکا-اسرائیل (ایپاک)درمی اید.ایپاک گروه فشار یا لابی صهیونیسم در امریکا است.بدنبال این کار،ایندایک از یکی از اعضای هیئت مدیره ایپاک بنام خانم باربری واین برگ که همسرش نیز رییس هیئت مدیره ایپاک بوده مبالغی کمک مالی دریافت می نماید ودر سال1985موسسه واشینگتن برای مطالعه خاور نزدیک تاسیس می کند که این موسسه پس از مدتی به یکی از فعالترین موسسات تحقیقاتی،باگرایش سیاستگذاری درامور خاور میانه تبدیل می شود. در حقیقت از طریق ریاست این موسسه است که ایندایک به کاخ سفید ومسئولیت امور خاورمیانه در شورای امنیت ملی راه پیدا می کند .   مارتین ایندایک در کنار خود دو شخصیت دیگر را همراهی کرده که انها ارادت وعلاقه خاصی به رژیم اسرائیل داشتند(دنیس راس-ساموئل لوئیس)اولی عضو ایپاک ودومی به مدت 8سال سفیر امریکا در اسرائیل بوده ودر حال حاضر نیز در بخش برنامه ریزی وزارت خارجه امریکا مشغول فعالیت است.باوضعیت توصیفی ،روشن است که یک مجموعه جانبدار کشور اسرائیل در اداره امور خاور میانه دولت کلینتون فعال می باشند وکاملا خط دهی افکار کلینتون رابرعهده دارند.



 2-سیر تحول سیاست مهار دوجانبه 

 پاتریک کلارسون*ازهمکاران نزدیک ایندایک درموسسه واشینگتن،نگارش مجموعه را بدست گرفت وپس از تدوین استراتژی ومشخص شدن نکات اصلی واهداف ازپیش ترسیم شده،نوبت به اجرای اولین فاز ان رسید ودرمارس واوریل1994مقاله ای درمجله کارن افرز* توسط انتونی لیک ،مشاور امنیت کلینتون،تحت عنوان دولت های یاغی به تشریح سیاست مهار دو جانبه پرداخت. درج واعلام این استراتژی بصورت مقاله دریک مجله انهم توسط مشاور امنیت ملی ،دربین کارشناسان سیاسی بدان معنا است که سیاست رسمی دولت رابیان کرده واز مرحله اولیه گذشته ووارد فاز بعدی یعنی بحث عمومی ونخبگان سیاست خارجی شده است.*همزمان بادرج مقاله فوق ،سکپوزیومی درشورای سیاست خاورمیانه واشینگتن برگزار میگردد که در این جلسه*مارتین ایندایک،گراهام فولر*انتونی کردزمن*و تبدرمار * به بررسی سیاست مهار دوجانبه می پردازند که این جلسه راسناتور جورج گاورن*اداره می کرد.وبه بحث وتبادل نظر ونقاط ضعف وقوت ان می پرداختند.* این استراتژی پس از گذر از مراحل توصیفی،بعداز یک سال با سخنرانی بیل کلینتون رییس جمهور امریکا ،در کنگره جهانی یهودیان مورد تاکید قرار گرفت.هرچند باتوجه به سابقه افرادی که در طرح این سیاست نقش داشتند وجملگی درایپاک دارای نقش برجسته ای بودند وبه نوعی در پشت پرده این استراتژی رژیم اسرائیل بازی  واعمال سیاست می کرد،لذا باسخنرانی کلینتون در جمع یهودیان ،روشن شد که هدف این استراتژی درراستای اهداف اسرائیل می باشد.


3-برخورد گوناگون با سیاست مهار دو جانبه

رابرت پولت ریو معاون وزارت خارجه امریکا،دراجلاس کمیسیون روابط خارجی مجلس نمایندگان،محتوای سیاست مهار دوجانبه در مورد ایران را تاکید قرار می دهد واظهار می دارد:* از طریق همکاری بادیگر کشورها تلاش می کنیم تا ایران را از دسترسی به فنون پیشرفته،اعتبارات مالی ودیگر امکانات محروم نماییم. وی ضمن تاکید برروح واساس مهاردوجانبه،درمقابل سئوالی که از وی پرسیده می شود که ایا می توانیم ازسیاست خود در قبال ایران وعراق مهار دوگانه نام ببریم؟جواب می دهد* شمامختارید ولی من دوست دارم وتوصیه می کنم که شما عنوان مزبور را با نوجه به مفاهیمی که برای ان بیان شد،مورد استفاده قرار دهید. بنابراین بانگرش عمیق به این اظهارات وسایر مسئولین وزارت خارجه امریکا ،معلوم ومشخص می شود که جملگی از محتوای سیاست مهار دوگانه حمایت می کنند .   


 *-کلارسون در زمان انتشار مقاله علاوه برهمکاری با موسسه،محقق ارشد موسسه مطالعات استراتژیک ملی دردانشگاه دفاع ملی وسردبیر نشریه اوربین نیز بوده.وی قبلا عضو بانک جهانی وصندوق بین المللی پول بوده وپیشنهاد اولیه مبارزه اقتصادی امریکا برعلیه ایران را ارائه داده بود.

*-مجله سیاست خارجی.سال هشتم. شماره 1و2
*-هدف از بیان بیوگرافی ویا مسئولیتهای شخصیت های  نامبرده شده دراین پژوهش صرفا جهت اشنایی بوده واهمیت وجایگاه نظریات انها درسیاست خارجی امریکا رابرای دیگران روشن می سازد.
*-وی تحلیل گرومعاون سابق سازمان سیا بوده است.
*-وی تحلیل گر مسائل نظامی خلیج فارس می باشد
*-وی محقق دانشگاه دفاع ملی است.
*-وی کاندید ای اسبق حزب دمکرات،برای انتخابات ریاست جمهوری بوده.
 *-مشروح بحث پیرامون سیاست مهار درفصلنامه خاورمیانه-سال اول-شماره3امده است
*-مجله سیاست خارجی –پیشین
*-همان                  

      سیاست مهار ایران درعمل


 در قسمت های پیشین به مفهوم اولیه سیاست مهار دو گانه پرداخته شد معلوم گردید کابینه بیل کلینتون بیشتر از کابینه های گذشته ،به اقدامات مهار کننده ایران توجه مضاعفی داشته وکمتر پذیرای بهبود روابط با ایران بوده. اجرای سیاست فوق در چند زمینه انجام شد که شامل تحریم های اقتصادی،نظامی،اتحاد استراتژیکی وابتکارات سیاسی چند جانبه بود.دراین راستا هماهنگ نمودن افکار عمومی نیز یک مقوله جدا بود که سیاست مداران امریکایی بااستفاده از رسانه های گروهی داخلی توانستند براین امواج سوار شوند وبا تداعی گروگان گیری سال1358 وتسخیر سفارت وهمچنین عملیاتهای تروریستی درجهان با نام ایران وایرانی در افکار عمومی امریکا عجین سازند. اعضای کنگره ازدوحزب جمهوری خواهان و دموکراتها،تمامی اقداماتی راکه کنگره علیه ایران انجام می دهد حمایت قاطع دارند وهر مسئله ای که درسطح جهان اتفاق می افتاد به یک طریقی ان را به ایران وصل می نمایند وسعی دارند افکار عمومی جهان را برعلیه ایران با خود هماهنگ کنند.ایران را در قضایای اتفاق افتاده مقصر دانسته ودر کنار ان از ابزارهای حقوق بشر،تحقیقات هسته ای وغیرو..دررسیدن به خواسته های خود بر علیه ایران استفاده می کردنند.ابعاد تحریمها ی مطرح شده عبارتند از: بعد اقتصادی مهار ایران


 امریکا برای اینکه بتواند ایران راوادار نماید تابا خواسته های امریکا درمنطقه وجهان همسو نماید،برقراری هرنوع روابط اقتصادی وتجاری ویاهر گونه اقدام یکجانبه وچند جانبه که موجب تقویت ورشد اقتصادی ایران شود راممنوع کرد ودرتاریخ14مارس1995دفتر ریاست جمهوری امریکا مستقیما دستور فسخ قراردادنفتی کونوکو باجمهوری اسلامی راصادر کرد.دستور العمل های بعدی که حالت اجرایی داشت وازسوی رییس جمهور امریکا صادر شد اذعان می داشت که عملکرد جمهوری اسلامی ایران باعث ایجاد تهدید جدی برای امنیت ملی وسیاست خارجی وهمچنین اقتصاد امریکا  می شودولذا برای مقابله با این تهدیدات،اعلام شرایط اضطراری ملی نموده وممنوعیت های زیر رابرعلیه ایران وضع وابلاغ نمودند. الف:هیچ شخصیت حقیقی یا حقوقی امریکایی نمی تواند درزمینه ی توسعه منابع نفتی ایران فعالیت نماید ویا صلاحیت شخصیت حقیقی یاحقوقی کشور ثالثی رابرای انجام اینگونه امور تائید نماید. ب:هیچ شخصیت حقیقی ویا حقوقی امریکایی نمی تواند اعتبارات مورد نیاز برای توسعه ی منابع نفتی ایران را تامین نماید ویا توانایی مالی شخصیت حقیقی یاحقوقی تابع کشور ثالثی رابرای انجام اینگونه امور تائید نماید. در اینجا ضرورت دارد که تحریمهایی که قبل ازاین دستورالعمل ازسوی امریکادرسال1981درقالب بیانیه صورت گرفته بود رابیان دارم.

 1-دراوج تجاوز وحمله نظامی عراق برعلیه ایران،امریکا تحریمی یکجانبه موسوم به قطع جریان هرگونه کمک به عملیات رابرعلیه ایران اعمال کرد که هدف از ان جلوگیری از دستیابی ایران به سلاحها و تجهیزات دارای کاربرد دوگانه درهر کجای جهان بود که این تحریم درجنگ ایران وعراق قبلا مطرح وتوضیح داده شده.

2-درفرمان 29اکتبر1987رییس جمهور امریکا،ریگان،طبق فرمان اجرایی شماره 12613واردات ازایران راتحریم وصدور14نوع کالا ی دارای استفاده بالقوه نظامی رابه ایران ممنوع ساخت.

 3-صادرات برخی مواد شیمیایی به ایران طبق فرامین اجرایی مارس1984وژوئیه1987ممنوع شد.

 4-قانون عدم تکثیر تسلیحات ایران-عراق،که بصورت اصلاحیه قانون بودجه دفاعی برای سال مالی1993 تصویب شد،مجازاتهایی راعلیه اشخاص یاکشورهایی که به ایران کالا یاتکنولوژیهایی تحویل دهند که به برنامه های تسلیحاتی متعارف ان کشور کمک نماید،مقرر می دارد ومی خواهد که از درخواست مجوز برای صدور تجهیزات نظامی امتناع شود.

 5-لایحه اختصاص بودجه برای عملیات خارجی مربوط به سال مالی1993مانع کمک به روسیه می شود مگر اینکه رییس جمهور امریکا مذاکراتی جدی رابا روسیه به منظور کاهش صادرات سلاح های متعارف پیچیده به ایران اغاز کند.*



   *-مجله سیاسیت خارجی سال یازدهم شماره 1ص 94

 این تحریمها بیانگر دو نکته می باشد،اول اینکه امریکا برای به زانو در اوردن ایران از هیچ کاری فرو گذار نکرده وبه هرطریق ممکن سعی کرد تاحلقه ارتباطی اقتصادی ایران راتنگ تر نماید تا بتواند به مانند سایر کشورهای منطقه برایران تسلط یابد واز این طریق به اهداف خود برسد.امااین تحریمهای یکجانبه وفرامرزی امریکا،از لحاظ حقوق بین الملل دارای اشکالات وابهاماتی است که به اختصار به ان اشاره می شود.

 الف-غیر مجاز بودن تحریمهای یکجانبه درحقوق بین الملل

جامعه بین المللی تنها به سازمان ملل این اختیار راداده است که دروضعیت های خاص که تهدید علیه صلح وجود دارد،براساس منشور ان سازمان ،اقدامات اقتصادی قهرامیز رااتخاذ نماید وبراساس قطعنامه های مختلف انرا اجرا نماید لذا هیچ دولتی نمی تواند بطور یکجانبه اعمال اقتصاد قهرامیز علیه دولت دیگری را اعمال نماید.نمونه بارز ان درقضیه جنگ نفت که سازمان ملل برعلیه عراق اقدامات اقتصادی قهر امیز اتخاذ نمود.*


 *-همان


 کنفرانس تجارت وتوسعه ملل متحد انکتاد نیز اقدامات اقتصادی قهر امیز رابویژه هنگامی که علیه کشورهای درحال توسعه به کار می رود رامحکوم نموده ودربخشی از اقدامات تحت عنوان عدم قبول اقدامات قهرامیز،تصریح می کند که:تمام کشورهای توسعه یافته باید ازاعمال محدودیت تجاری،محاصره،ممنوعیت معامله وسایر مجازاتهای اقتصادی مغایر بامقررات منشور ملل متحد علیه کشورهای درحال توسعه،به عنوان شکلی از اجبار سیاسی که بر توسعه اقتصادی سیاسیواجتماعی این کشورها اثر می گذارد،خودداری ورزند.


 تحریم های یک جانبه ناقض حق توسعه است

 برابراعلامیه وین وبرنامه عمل 25ژوئن1993،حق توسعه به صورت ،حق جهانی وجدا ناپذیر وجز جدانشدنی حقوق اساسی بشر امده است .که اعلامیه مذکور این چنین توضیح می دهد:یک حق انسانی جدا ناپذیر،که به موجب ان هرانسان وتمام مردم حق دارند درتوسعه اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی،وسیاسی که دران کلیه حقوق انسانی وازادی های انسانی بطور کامل تحقق می یابد،مشارکت وهمکاری کرده وازان بهره مند شوند.* بند چهار قطعنامه کمیسیون حقوق بشر تحت عنوان(حقوق بشر واقدامات قهر امیز یک جانبه)به صراحت محدودیتهای تجاری،محاصره،ممنوعیت معامله ومسدود کردن دارائیها رابه عنوان اقدامات مجبور کننده ای فهرست می کند که از لحاظ حقوق بشر جرم محسوب می شود.*

 تحریم های یکجانبه،ناقض اصل عدم مداخله درامور داخلی



 تمامی دولت ها وسازمان ها واتحادیه ها(اصل عدم مداخله درامور داخلی)رابه عنوان یک منشور بین المللی پذیرفته اندوبرابر ماده32منشور ،حقوق ووظایف اقتصادی دولت ها اعلام می دارد که هیچ دولتی نمی تواند از اقدامات اقتصادی،سیاسی یاهرنوع دیگر از این اقدامات برای مجبور کردن دولتی دیگر به منظور فرمانبرداری ازان دراعمال حق حاکمیت خود،استفاده یا تشویق نماید.

 تحریم های فرامرزی ناقض اصل عدم مداخله درامور خارجی


اصل عدم مداخله درامور خارجی نیز همانند اصل عدم مداخله درامور داخلی مورد تائید مجامع بین المللی وکشورهای جهان می باشد.وقتی سخن از استقلال یک کشور به میان می اید تمام ابعاد ان مورد نظر می باشد واین رویه غلط که اکنون به عنوان تحریم های سایر کشورها ازیک کشور تصمیم گیری می گردد حتی با قطعنامه های سازمان ملل ومنشور ملل متحد مغایرت پیدا می کند. مجمع عمومی سازمان ملل درقطعنامه های9/47و10/50ضمن نگرانی از وضع قوانین ومقرراتی که ازسوی بعضی ازدولتها یعضو صورت میگیرد که منافع وحاکمیت بعضی ازکشورها ویااشخاص صلاحیت دار راتحت تاثیر قرار می دهد.باردیگر تاکید مینماید:ازدولتهایی که چنین قوانینی یااقداماتی،راتصویب نموده اند،مصرانه می خواهد که طبق رژیم حقوق خود،گامهای لازم رادر اسرع وقت برای الغا یاابطال انها اتخاذ کنند.* درکنفرانسی که در اروپا باعنوان( امنیت وهمکاری اروپا)تشکیل شده بود درسند نهایی ان امده است:دولت های شرکت کننده از مداخله مستقیم ویاغیر مستقیم،فردی یاجمعی درامور داخلی ویا خارجی درحوزه صلاحیت داخلی دولت شرکت کننده دیگر قطع نظر از روابط متقابل انها،خودداری خواهد کرد.*

 *-مجله سیاست خارجی پیشین ص98
*-4مارس1994کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد

 *-مجله سیاست خارجی پیشین ص99
*-همان 


قانون داماتو
 
درپی اعلام لغو قراردادهای نفتی ازسوی بیل کلینتون،وهمچنین انفجار پایگاه نظامیان امریکایی درظهران عربستان درابان ماه1374،باردیگرسردمداران امریکایی بران شدند که برتخاصمات خود برعلیه ایران شدت ببخشند وانفجارات ظهران را به ایران منتسب کردند.سناتور الفونس داماتوباتلاش بسیار طرحی را به امضا ی 20نفر ازنمایندگان مجلس سنا رساند که بعدها این طرح به داماتو مشهور گشت.این طرح،حوزه ممنوعیت روابط اقتصادی باایران رادرابعادوسیعتر بیان می کرد وبا اجرای سیاست مهار درمحورهای زیل به منظور اجرای تحریمای همه جانبه اقتصادی علیه ایران رااعلام کرد.

1-قطع هرگونه مبادلات ارزی با ایران
2-توقف هرگونه مبادلات اعتباری یااعتبارات مالی یاپولی که دربرگیرنده منافعی برای جمهوری اسلامی ایران می باشد.
3- توقف کامل هرگونه نقل وانتقال اوراق بهادار وارز صادراتی به ایران یا وارداتی از ایران.
4-توقف کامل هرگونه مالکیت،صادرات،معامله،دریافت یا پرداخت حقوق وهرنوع امتیاز که در چهارچوب قوانین ملی امریکا براثر ان ایران یایک شهروند ایرانی منتفع شوند.
5توقف کامل صدور هرنوع حق امتیاز به ایران ویا هرکشور دیگری به منظور صدور مجدد به ایران توسط هر شهروند امریکایی ویا غیر امریکایی که در چهار چوب قوانین امریکا به فعالیت اشتغال دارند ودیگر هرنوع تسلیحات نظامی وهر نوع کالای تکنولوژیک.
 6-توقف کامل ورود هر نوع کالایی که تماما ویا بخشی از ان در ایران تولید،مونتاژ،پرورش،استحصال ویا رشد داده شده باشد.
 7-مفاذ این قانون شامل روابط تجاری کلیه شهروندان امریکایی با ایران درسایر کشورها نیز می گردد.وهمچنین نمایندگان رسمی دولت امریکا درسازمانها وموسسات چند جانبه بین المللی موظفند برعلیه اعطا ویاتمدید هرنوع اعتباری به جمهوری اسلامی ایران رای دهند.
درلایحه ی مذکور پیش بینی گردیده است که شخص رییس جمهور امریکا درصورتی که به این نتیجه که ذیلا می اید رسیده باشد وتضمینی به کمیته ها درمجلسین ارائه کند می تواند برخی ازمفاد این تحریم رالغو نماید که انها عبارتند از:
 1-ایران به نحو شایسته ای رفتار خودنسبت به رعایت استانداردهای شناخته شده برای حقوق بشر راتعدیل ساخته است.
2-به تلاش خود برای دستیابی به توانایی انفجار هسته ای خاتمه بخشیده است.
 3-حمایت خود رااز تروریسم بین المللی متوقف کرده است.
 مهار ایران همانند انچه راکه دراستراتژی مهار دوجانبه در بعد اقتصادی برای ایران ذکر گردید،دربعد نظامی نیز امریکا اهدافی رادنبال می نماید که عمده ترین هدف ان جلوگیری از دسترسی ایران به تسلیحات هسته ای ،سلاحهای انهدام هسته ای جمعی وهمچنین جنگ افزارهای متعارف می باشد.دولت کلینتون سعی نمود تابا بزرگنمایی خرید های تسلیحاتی ایران،ضرورت مقابله باتهدیدات ایران وسیاست جمعی برای محدود نگهداشتن ومهار ایران ،رابه متحدین اروپایی –اسیایی خود بقبولاند که در این باره مارتین ایندایک میگوید:امریکا تلاش خواهد کرد متحدین اروپایی وژاپنی خود وهمچنین سایر کشورهامانند روسیه وچین رامتقاعد نماید که کمک به ایران درزمینه کسب تسلیحات هسته ای ویا امکاناتی که بتواند برای منطقه  بشمار رود به نفع انها نیست.*


 *-حسین یکتا پیشین ص31


 ترس امریکا از تقویت بنیه نظامی ایران اولا-منافع وموقعیت امریکا در خلیج فارس را به خطر می اندازد .ثانیا-خطری برای موجودیت اسرائیل است.چنانچه قبلا اشاره گردید طراحان این استراتژی اکثراسرکردگان صهیونیستی ویا افراد یهودی دارای نفوذ در امریکا بودند.وبرهمین اساس همه ادعاهای اینچنینی را سر می دادند. بحث دیگری که می شود برای استراتژی مهار ان هم دربعد نظامی مطرح کرد این است که چنانچه ایران قدرتمند گردد وبتواند ادعای امنیت خلیج فارس راجامه ی عمل بپوشاند ،بیم این رادارد که دیگر کشورهای منطقه نیز از این فرصت استفاده کرده . درهمین راستا مشکل اساسی که امریکا دست به گریبان می باشد عدم همراهی کشورهای مختلف خصوصا ،بعضی از متحدین پر وپا قرص که بااو می باشند که نگرانی امریکا را فراهم کرده است.تاجایی که وزیر امور خارجه کلینتون،وارون کریستوفر  ضمن درخواست از کشورهای اروپایی،برای پیوستن به امریکا برای محدود کردن تقویت نظامی  ایران تاکید کرد که این کشورها باید سیاست مشترکی اتخاذ نمایند تاایران موضع خود را درباره تقویت بیش از حد نظامی اش در منطقه تغییر دهد امریکا برای اینکه بتواند کشورهای اروپایی واسیایی رادر زمینه استراتژی مهار ایران با خود همراه سازد  لازم دید قبل از هرچیزی درانها انگیزه بوجود اورد تا این عمل صورت نگیرد وانها احساس نکنند که چه نفع ویا ضرری دراین راه متوجه انهاست ،طبیعی است که با امریکا همراه نخواهند شد.یکی از شیوه های همراه کردن انها با خودش، از طریق همین ابزار یعنی جنگ روانی است،که مزیت هایی برای امریکا دارد. اول اینکه در داخل ایران روحیه مردم راتضعیف وتخریب می نماید ودوم اینکه کشورهای منطقه وجهان راوادار می نماید که در این راه بااو همقدم وهم صدا شوند

 برنامه عملیات سری بر ضد ایران از سوی امریکا

 پس از اینکه قانون داماتو وضع گردید ومصوبات ان ابلاغ شد.دولت کلینتون با اقدام کنگره وشخص رییس مجلس (اقای نیوت کنگریچ)درخصوص مجاز شناختن هزینه سری علیه جمهوری اسلامی ایران تا سقف مبلغ بیست میلیون دلار موافقت کرد.اختصاص مبلغ فوق برای خرابکاری درکشور دیگر صریحا با عرف وقوانین بین الملل مغایرت دارد ودخالت اشکار در امور کشور دیگر است .امریکا که خود مدعی حقوق بشر است عملا با تصویب این بودجه خود به عنوان ناقص حقوق بشر ودر ردیف تروریسم دولتی قرار می گیرد.ارزش واهمیت این مصوبه وبودجه در نظر گرفته شده انقدر برای کنگره مهم بود که دولت کلینتون راتهدید کردند که چنانچه این امر صورت نگیرد لایحه تامین بودجه 28میلیارد دلاری برای سازمانهای اطلاعاتی وجاسوسی امریکا را تصویب نمی کنیم. ولذا فشار کنگره باعث شد که این عمل خلاف عرف بین المللی برعلیه ایران انجام شود.


توطئه امریکا برای جلوگیری ایران از دستیابی به تکنولوژی هسته ای

 یکی ازترفندهایی که امریکا برای مهار ایران برنامه ریزی کرده ،موضوع دستیابی ایران به سلاح هسته ای است که هر چند بار یکبار انرا برای انحراف افکار عمومی جهان مطرح وبران اصرار می ورزد.ایران که خود یکی از امضا کنندگان کنوانسیون منع گسترش سلاح هسته ای است،وخواهان این است که خاورمیانه عاری از سلاح هسته ای باشد.هر چند اسرائیل دارای سلاح های هسته ای در منطقه است .مخالفتها وجوسازیهای امریکا ودیگر هم پیمانان ان،مانع تکمیل نیروگاه بوشهر شده هر چند این پروژه هزینه های هنگفتی روی دست ایران گذاشته وطراحان اصلی نیروگاه با فشارهای امریکا ودیگران بارها انرا رها کرده ا ند ویادرقبال این پروژه امتیازاتی خواسته ویا دریافت کرده اند. باید اذعان داشت که ادامه ان برای ایران مقرون به صرفه نبوده وتنها درجهت اثبات حقانیت خود،پیگیر ادامه ان است .درکنار ان ایران می توانسته بابومی سازی،نیروگاهای جدیدی باشرکای جدید احداث نماید.لذا احداث راکتورهای اتمی وهمکاری باروسیه وچین،طبق تبصره چهارم  پیمان عدم توسعه وتکثیر سلاح های اتمی میباشد،که حق مسلم این پیمان بوده وسایر کشورها می توانند از ان بهره مند شوند.معذالک پیشرفت علمی وصنعتی ایران دراین رشته منجر اقدامات اقتصادی،سیاسی،نظامی می شود واین چیزی است که امریکا وهمپیمانانش نمی خواهند.

 ضعف ونقض استراتژی مهار دوگانه

درخصوص هرطرحی ویا هراستراتژی نقاط ضعف وقوت بسیاری در اجرایی شدن ان وجود دارددرصورتی که کارساز باشد وبه نتیجه مطلوب برسد نمایانگر این است که ان طرح ویا استراتژی باسیاست اعمال شده هم خوانی داشته ودر صورت عدم توفیق،موید این است که ضعف زیادی داشته. درخصوص سیاست مهار ایران نیز نقاط ضعف فراوانی وجود دارد که امریکا به ان نوجه ننموده وانها عبارتند از:

 1-عدم درک صحیح مقامات امریکایی از انقلاب ومذهب شیعهدرایران.
2-عدم اتفاق بین المللی.
3-بی مورد بودن تحریمها.درگذشته اگر امریکا علیه کشوری تحریم انجام می داد عواملی دخیل بودند وجامعه جهانی نیز ان را تائید می کردند.مثل تحریم غلات به شوروی سابق*بخاطر حمله ان کشور به افغانستان. 4-عدم تناسب تحریم ها وبی دقتی در ان.دراین باره گری سیک می گوید:مادرشرف تحریمهایی برعلیه ایران هستیم که به مراتنب سنگین تر از تحریم هایی است که در اوج جنگ سرد علیه شوروی که تهدیدی جدی وواقعی نسبت به امنیت ملی امریکا محسوب می شود برقرار گردید....*
 5-نامشخص بودن اهداف سیاست خارجی امریکا در مهار.طراحان وسیاست مداران امریکا اهدافی را برای استراتژی مهار دوگانه مطرح کردند که قبلا به ان اشاره شد،ولذا اعلام کردند چنانچه ایران دست  از حمایت حزب الله لبنان بردارد باایران رابطه برقرار می گردد.که اینها نشانه عقب نشینی،شکست وپوچ بودن اهداف امریکا در مهار ایران می باشد.
 6-عدم هماهنگی درخصوص نحوه مهار ایران دربین سیاستمداران امریکایی.  



*-رور نامه جمهوری اسلامی-12/9/74-ص12
*-همان

فرجام سیاست مهار ایران

 

    پیامد سیاست مهار دوگانه وواکنش کشورهای جهان

لازم است که یک بررسی پیرامون منتقدان وموافقان طرح به عمل اید تا به حقیقت امر نزدیکتر شویم.منتقدان طرح بیان می کردنند که:ایران وعراق از نظر ماهیت باهم متفاوتندوبدون کمک ایران نمی توان عراق را مهار کرد وبالعکس.وهمچنین به اسانی نمی توان متحدان اروپایی را به مهار ایران متقاعد ساخت.

واقعیت این است که درجهان امروز هر کشوری به منافع خود فکر میکند چنانچه بامنافعش سازگار نباشد وارد هیچ اتحادی نمی شود امروزه ملت ها بیدارتر از گذشته اند.تصمیمی که بیل کلینتون ودستیارانش برای تحریم ومهار ایران اتخاذ نمودند اوضاع داخلی وخارجی امریکا را تحت تاثیر قرار داد.به همین سبب قبل از پیش داوری لازم است به انچه تاکنون دررابطه با سیاست مهار صورت گرفته است توجه شود تا به توفیق یاعدم توفیق سیاست مهار ایران بهتر واقف گردیم.درطرح ایندایک،قطع مناسبات تجاری وسیاسی ایران باکشورهای اتحادیه اروپا،کشورهای حوزه خلیج فارس واسلامی بوده.درخصوص عراق از یک پشتیبانی اعم از سازمان ملل متحد واتحادیه اروپا واکثریت کشورهای منطقه برخوردار بوده وعملکرد حزب بعث عراق به دولت امریکا کمک شایانی نمود .اما ایران با عراق فرق دارد. نه شرایط رادارد ونه اینکه اتفاق هایی مثل عراق در ایران صورت گرفته است این نکته در سخنان دکتر گراهام فولر*درارزیابی مهار دوگانه درخصوص ایران وعراق کاملا مشهود است .وی می گوید:

بین ایران وعراق چنان تفاوت های عمده ای وجود دارد که از دید من دقیقاً مشخص می کند چرا قراردادن آنها دریک گروه یا یک طبقه کار درستس نمی تواند باشد وی می گوید:

1-درعراق یک نفر حکومت می کند ولی در ایران حکومتی با مرکزیتی چند گانه وچهره های متعدد درحال رقابت قدرت هستند.

2-عراق دارای حکومت دیکتاتوری خشن وتوتالیتر است ولی ایران جامعه ای به نسبت باز ودر حال تکامل وتحول است.

3-عراق دارای نظام مطبوعاتی کاملا نظارت شده است.از عراق هیچ خبری به جهان خارج راه پیدا نمی کند ولی مطبوعات ایران به نسبت ازادند.شاید بهتر است بگویم بمراتب ازادتر از بسیاری از مطبوعات موجود جهان عرب.

4-عراق دارای مجلسی کاملا دست نشانده حکومت است.درحالی که درمجلس ایران بحث ومناظره بنیادی ومباحث نقادانه صورت می گیرد.این مباحث برای مطالعه بسیار جالب است.

5-درعراق بحران هویت به صورت بسیار جدی وجود دارد البته نمی خواهم به ان بپردازم ولی این پدیده ای بسیار ژرف وعمیق استت.درحالیکه ایرانی ها دارای هویت تاریخی هستند*

با نگرش به سخنان فوق معلوم می شود که انها در خصوص ایران نظر، جدای از عراق دارند وهمین امر موجب شده با گذشت چندین سال از زمان اعلام سیاست مهار ،به ان نتیجه دلخواه خودشان نرسند.درخصوص قطع مناسبات ایران با کشورها که امریکا در تلاش است ،لازم است که به صورت تفکیک از انها سخن بگوئیم.

 

*-فصلنامه خاورمیانه-سال اول-ش3

*-همان

الف - اتحادیه اروپا

اتحادیه اروپا که از چندین کشور اروپای غربی تشکیل شده است . امروزه شاهد گسترش آن به اروپای شرقی هم هستیم ، دارای واحد پول هم شده اند ، و در بعد نظامی در ناتو با آمریکا هم پیمان می باشند و در بسیاری از موارد که در سطح جهان اتفاق می افتد با آمریکا هم عقیده و متحد بوده اند و در جنگ ایران و عراق ، جنگ خلیج فارس ، بوسنی و هرزگوین ، قضایای بالکان و سایر موارد دیگر ید واحد بودند . در خصوص تحریم ایران از نظر تجاری کاملاً واکنش نشان دادند .

پس از اعلام سیاست مهار ایران و تحریم اقتصادی ایران و در راستای همان استراتژی در نشست سران کشورهای صنعتی " هالیفاکس " کلینتون قصد داشت که موضوع تحریم ایران را مطرح نماید ، و نظرات آن ها را جلب نماید که آقای " مارکو پتزونی " معاون کمیسیون امور خارجه وقت مجلس ایتالیا گفت : " کشورهای عضو گروه هفت نباید به آمریکا اجازه دهند که در هالیفاکس از تحریم تجاری ایران حتی سخنی به میان آید *

بیل کلینتون نیز بعد از این اجلاس در پاسخ به سؤال خبرنگار فرانسوی که از وی در خصوص مواضع کشورهای اروپایی در رابطه با تحریم ایران سئوال پرسیدند،گفت : " تعدادی از کشورها با مواضعی که آمریکا اتخاذ کرده است مخالفند.

سیاستمداران آمریکا موفقیت خود را در همکاری اتحادیه اروپایی با خود در قضایای سیاست مهار ایران می دیدند و به همین جهت تمام تلاش خود را در این راه معطوف کردند و از حربه های حقوق بشر ، سلاح های هسته ای و کمک به حزب ا... لبنان که اروپا نیز روی آن ها حساسیت داشت استفاده  کردند ، و با تبلیغات وسیع  پیرامون موضوعات فوق سعی در مخدوش کردن رابطه ایران و اروپا را داشتند که تا مدت ها کشمکش بر سر قضایای فوق فی ما بین ایران و اتحادیه اروپا وجود داشت که اتحادیه اروپا از آن به عنوان مذاکرات " انتقادی " یاد می کرد و ایران نیز در مواضع خود در خصوص پایبندی به حقوق بشر و سایر موارد اصرار می ورزید وبران تأکید داشت .

از جمله مواردی که قبلاً هم توضیح دادم، موضوع دادگاه میکونوس بود که آمریکا در راستای همین اهداف، آن را مورد توجه قرار داد و به عناوین مختلف قصد بهره برداری داشت که در نهایت موفق نشد و قضیه سلمان رشدی از موارد دیگر بود که آمریکا از آن برای بر هم زدن رابطه ایران و اتحادیه استفاده کرد .

 کشوری که در اتحادیه اروپا دارای نقش و اهمیت مهم است کشور فرانسه می باشد که در تحریم به عمل آمده از آمریکا شرکت نکرد بلکه با جدیت تمام شرکت نفتی " توتال " را که در ایران سرمایه گذار نفتی بود  را حمایت کرد و زمانی که آمریکا نسبت به این قرارداد واکنش نشان داد ، با اعتراض دولت فرانسه روبه رو شد ، و یکی دیگر از نشانه های بهبود روابط فی ما بین، سفر رئیس جمهور ایران به فرانسه بنا به دعوت " ژاک شیراک " رئیس جمهور فرانسه بود که کلینتون نیز به عدم همکاری فرانسه با آمریکا قبلاً اذعان کرده بود  : " فرانسه نیز همانند کشورهای اروپایی حاضر نیست که سیاست انزوای ایران را تصدیق کند .*      

با توجه به اینکه مقدار تولید  روزانه نفت ایران را حدود یک سوم آن را کشورهای اروپایی به ترتیب فرانسه 248 هزار بشکه ، ایتالیا 130 هزار بشکه ، آلمان 48 هزار بشکه ، انگلستان 18 هزار بشکه و بقیه کشورهای اروپایی با 535 هزار بشکه خریداری می نمایند . لذا اکثر آن کشورها  سعی دارند که رابطه خود را با ایران به سطح عالی ارتقا دهند که دولت های ایتالیا ، آلمان ، اتریش ، یونان ، انگلیس و فرانسه در این قضیه پیش قدم هستند . این اقدامات بیانگر این واقعیت است که اتحادیه اروپا در سیاست مهار ایران نه تنها شرکت نمی کنند بلکه معتقد است ، سیاست تجارت خارجی آمریکا سیاست متکبرانه و خودبینانه است که در صورتی که ادامه یابد اساس تجارت جهانی را متزلزل خواهد کرد .

اتحادیه اروپا تصمیمات یک طرفه اخیر آمریکا را تهدیدی برای استقلال اقتصادی بازار مشترک می شمارد و عقیده دارد که اگر در مقابل این سیاست های آمریکا ایستادگی نکنند ، خود در آینده قربانی این گونه تصمیمات نادرست خواهند شد .

سخنگوی اتحادیه اروپا در پی تشدید سیاست تحریم ایران از سوی آمریکا اظهار داشت *:

" این اتحادیه از اعمال تحریم ایالات متحده آمریکا علیه ایران پیروی نخواهند کرد و 15 عضو این اتحادیه مایلند به سبب نفوذی که ایران در منطقه دارد ، مراوده سیاسی و حساس خود را با آن کشور حفظ کنند . "

ب - روسیه و چین با توجه به اینکه روسیه جانشین ابر قدرت سابق ( شوروی ) در معادلات سیاسی بین المللی می باشد ، و از نظر نظامی رقیب سرسخت آمریکا در جهان است و همچنین در سازمان ملل دارای حق وتو می باشد بر همین اساس موضوع روسیه در قبال سیاست مهار ایران مهم تلقی می شود .

پس از فروپاشی شوروی و ضعف اقتصادی که در روسیه بروز کرد ، موجب شد تا آمریکا به هر وسیله ای تلاش نماید تا از این ضعف اقتصادی ، روسیه را وادار نماید با آمریکا هماهنگ شود .

بلافاصله بعد از اعلام سیاست مهار ایران توسط کلینتون ، در اولین جلسه ای که سران 7 کشور صنعتی حضور داشتند و روسیه هم  حضور داشت از " یلتسین " رئیس جمهور وقت روسیه خواست ، که از همکاری هسته ای با ایران خودداری نماید و از تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر دست بردارد پس از کلی مذاکره یلتسین رسماً به کلینتون گفت : " روسیه به تعهدات خود در قبال ایران در زمینه استفاده مسالمت آمیز از انرژی هسته ای پایبند است "

و از آن پس کشمکش فی ما بین بر سر این مسئله ادامه پیدا کرد و روسیه هم با جدیت کار را دنبال نمود و به همکاری خود در این زمینه ادامه داد و عملاً یک شکست نصیب آمریکا شد و در نهایت آمریکا مجبور شد از حربه های دیگر استفاده کند .

پس از ناامیدی آمریکا از روسیه در مورخه 12 / 12 78 سنای آمریکا با صدور قانونی به رئیس جمهوری این اختیار را داد که در صورت ممکن کشورهایی که امکانات نظامی و فن آوری آن را، در اختیار ایران و دیگر کشورها قرار دهند ، تحریم کند *.

مسکو موضع شدیدی در قبال این اقدام سنای آمریکا گرفت و آن راخلاف معاهدات بین المللی خواند و وزیر امور خارجه روسیه نیز اظهار داشت این جو سازی ها سیاسی است .

یکی از کشورهای دیگر که در قضیه دادن فن آوری هسته ای و نظامی به ایران متهم است چین می باشد . کشور چین نیز که خود از سوی آمریکا به ناقض بودن حقوق بشر هر چند وقت یک بار متهم می شود ، ضمن بی اعتبار خواندن سیاست آمریکا در قبال ایران ، به همکاری خود با ایران ادامه داد .

 

*-کیهان-27/3/74

*-همان

*-همان

*-روزنامه جمهوری اسلامی13/12/78

 

 

ج - ژاپن و جنوب شرق آسیا   

ژاپن یکی از مهم ترین خریداران نفت ایران و یکی از طرف های بزرگ تجارت با ایران بود، با اعلام سیاست مهار بر علیه ایران رسماً اعلام کرد که تحریم اقتصادی واشنگتن را در مورد ایران قبول نمی کند و به داد و ستد با ایران ادامه خواهد داد .

اکنون که بیش از یک دهه اززمان اعلام سیاست مهار می گذرد سطح مبادلات  فی ما بین ایران و ژاپن در حد مطلوب می باشد و ژاپن در صدد است که این روند را حفظ نماید و در دادن اعطای وام به ایران برای ساختن سد کارون نیز همکاری کرده است .

کشورهای جنوب شرقی آسیا خصوصاً مالزی به تحریم اقتصادی آمریکا توجه نکردند و در سرمایه گذاری در ایران خصوصاً در حوزه های نفتی با جدیت اقدام کردند ، که نمونه بارز آن قرارداد نفتی یک شرکت مالزیایی در حوزه نفتی پارس جنوبی به همراه شرکت های خارجی دیگر می باشد و این زمانی صورت گرفت که آمریکا با تبلیغات وسیع اعلام کرده بود که هر شرکتی که در ایران بیش از 40 میلیون دلار سرمایه گذاری نماید مورد تحریم قرار خواهد گرفت*.

*-مجله سیاست خارجی-سال11-ش1

د - کشور های عربی و حوزه خلیج فارس

از جمله کشورهایی که آمریکا در انزوا کردن ایران به آن ها امیدوار بود کشورهای عربی بودند که  تبلیغات آمریکا  در طول 8 سال دفاع مقدس و در مسائل مربوط به اسرائیل در ردیف کشورهای متخاصم با ایران بودند.

این کشورها سه دسته بودند یک دسته که مربوط به جریان کمپ دیوید و صلح با اسرائیل قدم برداشته بودند ، مثل مصر و یک دسته کشورهایی بودند که به عراق در جنگ کمک کرده بودند ، مثل کویت ، اردن و عربستان و دسته سوم کشورهایی که از وحشت انقلاب ایران که به منافع و تاج و تخت آن ها در تعارض بود ، مثل مراکش ، بحرین و ...

آمریکا سعی می کرد که از این شکاف به وجود آمده استفاده نموده و ایران را منزوی سازد و از جمله کشورهایی که در تحریم نفتی ایران می توانست سهم تولید ایران را در جهان عرضه نماید تا از بالا رفتن قیمت نفت جلوگیری نماید، عربستان سعودی بود فلذا در صورت تحقیق این سیاست ، ایران با یک مشکل جدی مواجه می شد و دچار آسیب اقتصادی می شد..

در پی اعلام چنین سیاستی از سوی آمریکا ، سیاستمداران ایران بهترین راه حل را در رفع تشنج زدایی فی ما بین خود و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دانستند و بر اساس همین سیاست از آنجائیکه زمینه نیز در کشورهای عربی خصوصاً حوزه خلیج فارس بعد از حمله عراق به کویت به وجود آمد و ایران در جریان حمله عراق به کویت ضمن محکومیت عراق، بی طرفی خود را اعلان کرد وموجب شد تا کشورهای عربی به حسن نیت ایران پی ببرند و همچنین به سیاست گذشته خود در جنگ ایران و عراق فکر و نظری داشته باشند و به اشتباه خود واقف شوند .

بعد ازاین اتفاق ، سران کشور های اسلامی در " رباط " پایتخت مغرب ، به اتفاق آرا قبول کردند که کنفرانس بعدی سران، در ایران برگزار گردد که این نقطه شروع رفع مخاصمات تلقی گردید. با برگزاری کنفرانس سران کشورهای اسلامی در تهران و ورود مسئولین و سران 53 کشور جهان در تهران و ملاقات هایی که با مقامات ایران صورت گرفت، موجبات نزدیکی ایران با کشورهای عربی و اسلامی فراهم شد . و به دنبال آن سفرهای رؤسای جمهور و مجلس ایران و رفت و آمدهای از این قبیل بر اهداف آمریکا در منزوی کردن ایران خط بطلان کشید و امروزه شاهد بهترین همکاری فی ما بین ایران و کشورهای عربی و حوزه خلیج فارس می باشیم.


ایران ونتایج استراتژی مهار

باتوجه به شرایط هشت سال جنگ،خالی شدن ذخایر ارزی،بازسازی شهرهای جنگی و......رکوداقتصادی ونارضایتی دربین مردم کاملا مشهود بود.لذا اتخاذ سیاست جدیدودرست دربرون رفت از بحران پس از جنگ،سر لوحه تصمیمات سیاستمداران ایران قرار گرفت.هرچند تصویب لایحه تحریم درعمل به نفع ایران شد.چون عاملی شد برای تسریع دربستن قرارداد با شرکتهای نفتی جهانی درمناطق مختلف،که شاید درشرایط عادی اینگونه فرصت ها برای ایران پیش نمی امد.کارهای زیر بنایی بعد از چنگ با حضور اقای هاشمی رفسنجانی به عنوان رییس جمهور،سرلوحه کار قرار گرفت وبا اتخاذ سیاست باز اقتصادی کمک چشم گیر درصحنه سیاست داخلی و خارجی ارائه نمود که بعد از چند سال عوامل  زیر بنایی درکل ایران به عینه مشهود گردید وموجب سرمایه گذاریدر ایران شد.

درسالهای اعلام سیاست مهار،ایران برای تخفیف تنش ویا اینکه بهانه ای به دست امریکا ندهد،سیاستی غیر تحریک کننده وضد تنش رابه نمایش گذاشت.بهترین دلیل برای اثبات این سیاست، انتخابات دوم خرداد و29بهمن درسالهای 76تا78 میباشد،که نشاط وشور سیاسی را در بعد داخلی برای جهانیان به نمایش گذاشت.ودرمجموع می توان گفت عملا استراتژی مهار ایران با شکست مواجه شد وبه  تبع ان سیاستمداران امریکایی نیز ناگزیربه واکنش انفعالی شوند.

مارتین ایندایک درتاریخ22/7/78(14 اکتبر1999)طی سخنرانی درانجمن اسیا واقع در واشنگتن می گوید:

چشم اندازهای جدید درمناسبات امریکا وایران عنوان سخنرانی امروز من است.امروز ایران درشرف تغییر وتحول است.مردم ایران درسالهای اخیر باتکیه برتاریخ شکوهمند وپرافتخار عدالت خواهی مسامح،علاقه قوی خود رابه مشارکت بیشتر دراداره ی خود،رهایی از مداخلات دولت در امور خصوصی،کسب ازادی های بیشتروارتباط بیشتر با جهان خارج نشان داده است.رهبران ایران اقداماتی را درپاسخ به علایق فوق انجام داده اند.ازجمله برگزاری انتخابات منصفانه ریاست جمهوری،شوراهای محلی،اجازه مناظرات اشکار میان مردم،تاکید برحاکمیت قانونی وهمچنین تغییر سیاست خارجی ایران دربرخی مناطق از سیاست برخوردبه سیاست گفتگو وهمکاری .....*

این نگرش از کسی است که خود طراح سیاست مهار برعلیه ایران بوده. ولذا نشانگر این واقعیت است که تئوری مهار با اقدامات انجام شده نتوانست به توفیقی دست پیدا کند.

البرایت وزیر امور خارجه کلینتون درسخنرانی خود به تحولات ایران وامادگی امریکا به تغییر سیاست خود در قبال ایران اشاره می نماید،وخواستار امادگی جمهوری اسلامی ایران ودادن راهکار برای تصمیم اقدامات مناسب برای برقراری وتحکیم روابط می باشد که در این سخنان اذعان می کند،که دراین مذاکرات ایران پیش شرط می گذارد.که ظاهرا همان شرط هایی است که مقامات ایرانی همواره به عنوان مواضع ایران اعلام می کنندکه امریکا باید حسن نیت خود را نشان بدهد،که همان ازاد سازی اموال ودارائیهای ایران،رفع خصومت وبرطرف کردن دیوار بی اعتمادی است.البرایت درادامه می گوید:ماخوشحالیم که یکی از مقامات ایران اخیرا به ضرورت حفظ وامنیت گردشگران خارجی از جمله امریکایی تاکید کرده است.*

سازمان سیا معتقد است که تحریم علیه ایران دارای اثرات کوتاه مدت وبلند مدت است که اثرات کوتاه مدت ان اکنون ظاهر شده است اما در بلند مدت،تاثیری براقتصاد ایران نخواهد گذاشت مگر انکه پشتیبان جدی بین المللی داشته باشد.این سازمان مدعی است که تحریم اثرات اقتصادی وروانی داشته است ولیکن باعث توقف طرح های توسعه جدید در ایران نخواهد شد.وتنها سه کشور مانند اسرائیل،السالوادور و ساحل عاج از تحریم ایران حمایت کرده اند.

لذا انچه را که به عنوان دیدگاه مسئولین امریکایی اشاره شد،وتحولاتی که در سطح مسئولین امریکا صورت گرفت،برای چراغ سبز نشان دادن به ایران که حکایت از رویکرد جدید ی دارد چون برخی اقلام امریکایی ومشخصا فروش کالاهای کشاورزی ازتجهیزات پزشکی ودارویی رااز فهرست اقلام تحریم خارج کردند ودرمقابل نیز بعضی از محصولات ایران از جمله فرش وپسته به بازار امریکا راه پیدا کند،که بیانگر این است انچه به عنوان تحریمها ومهار ایران در نظر گرفته بودند ،درعمل از کارایی افتاده وما امروزه شاهد ان هستیم .

 

 

*-مارتین ایندایک-چشم اندازهای جدید درمورد ایران-روز نامه اطلاعات-ترجمه مجتبی امیری-ش217510-26/7/78ص12

*-همان

*-همان

 

نتیجه گیری

1-شرایط بین المللی برای تحریم ایران به گونه ای نیست که امریکا بتواند نوعی هماهنگی بین المللی راایجاد نماید

2-اتحادیه اروپا وسایر کشورها حاضر نشدند موقعیت مهم ایران در منطقه وظرفیت های بالای اقتصادی دو جانبه را نادیده بگیرند و بطور مطلق تسلیم خواسته ی امریکا شوند چون هر کشوری در سطح جهانی خواهان تامین اکثریت منافع خود است.

3-امریکا درشرایطی نبود که بتواند کشورهای متحد با خود را بر علیه ایران متقاعد سازد واز طرفی مشکل ایران وامریکا به گونه ای نبود که تاثیراتی  بر صلح وثبات بین المملی داشته باشد.

4-ایران درعرصه سیاسی توانسته بود در بالکان،لبنان وسایر نقاط جهان نفوذ سیاسی پیدا کند واین امر شرایط را برای امریکا دشوار ساخته بود.

5-ایران توانست بعداز انتخابات دوم خرداد76،سیساست حسن همجواری و تنش زدایی را با همسایگان خود اتخاذ کند واز این راه توانست به عنوان یکی از روسای دوره ای کنفرانس اسلامی انتخاب شود وارتباطات وهمکاریهای خود را در سطح منطقه وفرا نتطقه گسترش دهد.

6-ایران توانست درعرصه بین الملل، طرح گفتگوی تمدنها درمقابل نظریه جنگ تمدنهای نظریه پرداز امریکایی(هانتینگتون) رامطرح کند وان هم از سوی سایر کشورها با اقبال عمومی  همراه وبه عنوان منشور پذیرفته شد.

براساس انچه که بیان گردید سیاست مهار امریکا هیچگونه کارایی نداشته وصرفا تاثیرات کوتاه مدت ومقطعی ان هیچ وقت نتوانست ایران ودیپلماسی فعال ایران را در جهان  بی اثر کند بدیهی است همه این پیامدها ناشی از عدم شناخت سیاست مداران امریکایی از موقعیت جهانی ایران وسیاست مداران ایران واز همه مهمتر منافع متغیر جمهوری اسلامی ایران می باشد که تصمیم گیری را برای دیگران دشوار ساخته.

پایان




    
+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1391ساعت 0:55  توسط فریدون فیض زاده  | 

                                                                  بنام خدا

به نظرمی رسد تنش های موجود برخی از  کشورهای جهان غرب با جمهوری اسلامی ایران ریشه در ماهیت طرفین داشته. مادام که ما بر اسلام وانان بر خوی سلطه گرایانه پای می فشارند ،تصور پایان تنازع فقط یک نگاه ساده اندیشانه است.هدف کشورهای امپریالیستی تسخیر ذهن ،فرهنگ سایر کشورهاست .دراین عرصه از نبرد، گلوله های اتشین جای خودرا به گفته ها ونوشته های توهم زا سپرده اند ورسانه ها، جای توپ خانه ها راگرفته اند .موسسه امریکایی هری تیژکه یکی از مراکز استرتژیک )امریکا ست درباره جنگ معتقد است :که هدف تسخیر زمین نیست بلکه تسلط بر 15سانتی متر فاصله میان دو گوش انسانهاست،یعنی ذهن .

سرمایه داران اسرائیلی که اندیشه رهبری جهان رادر سردارند از ده ها سال پیش تهاجمی فراگیر علیه تمام مقدسات الهی اغاز کرده اند وبه موفقیت های بزرگی نیز دست یافته اند.امروز نیز جمهوری اسلامی را تنها خطر برای اینده خود میبیند لذا برای ضربه زدن به ان از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند پرتکل تصویب شده در انجمن صهیونیستی درسال 1901میلادی دردرک عمیق توطئه می تواند مفید باشد.(انان نشر وتبلیغ اعمال منافی عفت مطابق با اقتضای روز ودرست کردن فیلم ها و......)  مقدمه کار خود قرار داده اند. بی تردید مقابله با اینگونه تهاجم در عصری که ثانیه های عمرنسل جدید ما تحت تاثیرالقائات رسانه ای کشورهای صنعتی که تحت نظرسرمایه داران اسرائیلی به فعالیت مشغولند،از اهمیت بیشتری برخورداراست.

حضرت امیر (ع) می فرماید:امر به معروف ونهی از منکر راترک نکنید که تبهکاران بر شما مسلط میگردنند.لذا بی تفاوتی اگاهان خود می تواند طرحی برای مقابله با این گونه تهاجم باشد.

براین اساس همه ما مسئولیت دو چندانی داریم .باتوجه به حقیقت فوق ،تهاجم رسانه ای ونفوذ بر ذهنیات تک تک افراد جامعه دلیل بر انحطاط وضربه زدن بر بنیان استوار هر جامعه است.

اولین اصلی که در راستای مقابه با تهاجمات فرهنگی جامعه باید مورد توجه قرار گیرد ،سبقت گرفتن مسئولین ومدیران اجرایی جمهوری اسلامی بردیگران است.

پیامبر اکرم ص می فرماید:دوصنف از امتم زمانی که اصلاح شوند ،امتم اصلاح می شودوهنگامی که فاسد شوند ،امتم فاسد می شوند ،فقها وفرمانروایان.

بنابراین با توجه به گستره ی زیاد تهاجمات رسانه ای وبرنامه ریزی های حساب شده که عاملان وطراحان این پدیده ،برای تمامی اقشار جامعه کشیده اند .لغزش مسئولین ومدیران اجرایی کشور امری نابخشودنی است.

مشاهده می شود مظاهرجلوه های دنیوی وبرخورداری از امکانات رفاهی مطلق وانباشت سرمایه،افت جان برخی از مدیران جامعه شده.حتی بزرگان دینی ما بارها مدیران رااز روی اوردن به مظاهر دنیوی مورد خطاب قرار داده اندواز ان به عنوان افات نام برده اند.

حضرت امیر المومنین ع به مالک میفرماید:بدترین وزرایی را ممکن است برای خودت انتخاب کنی کسانی هستند که،برای اشرار قبل از تو وزیر بوده اند.

انچه در حال حاضر تحت عنوان تهاجم فرهنکی صورت می گیرد تنها رفع تهاجم فرهنگی است نه دفع ان.

انسان به لحاظ سرشت مادی ومعنوی اش نیازهای مادی و معنوی دارد وسرشت مادی ومعنوی باید درجای خودش مرتفع گردد.ازاین رو مسئولین ومدیران وکارشناسان فرهنگی جامعه مایحتاج های اقتصادی ،فرهنگی رابافراخور فرهنگ داخلی درالویت کاری  خود قراردهند ، چون فقدان ان باعث افول فرهنگ ایرانی واسلامی ودر نهایت موجب فاصله گرفتن از ان خواهد شد.

در جامعه ایرانی ،معمولا بعد معنوی همپای بعدمادی رشد نمی کند وهمین باعث بسیاری از نابسامانی های اجتماعی شده .مثالی می زنم:بی شک شخصی که بیمار می شود نزد طبیب رفته ودر نهایت باتشخیص ،داروهای نیز تجویز می گردد .بیمار طالب سلامتی است از انجاکه سلامتی ان در گرو مصرف داروهای تلخ است،باید ان طبیب بیمار رامجاب نماید که دارو ها را مصرف کند .

تقویت وایجاد مراکز فرهنگی یکی از زمینه های لازم کار فرهنگی است،مراکز فرهنگی مرکز ثقل،تدبیر امور فرهنگی .......است.تجربه نشان داده است که بیشتر خانواده ها ترجیح می دهند اوقات فراغت خود وفرزندانشان رادر پارک ها ومراکز این چنینی بگذرانند.درصورتیکه کانون های فرهنگی وهنری ،سینماها،تئاترها وغیرو....قابلیت تاثیر گذاری زیادی بر رفتار مردم یک جامعه می تواند داشته باشد . باید اعتراف کنیم در این زمینه ها اهمال کاری شده .

مساجد ما به عنوان سمبل یک مرکز فرهنگی ،تنها درزمینه ی اموری همچون نماز ،دعا،مجالس روضه،وغیرو... فعالیت دارد .ودرب ان دربقیه اوقات بسته است.درصورتیکه در صدر اسلام مساجد کانون حل وفصل تمام مشکلات جامعه بوده

عدم سرمایه گذاری لازم،ابهام در هدف گذاری وبرنامه ریزی،بی توجهی،نبودانسجام اشتراک درتصمیم گیری ....... درامور فرهنگی کشور ،زمینه رابرای تهاجم فرهنگی بیشتر باز گذاشته .

بنظر حقیر مسئولان فرهنگی کشور ،سه استراتژی رادرامرمبارزه باتهاجم رسانه ای درپیش گرفته اند.

اولین استراتژی تحریم است.دراین رابطه باید اذعان کرد نکات منفی ومثبت دران زیاد است. هر چند با این استراتژی ممکن است تعداد قابل توجهی از موارد تهاجم فرهنگی را کاهش دهیم اما نباید این نظر رادور داشت .که اولا نفس تحریم خود ایجاد کننده حرص وولع در انسان است .ثانیا ان را بصورت یک ابزار مفید ویامضر درمی اورد ونمی توان فی نفسه ان را وسیله ای غیر مشروع ویامضر برای فرهنگ جامعه تلقی کرد

ثالثا،گسترش سیستم های پیش رفته رسانه ای وهمچنین باوجود عصر ارتباطات.،رفته رفته جایگزین های دیگری اختراع خواهند شد .پس می بینیم که نه تنها تحریم وغیرو راه حل مناسبی نیست بلکه مردم را بسوی هرچه بیشتر ازان کمبودها سوق داده ایم.

دومین استراتژی رهاسازی وازادی است که براساس این استراتژی راه مقابله باتهاجم ،باعث ایجادحساسیت درمیان اقشار جامعه مخصوصا درمیان جوانان ونوجوانان می شود.پس طرفداران این استراتژی معتقدند برنامه های اموزنده جذاب ،انتشار انها درسطح جامعه برای استفاده ،انگیزه ایجاد می کند.لذا باید دراین رابطه گفت:                         1-ازاد نمودن بدون دادن تمهیدات لازم  برای مردم،زمینه ی لازم برای استفاده نامشروع ازای وسیله فراهم می اورد.

2-وجود برنامه های مناسب از سوی دیگر،باعث روی اوردن به محصولات ناسالم خواهد شد.

سومین استراتژی،کنترل،هدایت وازادی است .بی شک هیچ یک ازدو استراتژی (تحریم وازادی) نمی تواند راه حل مناسبی برای فائق امدن بر مشکلات شود.چه اینکه ازاین دو استراتژی ،یکی مسیر افراط راپیموده .وروش سوم است که تمام جوانب احتیاط واعتدال ذران پیش بینی شده است.

بنابراین می توان استفاده کنندگان رادرمسیر صحیح سوق داد.

کنترل :غیرازتحریم است ،به جای اینکه این گونه وسایل ارتباط جمعی تحریم شوند استفاده کننده خاطی باید مجازات شود.

هدایت:هدایت دراین خصوص به معنی راهنمایی وقراردادن استفاده کنندگان در مسیر مطلوب وسالم .در این رابطه ازطریق رسانه های جمعی داخلی عواقب سوء استفاده از این گونه وسایل به شیوه مناسب  به مردم اموزش داد.

ازادی:مادامی که دو روش هدایت وکنترل به خوبی اجرا شوند،استفاده از انها نه تنها بلا مانع است بلکه به عنوان یک ضرورت احساس خواهد شد.

وقتی مشاهده می کنیم سرمایه داران بزرگ جهانی درکنار انباشت سرمایه،داعیه رهبری را نیز درسر می پر ورانند وحتی دست اوردهایی نیز داشته اند .چرا اندیشمندان،علمای ما سهمی در شناساندن ترفندها ی انها اتخاذ نمی کنند.درجامعه اسلامی ما،روحانیت تولیت فکری ومذهبی جامعه رابرعهده دارند .خود از این تکنولوژی ها استفاده صحیح ومطلوب می کنند،لدا جهت دهی در نحوه استفاده مشروع راجز برنامه ها واهداف قرار دهند .اگر این موضوع انجام نگیرد چیزی نخواهد گذشت که نسل تولید یافته ورشدکرده در دوران انقلاب وپس از انقلاب ،بیگانه با ارزش ها ،وسر خورده از عملکرد ماها بااغوش باز به دامن انها می افتند.

ختم کلام:

باتوجه به کیفیت وچگونگی انجام اموری که اشاره شد نمی توان از افراد جامعه توقع داشت به دنبال زشتی ها نروند .بنابراین مقابله با تهاجم فرهنگی و..... فکر و تدبیر می خواهد واین انتظار از حوزه های علمیه ودانشگاه ها است که تدابیر لازم رابیاندیشند وپاسخگوی جامعه باشند واگر امروز بدان عمل نشود ،فردا دیر خواهد بود .بسیار بسیار دیر .

                                                                                                  

      

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1391ساعت 15:30  توسط فریدون فیض زاده  | 

به نام خدا

بحران بلوغ وچالش خانواده با آن

ای پدر، ای مادر، ای نیکو سرشت                        ای شما نقش افرین سرنوشت

درس عشق تازه ای ازبرکنید                           بودن فرزند راباور کنید

نهالهای عشقی که کاشته ایم ونام فرزند بران نهاده ایم ،همیشه نهال نمی مانند.هرروزکه میگذرد گامی است جدیدکه برمیدارند.تاجای پای مابگذارند. وخود رامستقل شمارند اینده ای را برای خویش بسازند.لذا باید انان را به خوبی شناخت.

کم وزیادشان را ان گونه که هست باور کرد وگام به گام با انها رفت تالحظه ای که ازسقف حمایت ظاهری وباطنی ماخارج شوند. واحساس استقلال ظاهری وباطنی کنند خوددرنقش پدر یا مادر ظاهرشوند .

یکی از بزرگترین گام های محسوسی که فرزندان برای دستیابی به کمال بر می دارند واراده الهی درقالب حرکت تکاملی جسمی این گام را فراروی انها قرار داده مرحله مهم وتاثیر گذار بلوغ است.

البته اگر پدرومادرها ، ازآن جا که خود این مرحله را پشت سر گذاشته اند به موقع متوجه تجلیات بلوغ درفرزندان می شوند.

اما گاه گرفتاری های ، بی توجهی ها، کم بهادادن ها به امور خانواده وسایر عوامل باعث می شوند که فرزندان به تدریج به این مراحل وارد شوند .

اماوالدین به موقع وکارامدبا چنین رویدادی برخورد مفید وتاثیر گذار نداشته باشند

درشرایط امروز که مسایل جسمی وجنسی واخلاقی تحت الشعاع عوامل ......قرار گرفته اند چه بخواهیم وچه نخواهیم این عوامل در جریان فکری دختران وپسران ما جای خوش کرده وخواهند کرد .

پس چه بهتراست که پدران ومادران بدون احساس دلهره باچشم باز واقعیت ها رابپذیرند واگاهانه بااین پدیده طبیعی روبه رو شوند واز ضریب مشکلات ناشی از این بحران در جوانان بکاهند.

علائم بلوغ

نخستین علائم معمولا با تغییرات جسمانی درپسران با کلفت شدن صدا ، روییدن موبرصورت وسایر اندام های مربوطه ، جوش صورت ، بزرگتر شدن بینی و سرعت در رشدجسمانی .

دردختران اغاز قائدگی ، بزرگتر شدن اندام ودرنتیجه  ترشح هورمونهای جنسی است . اما مهمتراز همه انهاوحساس ترین بخش تغییرات، تعییر روانی وروحی است که معمو لا به صورت زیر بروز می کند:

الف- دوستان خود راباهوش تراز پدرومادر می دانند،هرحرفی راازدوست خود می پذیرند اماازپدرومادرهرگز!!

ب-کم حوصله می شوند وباوالدین بسیار کم ، ارتباط برقرار می کنند . سعی میکنند ارتباطشان راباپدرومادربه حداقل برسانند وبادوستان به حداکثر.

ج-علاقمند به تنها بودن درخانه وداشتن یک اتاق وحریم خصوصی ،  درچنین شرایطی اگراواتاق تنهادارد بایدحریمش را حفظ کرد وضمن کنترل نامحسوس در موقع حضورش به حریمش وارد نشد  .

د-  استقلال طلب می شوند خیلی دوست دارند با آن ها همچون بزرگترها رفتارشود . بنابراین دراین احوال ,اولا باید نیازهای مادی اش را درحدامکان قبل ازاینکه اوبگوید دراختیارش بگذارند واورا مانند دوست وهمکار محبوب تلقی کرد . (تحت اداره شما)

ه- عصبانیت وسرکشی یکی از نتایجی است که معمولا در رفتار جوانان دردوران بلوغ خودنمایی می کند .

و- علاقه به درس در اکثر انها کاهش می یابد چرا که به چیزهایی غیر از درس توجه پیدا می کنند.

ز- ازکار گریزان می شوند چه کار در منزل به انها واگذار شود چه در بیرون . زیرا بیشتر به سرگرمی های ساده مانند فیلم ، بازی های کامپیوتری و......توجه دارند .

ح- مصرف کننده ی کنترل ناپذیر می شوند چون ارزش در امد را نمی دانند خودشان برای بدست اوردن ان زحمت نکشیده اند معمولا نوجوانان وجوانان به مصرف کننده ی صرف بی تعهد تبدیل می شوند که چه بسا به اقتصاد خانواده ضربه می زنند .

چه باید کرد

بدون تردید مادران وپدران باید این واقعیت را بپذیرند که فرزندانشان درشرایط متفاوت بادوران بلوغ انها بزرگ شده اند

ونباید انتظار داشته باشند که مانند چند دهه گذشته صرفا با نصیحت ,حرف های خوب ویاابزار عصبانیت ، دست از عاداتشان بردارند وتابع باشند . طبعاً نباید انها را تنها گذاشت ورها کرد تا هر عملی که می خواهند انجام دهند پس باید عملی ممکن رابرگزید .

                                              توصیه ها

1- جوان رادشمن,مخالف ومتجاوزبه حریم خانه تلقی نکنیم. انها اعمالی انجام می دهند که باطبیعت جسمی وشرایط روحی ومشخصات زمانی امروزشان قابل درک نیست.بلکه تعامل صحیح خرد ورزانه وصبو رانه است .

2- هرکدام ازاولیا میتوانند ازگزینه های که متناسب با شرایط خودوفرزاندانشان باشد انتخاب نمایند ودر نهایت راههای مختلف رابیازمایند تابه نتیجه برسند .سعی شود درنقش راهنما عمل کنیم ومقدماتی رافراهم نماییم تافرزندان ، خودپاسخ نهایی راپیداکنند. حفظ تعادل دراین مرحله بسیار مهم است زیرا نباید جوان احساس کند که شماپاسخ رانمی دانید باید بطورمستقیم اورا درپاسخ دادن شریک کنیم .

3- انجام وظایف پدرانه ومادرانه درقبال فرزندان رنگ وبوی ارفاق ودلسوزی وگذشت نداشته باشد بلکه درعمل نشان دهیم که مشکل گشای اوهستیدومی تواندبه شما تکیه کند ومحتاج شمانباشد .

4- برای فرزندان وظایفی معین کنیددرتعیین وظایف بانظرخوداورا جویاشوید تااحساس تحمیل نکند اماوقتی که وظیفه ای را پذیرفت اجرای ان را از وی مطالبه کنید تااحساس بیهودگی نکند .

5-به فرزندان فرصت دهید تااز وظایفی که برعهده گرفته نتیجه گیری کند وبه عبارت دیگر اثار عمل خود را ببیندولذت ببرد . دراین فاصله نقش ناظر ایراد گیر رابازی نکنید بلکه مشاور مطمئن اوباشید .

6- درتعیین وظایف او ، چه شخصی چه درقبال خانواده بکوشید تاخوداوانتخاب گر باشد تااحساس مسئولیت کند . فراموش نکنیدکهدراین مراحل شماتصمیم گیرنده نیستیدونباید سن وسال ، مدارج علمی ،عنوان مسئولیتی شما در این انتخاب ها تاثیر گذار باشد . اوباید شما رامشاور بداند نه رییس ، استادوغیرو...پس اوراغیرمستقیم راهنمایی کنید تاپذیرای شما باشد .

7- سخننش رابه دقت بشنوید اظهارنظراتش راباحوصله گوش کنید سریع وصریح به رد یاقبول نظرات آن ها نپردازید.اگربامکث ، شما اینگونه برخوردکنید اوهم می اندیشد وسعی می کند پخته تر حرف بزند.

8- درارزیابی او معمولا نمره نسبی بدهید نه کامل ونهایی ، بگذاریدهم نقاط قوت اورادیده باشید هم نقاط ضعفش راوهمفرصت تکمیل شدن راازاو نگیرید .

9- بکوشید تاوقتی مسئولیتی رابه اوواگذار می کنید هدفش روشن باشد زمان بندی نسبی هم اعلام گردد تااوخود را ازادنپندارد بلکه عملا احساس کند که با گذشت زمان لازم است به هدفش نزدیکتر شود!

10- درصورتی که کاری راپیشنهاد می کند که می دانید بی نتیجه است یاکم خطر است ، فرصت ازمودن وخطارابه بدهید اما درمواردحیاتی وخطرناک از راههای اگاهی بخشی استفاده کنیدوتصمیمش راعوض کنید نه این که بدون استدلال وتقریب ذهن شخصا تصمیم بگیرید .

11- درصورتیکه کاری رابرعهده گرفت وشکست خورد بکوشید تادلایل شکست رابرایش تشریح کنید وتاسرحد ممکن از سرزنش کردن وعصبانیت زودگذر بپرهیزید .

12- بعضی مواقع در فرصت مناسب خود را محتاج ونیازمند راهنمایی های اونشان دهید تا درقبول مسئولیت هاوتقسیم کار نظررابه شما بگوید.

13- همانطور که مانیز دررسیدن به هدف هایمان موفق نمی شویم اگر فرزندمان نیز موفق نشد بااواحساس همدردی وهمفکری داشته تادراولین فرصت ممکن بجای هدفی که به نرسیده ،هدف دیگر جایگزین کنیم تااواحساس بی هدفی وپوچی نکند .

چه نبایدکرد

دررابطه با فرزندانمان به ویژه غرور ناشی از بلوغ جوانی ، باید برخی کارها راانجام ندهیم تا ازآثار سوء ان برحذر باشیم . ازجمله:

1- ازانگشت گذاشتن روی یک نقطه ضعف فرزند درحضورجمع به وپژه تسری دادن ان ضعف به مسایل دیگر ,بپرهیزیم .

2- بیان نقطه ضعف رامستقیماً باواژگان تحقیر آمیز شروع نکنیم بلکه ابتدا به نقاط مثبت اواشاره کرده و آنگاه به صورت گلایه به نقطه ضعفش بپردازیم .

3- فرزندان رامسخره نکنیم وازبکاربردن واژگان کنایی .... بپرهیریم .

4- هیچ کس رابا فرد دیگری مقایسه نکنیم بویژه بااقوام ودوستان .

5- انچه خودمان نداریم از فرزند نخواهیم مگردرقالب ارزو .

6- سعی کنیم محیطی ایجاد نکنیم که بافرزندمان بطور مستقیم به مشاجره وبگوومگو بپردازیم.

7- اعتماد به نفس فرزندمان راپرورش دهیم .

8- فرزندرابه سوی خوب بودن سوق دهیم .

9- بانظم وانظباط باشیم واز تردیدودودلی بپرهیزیم .

10- دربرنامه زندگی ,زمان مناسب ولازم برای فرزندان درنظربگیریم .

11- عملاً برای فرزندمان الگویی خوبی باشیم نه ناصح .

12- برایش مشاوری صبور ودلسوز باشیم ورابطه خود با انها را منطقی کنیم .

13- انتقاد پذیر باشیم وچنانچه خطا کردیم شجاعت عذر خواهی راداشته باشیم .

14- بدون شرط با فرزندمان محبت کنیم .

15- دروعده هابه محدودیت های اقتصادی و....خودمان واقف باشیم و زیاده روی نکنیم .

ومسایل دیگر....البنه سخن دراین باب فراوان است وبقیه رابه تجربیات خودپدران ومادران عزیز وگرانقدر واگذار می کنم چراکه بهترین تشخیص دهنده روش های مفید پدر ومادران عزیز هستند وانچه اینجا ارایه شد نتیجه تجارب حقیرو اندیشمندان این علم است وبس.                                                                                                                                           

                                                                                                                 پایان

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1391ساعت 11:7  توسط فریدون فیض زاده  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

(مقدمه)

اندیشه ها همواره به هر ترفندی دست اقوام وملیتهارااز پرداختن به تدابیروتعابیرقومی وملی خود کوتاه کرده اندچون میدانستند باعقاید و سنن  واحساسات محلی انان سروکار دارد،چنانکه موجب افزایش توان تفکروجریان بیذاری تودههاوسرانجام سبب تثبیت جهان بینی فرهنگی واجتماعی وسیع انان می گردد.

بنابراین اگر کسی طالب اصلاحات بزرگ مملکتش باشد،باید که به بهانه ایجاد پیوندهای ملیتی وبرای رفع خصومت های داخلی و..،راهی برای تبیین فرهنگ وزبان خویشاوندی پیداکندوبتواندقلم بردارد وجوهره هویت تبار خود را مطرح کند.این کاملا روشن است که چنانچه زبان های شیرین وزیبای قومی ومحلی نادیده گرفته شود کل مواد فرهنگی غنی وارزنده ازکف خواهد رفت،وبطور رقت باری هزاران لغت وترکیب های دیگر جایگزین کلام زیبا واصیل ان زبان خواهد شد،که درقبال این کم کاری ها وبی تفاوتی ها،نسل های اینده مارا مواخذه خواهند کرد.

با توجه به مقدمه فوق حقیر بر ان شدم نوشتاری هر چند اندک پیرامون قوم کادووس ویا تالش فعلی ودر نهایت به جمع بندی اجمالی پرداخته.امید است دوستان بزرگوارنواقص وضعف های موجود دراین نوشتار رامورد ارزیابی قرار داده وارایه طریق نمایند

سیر تحولات تاریخی قوم تالش

قوم تالش باز ماندگان همان مردم باستانی می باشند که مادر تاریخ،نام ان را کادووس وکادووش می یابیم،تاریخ چند هزار ساله تالش و سیر تحولات اجتماعی وفرهنگی ان مردم در طول تاریخ نشان دهنده ان است که کمترین توجه به ان شده در نقاط ییلاقی ونیمه ییلاقی اثاری وجود دارد که بیانگر تمدنی ناشناخته است.کهن ترین اثر مکتوب که از ایران باستان بدست ما رسیده اوستا کتاب دینی زرتشت ،پیامبر ایرانی است .ماازروی ان نوشته ها با نام اقوامی چون تپور، گل ، کادووس، امارد، کاسپی وغیرو ...

برخورد می کنیم .برای روشن شدن موضوع ،کشفیاتی که از گورستان مردگان اق اولر تالش بدست امده،نشان گر تمدن تالش هاست.0(مرحوم دکتر مشکور دراین باره نوشته حدود سه هزار سال پیش از میلاد،مردم ایران به وجود مس اگاهی پیدا کردندوکمی بعد بااختلاط مس وقلع ،مفرغ اختراع شددرهمین اوان خنجر ساخته شد که اهالی تالش ولرستان ازاین وسیله استفاده زیاد می کردند)

باتوجه به مطالب بالا ،تحولات درسرزمین کادووسیان هنگامی رو به اوج می گذارد که کادووسیان پس از سالها مبارزه در برابر دولت های ماد وهخامنش ومهاجمین،سرانجام درحدود سال های 360 پیش از میلادازاردشیر سوم شکست خورده واستقلال خودراازدست می دهند وبه تبع ان گل هاواماردن ها استقلال می یابند. این دو قومی بودند که در کنار کادووسیان زندگی می کردندوقتی به قدرت رسیدند کادووسیان را در معرض فشار قرار دادند.

نیرومند شدن قوم گل ودیلم واماردن در سر زمین کادوسیان باعث ناتوانی کادووسیان شده که متعاقب ان به ناچار خودرا درحمایت از دولت هخامنشیان می بینند ولی این حمایت چند صباحی طول نکشید وباحمله اسکندر به ایران وسرنگونی دولت هخامنشیان ،ارکان دولت ازهم پاشید. سپس با تشکیل دولت سلوکیان بازازقوم کادووس نامی برده نمی شود.

اثاربه جای مانده در تالش حاکی از ان است که روابط بسیار نزدیکی بین کادووسیان واشکانیان وجود داشته.

بنابراین با برچیده شدن دولت اشکانی وپارتیان به دوره ساسانیان می رسیم دراین دوره تمام اقوام گل ، اماردان،دیلم،.کادووس دریک نام خلاصه شدند بنام دیلمیان وتمام اقوام دیگر را تحت شعاع خود قرار داد..

در37هجری ایین مقدس اسلام  دراین سرزمین تسلط پیدا کرد (تاریخ طبری جلد 5 ص 45)

سرانجام اداره ولایات را بین اشخاص مورد اعتماد تقسیم کردند و سلسله علویان بوجود امد ودسته های ناراضی به صورت قطب جدید،پایگاه سامانیان را به وجود اوردند.دیری نپایید که داعی کبیر با کمک توده مردم وفادار به سلاله علویان در سده 14 هجری شورش نمود ودوباره دولت علویان روی کار امد وپس از 30سال دولت سالاریان در این سرزمین رشته فرمان روایی رابه دست گرفتند وپس از ان ال زیار  ال بویه  غزنویان و..........

بنابراین پراکندگی هایی که به صورت گروهی و طایفه ایی این اقوام در ایران وخارج از مرزها وجود داشته ناشی از علل سیاسی بوده .این قوم دائمابا زور مندان محلی درگیر بوده و حاکمان محلی به اجبار افرادی ازاین قوم را به دیار دیگر تبعید می کردند  واین روش تا اغاز تاریخ اسلامی دوام داشته .بیشتر نقل وانتقالات قوم کادووس به گوشه وکنار ایران ،مربوط به عهد باستان دوران صفویه وافشاریه است.

در دوران باستان به علت جنگاوری ودلیری ومیهن پرستی کم نظیراین قوم ،انان راجهت نگهبانی از نقاط سوق الجیشی به مرز ها می فرستادند.کسروی دراین باره مطالبی رابیان داشته:نام قادسیه به زبان ایرانیان ،گاودوشان یا کادووسیان بوده واینک قادسیه نامیده شده . گاودوشان مردمی جسوروجنگجو بودندکه از کوهستان ها انان را به سرحد مرزهای عربستان و ایران کوچانیدند.

جغرافیای طبیعی وانسانی

تالش قومی است که در یک موقعییت قوسی شکل از رودبار به سوی کوه های تالش تالنکران جمهوری اذربایجان کشیده شده تالش های دنیا اکثرا ساکن جنوب غربی و غرب دریای مازندرانند.

تازمان ملحق شدن بخشی از قوم تالش به روسیه،تمام تالش ها در ترکیب ملی قرار داشتند .سرزمینی که از رودخانه ولاش تا سپیدرود امتداد داشته .

امروزه تالش مطلقا به شهرستانی گفته می شود که محدود است ،از شمال به استارا،ازجنوب به صومعه سرا وانزلی ،ازشرق به دریای مازندران ،از غرب به خلخال ویا استان اردبیل.

ملک الشعرای بهار می گوید:اکنونمحله های تالش نشین در شهرهای گرگان ،بهشهر،رامسر،تنکابن،لنگرود،نشتارود ودشت مغان وجود دارد. 80درصد ساکنین نواحی لنکران واستارای اذربایجان روسیه را تالش ها تشکیل می دهند.

مساحتی که این قوم در ان اسکان دارن حدود 3676کیلومتر مربع است.

ایل های تالش عبارتند از: کرگارو،اسالمی،تالشدولایی،خاشه بری،شاندرمینی،ماسالی.

جمعیت این قوم :باتوجه به نبود امار دقیق داخلی به استناد به اماری که در مقاله پرفسور ابوالفضل رجب اف قید شده دراتحاد جماهیر شوروی سابق در سال های 1926و1931و1989اماری از این قوم گرفته شد که 700000هزار نفر درشوروی و1200000نفر در ایران وجود دارد.                   مذهب

تالش های ایران اکثرا شیعه مذهب هستند وتنها در استان اردبیل وشهرستان هشتپر،رضوان شهر ،اسالم از برادران اهل تسنن ما می باشند.

تالش های اذربایجان روسیه اکثرا شیعه مذهب هستد وتنها در جنوب لنکران وشمال استارا اهل تسنن می باشند.

وضعیت اقتصادی

ازلحاظ اقتصادی وضع همسانی ندارند،شغل اصلی مردم تالش دامداری است که بسیار ابتدایی و بی بهره از تسهیلات لازم است.بخشی از مردم تالش را دامپروران متخصصی تشکیل می دهد. انان دراین شیوه از معیشت به درجه ای از تبحر رسیده اند که وازه تالش مفهومی مطلقا حرفه ای به خود گرفته و مترادف دامپرور است .اکثر تالش ها به شغل برنج کاری مشغول هستند ودر کنار ان پرورش ماهی،کرم ابریشم ،زنبورعسل،مرغ اردک ودرکنار انها باداشتن چندین راس دام امرارومعاش می کنند.

چهارقلمروبرای دامپروران تالش وجود دارد که دام های خود را در طول سال به چرا می برند:دشت ابرفتی پست که دران ابادانی اراضی جنگلی محدود است و قلمرو شالیزارهای  تالش رادربر می گیرد که اندکی باغ میوه ،سبزی،چایکاری،وتوتون کاری به صورت پراکنده در ان دیده می شود .در مرحله دوم به چراگاه های زمستانی به نام قشلاق می رسیم که دام داران فصل سرد سال را در چادرهای کوچک دام هایشان را نگه داری می کنند وتغذیه دام ها را با کاه،یونجهخشک بر طرف می کنند .درمرحله سوم در فصل بهار وپاییز به تپه ای میانی به نام رودخان یا نیمه دره یا میان کوه می روند ودام های خود را در ان جا مستقر می کنند .در مرحله چهارم  به چراگاه هایی با ارتفاعات بلند به نام ییلاق می رسند

صایع دستی تالش ها ،جاجیم بافی وجوراب بافی است که مواد اولیه ان از پشم گوسفند ورنگ ان از گیاهان  می گیرنند

جان کلام

باتوجه به تمام مباحث و مطالب بیان شده ،که سبقه این قوم را نشان می دهد .یک مقایسه تطبیقی زمان گذشته وحال رامد نظر قرار می دهیم.ان کجاواین کجا......!!!!

گویش تالشی به مرور زمان با گویش های دیگر مانند ترکی ،گیلکی،فارسی تداخل یافته ،مردم تالش با توجه به موقعیت های جغرافیایی و... سعی می کنند در بدو تولد فرزنذان ،با انان به زبان های فارسی ،گیلکی،ترکی صحبت کنند.

فرهنگ واداب ورسوم ها و پوشش ها وحتی ساختمان ها،همه وهمه امروزه رنگ و بوی دیگری گرفته.امروز دیگر ازان اداب ورسوم ها ،حجاب ها ،معاشرت ها ساختمان های معروف به نام تالار بالا خانه ای در تالش خبری نیست.خانه های با صفایی که از دو فصلی بودن حکایت میکرد جای خود را به خانه های تنگ و تاریک بی روح شهری داده .

امروزبه دلیل هجوم جوانان تالش به شهر های بزرگ ،جهت ادامه تحصیل،کار،و......فرهنگ اصیل روستایی جای خود را به فرهنگ ناموزون شهری داده.

امروزمردمان خستگی ناپذیر قدیم دربین ما نیستند ،وامروزمردمان زحمتکش دامداروکشاورزوپرورش دهنده کرم ابریشم و.....تالش به علت  محدودیت در چرا،و.....دسته دسته زمین های خود را می فرو شند تابه مثابه شهر نشینان زندگی کنند.امروز قهوه خانه ها پر از پیر وجوان است ،تا روز را به شب کنند.وبه این باورند که ازاین در به ان در فرجی است!!

امروز صنایع دستی روستایی به فراموشی سپرده شده وکسی تمایل به ادامه انرا ندارد.

امروز جوانان ما کوشش می کنند که با تمسک به گویش های دیگر خود را از تالش بودن جدا کنند.

امروزه سارقین اثار وابنیه،به روستا ها هجوم شبانه می اورند وبا انواع دسیسه اثار گرانقدر رااز عمق زمین بیرون کشیده و....

امروز کوه های سر به فلک کشیده تالش،با انبوه درختان رو به نابودی است .

ختم کلام هرچندبرنامه هایی تدوین شده است .امامتاسفانه باید اذعان کرد که با اصول صحیح دنبال نشده ونتایج حاصله مشهود است .

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1391ساعت 9:45  توسط فریدون فیض زاده  | 

نقش فرد در جامعه

پذیرش آزادی ، اراده و استقلال ، وجدان و رای برای هر فرد است . او می تواند نقش و موقعیت خود را در جامعه تغییر دهد . هر چند در عمل این آزادی به وسیله ی شرایط اجتماعی محدود شود .

فرد روابط و مناسبات خود را با دیگر اعضای جامعه بر اساس منافع و علایق مشترک انتخاب می کند .

چگونه رسیدن به حقیقت و دستیابی به توافق است لذا باید حقیقت در اختیار یک فرد یا افراد خاص قرار گیرد چون بهترین راهکار ها از ذهن می تراود . بنابراین افراد یک جامعه باید از طریق تبادل نظر و تضارب افکار به حقیقت برسند و راه حل ها و تصمیمات در قالب خردورزی جمعی و همگانی ارائه شود .

هر فرد در جامعه ای که زندگی می کند شخصیتی واحد دارد و افراد نیز با شرایط تربیتی و موقعیت های زیستی ، تفاوت هایی با یکدیگر دارند لذا به یک عامل تعادل بخش و هماهنگ کننده احتیاج است و آن قانون است که روابط میان افراد جامعه از یک طرف و جامعه و دولت از سوی دیگر تعیین و تنظیم می کند .

اصالت فرد است که حرمت حیات ، آزادی و حقوق فردی از سوی جامعه باید محترم شمرده شود چون جامعه در اصل برای حراست از زندگی و حقوق فرد تشکیل شده ، فرد به تنهایی و جدا از جامعه نمی تواند از حقوق طبیعی خود حراست کند . جامعه بستر پرورش توانایی ها و خلاقیت ها ی فردی است . با اگاهی از این ضرورت ها می توان گفت : اساس بر آزادی ، استقلال ، وجدان و اراده ی من فردی افراد جامعه مبتنی است و به عبارت ساده تر از آموزه چنین دریافت می شود که بر خلاف تصور عامیانه ، فرد جدا از مسئولیت هایی که در مناسبات اجتماعی بر طبق قانون و به رضایت می پذیرد ، نیست . بنابر این باید پاسخگوی انتخاب های خود باشد که توسط وجدان و شعور خود آگاه فرد انجام می گیرد . در عرصه ی گسترده تر عمومی که افکار و وفاق میان افراد از طریق گفتمان آزاد و عقلانی شکل می گیرد . در این عرصه کثرت و تنوع و نظر و رای پذیرفته شده است . قاعده ی کار این است که نظریات با بهترین شیوه و به طریقی مسالمت آمیز مطرح گردد و بحث و جدل و گفت و گو در فضایی مصون از جبر و بر اساس داده های عقلانی و تجربی و علایق مشترک انجام گیرد تا هر فرد با آگاهی از همه ی نظرات و با معیار خرد ، بهترین را بر گزیند .

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:43  توسط فریدون فیض زاده  |